شهلا دانشفر

خوش آمديد

درباره اعتراضات کارگران چيت بهشهر

گفتگو با شهلا دانشفر

کارگر کمونيست: در سال جارى حرکت و اعتراض بى وقفه کارگران چيت بهشهر در زمره پر سر و صدا ترين اعتراضات کارگرى ايران بود. موضوع چه بود و نتيجه اين حرکت به کجا کشيد؟

شهلا دانشفر: اعتراض کارگران چيت بهشهر به ٢٦ ماه دستمزد پرداخت نشده شان بود. بيش از ٥ سال است که کارگران چيت بهشهر با اين مساله درگيرند و در طول اين مدت همواره با اعتراض و مبارزه توانسته اند بخشهايى از دستمزد خود را بگيرند.

اعتراض اخير کارگران چيت بهشهر در ١٧ فروردين شروع شد و کارگران در اين روز و روز بعد از آن در مقابل فرماندارى شهر تجمع کردند و اين تجمع به راهپيمايى بسوى شهر و شعار عليه رژيم و براى خواستهايشان تبديل شد. اين اعتراضات در ٢٧ فروردين ماه به اوج خود رسيد. در اين روز بهشهر شاهد تظاهرات هزاران نفره کارگران و مردم در اين شهر بود. کارگران چيت بهشهر در اعتراض به دستمزدهاى معوقه خود به خيابان آمدند و کارگران کارخانجات ديگر و مردم شهر از آن حمايت کردند. اعتراض کارگران حمايت وسيع همه مردم را بدنبال خود کشيد و به “بحران” چيت بهشهر براى رژيم تبديل شد.

پس از اين حرکت اعتراضى، کارگران چيت بهشهر اولتيماتوم دادند که اگر تا روز ٣١ فروردين به خواستهايشان پاسخ داده نشود دوباره به خيابانها خواهند آمد و با اين اولتيماتوم مقامات و مسئولين حکومت در بهشهر را وادار کردند که با آنان پاى ميز مذاکره بنشينند. در اين مذاکرات کارگران پيشنهاد دولت مبنى بر پرداخت على الحساب مبلغ چهار صد ميليون تومان به آنان و موکول کردن مابقى طلبشان به فروش اراضى خارج از بخش توليد در ماه آينده را رد کردند و خواهان تمامى طلبهايشان تا پايان سال ٨١ شدند. همچنين کارگران اولتيماتومى دوباره براى روز اول ارديبهشت دادند و بار ديگر در اين روز هزاران تن از کارگران و مردم در خيابانهاى بهشهر و در برابر فرماندارى تجمع کردند. تجمع کارگران مورد يورش نيروهاى مسلح رژيم قرار گرفت و شهر حالت حکومت نظامى بخود گرفت. اما عليرغم آن فرداى آنروز کارگران دوباره دست به راهپيمايى زدند و بر خواست پرداخت فورى دستمزدهاى خويش پافشارى کردند.

مبارزه کارگران چيت بهشهر ادامه يافت و در روزهاى ٢٠ و ٢٢ ارديبهشت دست به تظاهرات و تجمع اعتراضى زدند. از روز ٢٧ ارديبهشت ماه بود که کارگران چيت سازى بهشهر اعلام داشتند که در کارخانه ميمانند و دست به اعتصاب غذا ميزنند. ٣٥ نفر از کارگران وارد اعتصاب غذا شدند. نيروهاى سرکوبگر حکومت اسلامى از ترس تجمع کارگران ديگر و مردم شهر در مقابل کارخانه، آنجا را به محاصره خود در آوردند و از ورود بقيه کارگران که آنها را قبلا به زور از کارخانه بيرون کرده بودند، جلوگيرى کردند. حتى خانواده ها و بستگان کارگرانى که در اعتصاب غذا بسر ميبردند، موقع تلاش براى ملاقات عزيزانشان با ضرب و شتم و ممانعت نيروهاى انتظامى روبرو ميشدند. در اين اعتصاب غذا حال تعدادى از کارگران به وخامت کشيده شد و به بيمارستان منتقل شدند. روز ٢٤ خرداد ماه کارگران به اعتصاب غذاى خود خاتمه دادند و دست به راهپيمايى زدند و در روز ٢٥ خرداد ماه همزمان با گسترش اعتراضات عليه جمهورى اسلامى در تهران و در ديگر شهرها تظاهرات کارگران و مردم بهشهر به حرکتى وسيع عليه جمهورى اسلامى تبديل شد. کارگران چيت بهشهر در حال حاضر همچنان منتظر پاسخگويى به خواستهايشان هستند و اعلام داشته اند که تا زمانيکه به خواستهايشان پاسخ داده نشود به اعتراضاتشان ادامه خواهند داد.

کارگر کمونيست: رژيم اسلامى از حرکت کارگران چيت بهشهر و حمايت وسيع مردم از آنان شديدا بوحشت افتاد. دليلش چه بود، کارگران چه اشکالى از مبارزه را بکار بردند و عکس العمل حکومت اسلامى به اين حرکت چه بود؟

شهلا دانشفر: آنچه که رژيم را به وحشت انداخت راهپيمايى هزاران نفر در خيابانهاى بهشهر و حمايت وسيع کارگران ديگر کارخانجات و مردم اين شهر از اعتراض کارگران چيت بهشهر بود. همچنين مشاهده اين واقعيت بود که چگونه اعتراض کارگران يک کارخانه ميتواند به حرکت يک شهر عليه جمهورى اسلامى تبديل شود. اين واقعيت سياسى امروز ايران است. مبارزه کارگران چيت بهشهر اين واقعيت را در مقابل چشم ديگر کارگران و کل جامعه قرار داد. فضاى جديدى از مبارزه و يک الگو در مقابل کارگران و در مقابل مردم معترض در جامعه گذاشت. از همين رو انعکاس وسيع اعتراضات کارگران چيت بهشهر در اين شهر و در ميان ديگر کارگران موجب نگرانى و وحشت رژيم شد.

کارگران چيت بهشهر دو ماه بى وقفه و به اشکال مختلفى چون برپايى تجمعات اعتراضى، تظاهرات و راهپيمايى، تحصن در کارخانه و اعتصاب غذا مبارزه کردند. اما رژيم براى عقب راندن مبارزات کارگران و محدود کردن دامنه آن از همان ٢٧ فروردين به سرکوب متوسل شد و راهپيمايى آنان را مورد يورش قرار داد. رژيم از چند شهر اطراف بهشهر نيروى انتظامى وارد شهر کرد، هلى کوپتر هاى گشتى بر فراز اين شهر به پرواز درآمدند و حالت حکومت نظامى در شهر برقرار کرد. اما عليرغم همه اين فشارها و تهديد ما شاهد روحيه اعتراضى بالاى کارگران و پافشارى آنها بر روى خواستهايشان بوديم. ما ديديم که در حاليکه در شهر حالت حکومت نظامى برقرار بود باز کارگران بيرون آمدند و در مقابل فرماندارى تجمع کردند. اولتيماتوم دادند و رژيم را وادار به نشستن به پاى ميز مذاکره کردند.

از سوى ديگر رژيم همراه با سرکوب تلاش ميکرد به اشکال مختلف در صفوف کارگران تفرقه ايجاد کند و با شکستن اتحاد کارگران مبارزه آنها را تضعيف کند و کارگران را به عقب براند. اما اين تلاش ها نتوانست موثر واقع شود. از همين رو از همان روز ١٧ فروردين که دور اخير مبارزه کارگران چيت بهشهر شروع شد، کارگران توانستند رژيم و مسئولين امر را قدم به قدم عقب برانند. مقامات دولتى ابتدا پرداخت فورى ٢٠٠ هزار تومان به هر کارگر را مطرح کردند. اما با امتناع کارگران از قبول اين مبلغ، پرداخت ١٠٠ هزار تومان ديگر را بعنوان وام مطرح کردند. تنها چند نفرى از کارگران حاضر به گرفتن وام شدند. اما همه کارگران بر پرداخت تمامى دستمزدهايشان پافشارى کردند. در همانموقع فرماندار بهشهر با گفتن اينکه کارگران کسانى را که ميخواهند وام بگيرند تهديد ميکنند، در واقع عجز خود را در برابر اتحاد کارگران و تلاش براى ايجاد تفرقه در ميان آنان نشان داد.

يک برجستگى مهم مبارزه کارگران چيت بهشهر اتحاد و همبستگى آنان در اين مبارزات بود و همين نقطه قوت بود که باعث شد کارگران بتوانند بطور بى وقفه دو ماه مبارزه و اعتراض را به پيش برند. اما روش ديگر رژيم در برخورد به مبارزه کارگران چيت بهشهر اين بود که رژيم ميکوشيد آنها را در انزوا نگه دارد و مانع انعکاس اخبار اعتراضاتشان به بخش هاى ديگر کارگرى بشود. براى انجام اين کار کوشيد کارخانه را تحت کنترل و محاصره خود در آورد تا مانع تماس ديگر کارگران با آنان شود. اما اتخاذ اين سياست نيز کارکردى نداشت و تمام مردم بهشهر لحظات مبارزه کارگران چيت بهشهر را دنبال ميکردند و به موضوع بحث همه مردم تبديل شده بود.

کارگر کمونيست: تجربه بهشهر درسهاى مهمى براى طبقه کارگر و مبارزات کارگران بجا گذاشت، هم به لحاظ نقات قوت آن و هم ضعفهايش. نظر شما درباره جايگاه و اهميت اين حرکت براى مبارزات کارگرى چيست، و چه عواملى باعث شد که رژيم بتواند در مقابل اين حرکت عظيم مقاومت کند؟

شهلا دانشفر: مبارزه کارگران چيت بهشهر قبل از هر چيز توازن قواى جديدى از مبارزه کارگران و مردم با جمهورى اسلامى را به نمايش گذاشت و نشانگر پتانسيل بالاى بحرکت در آمدن کارگران و مردم در شرايط سياسى امروز بود. نشانگر اين ويژگى شرايط سياسى حاضر بود که چگونه هر حرکت کوچکى ميتواند به جرقه اى براى بوجود آمدن شورش هاى شهرى و منطقه اى شود. مبارزه کارگران چيت بهشهر نمونه اى از هوشيارى و درک اين شرايط از سوى رهبران اعتراضات کارگران و تشخيص درست وضعيت سياسى امروز بود. از اين نظر مبارزه کارگران چيت بهشهر يک اتفاق سياسى مهم در اين دوره بود.

تجربه بهشهر درسهاى آموزنده اى براى طبقه کارگر و مبارزات کارگران بجا گذاشت. اولين جنبه قابل توجه اين درس پيگيرى و مصر بودن آنها بر سر مطالباتشان بود. نه سرکوب، نه تفرقه و نه وعده و وعيدهاى مسئولين امر نتوانست کارگران را از مبارزاتشان عقب براند و هنوز هم اين کارگران بر سر خواست خود ايستاده و بر روى آن پافشارى ميکنند. کارگران چيت بهشهر بخوبى دريافتند که تنها راه نقد کردن طلبهايشان مبارزه است. جنبه مهم ديگر درس تجربه بهشهر نقش اتحاد و همبستگى بالايى بود که بين کارگران و مردم شهر بوجود آمد. در اين مبارزات کارگران توانستند حمايت يک شهر و بخش هاى مختلف کارگران در اين شهر را به مبارزاتشان جلب کنند و شبکه وسيعى از ارتباط و همبستگى بين کارگران اين کارخانه و ديگر کارگران بوجود آمد. در اين اعتراضات کارگران با اتکا به قدرت اتحاد خود توانستند به وعده و وعيدهاى رژيم و مسئولان امر نه بگويند، سياستهاى تفرقه افکنانه آنها را خنثى کنند و در برابر سرکوب و يورش رژيم بايستند و تا به آخر بر روى خواست خود و پرداخت کليه طلبهايشان پافشارى کنند. اينها همه بيانگر توان بالاى رهبران اعتراض کارگران چيت بهشهر در اين مبارزات است. کارگران به چشم خود ديدند به هر اندازه که توانستند نيروى ديگر کارگران و مردم را به حمايت خود جلب کنند به همان اندازه توانستند قدرتمند باشند و به مبارزاتشان ادامه دهند.

وارد شدن مبارزه کارگران به اعتصاب غذا در ٢٧ ارديبهشت فرصتى شد براى رژيم تا مبارزات کارگران را از خيابانها به داخل کارخانه عقب براند و از شدت اعتراض کارگران و دخيل نگه داشتن کل کارگران و مردم در اين حرکت اعتراضى کاسته شود. تجربه بهشهر بار ديگر نشان داد که اعتصاب غذا يک روش کاملا منفى مقاومت است و شکل مناسب و متحد کننده اى براى مبارزه نيست. بويژه در رژيمى که جان انسانها پشيزى ارزش ندارد، اعتصاب غذا نه تنها فشارى بر روى رژيم نمى گذاشت بلکه به رژيم فرصت داد که کارگران را در انزوا نگاه دارد و از اوج مبارزه آنان بکاهد. در آن فاصله ما از يکسو شاهد نگرانى مردم شهر و ديگر کارگران از وضعيت همکارانشان در کارخانه بوديم و از سوى ديگر ميديديم که هر روز حال تعدادى از اين کارگران وخيم شده و به بيمارستان متقل ميشدند، ميديديم که ضعف جسمى هر روز بيشتر بر کارگران غالب ميشد و نگرانى آنها از وضعيت خانواده هايشان فشار روحى بيشترى بر آنها تحميل ميکرد. بويژه اينکه رژيم ميکوشيد با محاصره کارخانه کارگران اعتصابى را از ديگر کارگران و خانواده هايشان جدا نگه دارد و با ايجاد تفرقه در ميان کل کارگران اين حرکت را بخواباند. ما در همان ابتداى اين حرکت به همه مردم آزاديخواه و ديگر کارگران فراخوان داديم که با حمايت خود از کارگران چيت بهشهر مانع از اين شوند که کارگران چيت بهشهر ناچار شوند به شيوه هايى چون اعتصاب غذا که به جسم و به شادابى آنها براى تداوم مبارزه شان آسيب ميرساند، متوسل شوند. گفتيم که يک شاخص مهم پيروزى کارگران در اين مبارزات اينست که کارگران متشکل تر و متحد تر از اين حرکات بيرون بيايند، خود را قويتر و شادابتر ببينند و شرايطى آماده تر براى تداوم مبارزاتشان بوجود بيابند. در همين رابطه بود که در ٢٢ خرداد اصغر کريمى در نامه اى خطاب به کارگران چيت بهشهر از آنها خواست که به اعتصاب غذاى خود خاتمه دهند و همچون حرکت روز ٢٧ فروردين ماه خود به شيوه هايى از مبارزه متوسل شوند که صف اعتراض آنان را متحدتر و قويتر کند. اين بحث در ميان خود محافل کارگرى نيز جريان داشت. تا اينکه در ٢٤ خرداد ماه کارگران در حاليکه جنبش سرنگونى اوج جديدى بخود گرفته و شهرهاى مختلف ايران روزهاى پر التهابى را پشت سر ميگذاشت کارگران چيت بهشهر به اعتصاب غذاى خود خاتمه دادند و در صفوف چندين هزار نفره به خيابانها آمدند، شعار مرگ بر جمهورى اسلامى دادند و بر روى خواستهاى خود پافشارى کردند.

کارگر کمونيست: بيش از پنج سال است که بخشى از طبقه کارگر ايران هر روز براى گرفتن دستمزدهاى معوقه خود با اين حکومت ضد کارگرى دست به گريبان است و رژيم کارگران را به سنگر دفاعى و جان کندن براى گرفتن چندرقازى بنام دستمزد که خود رژيم توافق کرده عقب رانده است و کارگران چيت بهشهر يک نمونه آنست. براى تغيير اين وضعيت چه بايد کرد؟

شهلا دانشفر: مبارزه کارگران بهشهر يک الگو براى مبارزه است. تنها راه براى نزديک به يک ميليون کارگرى که بعضا نزديک به دو سال است دستمزدى نگرفته اند، هزاران هزار کارگرى که از کار بيکار شده اند و از هرگونه حق و حقوقى محرومند و براى خواست افزايش دستمزد ها و غيره، مبارزه با اين رژيم است. کارگران تنها با مبارزه متحد خود خواهند توانست دستمزدهاى پرداخت نشده خود را از حلقوم اين رژيم بيرون بکشند. واقعيت اينست که در اين سيستم براى همه چيز پول هست جز براى کارگر و براى بهبود زندگى مردم. ما شاهد صرف هزينه هاى نجومى براى نيروهاى سرکوب و انواع و اقسام باندهاى تروريستى و آيت الله حکيم و غيره هستيم ولى به کارگرى که کار ميکند مزدى پرداخت نميشود. سرمايه دار حقوق کارگر را نميپردازد و وقتى کارگر دست به اعتراض ميزند نيروهاى ضد شورش را به سراغش ميفرستند. اين وضعيت براى کارگران و براى توده هاى معترض جامعه قابل دوام نيست و بايد به اين وضعيت خاتمه داد. امروز بهترين فرصت براى به ميدان آمدن کارگران است. واقعيت اينست که در شرايط سياسى امروز که نسيم انقلاب وزيدن گرفته است، اگر کارگران متحد و قدرتمند جلو بيايند نه تنها خواهند توانست دستمزدهاى پرداخت نشده خود را نقد کنند، بلکه ميتوانند در جهت خواستهاى ديگرشان مانند افزايش دستمزدها، حق تشکل، حق اعتصاب و حق بيمه بيکارى و غيره قدمهاى مهمى به جلو بردارند. طبقه کارگر بايد طورى به ميدان بيايد که براى خاتمه به اين سيستم بربريت در راس جنبش سرنگونى قرار بگيرد.

اما براى پيشبرد مبارزاتى متحد و قدرتمند امروز بيش از هر وقت بر ضرورت و حياتى بودن متشکل شدن و برپايى مجامع عمومى منظم کارگرى بعنوان ابزار مهمى براى سازماندهى اعتراضات کارگرى بايد تاکيد کرد. امروز بهترين شرايط براى تثبيت و رسميت دادن به مجامع عمومى کارگرى و تبديل آنها به مجامع عمومى منظم کارگرى و بوجود آوردن ارتباط بين اين مجامع بعنوان نطفه هاى اوليه شوراهاى کارگرى است. بايد اين فرصت را دريافت و بايد بتوانيم با متشکل کردن خود نيروى هر چه قويتر را براى پيشبرد مبارزاتمان به ميدان آوريم.

کارگر کمونيست: حزب کمونيست کارگرى ايران يک کمپين بين المللى در دفاع از حقوق و مطالبات کارگران چيت بهشهر را در دستور خود گذاشت، رئوس اين کمپين و اقدامات آن چه بود و به چه نتايجى رسيد؟

شهلا دانشفر: کمپين بين المللى در دفاع از حقوق و مطالبات کارگران چيت بهشهر و کل کارگرانى که با دستمزدهاى معوقه دست بگريبانند با نامه اى از سوى اصغر کريمى رئيس هيات دبيران حزب کمونيست کارگرى ايران در ٢٨ ارديبهشت به سازمانهاى کارگرى و احزاب و سازمانهاى مدافع حقوق کارگر در سراسر جهان شروع به کار کرد. اين کمپين هنوز نيز ادامه دارد چون اين مبارزات ادامه دارد.

اين کمپين اقدامات مختلفى را در بر ميگيرد که از تماس با تشکلهاى کارگرى و سياسى و آزاديخواه تا برپايى تظاهرات و پيکت در خيابانها و در مقابل سفارتخانه هاى جمهورى اسلامى و مصاحبه و تماس با رسانه ها و نشريات بين المللى را شامل ميشود. در اين کمپين تلاش ما اينست که افکار عمومى جهان را متوجه مبارزات کارگران ايران عليه دستمزدهاى معوقه بکنيم، صداى اعتراض کارگران در ايران را به گوش ديگر کارگران در ايران و در اقصى نقاط جهان برسانيم و به يک حمايت وسيع و همبستگى کارگرى با مبارزات کارگران عليه دستمزدهاى معوقه و در آن مقطع با مبارزه کارگران چيت بهشهر فراهم کنيم. تا هم اکنون نامه هاى اعتراضى بسيار به مقامات جمهورى اسلامى از سوى نهادهاى کارگرى و سياسى در کشورهاى کانادا، سوئيس، ترکيه، پاکستان، آلمان، دانمارک، و غيره بدست ما رسيده است. در اين نامه ها عدم پرداخت دستمزد کارگران يک جنايت آشکار خوانده شده و ضمن حمايت از مبارزات کارگران به سياست سرکوب رژيم و به اينکه کارگران در ايران از حق تشکل و حق اعتصاب برخوردار نيستند شديدا اعتراض شده است.

کارگر کمونيست: در ادامه اين کمپين، شما يک صندوق مالى براى حمايت و کمک به کارگران اعتصابى اعلام کرديد، نتيجه اين اقدام به کجا کشيد و آيا کماکان وجود دارد؟

شهلا دانشفر: اين صندوق را من ابتدا در تاريخ ١٥ خرداد (٥ ژوئن) تحت عنوان صندوق همبستگى و حمايت مالى از کارگران در سايت اينترنتى “کارگران”، که به مسائل جنبش کارگرى در ايران اختصاص دارد و من سر دبير آن هستم، اعلام کردم. شعبه هاى اين صندوق از سوى واحدهاى حزب کمونيست کارگرى ايران در کانادا و سوئد نيز تشکيل شدند. کمک هايى به اين صندوقها رسيد. ما توانستيم اين پولها را بدست تعدادى از کارگران در آنجا برسانيم و در حال حاضر با توجه به شدت گرفتن جنبش سرنگونى مردم در ايران و شدت گرفتن جنب و جوش اعتراضى در ميان کارگران اين صندوق را به صندوق حمايت از کارگران اعتصابى در ايران اختصاص داديم و اين صندوق هم اکنون وجود دارد.

بايد از هم اکنون به استقبال اعتصابات وسيع کارگرى برويم و واقعيت اينست که هميشه در شرايطى که کارگران دست به اعتصاب ميزنند، بويژه اعتصابات طولانى مدت، يکى از مسائلى که بر دوش آنان و تداوم و تحکيم مبارزه شان فشار مياورد مساله مالى است. بويژه در شرايطى که سطح دستمزد کارگران حتى کفاف اوليه ترين مايحتاج زندگيشان را نميکند و در شرايطى که در بخش هاى وسيعى از کارگران ماههاست دستمزدى نگرفته اند، اين فشار شکل حادتر و جدى ترى بخود ميگيرد. صندوق همبستگى مالى با کارگران يکى از سنت هاى جا افتاده در مبارزات کارگرى و ظرفى براى ايجاد همبستگى و تقويت اتحاد در ميان کارگران است. صندوق همبستگى مالى با کارگران اعتصابى الگويى است که خود کارگران در داخل نيز ميتوانند بدست بگيرند و صندوق هاى همبستگى مالى خود را در حمايت از اعتصابات کارگرى بوجود بياورند

كارگر كمونيست شماره ٢، مرداد ٨٢.

Advertisements

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s

%d bloggers like this: