شهلا دانشفر

خوش آمديد

دو اعتصاب مهم، دو تجربه بزرگ

مبارزات کارگران نساجي شاهو و نساجي کردستان فصل جديدي در جنبش اعتراضي کارگران

از ١١ آبان مبارزه و اعتراض کارگران نساجي شاهو بعد از ماهها وارد مرحله تازه اي شد و کارگران در اعتراض به اخراجها٬ در اعتراض به دستمزدهاي پرداخت نشده و در اعتراض به ديگر مطالباتشان دست به اعتراض زدند. کارگران اعلام کرده اند که تمامي حقوق و مزاياي خود را خواهانند. در خرداد ماه بود که کارگران اين کارخانه بعد از چند ماه اعتراض و مبارزه توانستند مديريت را عقب برانند و کارگران اخراجي بر سر کارشان بازگشتند. همچنين کارگران اخراجي توانستند حقوق معوقه ٤ ماه خود را بگيرند و اين مبارزات در طول سال جاري جريان داشته و در ميان مردم شهر سنندج و کارگران ديگر کارخانجات روبرو شده و حمايتهاي وسيعي را به خود جلب کرده است.

همچنين کارگران نساجي کردستان بيش از يکماه است که در اعتصاب بسر ميبرند. سال گذشته ما شاهد دو دوره اعتصاب باشکوه از سوي اين کارگران بوديم. اعتراضاتي که درسهاي گرانبهايي از اتحاد و همبستگي کارگري و بکارگيري مکانيزمهاي اجتماعي مبارزه در پي داشت. از اينرو جا دارد با نگاهي از نزديک به مبارزات کارگران نساجي در يکساله گذشته و دور اخير آن از تجربيات اين مبارزات بياموزيم و دستاوردهاي آنرا در برابر کل طبقه کارگر در ايران قرار دهيم. مبارزاتي که دستاوردهاي آن امروز بطور واقع در برابر کل کارگران در ايران راه قرار ميدهد و طبقه کارگر را در موقعيت جديدي قرار ميدهد. در اعتصاب اول کارگران نساجى کردستان در سنندج، رژيم کارخانه را به محاصره درآورد اما از ترس به شورش در آمدن شهر محتاط و دست به عصا بود. در آخر نيز کارگران به تحصن خود خاتمه دادند. اما توانستند عقب نشينى هايى را بر کارفرما تحميل کنند و در مقابل بازخريدشان از کار، ٤ ماه و نيم حقوق در سال را به کارفرما بقبولانند. در اعتصاب دوم که دوم آذر شروع شد٬ موضوع اعتراض کارگران اين بار در واقع تعرضى بود به کارفرما براى گرفتن حقوق ايام اعتصابشان. کارگران که متوجه شده بودند کارفرما مزد دو روز اعتصاب قبلى آنها را پرداخت نکرده است، اکنون با خواست مزد روزهاى اعتصاب و پرداخت ٤٠ درصد حق اضافه کارى براى روزهاى جمعه و ديگر روزهاى تعطيل دست به اعتصابى مجدد زدند. ٤ روز اعتصاب٬ همبستگي و مبارزه و سرانجام بعد از اين ٤ روز، کارگران نساجى کردستان توانستند خواستهاى خود را به حکومت و کارفرما تحميل کنند. کارفرما متقبل شد دستمزد چهار روز اعتصاب کارگران را تماما پرداخت کند. بعلاوه ٤٠ درصد حق اضافه کارى و کار در روزهاى تعطيل را بپذيرد. اما در مورد دستمزد دو روز اعتصاب دور قبلى شان قرار شد بعدا به کارگران پاسخ داده شود. تحميل پرداخت حقوق ايام اعتصاب يعنى تحميل دوفاکتو حق اعتصاب به رژيمى است که اعتصاب را ممنوع دانسته و کارگران اعتصابى در خاتون آباد را به گلوله بست. اين گام ديگرى به جلو از سوى کارگران در سنندج بود که بطور واقعى فصل جديدى در مبارزه کارگران در ايران گشود. دور اخير مبارزات در اعتراض به اخراج ٣٦ نفر از کارگران و بالا کشيدن ١٨ ميليون تومان پس انداز کارگران در شرکت تعاوني اين کارخانه شروع شد و کارگران با دادن بيانيه خود ديگر خواستهايشان را اعلام کردند. مبارزاتي که هم اکنون ادامه دارد.

نگاهي به مبارزات کارگران نساجي شاهو و نساجي کردستان و تجربيات با ارزش آن آموزشي است براي کارگران در سراسر ايران. من در اينجا تلاش دارم به جايگاه و اهميت اين مبارزات اشاره اي داشته باشم و بر تجربيات مهم و آموزنده آن تاکيدي داشته باشم.

جايگاه و اهميت اعتراضات کارگران نساجي شاهو و نساجي کردستان

يک سال کشاکش کارگران نساجي شاهو در اعتراض به اخراجها و استخدامهاي قراردادي موقت و عقب راندن کارفرما از تعرضاتش٬ سه دور اعتصاب کارگران نساجي کردستان از آبانمان گذشته تا کنون٬ دو حرکت و دو اتفاق سياسي مهم و يک پيشروي بزرگ در جنبش کارگري در ايران است. اين مبارزات نه تنها بر توازن قوا بين جنبش کارگرى و رژيم اسلامى و کارفرمايان تاثير گذاشت و آنرا تغيير داد، بلکه فصل جديدي در برابر جنبش کارگري در ايران گشوده است. اين مبارزات به لحاظ راديکاليسمش در طرح خواستها و مطالبات کارگران٬ به لحاط درجه تشکل و سازمانيافتگي کارگران و به لحاظ اتحاد و همبستگي در ميان کارگران و به لحاظ نقشي که حزب کمونيست کارگري ايران در جريان اين مبارزات ايفا کرد تازگي و ويژگي دارد.

در اين اعتراضات کارگران نساجي شاهو و نساجي کردستان خطاب به کارگران در ايران و در سطح بين المللي سخن گفتند٬ خواهان حمايت از مبارزاتشان شدند و بعنوان بخشي از طبقه کارگر جهاني٬ الگويي متمايز از سنت هاي کهنه ناسيوناليستي و قوميگرايي در مقابل کارگران و کل جامعه گذاشتند و به سهم خود نشان دادند که اوضاع سياسي ايران را قوميت و ناسيوناليسم نيست که رقم ميزند بلکه اين طبقه کارگر است که ستون يک انقلاب اجتماعي در ايران است و حرف آخر را خواهد زد.

نقش روزمره حزب در مبارزات کارگران نساجي شاهو و نساجي کردستان يک ويژگي مهم اين اعتراضات است. اعتراضاتي که همه جا در ميان کارگران و مردم از نقش حزب و رهبري روزمزه آن در اين مبارزات سخن است و بارها و بارها در ميز مذاکره با کارگران٬ آنها را به ارتباط با حزب تهديد کرده اند و با اين کار تلاش کرده اند براي آنان پاپوش بدوزند. اما همين فشار ها حاکي از نقش و جايگاه سياستهاي حزب در رهبري اعتراضات جاري است. اما ما شاهد بوده ايم که کارگران چگونه در برابر اين فشارها ايستاده اند و برخواستهايشان تاکيد کرده اند.

اينها همه اتفاقات مهمي در جنبش کارگري در ايران است که ما شاهدش هستيم. اين اتفاقات بيانگر قدرتگيري چپ در راس اعتراضات جاري است. اين خود همچنين بيانگر تغيير مهمي در موقعيت و نفوذ حزب در جنبش کارگري در ايران است. بويژه استفاده از ابزارها و مکانيزهاي اجتماعي چون راديو و تلويزيون کانال جديد بيش از بيش امروز نقش حزب را بعنوان رهبر اعتراضات جاري برجسته کرده است و کارگران معترض و رهبران کارگري نساجي کردستان نيز تلاش کرده اند با استفاده از اين ابزار صداي اعتراض خودشان را در سطح جامعه منعکس کنند. اين خود الگوهاي جديدي از اعتراض و مبارزه در ميان کل کارگران و کل جامعه بدست داده است. نکته قابل توجه اينست که کارگران نساجي شاهو و نساجي کردستان در همين يکساله در مبارزاتشان بسياري از الگوهاي تاکنوني در جنبش کارگري در ايران را تغيير داده و گامها به جلو برداشته اند و تا همين جا سنتهاي راديکال و مدرني از خود برجاي گذاشته اند. مبارزات اين کارگران نشان داده است که ديگر سازماندهي اعتراض در سطح يک کارخانه و محدود پاسخگو نيست. بايد با استفاده از مکانيزمهاي اجتماعي اعتراض را به جامعه کشاند و با سازماندهي همبستگي کارگري در سطحي گسترده و وسيع دامنه اعتراضات را گسترش داد و ابعاد سراسري اي به آن داد.
همچنين مبارزات کارگران نساجي شاهو و نساجي کردستان دو حرکت اعتراضي که همواره به موازات هم جريان داشته است٬ در يک ساله اخير٬ نيروي تشکل و اتحاد کارگري را بيش از هر وقت به نمايش گذاشته است و ما امروز شاهد صف متحد تر کارگران بعد از اين اعتراضات هستيم. بعلاوه اين مبارزات نشان داد که تنها با توسل به مکانيزمهاي اجتماعي مبارزه٬ با کشاندن اعتراض به سطح جامعه و بسيج افکار عمومي در حمايت از آن٬ ميتوان در برابر تعرضات دولت ايستاد. نشان داد که محصور ماندن در چهارچوبه هاي قانوني و صنفي و صرف صنفي خواندن مبارزه نيست که حرکت کارگران را از تعرض دولت ايمن نگاه ميدارد٬ بلکه بايد به مکانيزمهاي اجتماعي مبارزه دست برد. نشان داد که بايد صداي اعتراض را به سطح جامعه کشاند٬ از ابزارهائي چون کانال جديد استفاده کرد و به بيشترين همبستگي در ميان کارگران در سطحي سراسري و گسترده شکل داد٬ تا بتوان کارفرما و دولت را در تنگنا و فشار جدي قرار داد و از تعرضاتشان عقب راند. مبارزات کارگران نساجي شاهو و نساجي کردستان در طول اين يکساله فضاي سياسي شهر سنندج را تغيير داده است و در اين ميان نقش خانواده هاي کارگران و نقش همسران کارگران در اين مبارزات بسيار برجسته و چشمگير بوده است.

بيانيه ١٣٨ نفره کارگران شاهو در ١٢ مهر و بيانيه دوم مهر کارگران نساجي کردستان نمونه هاي برجسته اي از طرح خواستهاي روشن و راديکال از سوي اين کارگران و يک جنبه مهم و برجسته ديگر اين اعتراضات است. در اين دو بيانيه يک خواست مهم کارگران تاکيد بر خواست ٤٥٠ هزار تومان دستمزد و حمايت از مبارزات سراسري کارگران بر سرخواست افزايش دستمزدهاست. همچنين در شرايطي که بخش عظيمي از کارگران در ايران با شکل برده وار استخدامهاي قراردادي موقت به کار اشتغال مييابند٬ در شرايطي که هر روز به بهانه هاي مختلف کارگران از کار بيکار و با دستمزدهاي پرداخت نشده دست بگريبانند٬ کارگران نساجي شاهو با مبارزه پيگير خود و با پافشاري برخواست بازگشت به کار کارگران اخراجي و نيز با طرح خواستهايي سراسري چون لغو استخدامهاي موقت و رسمي شدن تمامي کارگراني که بصورت موقت کار ميکنند٬ موفق شدند کارگران اخراجي را به سر کارشان بازگردانند و اين پيروزي خوني جديد به درون جنبش کارگري دميد و به نقطه اميدي براي هزاران هزار کارگري که با اين مشکلات دست بگريبانند تبديل شد و در مقابل آنها راه قرار داد. مبارزاتي که هنوز ادامه دارد و کارگران اعلام کرده اند که از هيچ خواست و مطالبه شان کوتاه نمي آيند. از سوي ديگر همانطور که اشاره کردم خواست حقوق ايام اعتصاب در دور اول مبارزات کارگران نساجي کردستان يک خواست تعرضي و يک اقدام سياسي مهم از جانب کارگران اين کارخانه بود. در شرايطي که اعتصاب امري غير قانوني است٬ کارگران نساجي کردستان با طرح حقوق ايام اعتصاب عملا و بطور دوفاکتو اين خواست را تحميل کردند و اين خود دستاورد مهمي براي جنبش کارگري در ايران بود. علاوه بر آن کارگران بر خواستهاي سراسري ديگري چون تمديد قراردادهاي موقت کاري و استخدام کارگران قراردادي٬ ايمني محيط کار و بازگرداندن کارگران اخراجي تاکيد گذاشتند و توانستند عقب نشيني مهمي به کارفرما تبديل کنند و در برابر بخش مهمي از خواستهايشان قول مساعد بگيرند. همچنين کارگران نساجي کردستان در دور اخير مبارزاتشان٬ علاوه بر خواستهاي قبلي بر خواست ٤٥٠ هزار تومان دستمزد نيز که يک خواست متحد کننده و سراسري است تاکيد گذاشتند. ضمن اينکه همچنان بر پرداخت فوري دستمزدهاي پرداخت نشده خود و باز گرداندن کارگران اخراجي بر سر کارشان پافشاري ميکردند.

درجه بالاي سازمانيافتگي اعتراضات کارگران جنبه مهم ديگر مبارزات اين کارگران است. نقش و جايگاه مجمع عمومي کارگري را هم در مبارزات کارگران نساجي کردستان و هم در نساجي شاهو ميتوان ديد. در اين مبارزات کارگران با برپايي مجمع عمومي کارگري و تبديل آن به ظرف اعمال اراده مستقيم خود٬ ممکن بودن و مطلوبيت مجمع عمومي منظم کارگري بعنوان نطفه پايه اي شوراهاي کارگري را به نمايش گذاشتند و امر تشکليابي کارگري در سراسر ايران را گامي به جلو بردند. علاوه بر برپايي مجمع عمومي٬ کارگران نساجي شاهو و نساجي کردستان اشکال ديگري از تشکل و سازماندهي را در مبارزات خود بکار بستند. تشکيل صندوق مالي از سوي کارگران نساجي شاهو و نساجي کردستان٬ تشکيل انواع مختلف کميته هاي پيگيري از جمله کميته پيگيري طرح طبقه بندي٬ کميته پيگيري بهداشت محيط کار و يا تشکيل کميته بحران و کميته حمايت از رهبران کارگري از سوي کارگران نساجي کردستان٬ همه و همه از نمونه هاي برجسته آن است. اينها همه اشکالي از سازمانيابي مبارزات کارگري است که به طور واقعي در ميان بخشهاي ديگر کارگري راه نشان ميدهد. بطور مثال تلاش براي تشکيل صندوق همبستگي مالي و مقابله با فشار مالي بعنوان عامل فشاري بر روي کارگران اعتصابي يک نمونه مهم از اين تلاشها بود.

حرکت اعتراضي کارگران شاهو و نساجي کردستان همچنين به همبستگي مبارزاتي کارگري نه تنها در شهر سنندج شکل داد بلکه دامنه آن به شهرهاي ديگر کشيده شد. کميته حمايت از اعتصاب کارگران در سنندج شکل گرفت و اين کميته در رساندن صداي اعتراض کارگران به سطح جامعه و سطح بين المللي نقش برجسته اي داشت. و بالاخره اينکه اين مبارزات به لحاظ هوشياري و اتحاد کارگران در خنثي کردن توطئه ها و دسيسه هاي دولت و کارفرمايان جايگاه مهمي داشته و عملا فصل جديدي در مبارزات کارگري گشوده است.

اين دو حرکت اعتراضي در طول يکسال در هم تنيده و با هم به جلو آمده و همانطور که جلوتر اشاره کردم مملو از لحظات فراموش نکردني و زيبايي از اتحاد و همبستگي در ميان کارگران است. کارگران با اتحاد و همبستگي خود بارها و بارها در مقابل تفرقه افکني هاي دولت و کارفرمايان ايستاده اند و متحد و يکپارچه بر روي خواستهايشان پاي فشرده اند. اعلام حمايت از سوي کارگران نساجي شاهو در سنندج و تقديم ترانه (life is life) از سوي اين کارگران به کارگران اعتصابي نساجي کردستان در دوره قبلي مبارزاتشان يک نمونه مدرن و با شکوه از اين همبستگي است.

اينها همه جنبه هاي مهمي از ويژگيهاي مبارزات يکساله کارگران نساجي شاهو و نساجي کردستان و جايگاه و اهميت آنها در جنبش کارگري در ايران است. اما جدا از جايگاه و اهميت سياسي اين دو حرکت اعتراضي مهم ٬ اين اعتراضات تجربيات با ارزشي در پي داشته است. تجربياتي که به راستي دستاوردهاي جنبش کارگري در ايران است و بايد از آنها آموخت و سکوي پرشي باش٬ براي برداشتن گامهاي بعدي مبارزاتمان. تجربيات آموزنده و مهم اين مبارزات کدامند؟

مجمع عمومي کارگري يک دستاورد بزرگ در مبارزات کارگران شاهو نساجي کردستان

تشکيل دائمي مجمع عمومى و تبديل آن به محل تصميم گيري کارگران براي ادامه مبارزاتشان و برخورد متشکل و يکپارچه به دولت و کارفرما يک خصوصت بارز اعتراضات کارگران نساجي شاهو و نساجي کردستان در طول يکسال مبارزاتشان بوده است. در طول اين اعتراضات کارگران در هر گام از حرکت و مبارزه شان مجمع عمومي خود را تشکيل داده و در آن نقشه قدم بعدي حرکت خود را روشن کرده اند. در اين مجامع کارگران بر روي چگونگي پيگيري خواستهايشان تصميم گرفته و از نمايندگان خود خواستند که مصوبات جمعي خود را به پيش ببرند. در اين مجامع نمايندگان کارگران منظما حاضر شده و نتيجه مذاکرات خود با مديريت و نمايندگان دولت را به اطلاع همه کارگران رسانده اند و نظر آنان را جويا شده اند. در اين مجامع هر کجا که لازم بوده کارگران به نمايندگانشان پيگيري خواستهاي خود را تاکيد کرده اند و همواره اين عزم و اراده جمعي کارگران است که عمل کرده است و منشا قدرت و دلگرمي نمايندگان هم در مذاکرات همين اراده جمعي کارگران و پشتيباني از آنها بوده است. مبارزات کارگران نساجي شاهو و نساجي کردستان يکبار ديگر و عملا نشان داد که قدرت طبقه کارگر در تشکل اوست و مجمع عمومي کارگري بعنوان ظرف مبارزه و اعمال اراده مستقيم کارگران نقش خود را بازيافت.

در اين مبارزات کارگران نساجي شاهو و نساجي کردستان در مجامع عمومي خود بارها و بارها بيانيه صادر کرده و قطعنامه داده اند و حول خواستهايي روشن متحد و يکپارچه ايستاده اند و مبارزاتشان را به پيش برده اند.

ايستادن در برابر وعده و وعيد هاي کارفرما٬ پرده برداشتن از دوز و کلک هاي آنان در اين مجامع و به تمسخر کشاندن مديريت و حراست و نيروي انتظامي و مقامات رنگارنگي که به کارخانه مي آيند تا اعتصاب کارگران را در هم بشکنند و چرخهاي ماشينها را به حرکت در آورند٬ همه و همه نشانگر نقش متحد کننده مجمع عمومي کارگري در اين دو حرکت مهم اعتراضي کارگري است. در اين مبارزات مجمع عمومي جايي است که کارگران با اتکا به آن در برابر فشارها و تهديدهاي مديريت و دولت ميايستند٬ با اتکا به آن تفرقه افکني و دسيسه هاي کارفرما را خنثي ميکنند٬ هياتهاي نمايندگي خود را براي مذاکره تعيين ميکنند و هر جا که دولت و کارفرما تلاش دارند که نمايندگان آنها را دور بزنند٬ در برابر آن ايستاده اند و نيز هر گاه تهديدي متوجه نمايندگانشان بوده٬ متحدانه نمايندگان خود را مورد حمايت قرار داده اند.

در اين مبارزات مجمع عمومي بطور واقعي به يک ابزار مهم در حفظ اتحاد و همبستگي کارگران تبديل شده است. اگر به اخبار هر روزه اعتراضات کارگران نساجي شاهو و کردستان نگاهي بيندازيم موارد بسيار جالبي از تشکيل مجمع عمومي را ميبينيم که به راستي نشانه اي از قدرت اتحاد کارگري است و آموزنده. بطور مثال در دوره قبلي اعتصاب کارگران نساجي کردستان٬ کارگران نجفى مدير عامل کارخانه را که براي آنان خط و نشان کشيده بود٬ در مجمع عمومى خود به گريه و التماس انداختند و بعد او ناگزير به استعفا شد. نمونه چشمگير ديگر آن روز ١٠ آبان در همين کارخانه بود. در اين روز کارگران با بیش از ٣٠٠ نفر از شیفتهای مختلف مجمع عمومي خود را تشکيل دادند. مسئولین حراست و بازرسی کار در جمع کارگران اعلام کردند که ما حقوقی بابت دوران اعتصاب پرداخت نخواهیم کرد. کارگران از هر طرف دست به اعتراض زدند و اعلام کردند که اگر به تمام خواستهای ما جواب مثبت ندهيد اعتصاب ادامه خواهد داشت. کارگران در اين روز تصميم گرفتند که از کارخانه بيرون بيايند و به طرف شهر حرکت کنند. مسيري حدود ٢ کيلومتر را طي کرده بودند که نيروهاي انتظامي مانع آنها شدند. کارگران همان جا روي زمين نشستند و مجمع عمومي خود را تشکيل دادند تا در مورد اين مساله که به کارخانه بازگردند يا راهپيمايي را ادامه دهند تصميم بگيرند. کارگران در مجمع عمومي خود تصميم گرفتند و نمايندگان خود را براي مذاکره بفرستند و از آنجا که فرشيد بهشتي زاد يکي از نمايندگانشان را روز قبلي بازداشت کرده بودند٬ کارگران اعلام کردند که تا آزادي فرشيد بهشتي زاد وارد مذاکره نخواهند شد.

اينها گوشه هايي از نقش مجمع عمومي در اعتصاب کارگران در نساجي شاهو و نساجي کردستان است. در اين دو حرکت اعتراضي کارگران به تجربه عملي خود دريافته اند که تنها راز همبستگي و اتحاد آنان تشکيل مجمع عمومي و اعمال اراده مستقيم و جمعي آنها با استفاده از اين ابزار است. نقش مجمع عمومي کارگري را در گام به گام حرکت کارگران در اين دو کارخانه ميتوان ديد.

تجربيات کارگران نساجي شاهو و نساجي کردستان در برپايي مجمع عمومي و بکارگيري آن بعنوان ابزار قدرت کارگري بيش از هر وقت بر امکان پذيرى و مطلوبيت و کارآئى مجامع عمومى کارخانه در مبارزات کارگرى تاکيد گذاشت و خود نمونه برجسته و موفقي از نقش و تاثير مجمع عمومى در مبارزات کارگرى است که ميتواند و بايد الگوى اعتصابات و اعتراضات کارگرى در سراسر ايران قرار بگيرد. اين مبارزات نشان داد که ميتوان هم اکنون مجمع عمومي کارگري را به عنوان نطفه پايه اي شوراها در کارخانجات٬ به طور منظم تشکيل داد و وجود آنرا بر دولت و کارفرمايان تحميل کرد.

مجمع عمومي کارگري به عنوان ظرف اعمال اراده و ابزار مبارزه کارگران يک دستاورد مهم اين دو حرکت اعتراضي مهم کارگران در نساجي شاهو و نساجي کردستان است که بطور واقعي جنبش کارگري در ايران را در زمينه تشکليابي توده اي کارگري گامي به جلو برد.

دست بردن به مکانيزمهاي اجتماعي٬ تجربياتي آموزنده

استفاده از مکانيزمهاي اجتماعي مبارزه٬ کشاندن هر روزه اعتراض از داخل کارخانه به خيابانها و به مقابل ادارات دولتي٬ اطلاع رساني به جامعه و مطلع کردن افکار عمومی از خواستها و مطالباتشان يک جنبه بسيار مهم کار در طول مبارزات کارگران نساجي شاهو و نساجي کردستان بوده است. فراخوان به کارگران و مردم شهر٬ ارسال نامه به سازمانهاي کارگري جهاني٬ شرکت همسران و خانواده هاي کارگري در تجمعات اعتراضي٬ تماس با رسانه ها و بويژه تلويزيون کانال جديد و راديو انترناسيونال و برخی رادیوهای فارسی زبان دیگر همه و همه آن ابزارها و مکانيزمهاي اجتماعي است که همواره از سوي اين کارگران بکار گرفته شده است و با اتکا به آنها تاکنون توانسته اند بارها و بارها مديريت و دولت را به عقب برانند و اعتصاباتي طولاني مدت را به پيش برند و بر روي خواستها و مطالباتشان پافشاري کنند.

با بکار گيري اين روشها کارگران نساجي شاهو و نساجي کردستان همواره سعي کرده اند که مشکلاتشان را با مردم و کل جامعه در ميان بگذارند٬ سازمانهاي جهاني کارگري را از مبارزاتشان مطلع نگاه دارند و مردم و کل جامعه را در جريان لحظات مبارزه خود قرار دهند و بتوانند در برابر تهاجمات دولت به اعتراضشان بايستند و به يک همبستگي وسيع کارگري شکل دهند. همچنين کارگران نساجي شاهو و نساجي کردستان تلاش کرده اند که همسران و خانواده های خود و کارگران و مردم شهر را به شرکت در اعتراضاتشان تشويق کنند و بدين ترتيب مبارزه اي علني و توده اي را به پيش برند. بويژه شرکت همسران و خانواده هاي کارگري در اجتماعات اعتراضي کارگران و نقش آنها در اطلاع رساني به جامعه در اين اعتراضات بسيار برجسته بوده است.

اينها همه سنتهاي جديدي از مبارزه است که باعث شده که اين دو حرکت اعتراضي که به موازات هم و متحد و قدرتمند به پيش رفته اند به يک موضوع اجتماعي مهم در شهر سنندج تبديل شوند و به عنوان الگويي از اعتراض و مبارزه در ديگر کارخانجات از آن صحبت شود. اين سنتها را بايد آموخت و بکار گرفت. اينها همه سنتهايي است که اجازه ميدهد که به کمک آن کارگران بتوانند بسيج نيرو کنند و حمايت وسيعي را به خواستها و مبارزاتشان جلب کنند و رژيم را در فشار جدي تري قرار دهند. اين شيوه از مبارزه همچنين امکان ميدهد تا رهبران اعتراضات کارگري رو به جامعه سخن بگويند و بعنوان شخصيتهاي اجتماعي و شناخته شده قد علم کنند و جنبش اعتراضي کارگران بعنوان يک فاکتور سياسي مهم در تحولات سياسي جامعه نقش خود را بازيابد.

کارگران نمايندگان خود را حمايت ميکنند

يکي از تلاشهاي دولت و کارفرما در برخورد به مبارزات کارگران نساجي شاهو و نساجي کردستان به رسميت نشاختن نمايندگان کارگران٬ فشار آوردن به نمايندگان و رهبران کارگري و احضار٬ تهديد و ارعاب آنها٬ و از اين طريق ايجاد شکاف در ميان کارگران و شکستن اعتصابات آنها بوده است. اين سياستي است که رژيم در همه جا در برخورد به مبارزات کارگران به پيش ميبرد و تجربه کارگران نساجي شاهو و نساجي کردستان در تقابل با اين دسيسه ها تجربه اي آموزنده است. اين کارگران همواره با هوشياري در برابر چنين توطئه هايي ايستاده اند و توانسته اند آنها را خنثي کنند. تشکيل مجمع عمومي و طرح اين مشکلات در آنجا يک اقدام مهم از سوي کارگران هم در نساجي شاهو و هم در نساجي کردستان بوده است و با اين کار٬ کارگران توانسته اند هر بار که با چنين دسيسه هاي روبرو شده اند متحدانه آنرا عقب برانند و از درون اين جدالها متحد تر و قويتر بيرون بيايند. در طول مبارزه يکساله اين کارگران مديريت اين دو کارخانه بارها و بارها تلاش کرده است که افراد دست نشانده خود را به جلوي صحنه بکشاند و به کارگران تحميل کند٬ اما از سوي کارگران عقب زده شد. تلاش کرده اند که در هياتهاي مذاکره٬ نمايندگان کارگران را به رسميت نشناسد٬ بلکه جمعها و کميسيونهاي تعيين شده خود را به کارگران تحميل کند٬ اما با مخالفت يکپارچه کارگران مواجه شد و هرگاه نيز از سوي نيروهاي انتظامي و مديريت نمايندگان کارگران مورد تهديدي قرار گرفتند٬ کارگران متحدانه در برابر آن ايستادند و اين تعرضات را عقب راندند. ما در اعتراضات کارگران نساجي شاهو و نساجي کردستان شاهد نمونه هاي برجسته اي از همبستگي و اتحاد کارگري و حمايت و پشتيباني آنها از نمايندگان و رهبرانشان هستيم. يک نمونه زيباي اين همبستگي و اتحاد را ما در برخورد کارگران نساجي شاهو در برخورد با دستگيري خالد سواري نماينده کارگران شاهو و یکی از چهره های محبوب جنبش کارگری در شهر سنندج است. روز ٣٠ شهريور حالد سواري از سوي اطلاعات رژيم براي چندمين بار احضار ميشود و از او خواسته ميشود که روز ٣١ شهريور خود را به مرکز اطلاعات سپاه معرفي کند. کارگران شاهو با شنيدن اين احضاريه، فورا مجمع عمومی خود را تشکيل داده و در همانجا تصميم گرفتند که همگي به اتفاق همراه خالد سواري در مقابل ستاد خبری حاضر شوند. کارگران همچنين خبر احضار نماينده خود را در سطح شهر پخش کردند تا مردم در جريان احضار خالد سواری قرار گيرند. روز ٣١ شهريور خالد سواري به ستاد خبری اطلاعات میرود. اما کارگران شاهو و جمعی از مردم نیز در اطراف ستاد خبری تجمع ميکنند و اعلام ميکنند که اگر خالد را برای مدت بيش از نيم ساعت نگهدارند سریع وارد عمل ميشوند و بدين ترتيب خالد فورا آزاد ميشود. خالد سواری همانجا در ستاد خبري اعلام ميکند “اگر من را بیشتر از نیم ساعت نگهدارید تمام دنیا خبر بازداشت من را دريافت ميکند و صدها اتحادیه کارگری در سراسر جهان به حمایت از من برخواهند خواست. کارگران و مردم بيرون از اينجا تجمع کرده اند، آنها اعلام کرده اند اگر بيشتر از نیم ساعت مرا اینجا نگهدارید با دهها شبکه رادیو و تلويزيوني تماس خواهند گرفت”.

نمونه ديگر از همبستگي و اتحاد کارگران را در دور اخير اعتصاب کارگران نساجي در روز٩ آبان هنگاميکه نيروهاي انتظامي براي احضار ١٢ نفر از نمايندگان و کارگران معترض کارخانه آمده بودند ديديم. هنگاميکه سرهنگ اکبري نام اين کارگران را صدا ميزد با صداي همزمان ٤٠٠ کارگر که ميگفتند “ما هستيم”٬ پاسخ ميگرفت. روزي به ياد ماندني که افسانه اسپارتاکوس را در خاطره ها زنده ميکرد. نمونه ديگر ماجراي دستگيري فرشيد بهشتي زاد يکي از نمايندگان کارگران نساجي کردستان در ٩ آبان بود. فرشيد بهشتي زاد را در اين روز در نزديک منزلش دستگير کردند. روز ١٠ آبان کارگران بعد از تشکيل مجمع عمومي و جواب سربالاي مديريت تصميم گرفتند که به بيرون از کارخانه بروند. بعد از انجام يک راهپيمايي و ممانعت نيروي انتظامي از ادامه آن کارگران همانجا در خيابان مجمع عمومي گرفتند و در مجمع عمومي خود تصميم گرفتند که به کارخانه باز گردند اما اعلام داشتند تا وقتي فرشيد بهشتي زاد نماينده آنها آزاد نشود پاي هيچ مذاکره اي نخواهند رفت و به اعتراضشان ادامه خواهند داد. تحت فشار کارگران همانجا نيروهاي اطلاعات اعلام کردند ما فرشید را آزاد خواهیم کرد. کارگران خواهان آزادي فوري او شدند. رژيم فورا فرشید بهشتی زاد را آزاد کرد و او ساعت ٣ به کارخانه رسید. کارگران به استقبال فرشید بهشتی زاد رفتند و وی را در آغوش کشیدند و دسته جمعي شعار دادند زنده باد نمایندگان ما، زنده باد اتحاد ما. کارگران موفق شدند فرشيد بهشتي زاد را آزاد کنند و مذاکره با حضور او انجام گرفت. براستي اينها لحظات با شکوهي از اعتراضات کارگران نساجي کردستان است که در تاريخ جنبش کارگري در ايران ثبت ميشود .

کارگران نساجي شاهو و نساجي کردستان صندوق همبستگي مالي خود را تشکيل ميدهند

در هر اعتراض و مبارزه اي يک خطر جدي فشار مالي بر خانواده هاي کارگري است. فشاري که ميتواند بويژه در اعتصابات طولاني مدت٬ مانعي در ادامه اعتراض و مبارزه کارگران باشد. فشاري که ميتواند بعنوان عامل فشار از سوي کارفرما و دولت بدست گرفته شود تا با متوسل شدن به آن در صفوف کارگران شکاف ايجاد کنند و از جمله با پرداخت وجوهي ناچيز به بخشي از کارگران٬ صف متحد کارگران را در هم شکنند. کارگران نساجي شاهو و همچنين نساجي کردستان بخوبي متوجه اين خطر شدند و يک اقدام مهم مجمع عمومي آنها تصميم براي تشکيل صندوق همبستگي مالي بود. در نساجي شاهو کارفرما و دولت در مقابل خواست تشکيل صندوق اعتصاب کارگران ايستادند در برابر آن موانع حقوقي و قانوني ايجاد کردند. اما ٢٨ نفر از کارگران در اين کارخانه بيانيه تشکيل صندوق همبستگي مالي خود را دادند و اين صندوق تشکيل شد و با کمک و حمايت و پشتيباني کارگران و مردم روبرو شد. همچنين در کارخانه نساجي کردستان بدنبال تصمیم مجمع عمومی مبني بر ايجاد صندوقهاي حمايت از اعتصاب، کارگران ٣٠ نفررا براي پيگيري اين صندوقها انتخاب کردند. اين اقدام، مقامات دولتي را به جنب و جوش انداخت. قرار بود کارگران روز ٦ آبان کار تشکيل صندوق را شروع کنند. اما روز قبل از آن نیروهای اطلاعات براي جلوگيري از اين اقدام، نمایندگان کارگران را احضار کردند و وقتي آنان به اخطار نيروهاي اطلاعات بي توجهي نشان دادند٬ آنها را در خانه خود بازداشت و به اطلاعات بردند و به آنان گفتند که اجازه تشکيل اين صندوق و چرخاندن آن در شهر را ندارند. اما کارگران در روز تعيين شده٬ روز ٦ آبان در تيم هاي تعيين شده قبلي خود از همان ساعات اوليه صبح در سطح شهر پخش شدند. به مردم توضيح دادند که چرا اعتصاب کرده اند. توضيح دادند که دو ماه است به آنان دستمزدي پرداخت نشده و دولت با تشکيل صندوق نيز مخالفت کرده و نمايندگان آنان را مورد تهديد قرار داده است و از مردم خواستند که با کمک به صندوق مالي آنها از مبارزه و خواستهاي آنان حمايت کنند. اين اقدام کارگران نساجي کردستان حرکتي بيسابقه در اعتراضات کارگري در ايران بود. رنگ و بوي سنتهاي کنوني در کشورهاي اروپايي را با خود داشت و حتي به لحاظ شيوه کار و رفتن به ميان مردم گامي به جلو تر بود. کارگران نساجي کردستان براي تشکيل صندوق مالي خود به ميان مردم رفتند و با توضيح علل اعتصاب خود و خواستها و مطالباتشان تلاش کردند که نشان دهند که مبارزه آنها به مبارزات کل جامعه ربط مستقيمي دارد و خواهان همبستگي و پشتيباني مردم شدند. کارگران نساجي کردستان با اين کار خود سنت جديدي را بنا گذاشتند. سنت اينکه گذاشتن صندوق امري خيريه نيست بلکه امري کاملا مبارزاتي است و به اين اعتبار بايد مورد حمايت قرار گيرد. کارگران نساجي عملا تشکيل صندوق اعتصاب را به ابزار ديگري براي جلب همبستگي مردم و مطلع نگاهداشتن آنان از خواستها و مبارزاتشان تبديل کردند و عملا نيز با استقبال و پشتيباني مردم روبرو شدند . اين اقدام يک گام بزرگ براي گسترش مبارزه به بخشهاي ديگر جامعه و به تحرک در آوردن جامعه بود. کارگران نساجي شاهو و نساجي کردستان با اين اقدامات بيسابقه خود نشان دادند که براي سازمانيابي مبارزات خود منتظر اجازه هيچ مرجع و مقامي نيستند. اعتصاب و مبارزه براي گرفتن مطالباتشان را حق خود دانسته و نشان دادند که ايجاد تشکل کارگري امر خود کارگران است.

اينها همه درسهاي آموزنده از تجربيات اين دو حرکت اعتراضي مهم است. بدون شک از اين اعتراضات درسهاي آموزنده بيشتري ميتوان آموخت و اين مبارزات تاثير خود را بر ساير مراکز کارگري خواهد گذاشت. در نوشته ديگري روزشمار اين دوره از اعتراضات کارگران را تهيه ميکنم و همه کارگران و بويژه فعالين و رهبران کارگري را به خواندن و دنبال کردن از نزديک لحظات اين اعتراضات دعوت ميکنم تا امکاني در خدمت شناخت و درس گيري از جوانب مختلف اين مبارزات باشد در آخر دست تک تک دست اندرکاران اين مبارزه با شکوه و قدرتمند را بگرمي ميفشارم

كارگر كمونيست ٢١،  ١٩ آبان ٨٤.

Advertisements

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s

%d bloggers like this: