شهلا دانشفر

خوش آمديد

جنبش كارگري و پيشروي هاي آن

روند رو به رشد جنبش اعتراضي طبقه كارگر و رشد راديكاليسم در راس اين اعتراضات، امروز موقعيتي در جنبش كارگري بوجود آورده كه بايد با تعمق بيشتري به آن نگاه كرد٬ پيشروي ها و نقطه قوتهاي آنرا ديد و موانعش را شناخت و از آن استتنتاجات عملي روشني براي به جلو بردن اين جنبش بدست داد. بنا به گزارشهاي دولتي تنها در سه ماهه اول سال جاري بيش از دو هزار اعتصاب و تجمع كارگري روي داده است. كارگران به اشكال مختلف اعتراض ميكنند٬ بر سر خواستهايشان پافشاري ميكنند٬ اولتيماتوم ميدهند٬ دست به اعتصابات طولاني مدت ميزنند و ما شاهد يك تب و تاب دائمي در محيط هاي كارگري و در ميان كارگران هستيم. من در اين نوشته تلاش ميکنم به اين مساله بپردازم و استنتاجات خودم را بيان كنم.

۱- ابراز وجود علني رهبران كارگري

يك دستاورد مهم جنبش كارگري بويژه در دو ساله اخير٬ تلاش و حركت رهبران كارگري براي ابراز وجود علني و اجتماعي است. ما شاهد اين هستيم كه در اعتراضات كارگري٬ رهبران كارگري دارند جلو مي آيند٬ سحنگوي اعتراض كارگران ميشوند٬ با رسانه ها و تلويزنهاي مختلف مصاحبه ميكنند و از خواستها و مطالباتشان حرف ميزنند٬ پشت تريبونها ميروند و با اسم و رسم خود سخنراني ميكنند. با اسم و رسم خود در سايتهاي خبري و در نشريات و جاهاي مختلف مطلب مينويسند. اين را ما در اول مه امسال ديديم و در اعتراضات كارگري شاهدش هستيم. اين نشانگر رشد راديكاليسم و چپ در راس جنبش اعتراضي كارگري است. اين آن راه و جهتي است كه به جنبش اعتراضي طبقه كارگر و رهبران اين جنبش هويت ميدهد و به آن امكان ميدهد كه در عرصه سياسي جامعه قد علم كند و ابراز وجود كند. اين يك پيشروي مهم در جنبش كارگري در ايران است.

۲- رشد همبستگي كارگري

يك دستاورد ديگر جنبش اعتراضي كارگري باز هم بويژه در دو ساله اخير رشد همبستگي كارگري در اين اعتراضات است. كارگر نساجي كردستان اعتصاب ميكند٬ كارگر كارخانه شاهو و ايران خودرو و غيره از آن پشتيباني ميكنند. كارگران شاهو براي ادامه اعتراضشان به تهران ميروند فعالين كارگري از كارخانجات مختلف به جمع آنها ميپيوندند و از اعتراض آنان حمايت ميكنند. طومارهاي اعتراضي و پيامهاي حمايتي دارد بعنوان يک سنت مبارزه در ميان كارگران جاي خود را باز ميكند. از جمله در بسياري از اعتراضات كارگري ما شاهديم كه كارگران تلاش دارند حركت خود را به بيرون از كارخانه بكشانند٬ صداي اعتراض خود را نه تنها در سطح جامعه بلكه در سطح بين المللي منعكس كنند و خطاب به مردم و سازمانها و تشكلهاي بين المللي پيام ميدهند و ميخواهند از اعتراضشان حمايت شود. اين شكل از مبارزه و تلاش براي دامن زدن به همبستگي كارگري در اعتراضات جاري خود امروز به فاكتور مهم در قدرتگيري اعتراضات كارگري تبديل شده است. از جمله در نتيجه اين فعاليتهاست كه ميبينيم چگونه اعتراض كارگران كارخانه اي با مثلا ٤٠٠ كارگر نظير كارخانه شاهو و نساجي كردستان در فضاي سياسي شهر تاثير ميگذارد و به موضوع بحث در كارخانجات ديگر و در شهرهاي ديگر تبديل ميشود و اين خود بر روي كارفرما و دولت براي روشن كردن تكليف كارگران و خواستها و مطالباتشان به اهرم فشاري قوي تبديل ميشود.

۳- متوسل شدن به مكانيزم هاي اجتماعي مبارزه و گسترش آن

يك نقطه قوت اعتراضات كارگري امروز متكي شدن اين اعتراضات به مكانيزمهاي اجتماعي مبارزه و مطلع نگاه داشتن جامعه از خواستها و مطالبات هر حركت اعتراضي است. اين كاري است كه كارگران نساجي كردستان و نساجي شاهو كردند و در اين جهت حتي الگوهاي پيشروي در برابر جنبش كارگري در ايران قرار دادند. مطلع نگاهداشتن دائم مردم از روند اعتراض و خواستهايشان٬ شركت فعال خانواده هاي كارگري در اين اعتراضات٬ نامه دادن به نهادهاي بين المللي و بيان روشن خواستها و مطالبات٬ مصاحبه كردن با رسانه ها ي مختلف و تلويزيون كانال جديد همه نمونه اي برجسته اي از اين كار است. اين شكل از مبارزه اجازه ميدهد كه مردم از حركت كارگران حمايت كنند. رژيم نتواند كارگران را در انزوا قرار دهد و سركوب كند و كارگران بتوانند با قدرت بيشتري خواستهايشان را پيگيري كنند. اينها سنتهايي است كه در اينجا و آنجا در حركتهاي اعتراضي كارگري در جاهاي مختلف دارد شكل ميگيرد ولي هنوز به سنتي گسترده و قوي در جنبش كارگري تبديل نشده است و بايد براي آن تلاش كرد.

۴- مجامع عمومي كارگري شكل قوام يافته تري بخود گرفته است

اگر نگاهي به جنبش اعتراضي كارگران بكنيم اولين چيزي كه ميتوان مشاهده كرد متكي بودن اين اعتراضات به مجامع عمومي كارگري است. برپايي مجمع عمومي كارگري امروز به امري هر روزه در محيطهاي كارگري تبديل شده است. به درجه اي كه اعتراضات گسترش مييابد٬ ما شاهد برپايي اين مجامع و اعمال اراده كارگران از طريق جمع شدن هايشان هستيم. در دل اين جمع شدنها و مبارزه كردنهاست كه مجامع عمومي كارگري شكل گرفته و كارگران آموخته اند كه در آنجا تصميم بگيرند٬ قطعنامه صادر كنند٬ اولتيماتوم بدهند٬ نمايندگان خود را انتخاب و به كارفرما و دولت تحميل كنند و بدين طريق خواستهايشان را دنبال كنند. به عبارت ديگر مجامع عمومي كارگري امروز دارد هم بعنوان ظرف اعتراض كارگران و هم محلي براي ايجاد اتحاد و همبستگي در اعتراضاتشان نقش ايفا ميكند. در دل اعتراضات هر روزه است كه مجامع عمومي كارگري دارد هر روز شكل قوام يافته تري بخود ميگيرد.

در همين اعتراضات يكماه اخير بود كه ما در مواردي چون دوده صنعتي ساوه و يا لوله سازي اهواز شاهد بوديم كه وقتي به كارگران گفته ميشود كه كارفرما با شوراي اسلامي مذاكره خواهد داشت تا پاسخ آنها را بدهد٬ كارگران ميگويند ما شوراهاي اسلامي را برسميت نميشناسيم٬ ما در كارخانه و در درون مجمع عمومي مان با شما مذاكره خواهيم كرد و نمونه ديگر و پيشرفته تر آن در نساجي كردستان و نساجي شاهو است. در اين كارخانجات كارگران مرتبا در مجمع عمومي خود جمع ميشوند٬ تصميم ميگيرند و بطور دائم از طريق نمايندگان خود در جريان پيشرفت مسائلشان قرار ميگيرند. اينها همه پيشرويهاي جنبش كارگري و نشانگر اينست كه امروز ما فاصله كوتاهي تا تشكيل مجامع عمومي منظم كارگري و تثبيت اين مجامع بعنوان ظرف اساسي اعتراض و اعمال اراده كارگران به كارفرما و دولت هستيم. از سوي ديگر ما در بسياري جاها شاهد بوده ايم كه دولت و كارفرما تلاش كرده اند با برپايي نشستهاي فرمايشي با حضور نمايندگان شوراهاي اسلامي و حراست و آخوند و كارفرما٬ به مجامع عمومي كارگري شكلي فرمال بدهند و مانع تشكيل مجامع عمومي خود كارگران بشوند. اما اين نشستها هيچ ربطي به مجمع عمومي كارگران نداشته است و ندارد و كارگران با ابراز انزجار و با بي اعتنايي خود نسبت به چنين نشستها و مجامعي عملا اجراي چنين سياستي را به شكست كشانده اند. بعلاوه اينكه در هر كجا كه تجمعي برپا شده آنرا به صحنه اعتراض خود تبديل كرده و با اعتراضشان عرصه را بر حراست و شوراهاي اسلامي و كارفرما تنگ كرده اند. به عبارت ديگر امروز در كارخانجات از يك طرف كارفرما و حراست و مزدوران شوراهاي اسلامي قرار دارند و از سويي ديگر كارگران و تجمعات اعتراضيشان. اين روندي است كه ما هر روزه شاهد آن در اعتراضات كارگري هستيم. شاهد اين هستيم كه شوراهاي اسلامي و خانه كارگر هر روز بي اعتبار تر و منزوي تر ميشوند و مجامع عمومي كارگري شكل قوام يافته تري بخود ميگيرد. اينها همه پيشروي هاي جنبش كارگري است كه امروز ما را در موقعيت بسيار مساعدي براي دامن زدن به جنبش مجامع عمومي كارگري بعنوان نطفه هاي شوراهاي واقعي كارگري قرار داده است.

رشد سازمانيابي اعتراضات كارگري

ما امروز علاوه بر مجامع عمومي كارگري با اشكال ديگري از سازمانيابي جنبش اعتراضي كارگري و اشكالي چون ايجاد صندوق هاي مالي كارگري روبرو هستيم. نمونه آنرا در بيانه ٣٨ نفر از كارگران شاهو براي تشكيل صندوق همبستگي مالي و فراخوان به همه بخش هاي ديگر جامعه براي كمك رساندن به اعتراض آنان و يا در ميان بخشي از كارگران كشت و صنعت مغان و تشكيل صندوق مالي از جانب آنها ميتوان ديد. تشكيل صندوق همبستگي مالي خود شكل ديگري از ايجاد همبستگي در ميان كارگران و شكل دادن به مجامع عمومي كارگري حول اين صندوق هاست. تشكيل صندوقهاي همبستگي مالي سنتي است در جهت متحد كردن بيشتر كارگران٬ جلب حمايت بخشهاي ديگر جامعه از اعتراضات كارگران و تقويت و دامن زدن به برپايي جنبش مجامع عمومي در كارخانجات است. تشكيل صندوق خود امكان ميدهد كه كارگران گرد آن جمع شوند. با جلب كمك و پشتيباني به صندوق خود در برابر فشارهاي مالي بر روي كارگران و تضعيف اعتراض و مبارزه شان مقاوم شوند و با اين كار اعتراض را از درون كارخانه به درون جامعه بكشانند. با توجه به اهميت و اين خواص صندوقهاي همبستگي مالي٬ دولت و كارفرمايان عملا در مقابل تشكيل آن سد ايجاد ميكنند. با ايجاد موانع حقوقي در برابر آن از تشكيل آن جلوگيري ميكنند٬ اما تجربه كارگران شاهو با بيانيه اي به امضاي ٣٨ كارگر در اين كارخانه٬ تجربه آموزنده ايست كه بايد آموخت. تجربه اي كه به كارگران در ديگر كارخانجات راه نشان ميدهد.

امروز كارگران دارند در عمل تجربه ميكنند كه ايجاد تشكل كارگري امر خود آنانست و كارگران تنها بايد با اتكا به قدرت خود تشكلهايشان را ايجاد كنند و وجود آنرا بر دولت و كارفرمايان تحميل كنند. بطور مثال دولت اجازه تشكيل صندوق همبستگي مالي را به كارگران شاهو نميدهد٬ اما كارگران جمع ميشوند٬ بيانيه ميدهند و آنرا تشكيل ميدهند و كسي هم نميتواند كاري كند.

در هر حال نكته قابل توجه امروز اينست كه وقوع اعتصابات طولاني مدت٬ براه افتادن طومارهاي اعتراضي و شكل گرفتن حمايتهاي كارگري حول اين طومارها و اعتراضات بيوقفه و متوالي كارگران همه و همه خود حاكي از درجه بالايي از سازمانيافتگي اعتراضات كارگري و نشانگر وجود شبكه هاي مبارزاتي قوام يافته اي از رهبران راديكال و معترض در راس اين اعتراضات است.

رشد راديكاليسم و چپ در راس اعتراضات جاري

يك مشاهده ساده به اعتراضات دو ساله اخير در جبش كارگري به روشني نشانگر اينست كه راديكاليسم و چپ در راس اين اعتراضات نفوذ و اتوريته بيشتري يافته است. اين را در شعارها و خواستهاي اين اعتراضات٬ در اشكال سازمانيابي آن و در تحركي كه امروز در جنبش كارگري شاهد هستيم٬ ميتوانيم ببينيم. امسال براي اولين بار در اول مه سرود انترناسيونال علنا پخش ميشود و رهبران كارگري پشت تريبونها قرار ميگيرند و از نابودي سرمايه داري و برقراري سوسياليسم سخن ميگويند. اين خود به تنهايي جايگاه و موقعيت چپ در جنبش كارگري را تصوير ميكند. نمونه باشكوه ديگر آن مارش اول مه با پرچمهاي سرخ و با پلاكارد كارگران جهان متحد شويد در سنندج است كه خود گوشه ديگري از رشد چپ در جنبش كارگري را به نمايش ميگذارد. همينطور وقتي در ميز مذاكرات با كارگران كارخانه شاهو و نساجي كردستان رسما سخن از اين ميرود كه اين حزب كمونيست كارگري است كه هدايت كننده مبارزات آنهاست و به آنها نهيب زده ميشود كه چرا اخبار آنها در سايتهاي اين حزب و در سطح بين المللي انعكاس يافته است٬ كارگران قاطعانه ميايستند و ميگويند ما خواستمان را ميخواهيم. اين نيز گوشه ديگري از رشد چپ در جنبش كارگري و در عين حال موقعيت حزب كمونيست كارگري در اين جنبش را نشان ميدهد.

از سوي ديگر به مبارزه براي خواست افزايش دستمزدها نگاه كنيم. براي اولين بار كارگران خودشان با خواستي مشخص براي ميزان حداقل دستمزدهايشان٬ با خواست ٤٥٠ هزار تومان در گام اول قدم به جلو ميگذارند و حول آن جنب و جوش و تحرك بپا ميشود. با اين كار كارگران به تصميم دولت مبني بر تعيين حداقل دستمزدها نه ميگويند٬ ميگويند كه شوراي عالي كار را بعنوان مرجع تعيين دستمزد ها برسميت نميشناسند٬ ميگويند نمايندگان خانه كارگر و شوراهاي اسلامي٬ نمايندگان آنها نيستند و اعلام ميكنند اين ما كارگران هستيم كه بايد نرخ فروش نيروي كارمان را تعيين كنيم و دستمزد ما نبايد كمتر از ٤٥٠ هزار تومان باشد. اين يك جنبش راديكال و تعرضي است كه شكل گرفته است و خود بيانگر حال و هواي پر تب و تاب جنبش اعتراضي طبقه كارگر در شرايط امروز است.

موانع كجاست؟ نكات كليدي كدامند؟

به جنبه هاي مهمي از پيشروي هاي جنبش كارگري اشاره كردم. اما مشكل كجاست كه عليرغم كثرت اعتراضات كارگري٬ عليرغم فضاي پر تب و تاب جامعه و عليرغم همه اين پيشرويها٬ چرا اعتراضات كارگري هنوز شكل پراكنده اي دارد؟ چرا طبقه كارگر هنوز از معضل داشتن تشكل قدرتمند توده اي و علني خود رنج ميبرد؟

يك مانع اساسي كه ميتوان بر روي آن انگشت گذاشت شقه شقه كردن طبقه كارگر تحت سياست استخدامهاي قراردادي و موقت است. تكه تكه كردن صنايع و سپردن هر بخش آن به يك پيمانكار و متفرق كردن كارگران در واحدهاي بزرگ و صنعتي است. اما عليرغم همين معضل است كه ما شاهد چنين سطحي از جنب و جوش اعتراضي در ميان كارگران هستيم. عليرغم همين معضلات است كه ما شاهد پيشرويهايي هستيم كه بالاتر به آن اشاره كردم. بطور مثال ميگويند صنايع نساجي مستهلك شده و سود آور نيست٬ ماهها به اين كارگران دستمزدي پرداخت نميكنند و مرتبا در ميان آنان بيكارسازي و اخراج صورت ميگيرد٬ اما وقتي اين كارگران ميايستند و مبارزه ميكنند٬ فورا شاهد عقب نشيني دولت هستيم. فورا شاهد اين هستيم كه به قول خودشان بودجه بحران تصويب ميشود و ميخواهند صداي اعتراض كارگران را آرام كنند. يعني اين اقتصاد نيست كه تعيين ميكند. اين اعتراض كارگران و قدرت مبارزه شان است كه حرف آخر را ميزند. از همين روست كه ما شاهد رشد هر روزه اعتراضات كارگري هستيم. بنابراين امروز هم توازن قوا و هم موقعيتي كه جنبش كارگري در آن قرار گرفته٬ امكان ميدهد كه بطور مثال تشكلهاي سراسري علني و توده اي كارگري٬ شوراها را شكل داد٬ امكان ميدهد كه مبارزات طبقه كارگر را حول شعارهاي سراسري و متحد كننده سازمان داد و به بيشترين همبستگي و اتحاد در ميان اعتراضات بخشهاي مختلف جامعه دامن زد. براي تحقق همه اينها نقش و جايگاه كارگران كمونيست و رهبران كارگري تعيين كننده و كليدي است. اما نكات كليدي ديگر كدامند؟

به حزب كمونيست كارگري بپيونديد

يك گام اساسي براي كارگران كمونيست و رهبران كارگري امروز اينست كه به حزب كمونيست كارگري ايران بپيوندند. حزب كمونيست كارگري امروز بطور واقعي راديكاليسم چپ را در جامعه نمايندگي ميكند و افق و استراتژي روشني را در مقابل فعالين چپ و رهبران كارگري قرار ميدهد. بايد به اين حزب پيوست. متشكل شدن در اين حزب امروز يك اهرم قدرتمند در قدرت دادن به اعتراضات كارگري و راديكاليسم آنست. تماس و ارتباط رهبران كارگري با ما٬ مطلع كردن ما از دقايق اعتراض و مبارزاتشان٬ استفاده از تريبونهاي اين حزب از راديو انترناسيونال و تلويزيون كانال جديد براي رساندن صداي اعتراضشان به سطح جامعه و بدست گرفتن سياستها و برنامه هايي كه حزب در دستور خود گذاشته است٬ بطور واقعي رهبران كارگري و اعتراضات جاري را در موقعيت بسيار قدرتمند تري قرار خواهد داد. با متشكل شدن در صفوف حزب ميتوان با افق و چشم انداز روشنتري اعتراضات جاري را هدايت كرد و به پيش برد. بايد به اين حزب پيوست و در عين حال بصورت متشكل و سازمانيافته اعتراضات جاري را هدايت كرد و به جلو برد. تصورش را بكنيد وقتي حوزه هاي حزبي در راس اعتراضات جاري كارگري فعالند و براي هر لحظه و هر گام آن نقشه و برنامه ميريزند٬ شعار ها و خواستهاي راديكال٬ شفاف و روشني را به درون اين اعتراضات ميبرند٬ آنگاه در سطحي بزرگ و ماكرو ميتوان به اين مبارزات سمت و سو داد و شعارها و سياستهاي حزب را به سياستهاي اين جنبش تبديل كرد. امروز سازمانيابي حزب در ميان كارگران يك حلقه كليدي در توده اي كردن راديكاليسم در جنبش كارگري است و در روند اعتراضي طبقه كارگر نقش تعيين كننده اي دارد.

ابراز وجود علني رهبران كارگري و كارگران چپ و كمونيست هنوز يك ضرورت است

من به ابراز وجود علني كارگران كمونيست و رهبران كارگري و جنب و جوش هايي كه در اين زمينه در ميان اين بخش از كارگران بوجود آمده بعنوان يك پيشروي در جنبش كارگري اشاره كردم. بويژه نسل جوان كارگري دارد با اين سنتها بار ميايد و به جلو گام برميدارد. اما اين امر مهم هنوز به يك سنت جا افتاده و قوي در ميان رهبران كارگري و كارگران كمونيست تبديل نشده است و هنوز يكي از معضلات جنبش كارگري در ايران است. ما هنوز تا داشتن رهبران چپ و كمونيستي كه در راس جنبش كارگري قرار بگيرند و بعنوان شخصيتهاي شناخته شده جامعه توانايي جابجايي نيرو داشته باشند٬ رهبراني كه بتوانند مردم را پشت سر خود بسيج كنند و جامعه آنها را بعنوان شخصيتهاي با اتوريته و معتبر بشناسد بسيار فاصله داريم. همانطور كه اشاره كردم اين جنب و جوش مدتي است كه شروع شده اما كماكان سنتهاي گذشته٬ سنتهايي كه حميد تقوايي قبلا در نوشته هاي خود در اين زمينه به آنها اشاره كرد٬ هنوز بعنوان مانع عمل ميكنند. هنوز رهبران اعتراضي كارگران به مكانيزمهاي اجتماعي مبارزه به خوبي دست نميبرند و از جمله هنوز از ابزارهاي اجتماعي براي اينكه صداي اعتراض خود را به سطح جامعه ببرند و از رسانه هاي مختلف و تلويزيون كانال جديد براي انعكاس خبر مبارزه شان نه تنها در سطح داخلي بلكه در سطح بين المللي سود جويند٬ كاملا استفاده نميكنند. هنوز مبارزات كارگري در بسياري جاها در سطح كارخانه ها محدود ميماند و از سوي كارگران و رهبران اعتراضات كارگري٬ براي جلب حمايت بخشهاي مختلف جامعه از اعتراض و خواستهايشان كاري صورت نميگيرد. و هنوز رهبران كارگري و كارگران كمونيست خود را در قامت يك رهبر در سطح جامعه نميبيند و نقش خود را به كارخانه و به يك اعتراض معين محدود ميبينند. اينها همه سنتهاي بازدارنده ايست كه بعنوان موانعي جدي در قدرتگيري اعتراضات امروز كارگران نقش دارند. كارگران ايران پويا كه براي دستمزدهاي پرداخت نشده خود مبارزه ميكنند٬ مورد ضرب و شتم قرار ميگيرند٬ بطوريكه چند نفر آنها به بيمارستان برده ميشوند٬ اما آنقدر انعكاس اين اعتراض محدود است كه ما با سيل نامه هاي حمايتي از اين كارگران و ارسال دسته هاي گل به حمايت از كارگراني كه زخمي شده اند و پشتيباني جانانه ديگر كارگران از آنان روبرو نميشويم. هنوز دخالت خانواده هاي كارگري در اين مبارزات بعنوان يك نيروي مهم در تقويت آنان جاي خود را كاملا باز نكرده است. اگر چه در اين زمينه پيشروي هايي داشته ايم و ما شاهد شركت و دخالت هر چه بيشتر آنان در اعتراضات هر روزه كارگري هستيم. بايد اين موانع را بر طرف كرد و كارگران كمونيست و رهبران كارگري بايد بعنوان رهبر اعتراضات كارگري سخن بگويند و جامعه را مورد خطاب قرار دهند. با دست بردن به چنين مكانيزمهاي اجتماعي است كه اعتراضات قدرت ميگيرد و شكل سراسري پيدا ميكند. با وجود چنين رهبراني است كه جنبش اعتراضي كارگري نيز ميتواند پشت آنها به خط شود.

دامن زدن به جنبش مجامع عمومي و تشكل شوراها يك حلقه كليدي در جنبش كارگري

من در بحثهايم در اين نوشته به قوام يافتن هر روزه مجامع عمومي كارگري اشاره كردم. اينجا تاكيدم اينست كه با توجه به پيشروي هاي تاكنوني در اين عرصه و با توجه به توازن قواي سياسي جامعه ميتوان به مجامع عمومي كارگري شكلي منظم و سازمانيافته داد و پايه هاي شوراهاي واقعي كارگري را شكل داد. اين دست فعالين و رهبران كارگري را ميبوسد كه از هر فرصتي براي تشكيل اين مجامع استفاده كنند. مطلوبيت آنرا بعنوان ظرف ابراز اراده كارگران در ميان آنان جا بيندازند و با قدرت و اتحاد كارگران به وجود آن در محيطهاي كار رسميت دهند و آنرا به دولت و كارفرما تحميل كنند. در عين حال امروز شرايط كاملا مهياست كه حول خواستهايي سراسري چون پيگيري دستمزدهاي پرداخت نشده٬ عليه بيكاري٬ مبارزه عليه بيكارسازيها٬ عليه استخدامهاي موقت و غيره و غيره انواع و اقسام كميته ها و نهادها را شكل داد و اين خواستها را پيگيري كرد. ميتوان وجود چنين تشكلهايي را دوفاكتو به رژيم تحميل كرد و آنها را به ابزار قدرتمندي براي پيشبرد اعتراض كارگران تبديل كرد. ميتوان همين امروز فعالين و رهبران كارگري هياتهاي موسس شوراها را شكل دهند و با ارتباط با كارگران در كارخانجات مختلف و دامن زدن به جنبش مجامع عمومي در كارخانجات مختلف به استقبال تشكيل شوراهاي واقعي كارگري بروند.

بايد حول شعارهاي سراسري و بسيج كنند متحد شد

متحد شدن حول خواستهاي سراسري كارگري مثل خواست افزايش دستمزدها٬ پرداخت فوري دستمزدهاي پرداخت نشده٬ يا كار يا بيمه بيكاري٬ لغو استخدام هاي برده وار موقت و استخدام رسمي كارگران٬ يك شكل عملي گسترش دامنه اعتراضات در شرايط كنوني است. ما هم اكنون شاهد پيوند خوردن اعتراضات در بخشهاي مختلف كارگري حول خواست ٤٥٠ هزار تومان هستيم. خواستي كه از جانب كارگران نساجي كاشان طرح شد و بعد از آن توسط كارگران كارخانه فيلور٬ كشتي سازي صدرا اعلام شد و ١٦٠٠ كارگران در پتروشيمي ماهشهر طومار اعتراضي حول آنرا امضا كردند و كارگران نساجي شاهو و نساجي كردستان و پتروشيمي بيستون نيز بر آن تاكيد كردند. مبارزه حول دستمزد ٤٥٠ هزار تومان تا همينجا خود نمونه روشني از ممكن بودن مبارزه حول خواستهاي سراسري كارگري است و نشان ميدهد كه دامن زدن به چنين مبارزاتي چگونه ميتواند مبارزه بخشهاي مختلف طبقه كارگر را به هم پيوند داده و شكل سراسري به اين اعتراضات دهد.

اينها همه آن حلقه هاي كليدي است كه بايد توسط رهبران كارگري و فعالين كارگري بدست گرفته شود و با بدست گرفتن آنها با افق و چشم انداز روشني به جلو گام برداشت

كارگر كمونيست ٢٠،  ٥ آبان ٨٤.

Advertisements

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s

%d bloggers like this: