شهلا دانشفر

خوش آمديد

جنایتی دیگر د ر معدن باب نیزو

جمهوري اسلامي قاتل ١٨ كارگر در باب نيزو

ساعت ١٢ ظهر ٣٠ فروردین شاهد جنایت دیگری در معدن باب نیزو واقع در ٣٨ کیلومتری جنوب شرقی زرند كرمان بودیم. در این روز در اثر انفجار گاز متان در عمق ٢٥٠ تا ٣٠٠ متری معدنكاران زیر آوار ماندند و  خبرها حاكی از جانباختن بیش از ١٨ كارگر است. ١٨ كارگر٬ بخاطر سودجویی مشتی سودجو جان خود را از دست داده اند و امروز حتی نامی از آنها هم در دست نیست. اجازه بدهید كه قبل از هر چیز جانباختن این عزیزان را به خانواده آنها و به همه كارگران و به كل جامعه تسلیت بگویم.

قاتلین این جنایت معلومند. جمهوری اسلامی و صاحبان سودجوی این معدن قاتلین این كارگرانند. این اولین بار نیست كه در معدن باب نیزو شاهد چنین جنایتی هستیم. ٢٢ شهریور ماه ٨٤ در انفجار دیگری در همین معدن ٩ كارگر به طرز فجیعی جان باختند و مورد دیگرش سال ٨٧ بود كه منجر به جان سپردن دو كارگر در این معدن شد. اما مسببین این فجایع جانكاه در این چند سال آزاد گشتند و رژیم اسلامی حامی این جنایتكاران پاسخی به كارگران و خانواده های قربانیان این كشتارها نداد. اكنون بار دیگر چنین قتل فجیعی در معدن باب نیزو تكرار میگردد

گزارشات مربوط به  انفجار معدن باب نیزو در سال ٨٤ و ٨٧ و همچنین اتفاق اخیر، به روشنی  ابعاد جنایتی كه در این معدن روی می دهند را بر ملا میكند. در انفجار سال ٨٤ گزارش میشود كه در هنگام انفجار٬ مسئولین معدن هیچیك بر سر پست خود حاضر نبودند و حداقل شش ساعت پس از انفجار بود كه تازه شك كردند كه شاید اتفاقی افتاده باشد و به سراغ كارگران رفتند و متوجه ماجرا شدند. بدین ترتیب مدتی طول كشید تا كمك رسانی شود. هنگامیكه دیگر كوچكترین شانسی برای نجات جان آنان نمانده بود. در آن انفجار حمید رضا دهقان٬ حسن گریكی٬ مهدی دهشت٬ عباس یوسف زاده٬ سعید مومنی٬ علی نختاری٬ مختار هادی مختاری٬ رضا مومنی نژاد و عباس كاربخش از جمله جانباختگان بودند كه یادشان گرامی باد.

در گزارشات  انفجار سال ٨٤  و ٨٧ در این معدن٬ یكی از كارگران از این كارخانه شرایط كار در باب نیزو را در گفتگویی با ایلنا٬ كپی وحشتناكی از كتاب “ژرمینال” امیل زولا تصویر میكند و میگوید: “كارفرما برای كم كردن هزینه برق٬ دستگاه تهویه را خاموش میكند و فقط وقتی كارگران به حال مرگ می افتند٬ دستگاه را برای ساعاتی روشن میكند تا جان بگیرند و برایش زغال جمع كنند. اگر تهویه ها روشن بود٬ این اتفاق نمی افتاد.” كارگر دیگری نیز میگوید: “كارگر در آن هوا كار میكند و تنها ماهی هشتاد تا صد هزار تومان حداكثر حقوقش است. حتی لباس كار به ما نمیدهند. ماسك را هم باید خودمان تهیه كنیم. فقط كلاه و چراغ به ما میدهند. حتی چراغهایشان هم كار نمیكند. دكوری است. وقتی توی چاه میرویم٬ میبینیم شارژش تمام شده است. فقط زغال از ما میخواهند. حتی یك كپسول هوا و كپسول آتش نشانی هم داخل تونلها نیست. ما هر روز این خطر را احساس میكنیم. همیشه وقتی از چاه بالا می آییم سردرد و سرگیجه و تهوع داریم. بعضی ها هم كه نفسشان میگیرد. همان جا استفراغ میكنند. روز حادثه من در معدن بودم. مامور ایمنی آمد و گفت كه كارگران را پایین نفرستید. افق ٢ پر از گاز است. سرپرست گفت كه اتفاقی نمی افتد. فوقش سرگیجه میگیرند. سرشیفت كه نماینده كارفرماست این حرف را زد… و سرانجامش را دیدیم.” و خلاصه اینكه در همین گزارشات میخوانیم: “در معدن زرند ٢٢٠ كارگر اشتغال به كار دارند و روزانه ١٦ ساعت برای ماهی حداكثر ١١٠ هزار تومان آنهم بصورت موقت و قراردادی كار میكنند آنهم در عمق ٢٤٠ متری در قعر زمین كار میكنند.” محمد مومنی كه برادرش از جانباختگان این اتفاق ناگوار است٬ در گفتگو با ایلنا میگوید: روز پیش از حادثه نسبت به احتمال بروز حادثه هشدار داده شده بود و ضمن اشاره به خراب بودن كپسول ها و  بی امكاناتی در این معدن ادامه میدهد: “اصول ایمنی به هیچ وجه در این معدن رعایت نمی‌شد.” این گزارشات خود سند آشكاری است بر جنایتی كه در ٢٢ شهریور سال ٨٤ در معدن باب نیزو روی داد و در آن یازده كارگر جانباختند.

این داستان جنایتی است كه عاملین آن آزادانه میگردند و به بهره كشی از كار كارگر در همان شرایط برده وار ادامه داده اند. انفجار معدن باب نیزو فاجعه ای بود كه با انعكاس گسترده ای در محیطها و مراكز مختلف كارگری روبرو شد. كارگران بر سر این موضوع در دانشگاه و در كارخانجات تجمعات اعتراضی بر پا كردند. به یاد جانباختگان این فاجعه مراسمها گذاشته شد و در این  تجمعات كارگران بر مساله تشكل و مبارزه با این شرایط برده وار كار تجدید عهد كردند.

اكنون  بدنبال چنین شرایطی از كار جهمنی در معدن باب نیزو است كه بار دیگر شاهد انفجار در این معدن و رها شدن كارگران در چنگال ناامنی و مرگ هستیم. به گزارشات و اظهار نظرهای مقامات دولتی در رابطه  با انفجار اخیر در این معدن نگاهی بیندازیم:

– جواد کمالی، معاون سیاسی – امنیتی استاندار کرمان، روز دوشنبه ٣١ فروردین علت اصلی كشتار كارگران در باب نیزو را  انفجار گاز در مسیر حفاری معدن اعلام داشته و میگوید: “یک روز جلوتر هشدار داده شده بود که در تونل شماره دو گاز وجود دارد، ولی به دلیل بی‌احتیاطی مهندس، سرپرست و سایرین، این موضوع به کارگران اطلاع داده نشده بود.”

– غلامحسین امیری، نماینده مجلس اسلامی رژیم از شهر زرند در گفتگویی در همین زمینه و در باب حادثه ‌خیز بودن این معدن در چهار سال گذشته میگوید: “از مسئولان امنیتی معدن انتظار میرفته است که به بررسی میزان گاز متان موجود در لایه‌های ذغال سنگ بپردازند.”

– خبرگزاری دولتی٬ “ایلنا” در رابطه با انفجار اخیر در معدن باب نیزو نوشته است که معدن باب نیزو سال‌ها قبل به علت داشتن بیش از حد گاز متان تعطیل شده بود.

-خبرگزاری رسمی دولتی جمهوری اسلامی٬ “ایسنا” درباره انفجار زرند کرمان در گزارشی نوشته است: «طبق استانداردها، در صورت افزایش مقدار گاز، معدن باید تعطیل شود و کارگران از آن خارج شوند، اما این کار به دلایل فعلاً نامشخص انجام نشد.” این خبرگزاری اشاره کرد: “وظیفه چک کردن مقدار گاز موجود و رعایت این مسئله، برعهده مسئول ایمنی و مدیریت معدن است که در این زمینه، ارگان‌های نظارتی نیز باید بر صحت سیستم انجام این کار نظارت کنند.” این ارگان‌های نظارتی، به نوشته ایسنا، مجموعه مدیریت معدن باب نیزو، سازمان صنایع و معادن استان کرمان و وزارت کار و امور اجتماعی هستند. این خبرگزاری براساس اطلاعاتی که دریافت کرده، مینویسد: “سیستم ایمنی و نجات قوی‌ در این معدن وجود نداشته و از باقی معادن برای کمک اعزام شده‌اند که این مسئله در افزایش مقدار جراحات و تلفات تأثیرگذار بوده است.”

– دادستان زرند دستور تعطیلی این واحد معدنی را صادر کرده است و علت تعطیلی این معدن، عدم ایمنی محیط كار اعلام شده است. و بالاخره مدیر عامل معدن “باب نیزو” در زرند در  ٣١ فروردین بازداشت شد.

معدن باب نیزو٬ منحصر به فرد نیست. ناامنی محیط كار٬ تبدیل محیطهای كار به قتلگاه كارگران و به چیزی شبیه اردوگاههای اجباری كار تحت حاكمیت جمهوری اسلامی٬ امری است كه در سراسر ایران و در تمامی مراكز كاری از ایران خودرو گرفته تا عسلویه و پتروشیمی همه و همه پدیده ای تكان دهنده و جاری است.

داستان زندگی كارگران در باب نیزو همان داستانی است كه منصور حكمت در بحثی بر سر ایمنی محیط كار در میز گردی حول قانون كار جمهوری اسلامی در سال ٦٩ یعنی  ٢٨  سال پیش دارد. میز گردی با بحث هایی ارزنده كه مجموعه مباحث آن در كتاب كار ارزان كارگر خاموش به چاپ رسیده است . منصور حكمت در آنجا بحث زیبایی میكند و میگوید:

“اگر از کسى بپرسند که آن جنایات اصلى که در تاریخ بشر میشود اسم برد کدام است روى این چیزها انگشت میگذارد، دو جنگ جهانى، فاشیسم هیتلرى، کوره هاى آدم سوزى، هیروشیما، جنگ ویتنام، جنگ ایران و عراق و غیره. اینها جنایتهاى بزرگى بوده است که همه میشناسند. هم جانیان را میشناسند و هم قربانیانش را. اما یک جنگ اعلام نشده و یک جنایت در حال جریانى در متن جامعه سرمایه دارى هست که همه اینجا اشاره کردند که قربانیانش از نظر تعداد کمتر از این نمونه هاى برجسته جنایت در تاریخ نیست. همانقدر آدم روانه گورستان میکند، همانقدر آدم روانه بیمارستان میکند، همانقدر خانه ها را از هم میپاشد، همانقدر شادى ها را به غصه و غم تبدیل میکند که هرکدام از این دوره هاى ننگ آور در تاریخ بشر. اما فرقش در این است که در این مورد قاتلین و جانیان دارند کنار قربانیان خودشان قدم میزنند و کسى نمیتواند نشانشان بدهد و بگوید مسئول مرگ آن هزاران نفر این کسى که اینجا دارد راه میرود یا این نهاد است و این موجودى است که تازه خودش را هم از بقیه جامعه معتبرتر و بالاتر میداند. قربانیان این جنایت خیلى معلوم و مشخص اند. این جنایت قربانیانى طبقاتى دارد. اینطور نیست که بمبى روى محله اى افتاده و عده اى جانشان را از دست داده اند. این جنگى است علیه بخش مشخصى از جامعه. علیه طبقه کارگر. من فکر میکنم آن چیزى که کارگر در بحث ایمنى محیط کار باید متوجه آن باشد در درجه اول کل این مساله در همین ابعاد آن است.”

این گفته منصور حكمت براستی همانطور كه اشاره كردم٬ بیان دقیقی است از آنچه كه در معدن باب نیزو و امروز در محیط های كار در ایران شاهدش هستیم. در ایران خودرو و عسلویه٬ در پتروشیمی ها و در كارخانجات دیگر و به وسعت دنیا در معادن چین و آفریقا شاهدش هستیم. باید علیه این شرایط برده وار به مبارزه پرداخت. باید به توحش سرمایه داری خاتمه داد.

اكنون در معدن باب نیزو خانواده های جانباختگان انفجار اخیر به این قتل معترضند. تحت فشار شكایت رسمی این عزیزان٬ مدیر عامل معدن باب نیزو با صدور حکم دادستانی زرند، بازداشت و راهی زندان شده و دستور تعطیلی این واحد معدنی صادر شده است.

واقعیت اینست كه جمهوری اسلامی تحت فشار خانواده ها و گسترش اعتراض علیه ابعاد جنایتی كه در معدن باب نیزو روی داده است٬ در سطحی اجتماعی و گسترده٬ كارفرمای این معدن را بعد از ٤ سال بازی كردن با جان انسانها٬ بازداشت كرده و حكم به تعطیل شدن معدن باب نیزو داده است. باید با اعلام همبستگی با  خانواده های جانباختگان معدن باب نیزو٬ از حق آنان برای قرار گرفتن تحت پوشش تامین اجتماعی و داشتن زندگی ای انسانی دفاع كنیم. كارخانه باب نیزو تعطیل شده است. كارگران این كارخانه باید فورا تحت پوشش بیمه بیكاری مكفی قرار گیرند. یعنی همانطور كه كارگران در ایران با طومار اعتراضی برای خواست افزایش حداقل دستمزدهایشان جلو آمده اند٬ حداقل یك میلیون مستمری ماهانه برای این كارگران تامین شود. باید كارگرانی كه در این اتفاق ناگوار مجروح شده اند٬ باید تحت بالاترین استانداردهای درمانی٬ درمان شوند. و خلاصه كلام اینكه این سران رژیم هستند كه باید بخاطر این جنایات هر روزه شان مورد محاكمه و پیگرد قرار گیرند.

از سوی دیگر همانطور كه اشاره كردم٬ در شرایطی كه عدم ایمنی كار بیداد میكند و هر لحظه از كارگران قربانی میگیرد و زندگی و سلامت آنان را به خطر می اندازد٬ اقداماتی فوری در دستور كارگران معترض و كمونیست قرار میگیرد. هر لحظه تاخیر در اعتراض به این شرایط برده وار بار كار به معنی مرگ یك كارگر دیگر و نقض عضو و به خطر افتادن كارگری در كارخانه ای دیگر است. این وظیفه كارگران كمونیست و رهبران كارگری است كه پیشتاز مبارزه علیه این وضعیت و جنایات آشكار كارفرمایان در محیطهای كار باشند. باید فورا مجامع عمومی را فراخواند. باید كارگران هیاتی را از میان خود انتخاب كنند و وظیفه این هیات بررسی تمامی مواردی باشد كه جان كارگر را به خطر می اندازد. هیاتهایی كه كارشان ثبت تمامی مواردی است كه سلامت كارگر را به خطر می اندازد و تبدیل آن به موضوع اعتراض كارگران است. به این معنی كه كارگران باید رفع تمامی مواردی كه از سوی نمایندگان آنها بعنوان موارد نقض ایمنی محیط كار ثبت شده است را در دستور فوری كارفرمایان و دولت بگذارند و بگویند تا این خطرات را برطرف نكنند بر سر كار حاضر نخواهند شد.

باید تمامی مواردی كه ایمنی محیط كار كارگران را به خطر می اندازد٬ به همراه طومارهای اعتراضی به عنوان نقض ابتدائی ترین حقوق انسانی كارگران به سازمانها و مراكز جهانی گزارش شود و خواهان اعزام هیاتهای بازرسی ویژه به تمامی مراكزی شد كه در آنها استانداردهای اولیه ایمنی محیط كار نقض شده است.

باید خواهان این شویم كه تمامی مواد سمی و خطرناكی كه بكارگیری آنها در تولید جان كارگر را به خطر می اندازد و در كشورهای پیشرفته جهانی استفاده از آنها ممنوع اعلام شده است٬ فورا متوقف گردد. باید خواهان این بشویم كه با توجه به رشد تكنیك و پیشرفتهای امروز بشری بالاترین استاندارهای ایمنی كار در محیط های كار برقرار گردد و باید در مقابل این كشتار آشكار كارگران و تباهی هر روز جسم و جان آنان بایستیم

انترناسیونال ٢٩٣

.*

Advertisements

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s

%d bloggers like this: