شهلا دانشفر

خوش آمديد

خواست ٤٥٠ هزار تومان و معضل مخالفين

مبارزه براي خواست افزايش دستمزدها همچنان ادامه دارد و طومار اعتراضي با خواست ٤٥٠ هزار تومان در محيط هاي کارگري در جريان است. در هفته اخير نيز گزارشي دريافت کرديم که بيش از ١٠٠٠ کارگر در پتروشيمي ماهشهر اين طومار را امضاء کرده و خواهان حداقل دستمزد ٤٥٠ هزار تومان شده اند. بدين ترتيب تاکنون چندين هزار کارگر اين طومار را امضا کرده اند و اين خود زمينه را براي يک اعتراض گسترده حول اين خواست فراهم تر ميکند. بويژه ابتکار جالب ديگري که در همين مدت صورت گرفته است، اعلام سايت اينترنتي دستمزد ٤٥٠ هزار تومان است. اين سايت ميتواند مرکز انعکاس اخبار اين حرکت اعتراضي، بردن اخبار آن به ميان بخشهاي ديگر کارگري و شکل دادن به حرکتي سراسري حول خواست افزايش دستمزدها باشد. اما در کنار اين جنب و جوشها بحث هايي در تقابل با اين حرکت شنيده ميشود، به برخي از اين استدلالات ميپردازم:

چرا ٤٥٠ هزار تومان!

مساله دستمزد يک موضوع هميشگي جدال کارگر با کارفرماست. سطح نازل دستمزدها، تعيين ميزان حداقل دستمزدها در غياب حضور نمايندگان کارگران توسط دولت، يک بردگي آشکار را به کارگران در ايران تحميل کرده است. کارگران به اين موضوع و به سطح پايين دستمزدهايشان معترضند و خواهان افزايش فوري دستمزدهايشان هستند. اتفاق جديدي که افتاده اينست که امروز بخشي از کارگران در ايران پا پيش گذاشته اند و ميگويند حاضر نيستند زير خط فقر زندگي کنند. ميگويند دستمزد آنها حداقل بايد يک ميليون تومان باشد اما امروز در قدم اول براي خواست ٤٥٠ هزار تومان مبارزه ميکنند. اين يک حرکت به جلو و به پيش است. ما از هر قدمي براي بهبود زندگي کارگر و به طريق اولي از اين حرکت با تمام قوا حمايت ميکنيم. اما در اين ميان عده اي پيدا شده و ميگويند چرا براي حداقل دستمزد رقمي تعيين شده است و چرا ٤٥٠ هزار تومان؟ در برابر اين استدلال پاسخ من به اين آقايان اينست که اينجا بحث بر سر مبارزه جاريست. بحث بر سر يک حرکت اعتراضي معيني است که اتفاق افتاده و مساله بسادگي اينست که طيف وسيعي از کارگران در مقابله با زندگي فلاکتباري که به کارگران تحميل شده پا پيش نهاده اند و رقمي را تعيين کرده اند و خود همين دارد به يک فاکتور مهم در متحد شدن کارگران بر سر مساله افزايش دستمزد تبديل ميشود. اما سوال من از اين آقايان اينست که چرا از اين حرکت حمايت نميکنيد؟ چرا به آن نميپيونديد؟

همانطور که اشاره کردم حداقل دستمزد ٤٥٠ هزار تومان در ماه رقمي است که از مبارزه امروز کارگران بيرون آمده است. همچنانکه در ميان معلمان زمزمه ٥٠٠ هزار تومان است. هيچکدام از اين ارقام در خود هيچ قدوسيتي ندارند. به نظر من اين يک جنبش اعتراضي مهم است که بدون شک پيروزي آن طبقه کارگر را در موقعيت بسيار فراتري قرار خواهد داد. مساله اصلي درک اهميت سياسي اين حرکت در مقطع کنوني است. در شرايطي که کارگر دخالتي در تعيين ميزان حداقل دستمزد خود ندارد و از حق تشکل و داشتن نمايندگان منتخب خود محروم است و اکنون خودش پا پيش گذاشته و ميگويد در قدم اول من اينقدر دستمزد ميخواهم، اين يعني اعلام عدم مشروعيت تصميم دولت مبني بر تعيين ميزان دستمزد، اين يعني نه به خانه کارگر و شوراهاي اسلامي که بعنوان نمايندگان کارگران در “شوراي عالي کار” براي تعيين حداقل دستمزد شرکت ميکنند و نه به نقش سنتي آنها در سد کردن و منحرف کردن اعتراض کارگران براي خواست افزايش دستمزدهاست. اين يعني اينکه کارگر دارد پا پيش ميگذارد و ميگويد خودش ميخواهد در مورد شرايط کار و زندگيش تصميم بگيرد. البته فراموش نکنيم که در همان ابتدا کارگران کاشان که مبتکر اين حرکت بودند در طومار اعتراضي خود اعلام داشتند که براي اينکه امروز کارگر زير خط فقر زندگي نکند در واقع بايد دستمزدي برابر يک ميليون تومان در ماه دريافت کند و از حق داشتن يک زندگي انساني صحبت کردند و خواهان افزايش دستمزدها به ميزان ٤٥٠ هزار تومان در قدم اول شدند. همچنين نفس طرح يک مبلغ مشخص مبنايي است براي متحد شدن کارگران حول آن که به فشرده کردن صف اعتراض آنان حول خواست افزايش دستمزدها کمک ميکند و ميتواند بخش وسيعي از کارگران را به تحرک درآورد. چنانکه تاثيرات آنرا همين امروز ميتوان ديد. بايد از چنين حرکتي استقبال کرد.

اگر دستمزد افزايش يابد نرخ تورم نيز افزايش مييابد!

استدلال ديگر در مخالفت با مبارزه براي خواست ٤٥٠ هزار تومان در قدم اول، استدلال قديمي و آشنايي است که ميگويد اگر سقف معيني چون ٤٥٠ هزار تومان را بعنوان ميزان حداقل دستمزد اعلام کنيم، نرخ تورم و قيمتها نيز به همين نسبت افزايش مييابد و عملا کارگر بيشتر تحت فشار قرار ميگيرد و بعضا افرادي از سر کارگر دوستي، با تکيه بر همين استدلال نتيجه ميگيرند که براي حداقل دستمزد نبايد نرخي تعيين کرد، بلکه کافيست که خواهان افزايش دستمزد به اندازه تامين رفاه و معيشت کارگر باشيم و اين جواب همه چيز را خواهد داد. پوچي و بي پايه بودن اين استدلال روشن است. با اين استدلال در واقع ما بايد خواهان انقباض دستمزدها و عدم افزايش آن باشيم. اولين سوال از اين آقايان خَيِر و “کارگر دوست” که به چنين استدلالاتي متوسل ميشوند اينست که بالاخره آيا براي آنها اساسا تعيين نرخ دستمزد معنايي دارد، يا خير؟ بطور مثال اگر امروز کارگران در ايران تشکل واقعي خود را داشتند، اگر نمايندگان واقعي کارگران پاي ميز مذاکره با دولت مينشستند و ميزان حداقل دستمزد خود را تعيين ميکردند، آيا نبايد مبلغي را بعنوان خواست خود اعلام ميکردند؟

واقعيت اينست که در جامعه سرمايه داري کارگر به اندازه اي که مزد ميگيرد، ميتواند کالا بخرد و نيازهاي خود و خانواده اش را تامين کند و ميزان يا سطح رفاه کارگر يعني اينکه او چقدر امکان برخورداري از نعمات جامعه را دارد. تعيين نرخ دستمزد اتفاقا موضوع اصلي دعواي کارگر و سرمايه دار است که بر سر آن کشاکش شروع ميشود. بنابراين در پاسخ به نظري که ميگويد بايد از يک زندگي مرفه حرف بزنيم و براي دستمزد رقم تعيين نکنيم، حرف من اينست که يک جنبه اساسي تامين زندگي اي که کارگر بتواند از مسکن مناسب، تغذيه سالم، بهداشت و درمان رايگان و تامين يک زندگي مرفه و انساني برخوردار باشد دستمزد است و اين در عالم واقعي يعني برخورداري از يک سطح معيني دستمزد که کارگر بايد براي آن مبارزه کند و آنرا به دولت و کارفرمايان تحميل کند. به عبارت روشنتر اينکه کارگر چه حدي از دستمزد را با زور مبارزه اش بتواند به سرمايه دار تحميل کند، سطح زندگي و رفاه او را تعيين خواهد کرد.

سوال ديگري که در مقابل اين آقايان قرار ميگيرد اينست که آيا شعار “حقوق مکفي براي زندگي راحت” با مانع تورم مواجه نميشود؟ اگر نرخ تورم همچنان رشد صعودي داشت پاسخ چيست؟ اجازه بدهيد در سطح پايه اي تر به اين مساله بپردازم. ربط ميزان دستمزد به رشد قيمتها و تورم، استدلالي مردود و قديمي است که مارکس پاسخ آنرا داده است. پاسخ واقعي اينست که کارگر در ازاي فروش نيروي کارش مزد ميگيرد و قيمت کالاها و نوسان آن ربطي به قيمت مزد کارگر ندارد. اين درست است که نوسان در عرضه و تقاضا باعث نوسان در قيمت کالاها ميشود، اما نيروي کار کارگر نيز کالاست و بايد تابع همان نوساناتي باشد که در نرخ کالاها بوجود آيد. يعني اينکه مزد کارگر بايد اتومات متناسب با رشد قيمتها و تورم بالا رود و اگر قيمتها بالا رفت، دستمزدها نيز بايد فورا افزايش يابد. بنابراين اگر به فرض حداقل دستمزد امروز ٤٥٠ هزار تومان باشد، طبعا با رشد تورم در سال بعد اين رقم بايد افزايش يابد و به ٧٠٠ هزار توماه در ماه و يا بيشتر برسد. استدلال اينکه اگر دستمزد افزايش يابد، تورم بالا ميرود، استدلالي است که در ايران نيز هميشه از سوي مدافعين سرمايه در مقابل کارگران به ميان کشيده ميشود تا صداي اعتراض کارگران را خفه کنند و فشار بار بحران را تماما بر دوش کارگر بيندازند. مبارزه کارگران حول خواست مشخص ٤٥٠ هزار تومان دارد صف آرايي اين مبارزه در ايران را نشان ميدهد و در اين ميان عده اي پيدا شده اند که با ژستي خيرخواهانه ميکوشند کارگر را از اين مبارزه برحذر دارند، چرا که فکر ميکنند اگر دستمزد افزايش يابد، تورم نيز افزايش مييابد و اين به ضرر کارگر خواهد بود. روشن است که چنين اس١تدلالي نه ربطي به طبقه کارگر و مبارزه اش دارد و نه بويژه امروز گوش خريداري. کارگري که امروز با مبلغي يکسوم زير خط فقر اعلام شده از سوي دولت دارد زندگي ميکند، قطعا گوشش به اين حرفها بدهکار نخواهد بود.

طبعا چنين استدلالاتي تنها در برابر کارگر گذاشته ميشود و کسي صحبتي از ارقام نجومي حقوق مقامات عاليرتبه دولتي و نمايندگان مجلس و غيره نميکند. تورم را تنها با دستمزد کارگر اندازه ميگيرند، چرا که بطور واقعي نيروي کار کارگر کالاست و فرق اين کالا با کالاهاي ديگر اينست که کالاهاي ديگر را سرمايه داران به جامعه عرضه ميکنند و هر روز تحت فاکتورهاي مختلف نرخ آنها افزايش مييابد. اما کارگر نيروي کارش را به سرمايه دار ميفروشد و سرمايه دار براي اينکه سوددهي سرمايه اش را بالاببرد، بدنبال کار ارزان و کارگر خاموش است. بعبارت روشنتر، اين استدلالات، حتي اگر بصورت زيبا و زرورق پيچيده آن طرح شود، چيزي جز همصدايي آشکار با سرمايه داري نيست و ميبينيم وقتي صحبت از افزايش مزد کارگر ميشود، افزايش نرخ تورم را همچون چماقي در برابر او قرار ميدهند و کل جامعه را عليه او بسيج ميکنند.

٤٥٠ هزار تومان دستمزد در قبال چند ساعت کار؟ با توجه به شرايط متفاوت کار نميتوان رقم معيني براي دستمزد تعيين کرد؟

پاسخ من به روشني اينست که در برابر فرضا همان هشت ساعت کاري که رژيم ١٢٢ هزار تومان حداقل دستمزد تعيين کرده، امروز کارگر خواهان ٤٥٠ هزار تومان در قدم اول شده است. آيا شما با اين مخالفيد؟!! اينجا دعوا بر سر تعيين حداقل دستمزد است. بحث بر سر ساعت کار نيست. بعلاوه اينکه حتي اگر استدلال شما اين باشد که اگر کارگر دستمزد بيشتري مطالبه کند، ممکن است کارفرما ساعت کار را بالا برد، باز جواب اين خواهد بود که بسيار خوب اين موضوع دعواي بعدي است و طبعا آنموقع کارگر در مقابل آن خواهد ايستاد. بنابراين شما نميتوانيد امروز به کارگر بگوييد خواهان افزايش دستمزد نباش چون ممکن است کارفرما ساعت کارت را بالا برد. طبعا مساله ساعت کار به نوبه خود مساله مهمي است که بر زندگي اجتماعي کارگر و سلامتي جسم و روان او نقش دارد. به عبارتي ديگر اگر يک بخش مهم تامين رفاه کارگر دستمزد اوست، بخش ديگر آن ساعت کار و برخورداري او از فراغت براي بازسازي نيروي کار خود و داشتن يک زندگي اجتماعي سالم، فعال و خلاق است. در يک کلام، هر کسي که با مسائل جنبش کارگري اندک آشنائي داشته باشد اينرا ميداند که درخواست افزايش دستمزد با فرض اضافه نشدن ساعت کار است، همانطور که خواست کاهش ساعت کار و مبارزه براي آن با کاهش نيافتن دستمزد همراه است. اگر کسي خود را به نفهمي نزده باشد و از اساس بي اطلاع از معاني خواستهاي افزايش دستمزد يا کاهش ساعت کار نباشد آنگاه بايد گفت فقط آگاهانه دارد در مقابل يک مبارزه معين کارگري ميايستد.

اما نکته اي هم در مورد تفاوت شرايط کار کارگران و فاکتورهايي چون سختي کار و بدي آب و هوا و غيره بعنوان استدلالي در مخالفت با تعيين مبلغي معين براي حداقل دستمزدها بگويم. پرداخت مزد بيشتر بابت بدي آب و هوا و هر چيز ديگر ربطي به ميزان حداقل دستمزد کارگر ندارد. ٤٥٠ هزار تومان حداقل دستمزد، يعني آن حداقل مزدي است که بايد به همه کارگران تعلق گيرد، براي اينکه تامين باشند. ضمن اينکه کارگر طبعا بابت شرايط دشوار کار، بدي آب و هوا و غيره مزد بيشتري بايد دريافت کند. ميزان حداقل دستمزد در واقع سطح رفاه و تامين جامعه را بيان ميکند. اين حداقل مبنايي است براي تعيين حداقل بيمه بيکاري، بازنشستگي و مبنايي حقوقي براي استخدام کارگر که سطحي پايين تر از آن ديگر از سوي جامعه قابل قبول نيست. از همين رو ميزان حداقل دستمزد کارگر مساله کل جامعه است و بايد از اين خواست کارگران وسيعا حمايت کرد. يک کار سرمايه داري هميشه اينست که پرداخت دستمزد را به فاکتورهايي جز کار کارگر ربط دهد و با تکه تکه کردن دستمزد کارگر تحت عناوين مختلف طرح طبقه بندي مشاغل و دريافتي ها، اولا در صفوف کارگران تفرقه ايجاد کند و ثانيا و مهمتر اينکه از افزايش مستقيم دستمزد کارگر سرباز زند. ما خواهان افزايش مستقيم سطح دستمزد کارگر هستيم. ما ميگوييم کارگر بايد در مقابل کاري که انجام ميدهد مزد دريافت کند. از نظر من عواملي چون بدي آب و هوا و سختي کار و غيره فاکتورهاييست که کارگر بايد در مقابل آن دستمزد بيشتري دريافت کند. اما دستمزد کارگر بايد به حدي باشد که خود داوطلب انجام کار در چنان شرايطي نباشد، بلکه نياز جامعه به چنين رشته هايي از کار است که تعيين ميکند بخشي از کارگران در چنين شرايطي کار کنند. در چنين حالتي نيز کارفرما موظف است با تامين امکانات و بکارگيري تکنيک پيشرفته از سختي کار و فشار کار بر کارگر بکاهد. همچنين نبايد يک کارگر ناگزير باشد سالهاي طولاني در چنين رشته هايي به کار اشتغال داشته باشد. در هر حال اينها بحث هاي مفصلي است که ميتوان در جاي ديگري به آن پرداخت. هدف من از اشاره به اين جنبه از مساله روشن کردن پوچي اين استدلالات در برابر خواست افزايش دستمزدها از سوي کارگران است.

ما ميگوييم تنها مرجع صاحب صلاحيت براي تعيين دستمزد خود کارگرانند و ميزان حداقل دستمزد بايد توسط نمايندگان منتخب خود آنان انجام گيرد. ما ميگوييم حداقل دستمزد بايد در حد تامين يک زندگي انساني و متناسب با استانداردهاي امروز بشري باشد. ما ميگوييم کارگر مثل يک شهروند جامعه از همان حقوق و مزايايي بايد برخوردار باشد که يک وکيل مجلس و يا کارمند عاليرتبه دولتي برخوردار است. ما ميگوييم دستمزد کارگر بايد بطور اتومات متناسب با افزايش تورم و رشد بارآوري کار افزايش يابد و از يک زندگي درخور و شايسته انساني براي کارگر و تمامي شهروندان جامعه سخن ميگوييم. ٤٥٠ هزار تومان در قدم اول، صداي اعتراض کارگران به فقر و فلاکت موجود است. يک گام براي اتحاد کارگري براي بهبود وضعيت زندگي و شرايط کارش در شرايط کنوني است. ما از هر تلاش کارگران براي بهبود زندگي طبقه کارگر استقبال ميکنيم ما همه کارگران و بخشهاي مختلف جامعه را به پيوستن به اين جنبش اجتماعي فرا ميخوانيم

كارگر كمونيست ١٢،  ٩ تير ٨٤.

Advertisements

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s

%d bloggers like this: