شهلا دانشفر

خوش آمديد

معلمان بر پيگيري خواستهايشان مصرند

با تمام قوا از مبارزاتشان حمايت کنيم

معلمان اولتيماتوم داده اند که چون تاکنون به هيچ کدام از خواستهايشان پاسخي داده نشده است به اعتراضشان ادامه داده و روز ١٣ ارديبهشت دست به اعتصابي سراسري خواهند زد. اعلام کرده اند که در اين روز در تهران و در تمامي شهرها در برابر مراکز آموزش و پرورش جمع خواهند شد و خواستهايشان را پيگيري خواهند کرد. تصميم معلمان مبني بر اعتصاب در ١٣ ارديبهشت ماه مثل هميشيه با واکنش هاي متفاوتي از سوي رژيم روبرو شد. اينبار رژيم براي مقابله با اعتراض معلمان دست به ترفندهاي جديدي زده است

رژيم با فرستادن مسئولان وزارت آموزش و پرورش و برنامه بودجه و مامورين حراست و وزارت اطلاعات به جلسه کانونهاي صنفي تلاش کرد از يکسو با دادن وعده و وعيد و از سوي ديگر با تهديد و ايجاد رعب آنها را به لغو اين حرکت که از پيش اعلام شده بود وادارد. همچنين رژيم با برپايي جنجال بر سر اينکه حقوق معلمان افزايش يافته است و با تبليغ اينکه معلمان با تعطيل مدارس دانش آموزان را رها کرده و به امر آموزش آنان لطمه خواهد خورد، کوشيد که از حمايت خانواده ها از حرکت اعتراضي معلمان جلوگيري کند. در همين رابطه به احضار و ارعاب نمايندگان کانونهاي صنفي معلمان و معلمان مبارز پرداخت. اما هيچکدام از اين تلاشها نتوانست تاثيري در تصميم و عزم جزم آنان بگذارد و هم اکنون ما شاهد جنب و جوش وسيعي در مدارس و تدارک اعتصابي ديگر از سوي معلمان هستيم.

رژيم امروز درست در شرايطي که معلمان در تدارک اعتصابي سراسري هستند، بر سر اينکه حقوق معلمان افزايش يافته جنجال بر پا کرده است، تا اولا با سايه انداختن بر روي خواست افزايش حقوقها و مخدوش کردن آن در ميان صفوف متحد آنان شکاف بيندازد. و ثانيا با ادعاي اينکه به خواست افزايش حقوقها و يکسان سازي آن پاسخ داده شده، از مقبوليت خواست و اعتراض آنان در سطح جامعه بکاهد. براي پيشبرد اين سياسيت رژيم کوشيده است با طرح همزمان ميزان افزايش حقوق معلمان در کنار طرح رتبه بندي شغلي آنان و وعده پرداخت طلبهاي معوقه آنان، معلمان را در دنبال کردن خواست مستقيم افزايش حقوقها سردرگم کند. تحت عنوان رتبه بندي مشاغل و احاله کردن افزايش حقوق به فاکتورهاي دلبخواهي و پوچ کيفيت کار معلم، رابطه با اولياء و غيره بر روي خواست مستقيم حقوق ها سايه بيندازد و آنرا مخدوش کند و در ميان آنان تفرقه بوجود آورد. اما حقيقت روشنتر از آنست که بتوان آنرا پنهان کرد. حقيقت اينست که پايه حقوق معلمان در سال ٨٣ تنها ١٠٦ هزار تومان خواهد بود که آنرا با هيچ طرح و برنامه ديگري نميتوان لاپوشاني کرد و تعيين اين سطح از حقوق يک بيشرمي آشکار است که معلمان به آن تن نخواهند داد.

افزايش حقوق معلمان از ٨٠ هزار به ١٠٦ هزار، آنهم در شرايطي که نرخ تورم چندين برابر افزايش يافته و صعودي افزايش مي يابد، شانه بالاانداختن در برابر خواست معلمان و خواست افزايش حقوق هاست. اين سطح از افزايش حقوق ها به هيچ وجه مورد قبول معلمان نيست. اين سطح از افزايش حقوق که حتي از نصف همان سطح خط فقري که رژيم اعلام کرده پايين تر است، تحميل فقر و مستمندي بيشتر به معلمان است. تعيين ١٠٦ هزار تومان حقوق پايه براي يک معلم، براي يک کارگر و براي هر انساني که در آن جامعه زندگي ميکند يعني امضاي حکم بي تاميني انسانها در اين جامعه. يعني اينکه معلم و يا کارگر از داشتن مسکن، بهداشت، تغذيه کافي و تامين نيازمنديهاي فرزندانشان محروم باشند. يعني امضاي حکم محروميت مطلق ميليونها انسان در اين جامعه و اين بدون شک با اعتراض و مبارزه معلمان، کارگران و همه اقشار محروم ديگري که در چنين شرايطي زندگي ميکنند پاسخ خواهد گرفت.

خواست افزايش حقوقها امروز خواست معلمان، خواست کارگران و همه بخش هاي زحمتکش جامعه است و اتفاقا زمينه براي دامن زدن به مبارزه اي سراسري و گسترده حول اين خواست وجود دارد. اين مبارزه ايست که هر روز دامنه آن شدت بيشتري مي يابد و امروز معلمان بر سر اين خواست مصر هستند و بر آن پا ميفشارند. بنابراين امروز هيچ توجيهي نميتواند از مقبوليت اين خواست و مبارزه معلمان براي تحقق آن در جامعه بکاهد. اگر چيزي بطور واقع مانع آموزش دانش آموزان است، بي تاميني معلم و دو شغله بودن اوست که نميتواند با شادابي و با انرژي کافي در کلاس درس حاضر شود. اگر چيزي امروز به امر تحصيل دانش آموزان لطمه ميزند سوء تغذيه مزمني است که در ميان دانش آموزان بيداد ميکند و توانايي کوچکترين تمرکز در کلاسهاي درس را از آنان سلب کرده است. و بالاخره اينکه اگر چيزي مانع يک آموزش و پرورش انساني و خلاق است، کل اين سيستم و اين توحشي است که جمهوري اسلامي حاکم کرده است.

بايد تلاشهاي رژيم را براي ايجاد شکاف در صفوف مبارزاتي معلمان و جلب حمايت وسيع جامعه از اين مبارزات به شکست تبديل کرد. بايد با تمام قوا از مبارزات آنان پشتيباني کرد. امروز معلمان کمونيست و رهبران اعتراضات معلمان بيشترين نقش را در متحد کردن صفوف معلمان، در بسيج وسيع معلمان از تمامي شهرها به برپايي يک اعتصاب بزرگ و سراسري و قدرتمند و در جلب وسيعترين حمايت ها از بخش هاي مختلف جامعه بر عهده دارند. بايد خواستهاي معلمان و در راس آن خواست افزايش حقوقها بصورت قطعنامه اي روشن در همه مراکز آموزش و پرورش نصب گردد و به پرچم مبارزه متحد همه معلمان تبديل شود. بايد قطعنامه هاي اعتراضي آنها در رسانه هاي دولتي، در سايتهاي گوناگون خبري درج شود و در هر کجا که تجمعات اعتراضي بر پا ميشود خوانده شود و بگوش کل جامعه برسد. مبارزه معلمان نبايد منفرد بماند بايد حمايت همه جامعه را به اين مبارزه و خواستهاي برحق آنها جلب کرد. تنها با چنين تدارکي از مبارزه متحد و سراسري است که ميتوان جمهوري اسلامي را به عقب راند و بار ديگر الگويي از مبارزه متحد و سراسري را در برابر بخشهاي مختلف جامعه قرار داد

انترناسيونال ۲۱،  جمعه ۱۱  ارديبهشت  ۱۳۸۳  –  ۳۰ آوريل ۲۰۰۴.

Advertisements

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s

%d bloggers like this: