شهلا دانشفر

خوش آمديد

افزايش دستمزد يا پائين آوردن تورم

پاسخ به يک سوال

نامه باربد

سلام خانم دانشفر من ٣٠ ساله از تهران هستم. ممنون از جواب نامه تان. چون خودم يك كارگر هستم به حزب كمونيست كارگري علاقه مند هستم. و اما يك پيشنهاد داشتم. شما كه در برنامه تلويزيون خود ميگوييد حقوق ٤٥٠ هزار تومان٬ چه فايده داره چون اگه عملي هم بشه به همون مقدار تورم را ميبرن بالا. بهتر نيست به جاي اينكه حقوق بره بالا تورم را ببرن پايين؟
با تشكر باربد

باربد عزيز سلام! تشكر از نامه صميمانه تان. خوشحالم كه به حزب کمونيست کارگري ايران علاقه مند هستيد. اميدوارم اين نامه شروع خوبي براي همكاري نزديكتر شما با اين حزب باشد. اما در مورد پيشنهاد شما در مورد خواست دستمزد ٤٥٠ هزار تومان نكاتي داشتم كه به آن اشاره ميكنم و اميدوارم پاسخ شما را داده باشم.

شما در نامه تان صحبت از اين ميكنيد كه افزايش دستمزد ها به ٤٥٠ هزار تومان فايده اي ندارد٬ چرا كه به همان اندازه تورم بالا ميرود و پيشنهاد طرح خواست پايين بردن نرخ تورم را داده ايد. در پاسخ به نظر شما نكاتي دارم كه برايتان مينويسم:

۱- اولين نكته من اينست كه كارگر در مقابل فروش نيروي كارش بايد مزد دريافت كند. حداقل دستمزد هر ساله از سوي دولت اعلام ميشود. در مقابل اين مساله كارگر بايد خواست خود را اعلام كند. بگويد كه در برابر چه ميزاني از دستمزد حاضر است نيروي كارش را بفروش برساند. اين يعني تعيين حداقل ميزان دستمزد. اين يعني بيان يك مبلغ معين و روشن از سوي كارگران. بنابراين گفتن اينكه تورم را بياوريد پايين٬ پاسخي به اين مساله نميدهد و ربطي هم به اين موضوع ندارد. فرض كنيد شما به عنوان نماينده كارگران ميخواهيد براي تعيين حداقل دستمزد كارگران پاي ميزمذاكره با دولت بنشينيد٬ از نظر شما اين مبلغ كدامست؟ موضوع دقيقا همين است. امروز عده اي از كارگران آمده اند و خواست ٤٥٠ هزار تومان در قدم اول را طرح كرده اند. با طرح اين خواست٬ كارگران عملا مخالفت خود را با تصميم دولت مبني بر تعيين حداقل دستمزدها ۱۰۶ هزار تومان ايستاده و دارند ميگويند كه ما خودمان ميخواهيم دستمزد خود را تعيين كنيم. اين خواست ابتدا از سوي كارگران نساجي كاشان طرح شد و بعد از سوي كارگران ديگر در كارخانه هاي فيلور٬ نساجي شاهو و كشتي سازي صدرا و كارگران پتروشيمي ماهشهر و در قطعنامه كارگران ايران خودرو و قطعنامه هاي اول مه كارگران در سنندج و تهران و در بسياري از جاها طرح و پشتيباني شد. ما اين را يك حركت به جلو ميبينيم و از اين حركت پشتيباني كرده ايم. خواست ٤٥٠ هزار تومان يك خواست متحد كننده و سراسري است. اين خواست نه فقط خواست كارگران بلكه خواست معلمان٬ پرستاران و بخش وسيعي از حقوق بگيران در جامعه ميتواند باشد. همچنين اين خواست ميتواند مبنايي براي طرح خواست بيمه بيكاري بعنوان ميزان حداقل دستمزدها باشد. از اين رو ما با تمام قوا از اين حركت پشتيباني كرده و همانطور كه اشاره كرده ايد در برنامه هاي تلويزيون و راديو همواره در مورد آن بحث داشته ايم.

۲- دومين نكته در مورد نقطه نظري كه شما طرح كرده ايد و در واقع نكته مهمتر اينست كه به نظر من اساسا صورت مساله اي كه شما طرح ميكنيد٬ نادرست است. به اين معني كه افزايش تورم ربطي به بالا رفتن دستمزد ندارد. در اين مورد بيشتر توضيح ميدهم.

در طول سال نرخ تورم و قيمت ها هر روز و هر روز بالاتر ميرود ولي ميزان دستمزد تغييري نميكند. چرا؟ آيا هرگز به اين فكر كرده ايد؟ چرا درست هنگاميكه موعد تعيين مبلغ حداقل دستمزدهاست٬ يكباره اين بحث به ميان كشيده ميشود؟ چرا دقيقا وقتي كه قرار است نرخ دستمزدها افزايش يابد٬ قيمت ها نيز بالا ميرود؟

واقعيت اينجاست كه اين تبليغات دولت و سرمايه داران است كه هميشه٬ وقتي كارگر خواهان افزايش دستمزدهاست٬ با استدلال اينكه اگر دستمزدها افزايش يابد قيمت ها نيز بالا خواهد رفت و نرخ تورم بالا خواهد رفت٬ ميكوشند بر روي خواست مستقيم دستمزدها از سوي كارگران سايه بيندازند. از همين رو وقتي در سال يكبار قرار است نرخ دستمزد سراسري كارگر تعيين شود٬ بحث بر سر اينكه اگر دستمزد افزايش يابد٬ تورم نيز افزايش خواهد يافت٬ بالا ميگيرد و با اين تبليغات ميكوشند كه اولا كارگر را با ترس از افزايش قيمت ها به انجماد سطح دستمزد و پايين نگاه داشتن ميزان حداقل دستمزدها قانع و راضي نگهدارند و ثانيا كل جامعه را در تقابل با اين مساله قرار دهند و كارگر نتواند با يك پشتيباني وسيع اجتماعي خواست افزايش دستمزدها را طرح كند.

حتي اگر قرار است پاسخ نگراني شما داده شود٬ پاسخش اين نيست كه سطح دستمزدها تغيير نكند و در مقابل تورم را پايين بياوريم. چون اين توهمي بيش نيست. نرخ كالا ها بر اساس رقابت بازار و عرضه و تقاضا تعيين ميشود و پايين نگهداشتن آن دست من و شما نيست و اين مكانيزم طبيعي سرمايه است. بلكه پاسخ ما به اين مساله اينست كه با افزايش نرخ تورم و بالا رفتن قيمت ها بايد نرخ دستمزدها نيز بطور اتومات افزايش يابد. بطور مثال كارگران امروز ميگويند حداقل دستمزدها ٤٥٠ هزار تومان بايد باشد٬ اما وقتي تورم بالا ميرود اين مبلغ نيز بايد افزايش يابد. ما ميگوييم قيمت نيروي كار نيز بايد همچون كالاهاي ديگر افزايش يابد.

واقعيت اينست كه نرخ مزد بر اساس نرخ تورم تعيين نميشود بلكه كارگر در برابر كاري كه انجام ميدهد و ساعات كاري كه نيروي كارش را بفروش رسانده است مزد دريافت ميكند. به عبارتي روشنتر نيروي كار كارگر كالاي اوست كه با فروش آن به سرمايه در مقابلش مزد دريافت ميكند. اما ويژگي نيروي كار كارگر بعنوان يك كالا نسبت به كالاهاي ديگر اينجاست كه كارگر در ازاي فروش نيروي كارش نه تنها بهاي آنرا را در همان اولين ساعات كار تامين ميكند٬ بلكه سودي اضافه توليد ميكند كه تماما به جيب سرمايه دار ميرود. بعبارت ديگر در واقعيت امر مزد كارگر بخش بسيار ناچيز سوديست كه در طول ساعات كار خود توليد ميكند. مثالي برايتان مي آورم٬ در گفتگويي با يكي از كارگران شاهو در برنامه كارگران و يك دنياي بهتر٬ دوست كارگر ما ميگفت كه هر ماهه ٣٠ ميليون كارخانه سود داشته است. يعني در همان چند سال اول تاسيس كارخانه٬ كارگران با كار خود هزينه ماشين ها و كل كارخانه را با سودي كه عايد سرمايه دار كرده اند در آورده اند و امروز ميبينيم كارخانه به صاحب كار تعلق دارد و مزد ناچيزي به كارگر تعلق ميگيرد. براي روشن شدن بيشتر موضوع به اعتراضات اخير در كشور آلمان اشاره ميكنم. در آنجا امسال بحث بر سر افزايش ساعت كار داغ بود. وقتي از صاحب كار مربوطه سوال ميشد كه شما فقط ٨ درصد سودي كه توليد ميشود به كارگر مزد ميدهيد و ٩٢ درصد آن خالص به جيب خودتان واريز ميشود چرا ميخواهيد ساعت كار را افزايش دهيد٬ صاحب كار مربوطه استدلال ميكرد كه درست است اما در كشور همسايه صاحبان سرمايه فقط ٧ درصد از سود توليد شده را صرف پرداخت مزد به كارگر ميكنند و سود خالص آنها يك درصد از ما بيشتر است و ما اگر اين سياست را اتخاذ نكنيم در رقابت سرمايه داري شكست خواهيم خورد. اينها همه شواهدي است كه رابطه سرمايه و نيروي كار كارگر را به روشني نشان ميدهد.

لازمست همين جا اشاره كنم كه اين بحثها سابقه اي قديمي دارد. در سطح جهاني تئوريسينهاي سرمايه داري هميشه سعي كرده اند با همين استدلالات و مربوط كردن رابطه مزد به پديده هايي جز نيروي كار كارگر و ربط دادن آن به مولفه هايي چون ميزان عرضه و تقاضا٬ رشد تورم و افزايش قيمت ها و غيره٬ اعتراض كارگران در برابر كاهش نرخ دستمزدها را عقب برانند و براي استثمار بيشتر٬ كارگر را خاموش و آرام نگاهدارند. با همين حربه نيز تلاش كرده اند استانداردهاي كل جامعه را پايين نگاهدارند.

اينها استدلالاتي قديمي و از همان زمان ماركس نيز وجود داشته است و ماركس مفصلا در نوشته هاي خود از جمله در كتاب مزد بها سود به آنها پاسخ داده است. به شما توصيه ميكنم حتما اين كتاب را مطالعه كنيد.

بعلاوه جدا از ويژگي نيروي كار بعنوان يك كالا نسبت به كالاهاي ديگر و بعنوان كالايي كه منشا توليد ارزش اضافي و سود براي سرمايه است٬ در عين حال خاصيت كالاهاي ديگر اينست كه سرمايه دار از فروش گرانتر آن در بازار مستقيما سود ميبرد٬ براي آن بازاريابي ميكند و وارد رقابت با سرمايه داران ديگر ميشود، كالاهايي كه تماما حاصل كار كارگر است. چنانچه ميبينيم كه قيمت همه كالاها هر روزه افزايش مييابد٬ نرخ تورم هر روز بالا ميرود٬ اما قيمت نيروي كار كارگر ثابت ميماند و يا در سطحي نازل و در يك كشاكش دائمي بين كارگر و كارفرما افزايش مييابد. چون سرمايه دار خواهان كار ارزان و كارگر خاموش است. همچنين ما شاهد اين هستيم كه به قول شما قيمت همه كالاها هر روزه افزايش مييابد اما وقتي به پرداخت مزد كارگر ميرسد گويي به او صدقه ميدهند و دهها اما و اگر به ميان كشيده ميشود. حتي بدتر از آن مزد او را بموقع پرداخت نميكنند و امروز كارگر بايد براي نقد كردن دستمزد خود و طلبهايش بجنگد و پيكت و اعتراض بر پا كند، و تازه با نيروهاي سركوبگر به سراغش ميروند و ضرب و شتم ميشود و رهبران اعتراضش را ميگيرند و زندان ميكنند.

بنابراين اگر بخواهم بگويم كه شاخص هاي ما در تعيين حداقل دستمزدها چيست و اساسا در ارتباط با مساله مزد ما چه ميگوييم٬ در اينجا به نكات مختصري اشاره ميكنم و شما را به برنامه حزب كمونيست كارگري يك دنياي بهتر ارجاع ميدهم .

ما خواهان از بين رفتن كار مزدي و برخورداري همه انسانها از كليه مواهب و نعماتي هستيم كه محصول توليد اجتماعي كل جامعه است. در عين حال ما ميگوييم تا ماداميكه نظام مزدبگيري وجود دارد و خريد و فروش نيروي كار انسانها برقرار است٬ تا آنجاييكه به مساله تعيين دستمزد كارگران مربوط ميشود در وهله اول بايد ميزان دستمزد توسط خود كارگران و از طريق مذاكره نمايندگان تشكلهاي كارگري در مقياس سراسري صورت گيرد. بنابراين امروز كه كارگران در ايران از حق اوليه خود، حق تشكل، برخوردار نيستند٬ طبعا اين امر از طريق مبارزه كارگران و همينكاري كه امروز انجام داده اند٬ يعني تعيين حداقلي براي دستمزدها و مبارزه براي آن خواهد بود. مبارزه براي خواست ٤٥٠ هزار تومان در قدم اول كه امروز با توجه به ابعاد گسترده فقر در جامعه بيش از هر وقت خواستي متحد كننده و اجتماعي است٬ بيان همين موضوع است.

ما همچنين همانطور كه در بالا تر اشاره كردم خواهان اين هستيم كه دستمزد كارگر اتومات و متناسب با رشد تورم و افزايش قيمتها افزايش يابد. ما ميگوييم كارگر همچون ديگر شهروندان جامعه٬ همچون هر كارمند عاليرتبه دولتي بايد در ازاي كاري كه انجام ميدهد از همان حقوق و مزايايي برخوردار باشد كه استاندارد جامعه است. بايد مزد كارگر متناسب با رشد بارآوري كار در جامعه افزايش يابد و از يك زندگي درخور و شايسته بشر متمدن امروز برخوردار باشد.
باربد عزيز اميدوارم پاسخ خود را با توضيحات مختصري كه داده ام گرفته باشيد. باز هم نظرات خود را با ما در ميان بگذاريد و با برنامه كارگران و يك دنياي بهتر و نشريه كارگر كمونيست همكاري كنيد

كارگر كمونيست ١٨،  ٧ مهر ٨٤.

Advertisements

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s

%d bloggers like this: