شهلا دانشفر

خوش آمديد

این يك پاكسازي قوميست!

با تمام قوا در مقابلش بایستیم

طرح اخراج كارگران افغان، يك طرح تمام عيار فاشيستي براي پاكسازي كامل ايران از كارگران افغان است. جمهوري اسلامي براي اجراي اين طرح تيم هاي ويژه اي مشتمل از وزارت كشور، نيروي انتظامي، دادستاني، و وزارت بازرگاني به همراه اعزام بازرسان وزارت كار به محلات كار جهت  شكار كارگران افغان، سازمان داده  است. اين اقدامات و  تبليغات فاشيستي رژيم حول آن، دقيقا بادآور جنايات آلمان هيتلري و كوره هاي آدم سوزي آنست. بنا بر اين طرح قرار است بيش از ٥٠٠ هزار كارگر افغان به همراه خانوداه هايشان كه جمعيتي ميليوني را در بر ميگيرد از ايران اخراج شوند. اين طرح از سوي محمد حسن صالحي مرام مدير كل اتباع خارجي در ايران،كه ظاهر كار وي اخراج و شكار كارگران مهاجر از جمله كارگران افغان، عراقي و پاكستاني در ايران است،اعلام شد. بنا به گزارشات دولتي اكنون حدود سه ميليون مهاجر افغان در ايران سكونت دارند كه از اين تعداد تنها ٩٠٠ هزار نفر مجوز اقامت و كار دارند و بدين ترتيب بيش از دو ميليون مهاجر افغان بدون مجوز كار در ايران بسر ميبرند كه در اين آمار محاسبه نشده است.  صالحي مرام در توضيح اين طرح فاشيستي گفت كه كارفرمايان متخلف در قبال استخدام غير مجاز كارگران افغان جريمه خواهند شد. اما در صورت همكاري در اجراي طرح، تسهيلات ويژه اي از جمله معافيت كارفرما از پرداخت جريمه و حق بيمه به آنان تعلق خواهد گرفت.

نزديک به يازده سال است که جمهورى اسلامى سياست فاشيستى پاکسازى قومى را در قبال مهاجران افغان به اجرا گذاشته است. در سال ٧٤ کمالى وزير کار رسما بخشنامه اى به کارخانه ها و کارگاهها و موسسات و همه مراکز کار داد و اعلام کرد که همه کارفرمايان بايد کارگران خارجى را اخراج کنند و بجاى آن کارگران ايرانى را استخدام کنند و در آن بخشنامه آمده بود که کارفرمايان و مديران در صورت عدم اجراى اين بخشنامه به دادگاه احضار و محاکمه و جريمه خواهند شد. در سال ٧٦ جمهورى اسلامى کار کارگران مهاجر در ايران را غير قانونى اعلام  كرد و در سال ٧٩ اخراج کارگران افغانستانى در بعد وسيعتري به اجرا گذاشته شد  در ادامه اين فشارها در سال ٨٣ جمهوري اسلامي اعلام داشت كه اين سال آخرين سال اقامت اتباع افغانستاني در ايران خواهد بود و ديگر اقامت پناهندگان كنوني نيز تمديد نخواهد شد. بنا بر بخشنامه وزارت كشور در سال ٨٣ مهاجرين افغان از حق اسکان و حق هر گونه امکانات زندگى محروم شده و ملزم شدند که فرزندانشان را از مدارس بيرون بكشند و تا پايان آن سال ايران را ترک کنند.   اكنون نيز طرح ضربتي اخراج كارگران افغان از ٦ آبانماه جاري به اجرا گذاشته شده است.  بدين ترتيب زندگي  بيش از دو ميليون افغانستاني كه تنها جرمشان داشتن شناسنامه هاي افغاني و يا تولد در افغانستان است به مخاطره افتاد و پروژه اخراج آنان  از ايران شدت بيشتري پيدا كرد.

جمهوري اسلامي در طول تمام اين سالها کوشيده است که با دامن زدن به تبليغات ناسيوناليستى و فاشيستى عليه مهاجران افغان، در صفوف مبارزه کارگران تفرقه ايجاد کند و با تهاجم هر روزه به زندگى کارگران مهاجر افغان و تهديد دائمى آنها به اخراج، از نيروى کار ارزان آنان بيشترين سود را ببرد. رژيم اسلامي  كوشيده است كه با رشد بحران اقتصادى و گسترش ابعاد بيکارى در جامعه٬ بار اين بحران را  بر گرده کارگران و توده هاى مردم بيندازد و با تهاجمى گسترده بر کارگران مهاجر افغان به بقاى خود ادامه دهد. در اين ميان خانه کارگر و شوراهاى اسلامى همواره يک بازوى مهم رژيم در پيشبرد اين سياست فاشيستي و دامن زدن به تبليغات ضد کارگران مهاجر و بويژه عليه کارگران افغان بوده اند. اما کارگران در ايران که در کار و مبارزه خود در ارتباطى نزديک و تنگاتنگ با کارگران مهاجر و کارگران افغانستانى زندگي و كار كرده اند هيچگاه به اين تبليغات باور نداشته و از جمله در تمام اين سالها و در اول مه ها يکى از بندهاى قطعنامه هاى کارگران حمايت از کارگران افغانستانى بوده است. نمونه برجسته آن در سال ٨٢ در اصفهان بود. در آنجا  هنگاميکه خانم جلودار زاده در سخنرانى خود در مراسم دولتى اول مه عليه کارگران افغان سخن ميگفت، کارگران نساجيها در اين شهر که در اعتراض به دستمزدهاى پرداخت نشده خود تجمع کرده بودند به تريبون وي حمله بردند و بساط مراسم دولتى خانه کارگر را بر هم زدند و به حمايت از کارگران افغان شعار دادند.

تبليغات فاشيستي عليه كارگران مهاجر و بويژه كارگران افغان يك ركن دائمي سياست سركوبگرانه جمهوري اسلامي در طول حيات آن بوده است. تبليغاتي كه  اگر امروز حتي خفيف تر از آن را در بسياري از كشورهاي اروپايي طرح شود فورا با موجي از اعتراض و بحث در مخالفت با آن روبرو ميشود و مقامات مربوطه مورد شكايت و بازخواست مردم قرار ميگيرند و حتي دادگاهي ميشوند. اما ما امروز در ايران شاهد فاشيستي ترين و دست راستي ترين تبليغات عليه مهاجران افغان هستيم.

امروز همه شواهد حاكي بر آن است كه سياست فاشيستى جمهورى اسلامى در قبال کارگران مهاجر و اتباع افغانستان وارد فاز جديدي شده است و ظاهرا مرحله نهايي اجراي پاكسازي قومي در ايران در دستور كار دولت قرار گرفته است. ابعاد بحرانى بيکارى در ايران، موج بيکارسازيها، بحران اقتصادى رژيم و گسترش اعتراضات کارگرى عواملى است که اجراى چنين سياستى را براى رژيم بيش از گذشته شدت داده است.

پاکسازى قومى عليه دوميليون انسان فقط با جنايات نازى ها قابل مقايسه است. اين دو ميليون نفر که عمدتا منشاء افغانستانى دارند سالهاست که در ايران زندگى ميکنند، ازدواج کرده، بچه دار شده و خانه و آشيانه اى براى خود ساخته اند. بخش عمده مهاجرين افغانستانى از بى حقوق ترين و ارزانترين بخش طبقه کارگر ايران هستند که همواره در ناامنى، خطر اخراج، دستگيرى و آزار و محروميت مطلق بسر برده و از همان حقوق ناچيز يک شهروند ايرانى نيز محروم بوده اند. تحت اين فشارها اين کارگران همواره ناگزير بوده اند به بدترين شرايط کار در ايران، با پايين ترين دستمزد و به ناايمن ترين شرايط کارى و به انواع و اقسام کار سياه، کارهايى سخت همراه با خطرات جانى تن بدهند تا شکم خود و خانواده شان را سير نگه دارند. درصد بالايى از سوانح کار در ايران مربوط به همين کارگران است که عمدتا در سوانح ساختمانى و سقوط از ارتفاء و يا خفه شدن در چاه جان خود را از دست داده اند. حدود بيست درصد مهاجرين ساكن ايران نيز از شهرهاى مختلف عراق به ايران مهاجرت کرده اند که در طول اقامتشان همواره با اذيت و آزار و تهديد به اخراج و بى تامينى مواجه بوده اند.

بهانه اخراج اين انسانها همان استدلال فاشيستى هميشگى، يعنى “ايجاد اشتغال براى کارگران بومى” است. با همين استدلال صالحی‌مرام وزير اتباع خارجه جمهوري اسلامي با اشاره به جايگزينی نيروهای ايرانی به جای کارگران افغان از  نقش بسزاي اين طرح  در کاهش نرخ بيکاری در ايران سخن ميگويد.

اما کيست که امروز بر اين استدلالات آشنا که در سر لوحه برنامه همه احزاب نازيستى و فاشيست قرار دارد باور داشته باشد.

مسبب بيکارى در ايران مهاجرين نيستند، همچنان که مسبب بيکارى در آلمان، کانادا، يا ژاپن کارگران مهاجر نيستند. بيکارى محصول نظام سرمايه دارى و در اوضاع کنونى بويژه ناشى از خود جمهورى اسلامى است. اگر قرار است مردم از بيکارى و فقر و فلاکت بى مانندى که در ايران حاکم است رها شوند، قبل از همه بايد از شر جمهورى اسلامى رها شد. از سوي ديگر استدلال ديگري كه در چند ساله اخير بهانه اي براي اخراج مهاجران افغان از ايران شده است٬ امن شدن افغانستان است. در سال ٨٣ بود كه جمهوري اسلامي با پيش كشيدن اين موضوع  و در معيت سازمان ملل و در توافق با دولت کنونى شتاب بيشترى به امر اخراج مهاجران افغان از ايران داد.  پوجي و بى معنى بودن اين استدلال نيز امروز بر كسي پنهان نيست. همه شواهد امروز حاکى از آنست که جنگ و درگيرى گروهها و دستجات قومى با دولت دست ساز آمريکا همچنان ادامه دارد و شيرازه جامعه افغانستان همچنان از هم گسيخته است. بعلاوه اينکه اخراج اجبارى مهاجران افغانستانى که سالها در ايران زندگى کرده و در آنجا خانواده و خويشاوندانى دارند زندگى ميليونها انسان را درايران به تباهى و از هم گسيختگى ميکشاند و يادآور پاکسازى قومى فاشيسم هيتلرست. گوشه کوچکى از اين سياست فاشيستى در قبال اتباع افغانستانى اينست که از همان سال ٨٣ كه طرح اخراج فوري مهاجران افغان از ايران اعلام شد٬  جمهورى اسلامى از ثبت ازدواج زنان ايرانى با افغان ها سرباز زد  و بنا به آمار دولتي كه در همان سال منتشر گرديد٬ در صورت بازگرداندن مهاجران افغان  به افغانستان ٤٠ هزار زن ايرانى با ١٠٠ هزار کودک بى هويت مجبور به ترک ايران ميشدند و اين به معنى محروميت اين کودکان از تحصيل و از هر نوع تامين اجتماعى است. بويژه اينکه زنان ايرانى در افغانستان نيز پذيرفته نميشوند چون اين کشور دو تابعه بودن را نميپذيرد. به  عبارت روشنتر معنى عملى اين سياست تلاشى هزاران خانواده افغانستانى که سالها در ايران زندگى کرده اند، تحميل جدايى ها و طلاقهاى اجبارى به آنان و بى خانمانى و دربدرى دو ميليون خانواده مهاجران افغانستانى است.  از جمله در طول همين دو ساله و شدت گرفتن فشار بر مهاجران افغان خانواده هاي زيادي متلاشي شده و سرنوشت انسانهاي بسياري به تباهي كشيده شده و بخش عمده آنان راهي اردوگاههاي اجباري شده اند.

رژيم اسلامي  براى اجراى سياست پاكسازي قومي خود و اخراج مهاجران افغان از ايران٬ هم اكنون تبليغات کثيف ناسيوناليستى. فاشيستى را دامن زده و کمپينى وسيع عليه افغانستانى ها و کارگران مهاجر براه انداخته است. در اين تبليغات صحبت از اين ميشود که کارگر مهاجر فرهنگ کار در جامعه را فاسد کرده است، کارگر افغانى دزد، قاچافچى و جنايتکار است، کارگر افغانى عامل سرايت بيمارى است و غيره و غيره.

رژيم سعى ميكند که با اين تبليغات سياه افکار عمومى را عليه کارگران مهاجر بسيج کند. طرح ضربتي اخراج مهاجران افغان از ايران يک پاکسازى قومى آشکار است که يادآور جنايات نازيست ها و کوره هاى آدم سوزى آنهاست. سياستى است که اجراى آن آنچنان ابعاد تراژيک و انسانى اى بدنبال خواهد داشت که براى هميشه در تاريخ ثبت خواهد ماند. بايد جلوى اين جنايت فاشيستى رژيم را گرفت.

اوضاع سياسى امروز ايران و جو اعتراضى موجود در جنبش کارگرى امروز زمينه پشتيبانى و همبستگى با اين کارگران را نسبت به گذشته بسيار بيشتر کرده است. امروز ديگر تيليغاتى از اين قبيل و اينکه اخراج کارگر مهاجر ميتواند اشتغال ايجاد کند را نميتوان حتى بخورد عقب مانده ترين کارگر داد. هيچ انسان شريفى که به مرض ناسيوناليسم مبتلا نباشد به اين مزخرفات گوش نخواهد داد. امروز كارگر در ايران بيش از هر وقت ميداند كه عامل اينهمه فقر و استثمار چيست. همين هفته گذشته بود كه كارگران كاغذ سازي فرياد ميزدند كه چرا پولهاي كلان به حساب تروريست هاي حماس واريز ميشود اما دستمزد كارگران براي ماهها به تعويق مي افتد. كارگران بارها و بارها در اعتراضشان به دستمزدهاي كلان نمايندگان مجلس و كارفرمايان و مقامات بالاي دولتي معترض شده اند و گفته اند چرا دستمزد كارگر بايد زير خط فقر باشد و يك عده مفتخور اقليت از بهترين نعمات زندگي برخوردار باشند.   امروز بطور واقعى زمينه هاى اعتراض عليه اجراى سياست راست و ضد كارگري رژيم در قبال كارگران افغان  سياست و همبستگى با کارگران مهاجر وجود دارد٬  بايد آنرا سازمان داد. اين وظيفه كارگران پيشرو است كه در جلوي اين حركت قرار گيرند و آنرا سازمان دهند.  بايد در مقابل چنين سياستى ايستاد و اعتراضى گسترده عليه آنرا سازمان داد. شرايط زندگى کارگران مهاجر افغانستانى در ايران، نوع کارهايى که آنها اشتغال دارند و بويژه تعقيب و آزار آنها در سالهاى متمادى اين فرصت را به اين کارگران نداده که اعتراضى سازمانيافته را عليه اين شرايط و تهاجماتى که بر آنها صورت ميگيرد، به پيش ببرند و تشکلى داشته باشند.  اما در عمل اين کارگران هميشه در مقابل تصميمات رژيم مقاومت كرده اند و  با ادامه کار و زندگى شان در ايران اين سياست ها را نديده گرفته اند و يا حتي آنان كه در مراحلي از ايران اخراج شده اند٬ باز تحت فشار بيكاري و وابستگي به خانواده و دوستانشان در ايران ٬ دوباره بازگشته و با هر مشقتي شده زندگي گذرانده اند. بايد به حمايت از کارگران مهاجر افغان برخاست.

براى اجراى طرح ضربتي اخراجي كارگران افغان از ايران٬  رژيم به حمايت ناسيوناليسم ايرانى و مليگرايان که قبلا و بارها و بارها چراغ سبز هم داده اند٬ به حمايت  جرياناتى نظير سطلنت طلب ها و حزب توده پشتگرم است. ما بايد بکوشيم که با افشاى ناسيوناليسم ايرانى و حاميان اين گرايش و افشاى سکوتى که امروز از جانب بسيارى از نيروهاى اپوزسيون شاهديم، صف مبارزه عليه اين پاکسازى قومى را قويتر کنيم.

بايد تلاش کنيم که با جلب همبستگى بين الملى کارگرى و مردم آزاديخواه اين سياست رژيم را به شکست بکشانيم. با نامه هاي اعتراضي مان به اتحاديه هاي كارگري در سطح جهاني صداي اعتراض خود را عليه اين سياست فاشيستي بلند كنيم.

بايد همانطور که يک بند قطعنامه هاى اول مه امسال حمايت از کارگران مهاجر افغانستانى بود، با اتحاد و همسبتگى در مقابل اين سياست بايستيم. بايد در مجامع عمومى کارگرى عليه اين سياست سخن بگوييم  و تبليغات فاشيستى رژيم را خنثى كنيم. بايد با پيامهاى همبستگى و پشتيبانى خود کارگران افغان را مورد حمايت و پشتيبانى قرار دهيم. بايد در اعتراض به طرح ضربتي رژيم براي اخراج كارگران افغان تجمعات اعتراضي برپا كنيم. بايد با تمام قوا رژيم را در اجراي اين سياست به عقب برانيم.

ما خواهان حق شهروندى کامل براى همه مهاجران در ايران هستيم و اين تنها ملاکى است که ميتوان با آن درجه آزاديخواهى جريانات مدافع آزادى را سنجيد.

طرح ضربتي اخراج كارگران افغان در ايران٬ در هم پاشيدن زندگي بيش از دو ميليون انسان به جرم متولد شدن در سرزميني ديگر٬  حمله به حرمت انسانيت و كل جامعه است. نبايد در مقابل چنين تراژدي انساني اي ساكت نشست. بازگذاشتن دست رژيم و سرمايه داران در پياده كردن چنين سياستهايي ٬ اوليه ترين استانداردهاي انساني را در جامعه به زير سئوال ميبرد و كل جامعه را به بربريت ميكشد٬  بايد با تمام قوا بکوشيم تا از تحقق فاجعه اى که در پيش است جلوگيرى کنيم و رژيم را در اجراى اين سياست ضد بشرى به شکست بکشانيم

انترناسيونال ١٦٦،  ٢٦ آبان ٨٥. *

Advertisements

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s

%d bloggers like this: