شهلا دانشفر

خوش آمديد

زنداني سياسي آزاد بايد گردد

در جامعه اي كه هر اعتراضي با سركوب و زندان پاسخ ميگيرد٬ در جامعه اي كه اعتراض همه بخش هاي آنرا فرا گرفته است و يك جنگ نابرابر ميان مردم و رژيم در جريان است، شعار زندانيان سياسي آزاد بايد گردد يك شعار محوري در ميان همه مردم است. وقتي كه كارگر بخاطر خواستهاي برحقش٬ بخاطر مبارزه براي حق تشكل٬ حق اعتصاب و حقوق پايه اي خود راهي زندان ميشود٬ وقتي كه معلم را دستگير ميكنند چرا كه به تبعيض و نابرابري معترض است و بر خواستهاي خود٬ حق داشتن يك زندگي انساني تاكيد ميگذارد ٬ و وقتي دانشجو را زنداني ميكنند چون آزادي ميخواهد٬ چون از فقر به ستوه آمده  و زندگي اي انساني ميخواهد و چون به آپارتايد جنسي و به همه مظاهر عقب مانده قوانين اسلامي حاكم بر جامعه معترض است٬ روشن است كه مردم بيش از هر وقت خود را در تقابل با زندان و نهادهاي سركوب رژيم مي بينند. امروز همانطور كه مبارزه ابعادي توده اي پيدا كرده است٬ زندان نيز هر روز بيشتر به محل اسارت رهبران و سخنگويان اين اعتراضات و شخصيت هاي محبوب مردم تبديل ميشود. به اين اعتبار مردم امروز بيش از هر وقت ميدانند كه زندان يعني سركوب اعتراضات برحق آنها و طبعا خواست آزادي فوري و بدون قيد و شرط زندانيان سياسي هر روز بيشتر به خواست بخش هاي وسيعتري از جامعه تبديل ميشود.

از همين رو در يكي دو ساله اخير مبارزه حول خواست آزادي زندانيان سياسي ابعاد گسترده تري به خود گرفته است. همچنين برخورد مردم به دستگيري هاي جاري نيز متفاوت تر شده است. امروز ما شاهد اين هستيم كه هر دستگيري اي فورا با چنان واكنش اعتراضي اي روبرو ميشود كه در اكثر مواقع به عقب نشيني و استيصال رژيم منجر ميشود. بويژه در برخورد به فعالين كارگري خيلي اوقات شاهد هستيم كه آنها را بيش از چندين ساعت نميتوانند نگاه دارند و بعد از اعتراضات همكاران و خانواده و دوستانشان ناگزير ميشوند كه فورا آزاد كنند. در مواردي چون اعتراضات كارگران نساجي كردستان حتي كارگران اعلام كردند كه تا نماينده آنها از زندان و بازداشت آزاد نشود حاضر به مذاكره و پايان دادن به اعتصابشان نخواهند بود و بر سر خواستشان ايستادند و موفق به آزاد كردن نمايندگانشان از زندان شدند. يا بطور مثال سال گذشته هنگاميكه خيزش هاي شهري در شهرهاي مختلف كردستان بر پا شد٬ ما ديديم كه چگونه از سوي مردم طومارهاي اعتراضي به بازداشت جوانان و مردم معترضي كه در اين مبارزات بازداشت شده بودند٬ نوشته شد و اجتماعات اعتراضي بر پا شد تا سرانجام موفق شدند كه بخش عمده دستگير شدگان را از زندان آزاد كنند. همينطور وقتي كه كارگران در اول مه سقز دستگير شدند ما ديديم كه چگونه اين اقدام رژيم با اعتراض مردم و بخش هاي مختلف كارگري روبرو شد٬ تا جاييكه اين كارگران ظرف ده روز اعتراض و مبارزه فشرده٬ از زندان آزاد شدند و بعد نيز كه آنها را دوباره به دادگاه احضار كردند و برايشان احكام زندان صادر شد٬ اين اعتراضات دوباره سربلند كرد. و بالاخره نمونه دستگيري اعضاي هيات مديره سنديكاي شركت واحد را داشتيم كه با اعتصابي شكوهمند از سوي ١٧٠٠٠ كارگر شركت واحد در اعتراض به اين دستگيري پاسخ گرفت و كل جامعه را به تحرك در آورد. اينها همه شواهدي است كه بطور واقعي امروز رنگ ديگري به زندان و زنداني در ايران داده است. اينها همه شواهدي است كه نشان ميدهد مبارزه حول خواست زنداني سياسي آزاد بايد گردد امروز چه جايگاه مهم و اجتماعي اي در كل جامعه پيدا كرده است.

از سوي ديگر تحت تاثير همين فضا٬ امروز  ما شاهد تحرك بيشتري نيز در ميان خانواده هاي زندانيان سياسي هستيم. اگر قبلا اين خانواده ها به خاطر اينكه خود را تنها و در انزوا ميديدند٬ ناگزير بودند به راه حلهاي فردي متوسل شوند و با مراجعات فردي شان به زندان ها تلاش در گرفتن ملاقات و طي شدن مراحل قانوني پرونده عزيزانشان داشتند و از همين رو گرفتار دست اندازهاي قانوني جمهوري اسلامي ميشدند٬ امروز ميبينيم كه آنها نيز خود را تنها نمي بينند و صداي اعتراض خود را رو به جامعه بلند ميكنند و در پيشاپيش اين اعتراضات قرار ميگيرند. از جمله در دستگيري فعالين سقز ما شاهد بوديم كه چگونه همسران اين كارگران به نهادهاي بين المللي نامه دادند٬ از مردم و همه انسانهاي آزاديخواه طلب ياري كردند و در شكل دادن به اعتراضي گسترده حول اين دستگيري ها نقش داشتند. آخرين نمونه همين روز اول فروردين سال جديد در تهران بود كه تعدادي از خانواده هاي زندانيان سياسي در مقابل زندان اوين تجمع كردند و با يادي از عزيزان خود ٬ خواست خود مبني بر آزادي زندانيان سياسي را اعلام داشتند.

امروز شعار زندانيان سياسي آزاد بايد گردند٬ فرياد اعتراض جامعه ايست كه ٢٧ سال سركوب و خفقان را متحمل شده و اين صدا دارد هر روز بلند تر و رساتر ميشود. از جمله همانطور كه در بالاتر اشاره كردم در سال گذشته ما شاهد تجمعات و اعتراضات بسياري در مقابل اوين و براي آزادي زندانيان سياسي بوديم. در دوره مبارزه عليه مضحكه انتخابات يك عرصه مهم مبارزات مردم و يك شعار مهم اجتماعات اعتراضي مردم شعار زنداني سياسي آزاد بايد گردد بود. و در اعتراضات دانشجويي نيز اين مساله خود را در قطعنامه ها و در طومارهاي اعتراضي شان به روشني منعكس كرد.

از سوي ديگر اعتراض و مبارزه در داخل خود زندان است. در همين يكساله بارها و بارها ما شاهد اعتراضات هر روزه زندانيان سياسي در داخل زندان٬ شاهد اعتصاب غذاها و  حتي درگيري آنها با مامورين زندان و مقاومت در مقابل وضعيت درون زندان بوده ايم. در واقع ميتوان گفت آنجه امروز در زندان ميگذرد٬  ادامه چيزي است كه ما امروز در خيابانها٬ در هشت مارس ها و در ١٦ آذر ها و در مناسبت هاي مختلف شاهدش هستيم. يعني حاكي از جنبش انقلابي است كه به قدرت به جلو ميرود و امروز به طرف درب زندانها كشيده شده است. مردم دارند دورخيز ميكنند و اين اعتراضات بيانگر اين واقعيت است كه ديگر دوره زندان و سركوب سپري شده است. بويژه دستگيري بيش از هزار كارگر شركت واحد فضاي درون زندان را نيز تغيير داد. از جمله در طول اين چند ماهه اخير كه ما شاهد مبارزات كارگران شركت واحد بوديم٬ روزي نبود كه جمع هايي از كارگران و خانواده هاي كارگران زنداني در مقابل درب زندان اوين و دادسراي انقلاب اسلامي جمع نشوند و خواست آزادي بدون قيد و شرط زندانيان سياسي طرح نگردد. اكنون مبارزه براي آزادي زندانيان سياسي به يك عرصه مهم مبارزه در ايران تبديل شده است. امروز اگر اول مه است٬ اگر ١٦ آذر است و اگر هر تجمع و اعتراضي هست در كنار ديگر خواستها و مطالبات خواست آزادي زندانيان سياسي به ميان كشيده ميشود. به عبارتي ديگر در شرايطي كه رژيم تلاش ميكند سركوب كند٬ زندان كند٬ تهديد كند٬ مبارزه براي گشودن درب زندانها هر روز شدت بيشتري ميگيرد و اين يعني اينكه مردم دارند فرياد ميزنند كه ديگر اجازه نميدهند كه انسانهاي مبارز و آزاديخواه راهي زندان شوند. همانطور كه اشاره كردم ديگر دوره زندان كردن و دوره سركوب گذشته اس  نه به اين دليل که جمهوري اسلامي تغييري در سياست سرکوبش داده است بلکه به اين دليل که ميليونها نفر از مردم ايران مساله زندانيان سياسي را امر خود ميدانند و هر دستگيري و به بند کشيدني به بحثي در ميان طيف بسيار گسترده اي از مردمي تبديل ميشود که هرروز دارند انزجار خود را از سرتاپاي اين حکومت منفور ابراز ميکنند؛ به اين خاطر كه حکومت اسلامي و تمام دست اندرکارانش دارند در پيش چشم خود لمس ميکنند که با به بند کشيدن فرزندان مردم صف گسترده اي از انزجار و مبارزه و اعتراض را عليه خود بسيج ميکنند. اين آن عامل اساسي است که سياست زنداني کردن افراد به جرم مخالفت و انتقاد و حق طلبي و آزادي خواهي را با شکستي محتوم روبرو ميسازد و براي مردمي که دريافته اند که براي زنده ماندن نيز بايد عليه اين دستگاه حاکم به مبارزه  واعتراض برخيزند، مقابله با سياست زنداني کردن مخالفين يک امر بديهي است. مردم خوب ميداند که براي بزير کشيدن اين حکومت بايد در زندانها را شکست. بايد فرياد “زنداني سياسي آزاد بايد گردد” را سر داد. بايد با خانواده هاي زندانيان سياسي ابراز همدردي و همراهي و پشتيباني کرد.

مستقل از اينکه مبارزه برای آزادی زندانیان سیاسی چگونه پیش رود و تا چه حد بطور بالفعل جريان يابد، در اذهان عمومي جامعه زندانيان سياسي عزيزند و بحث در مورد زندانيان سياسي يک موضوع داغ است و اولين تصويري که از آزادي وجود دارد گشوده شدن در زندانهاي سياسي است.

در اين ميان نكته مهم و قابل توجه اينست كه رهبران قابل اعتماد مردم در هر عرصه اي بايد تلاش کنند که مساله آزادي زندانيان سياسي را به مساله آزاديهاي بي قيد و شرط سياسي گره بزنند و پيوند گسست ناپذير اين دو را به هم نشان دهند. مردمي که انزجار خود را از خفقان و سرکوب و دستگيري و شکنجه به اشکال مختلف بيان ميکنند، بايد بي ابهام مدافع آزادي بي قيد و شرط سياسي باشند. بايد قاطعانه و بدون هيج تزلزل و ابهامي از آزادي بيان، آزادي اجتماع، آزادي مخالفت و انتقاد و آزادي عقيده و فکر دفاع کنند. باید در ادامه این مبارزه و با سرنگونی جمهوری جمهوري اسلامي، دوره زندانهاي سياسي و سرکوب و خفقان را نيز يک بار براي هميشه پايان داد و جامعه ای سازمان داد که یک بند مهم قانون اساسي آن آزادي بي قيد و شرط سياسي است.

بويژه امروز که ما در شرايطي هستيم كه جامعه در جنب و جوش اعتراضي است و مردم مترصد فرصتي هستند تا اعتراضشان را بيان كنند، توجه به امر آزادي هاي سياسي و در قدم اول آزادي زندانيان سياسي امر جدي و فوري و مهمي است. جامعه آبستن تحولات سياسي مهمي است. رژيم سعي ميكند با رجزخواني حول جنگ و حمله آمريكا به ايران هر اعتراضي را خفه كند. اما بيش از هر وقت در استيصال و در فشار است. در چنين فضايي مبارزه براي آزادي زندانيان سياسي آن عرصه مهميست كه به اين اعتراضات قدرت و توان بيشتري ميبخشد.  امروز شرايطي است كه بايد درب زندانها را گشود. امروز شرايطي است كه بيش از هر وقت بايد در اين عرصه از مبارزه فعالانه شركت داشت و با شعار آزادي بدون قيد و شرط تمامي زندانيان سياسي پرچمدار اين مبارزه شد.

در يک کلام شعار” زنداني سياسي آزاد بايد گردد” يك شعار سياسي مهم و پيام آور اتحاد و همبستگي مردم براي به زير كشيدن اين حكومت و براي آزادي است. بايد با اين شعار به خيابانها آمد و در هر حركت اعتراضي پرچم آنرا برافراشت. دور نيست روزي كه با مبارزه خود درهاي زندانها را بگشاييم و همه زندانيان سياسي را به آغوش بگيريم. همانطور كه ديديم رژيم در برابر يك كمپين همبستگي بين المللي كارگري بخش اعظم كارگران دستگير شده واحد را ناچارا آزاد كرد. تجربه آزادي كارگران واحد راه را به ما نشان داد. بايد از اين تجربه آموخت. بايد امروز مقابل اوين و دادگاه انقلاب اسلامي جمهوري اسلامي محل تجمعات اعتراضي هر روزه ما باشد. بايد بخواهيم منصور اسانلو٬ منصور حيات غيبي و دهها و صدها انسان آزاديخواه ديگري كه امروز در زندانها هستند فورا و بدون قيد و شرط از زندان آزاد شوند. بايد خانواده هاي تمام عزيزاني كه امروز در بند هستند پيشاپيش اين صف اعتراض باشند. بايد با يك همبستگي بزرگ كارگري و همه انسانهاي آزاديخواه دربهاي زندان را بگشاييم. بستگان زندانيان سياسي بايد خود را در حلقه مهر و محبت و همراهي خيل وسيعي از ما مردم ببينند. بايد بدانند و ببينند که همانقدر که سرکوبگران فرزندان و عزيزان آنها مورد نفرت همه مردم هستند، عزيزان در بند آنها عزيزان میلیونها انسان هستند

انترناسيونال ١١،١٣٣فروردين ٨٥.*

Advertisements

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s

%d bloggers like this: