شهلا دانشفر

خوش آمديد

منصور حکمت و جنبش کارگري

منصور حکمت را بايد خواند و آموخت. يک جنبه بسيار آموزنده و مهم در نگرش منصور حکمت برخورد او به جنبش کارگري و تبين او از قانونمنديهاي حرکت طبقه کارگر در زيست، در توليد و در مبارزه است. منصور حکمت ميگويد براي سازماندهي طبقه کارگر بايد اين قانونمنديها را شناخت و ويژگي ها و اوضاع و احوال مشخص طبقه کارگر در ايران و در اوضاع سياسي معين را توضيح داد و او خود با اين کار خط متمايز روشني با چپ سنتي و گرايشات کارگر کارگري و گرايشات غير مرتبط به طبقه کارگر بدست ميدهد. نوشته هاي سياست سازماندهي ما در ميان کارگران، عضويت کارگري، بحث پيرامون تشکل هاي توده اي طبقه کارگر، بحث در باره آژيتاتور و آژيتاسيون علني و همچنين مباحث او در ميز گرد حول قانون کار جمهوري اسلامي و بالاخره سخنراني او در کنگره سوم حزب در مورد مبارزه سياسي و اقتصادي طبقه کارگر از جمله شاهکارهايي است که جوهر ديدگاه او را در رابطه با طبقه کارگر و مبارزات اين طبقه بيان ميکند.

طبعا بحث بر سر منصور حکمت و ديدگاههاي او در زمينه جنبش کارگري بحث وسيع و همه جانيه ايست اما من ميکوشم در خطوط زير به گوشه هايي از بينش منصور حکمت در اين عرصه اشاره کنم

طبقه کارگر يک پديده اجتماعي است.

يک معضل جدي در چپ سنتي داشتن تصويري ذهني گرايانه، اختياري و تقليل گرايانه از طبقه کارگر و موقعيت اجتماعي اوست. اين تصويري است که هنوز نيز بر ذهن اين چپ و اين سنت سنگيني ميکند. منصور حکمت در نقد نگرش چپ سنتي نشان ميدهد که چگونه نگرش سرمايه به کارگر، اتميزه و بصورت آحاد ديدن کارگر و نديدن طبقه کارگر در قامت اجتماعي اش اساس و جوهر نگرش چپ به اين طبقه است و توضيح ميدهد که اين چپ در مورد اينکه طبقه کارگر بعنوان يک پديده اجتماعي در چه موقعيتي است و چه ميکند، سوخت و ساز سياسي، فرهنگي و هنري آن چيست، اشکال اعتراضاتش کدامست کاري ندارد و موقعيت طبقه کارگر را نه در توليد و به مثابه يک طبقه اجتماعي و محصول توليد مدرن در جامعه بلکه در موقعيت مصرف و بصورت پديده فقر و محروميت نگاه ميکند. او در همه جا و در تمام مباحثاتش بر موجوديت طبقه کارگر بعنوان يک پديده اجتماعي که سوخت و ساز دروني خود را دارد تاکيد ميگذارد و در همين رابطه از وجود گرايشات مختلف در درون طبقه کارگر صحبت ميکند و اين گرايشات را پايه عيني احزاب ميبيند. در متن همين مباحثات است که او نتيجه ميگيرد که يک جريان راديکال سوسياليستي در درون طبقه کارگر بالفعل وجود دارد که قدمت آن به قدمت خود سرمايه داري ميرسد و حزب يعني تعين دادن به اين گرايش.

طبقه کارگر و تشکل او

در بحث مربوط به تشکل هاي توده اي طبقه کارگر منصور حکمت تاکيد ميکند که در کنار تشکلهاي حزبي طبقه، تشکلهاي توده اي کارگري يک رکن اساسي مبارزه طبقاتي کارگران است. او تاکيد ميکند که پيشروي و پيروزي در مبارزه طبقاتي بدون پيدايش و تقويت اين تشکلها و اتحاد وسيع توده هاي طبقه کارگر از طريق آنها ممکن نيست. منصور حکمت بحث بر سر تشکلهاي توده اي کارگري را فراتر برده و به شکل معيني از اين سازمانيابي يعني جنبش شورايي تاکيد ميگذارد. اين مبحث از نوشته هاي او به نوبه خود باز شاهکاريست که بار ديگر چشم ما را بروي گرايشات مختلف درون جنبش کارگري و آلترناتيو هاي طبقاتي متفاوت براي سازمانيابي توده کارگران باز ميکند. او در مورد جنبش شورايي مينويسد: “اينهم فقط يک الگو نيست، بلکه آلترناتيو يک جريان اجتماعي خاص و يک گرايش خاص در درون طبقه کارگر براي سازماندهي کارگري است. شوراها اگر چه تاريخا بدرجه زيادي مورد توجه آنارشيسم قرار داشته اند، اما مدتهاست که بطور روزافزوني با کمونيسم تداعي شده و پيوند خورده است. تجاربي نظير کمون پاريس و انقلاب اکتر، ايده شوراها و سازمانيابي شورايي کارگران را به تئوري کمونيسم و سياست کمونيستي جوش داده است. جنبش شورايي نيز به اين ترتيب جزئي از يک حرکت اجتماعي متمايز، با افق و دورنماي سياسي، اقتصادي و اداري خاص خود است. اينکه در انقلاب ٥٧ ايده شوراها بر ايده سنديکاها در درون طبقه کارگر ايران غلبه يافت، انعکاس بي پايگي و ضعف رفرميسم و سوسيال دمکراسي و غلبه عمومي ايده هاي عام کمونيستي و سياست راديکال در بين کارگران بود…” و بعد ادامه ميدهد “خلاصه اينکه بحث شورا و سنديکا، بحثي بر سر انتخاب يکي از الگوهاي تشکل توده اي کارگري نيست. اين انعکاس جدال آلترناتيوهاي دو گرايش اساسي در درون طبه کارگر است. گرايش کمونيستي و راديکال و رفرميستي و سوسيال دمکرات.”

منصور حکمت ميگويد ما به جنبش شورايي متعلقيم و شعار اصلي و سياست عمومي ما در زمينه سازماندهي توده اي، تبليغ و ايجاد شوراهاي کارگري و سازماندهي شورايي طبقه کارگر است. او سازمان شورايي را پيشروترين شکل سازمانيابي توده اي کارگران نام ميبرد و ساختمان اين شوراها را توضيح داده و ميگويد شورا مجمع عمومي منظم و سازمانيافته کارگر است. او با توضيح و ترسيم دقيق ساختمان شوراها به شرايط مشخص ايران ميپردازد و ميگويد يک راه حل فوري براي سازماندهي توده اي طبقه کارگر در شرايط امروز شکل گيري و گسترش جنبش مجمع عمومي کارگري است و مجامع عمومي کارگري را نطفه هاي پايه تشکيل شوراها ميداند. بحث مجامع عمومي کارگري منصور حکمت آنچنان جايي در جنبش کارگري باز ميکند که در تمام اين سالها هرگاه در کارخانه اي بحث از جنبش مجمع عمومي به ميان آمده است صحبت از وجود فعالين حزب در اين کارخانجات شده است و امروز يک مشخصه فعال کمونيسم در ايران تعلقش به جنبش شورايي و جنبش مجامع عمومي کارگري است.

طبقه کارگر و مطالبات اقتصادي آن

به مباحثي که منصور حکمت در ميز گرد حول قانون کار جمهوري اسلامي دارد مراجعه کنيد. تصويري که او از کارگر و مطالباتش بدست ميدهد به راستي يک درافزوده مهم به نگرش ما به طبقه کارگر، موجوديتش، مبارزاتش و خواستهاي اوست. در اين مباحثات وقتي از سطح توقعات و خواستهاي کارگران صحبت ميشود، از اينکه يک قانون کار کارگري بايد بر چه مطالبات و خواستهايي استوار باشد، منصور حکمت با اشاره به اينکه که شرايط سرمايه گذاري در دنيا به سمت استاندارد شدن ميرود اما شرايط کارکردن در چهارچوبه اي که مرزي دور آن کشيده اند و در زير سرنيزه طوري ديگري است، ميگويد يک شاخص مهم در بر شمردن مطالبات طبقه کارگر اينست که اين مطالبات و خواستهاي کارگر با پيشرويهاي انسان قرن امروز و پيشرويهايي که طبقه کارگر در سطح جهاني داشته و با رشد هر روزه تکنولوژي مطابقت داشته باشد. همچنين الگوي او آخرين پيشرفت هاي جهان متمدن امروز است و در تعيين حقوق و مطالبات کارگران بر مطالبات بخش پيشرو جنبش طبقاتي تاکيد دارد و با همين ديدگاه به بحث ساعت کار، ميزان دستمزد کارگر و حقوق و مطالبات ديگر طبقه کارگر پاسخ ميدهد. و بالاخره اينکه منصور حکمت تاکيد دارد که بايد تصوير کارگر را از خودش و از موقعيتش در جامعه تغيير داد و بر همين اساس ذهنيت جامعه را نيز از موقعيت کارگر و زندگي و مبارزه اش بايد عوض کرد. منصور حکمت در عين حال به شرايط مشخص توجه دارد و از توازن قوا و اينکه کارگر چقدر زورش ميرسد تا مطالبات و خواستهايش را بکرسي بنشاند سخن ميگويد و بر يک مبارزه دائمي و بي وقفه طبقه کارگر براي بهبود زندگي اش اشاره دارد. با اين متدلوژي است که منصور حکمت به مبارزه اقتصادي طبقه کارگر و مطالباتش نگاه ميکند. چنانکه اساس اين نگرش را ميتوان در شکل شفاف و فرموله تري در شاهکار او در “يک دنياي بهتر” ديد.

با اين ديدگاه منصور حکمت ميکوشد بينش طبقه کارگر نسبت به خودش و موقعيت اجتماعي اش را تغيير دهد. اينکه کارگر بعنوان يک انسان حق دارد همانند هر شهروند ديگري در جامعه از نعمات آن جامعه بهره مند باشد. اينکه کارگر در دنياي متمدن جهان امروز با توجه به پيشرويهايش در عرصه تکنولوژي و دستاوردهايش از بالاترين استانداردهاي زندگي بشر متمدن امروز برخوردار باشد و همچنين جهانشمول بودن حقوق طبقه کارگر همه و همه گوشه هايي از نحوه نگرش او به طبقه کارگر، خواستها و مطالبات او و مبارزاتش است. با اين ديدگاه منصور حکمت افق و تصوير روشني از مطالبات و مبارزه اقتصادي در مقابل طبقه کارگر قرار ميدهد و همه جا تمايز خود را با گرايشات چپ سنتي و بي ربط به طبقه کارگر متمايز ميکند.

طبقه کارگر و مبارزه اقتصادي

درک معمول از مبارزه اقتصادي طبقه کارگر در ميان چپ سنتي، تحقير اين مبارزه است. منصور حکمت در مباحث بسياري بر سر مبارزه اقتصادي طبقه کارگر و جايگاه آن صحبت کرده است چرا که از نظر او اين مبارزات جايگاه مهمي در موقعيت اجتماعي طبقه کارگر و انقلاب کارگري دارد. او از يک مبارزه دائمي و بي وقفه طبقه کارگر براي بهبود زندگيش سخن ميگويد و اين مبارزات را همان مسيري ميبيند که در آن طبقه کارگر قويتر و قويتر ظاهر ميشود و در موقعيت مساعدتري براي انقلاب کارگري قرار ميگيرد. در نوشته ها و مباحث زيادي از منصور حکمت ميبنيم که بر اجتناب ناپذير بودن مبارزه اقتصادي براي طبقه کارگر تاکيد دارد و ميگويد کارگر براي اينکه مبارزه اقتصادي بکند يا خير مخير نيست. کارگر براي بهبود اوضاع خود، براي جلوگيري از تنزل سطح موجود زندگي خود و براي حفط حرمت انساني اش در جامعه سرمايه داري ناگزير و دائما بايد دست به مبارزه براي بهبودهاي اقتصادي و اجتماعي بزند.

او در توضيح جايگاه و اهميت مبارزه اقتصادي طبقه کارگر بر اين اشاره دارد که تنها طبقه کارگري که در جريان پيشروي طبقاتي باشد ميتواند به همه چيز چنگ بيندازد و کل انقلاب کارگري را بخواهد و نتيجه ميگيرد که پيشروي در مبارزه اقتصادي است که مبارزه براي انقلاب کارگري را تقويت و تسهيل ميکند.

منصور حکمت در برابر اين استدلال که گويا رفاه طبقه کارگر را فاسد ميکند و گويا فقر و محروميت طبقه کارگر کافيست که او را به خيابانها و به اعتراض بکشاند توضيح ميدهد که استيصال و بن بست مايه عصيان خرده بورژوازي است و اتفاقا اين فقر است که مبارزه کارگري را به انحطاط و فساد ميکشاند و نه رفاه و بهبود اوضاع اقتصادي طبقه کارگر.

منصور حکمت از مبارزه اقتصادي طبقه کارگر بعنوان جزء لايتجزاي وجود اجتماعي او و مبارزه اي تعطيل ناپذير سخن ميگويد و نتيجه ميگيرد که حزب کمونيستي که ميخواهد حزب کارگران باشد بايد بدوا در اين قلمرو فعال باشد.

مبارزه سياسي و اقتصادي طبقه کارگر

بحث بر سر مبارزه سياسي و اقتصادي طبقه کارگر، بحث بر سر مکانيزم مبارزه طبقه کارگر و تفاوت آن با مبارزه بخش هاي ديگر جامعه بحثي است که منصور حکمت در يکي از سخنراني هايش در رابطه با بحث قطعنامه کارگري در کنگره سوم حزب کمونيست کارگري ارائه کرد. او در اين بحث و در رابطه با اوضاع سياسي امروز و ورود طبقه کارگر به عرصه مبارزه سياسي، ميگويد بطور کلي مبارزه اقتصادي طبقه کارگر در جامعه کاپيتاليستي تقابل سياسي در جامعه را نشان ميدهد و طبعا در ايران مبارزه طبقه کارگر بنا به ماهيت شرايط کاملا سياسي است، حتي اگر کارگر فقط دستمزدش را بخواهد. در همين رابطه او از شکل بروز اعتراضات کارگري و تفاوت آن با مبارزات بخش هاي ديگر جامعه صحبت کرده و بر قدرت کارگر در موقعيت اقتصادي اش تاکيد ميگذارد و مثال مي آورد که چگونه کارگران نفت در زمان شاه با اعتصاباتشان توليد را تحت کنترل خود گرفتند، صدور نفت به آفريقاي جنوبي را تحريم کردند، توليد نفت را تا سطح مصرف مردم کاهش دادند و با اعتصابات خود و با اتکاء بر همين اهرم قدرتشان توانستند تکليف رژيم شاه را يکسره کنند.

او با توجه به شرايطي که طبقه کارگر در ايران بسر ميبرد و با توجه به تهاجم هر روزه اي که به زندگي و معيشت آن ميشود استدلال مي کند که فقر و ناامني کارگر الزاما به اعتراض و مبارزه منجر نميشود و حتي ميتواند کارگر را در مبارزه اش محافظه کار کند. و يا کارگري که ماهها دستمزدي نگرفته ممکن است نتواند براي مدتي طولاني دست به اعتصاب بزند. بنابراين در مقابل اين وضعيت جنبش کمونيستي وظيفه دارد که استراتژي روشني در مقابل طبقه کارگر قرار دهد. و همانجا خود بر نقش مجامع عمومي کارگري تکيه ميکند. ميگويد مجمع عمومي کليد مهمي براي برون رفت طبقه کارگر از اين وضعيت است. کارگر بطور تکي بشدت منزوي و ضعيف است و قدرت معجزه آساي مجمع عمومي که پايه جنبش شوراييست در اين است که کارگران منفردي را که تک تک در يک موقعيت مقهور نسبت به سرمايه دار و کارفرما قرار دارند، بتوانند قدرت خود را لمس کنند و آنرا نشان دهند.

در همين بحث منصور حکمت وقتي از رابطه خواستها و مبارزات طبقه کارگر با بخش هاي مختلف جامعه سخن ميگويد به تقابل با گرايشات کارگر کارگري، گرايشاتي که کارگر را تنها بصورت يک صنف ميبيند و آنرا از سياست و احزاب برحذر ميدارد، گرايشي که از نظر او مبارزه زنان، دانشجويان و ديگر بخش هاي جامعه ربطي به کارگر ندارد، مي ايستد و ميگويد: “کارگر بودن به معني بايکوت بقيه جامعه نيست. خلقي ترين، ملي ترين و ناسيوناليست ترين جريانات سياسي طرفدار جنبش هاي کارگري در کارخانه هستند که فقط در کارخانه بماند، به کسي هم کاري نداشته باشد و بشود شاخه کارگري حکومت مصدقي ايشان” . در ادامه اين بحث است که ميگويد کارگر بايد بخواهد روي اقشار ديگر تاثير بگذارد، از تحرکشان استقبال کند و آنرا بخودش مربوط بداند. او معترضانه به بحث خود ادامه ميدهد و ميگويد کارگر را ميفرستند دنبال مزدش و سياست را به ديگري مي سپارند و تاکيد ميکند که مقابله با جريانات ناسيوناليست و ليبرالي که ميخواهند کارگر کارگر باشد وظيفه ماست.

او در عين حال رابطه پيشروي هاي طبقه کارگر و تاثير آن بر مبارزات بخش هاي ديگر جامعه را توضيح ميدهد و ميگويد يکي از عرصه هايي که در آن طبقه حاکمه زير فشار قرار ميگيرد تا به آزادي رضايت بدهد مبارزه کارگر براي حقوق کارگري است. اگر کارگر حق تشکيل سنديکا و شورا و استقلال و آزادي عمل اينها را بگيرد و اين حق را تحميل کند، آنوقت طبعا شرايط براي انتشار آزادانه روزنامه ها و آزادي بيان و حق تشکل براي کل جامعه فراهم تر خواهد بود و نتيجه ميگيرد که اين مبارزه کارگري و گرفتن اين حقوق توسط کارگر است که تعيين ميکند که شهروند بطور کلي در جامعه چه حقوقي دارد و اين حقوق را تضمين ميکند.

بي ترديد اين نوشته قادر به اداي حق مطلب در مورد ديدگاههاي منصور حکمت درباره جنبش کارگري نيست. نظرات او را بايد مستقيما خواند و اگر اين نوشته که در حد اشاراتي به بخشي از ديدگاههاي منصور حکمت در مورد جنبش کارگريست، توانسته باشد خوانندگان را به مرور خود نوشته هاي او در اين زمينه ترغيب کند، به هدف خود رسيده است

انترناسيونال ۳۳ (ضميمه)،  جمعه  ۲۲  خرداد  ۱۳۸۳ –  ۱۱ ژوئن ۲۰۰۴

Advertisements

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s

%d bloggers like this: