شهلا دانشفر

خوش آمديد

سازماندهي حزبي در ايران

بخش دوم

محسن ابراهيمي: آيا اين حوزه ها متصلند؟ منفصلند؟ به طور جداگانه با حزب رابطه دارند؟ شكل سازمانيشان مشخصا چيست؟

شهلا دانشفر: طبعا روشن است كه سازماندهي هرمي امروز شكل سازماندهي ما در داخل نيست و به اين اعتبار سياست سازماندهي ما در داخل كماكان سازماندهي منفصل است. اما با توجه به وصل بودن روابط فعالين حزب در دل مبارزات جاري به يكديگر، با توجه به تشكيل جمع هاي تلويزيون و راديو و بوجود آمدن حوزه هاي طراز نوين در اين دوره ، سازماندهي حزب در داخل از حزب مبلغ به حزب مرجع تبديل شده است و شكل سازماندهي آنرا ديگر نميتوان با انفصال يا تمركز توضيح داد

منفصل بودن و يا متصل بودن حوزه ها فقط به جنبه ارتباط اين حوزه ها به حزب مربوط است و بيانگر مشخصات حوزه هاي حزبي در شرايط كنوني نيست. تا آنجا كه به ارتباط با حزب بر ميگردد فعاليت حوزه ها و اعضاي حزب در داخل مخفي است و طبعا درجه اتصال آنها را به يكدگير مبارزات جاري و ضرورتهاي آن تعيين ميكند و بطور طبيعي در محل شكل ميگيرد. روشن است كه ما امروز ارتباط هيچ عضوي را به عضو ديگري در داخل وصل نمي كنيم و تشكيل حوزه هاي حزبي همانطور كه اشاره كردم در متن فعاليت اجتماعي اعضا انجام ميگيرد. اعضا بطور طبيعي و در دل مبارزه به هم متصل شده و همديگر را پيدا ميكنند و يكديگر را بعنوان حزبي مي شناسند و ما به اين سطح از ارتباط رسميت داده و به آن شكل آگاهانه ميدهيم و بر اساس آن حوزه ها شكل ميگيرد. اما بدون شك در هر عرصه مبارزاتي فعالين حزبي بسيارند و حوزه هاي حزبي بسياري شكل ميگيرند. اينجاست كه ما ميخواهيم اين حوزه ها هر كدام بطور منفصل با حزب مرتبط باشند. ميخواهيم اين حوزه به يكديگر وصل نشوند و هر مي را بوجود نياورند و كما كان سازمان ما در داخل شكل منفصل داشته باشد. حتي فراتر از آن ما ميخواهيم كه اعضاي هر حوزه جدا از فعاليت حوزه اي و مشتركي كه با هم به پيش ميبرند تك به تك با حزب مرتبط باشند و اطلاعات مربوط به ارتباطات حزبي خارج از جمع حوزه اي خود را به حوزه منتقل نكنند بلكه آنها را در هماهنگي با ما سازمان دهند. بطور واقعي امروز گرايشات سياسي علني و شناخته شده هستند. هر كس كه از آزادي و برابري حرف بزند. هر كس كه از حق بدون قيد و شرط بيان سخن گويد، هر كس كه بگويد مجمع عمومي و شورا ميگويند حرب است ، اگر چه حزبي نيز نباشد. بنابراين اينكه هر كسي داراي چه گرايشي است و دارد چه نظراتي را بيان ميكند پنهان كردني نيست و شناخته شده است و در توازن قواي امروز اين امري جا افتاده است. چنانكه مي بينيم امروز دارند از كانال جديدي ها صحبت ميكنند. ولي اينها هيچكدام به معني ارتباط تشكيلاتي نيست. آنچيزي كه بايد مخفي بماند ارتباط فعالين و اعضا با حزب است. اينها همه در واقع ويژگي دوره كنوني است و مرحله گذار به سازماندهي متصل و هر مي است كه با رشد جنبش اعتراضي و تغيير توازن قواي جامعه، اشكال عاليتري از سازمانيابي را بخود ميگيرد و كميته هاي شهري و سازمان هرمي حزب شكل ميگيرد.

محسن ابراهيمي: در مورد جنبه هاي ديگر فعاليتهاي كميته سازمانده، از جمله جمع هاي حول تلويزيون انترناسيونال، جمع هاي كسب خبر و توزيع نشريات حزبي هم لطفا كمي توضيح دهيد.

شهلا دانشفر:جنبه هاي ديگري از كار كميته سازمانده تشكيل جمع هاي حول تلويزيون انترناسيونال، جمع هاي كسب خبر و توزيع نشريات حزبي و جمع هاي مختلفي از طيف وسيعي از دوستداران حزب است. بويژه امروز وجود تلويزيون، امكاني ايجاد كرده است كه ميتوان حول آن جمع هايي را شكل داد و با تشويق اين جمع ها به تبليغ و شناساندن تلويزيون به ديگران به اشكلا مختلف، از جمله ضبط برخي برنامه ها و پخش آنها در ميان دوستان خود، جمع آوري كمك مالي براي تلويزيون، خبرنگاري و گزارش دهي به تلويزيون و برقراري تماس با برنامه هاي مستقيم و زنده  و اظهار نظر در مباحثات آن، اين جمع را فعال كرد و در جريان اين فعاليت ميتوان طيف وسيعي از دوستداران حزب را به فعالين جدي حزبي تبديل كرد.

همچنين ميتوان در كارخانجات مختلف حول كمپين هاي حزب، جمع كردن طومارهاي حزبي  جمع هايي را شكل داد و با فعاليتي مستمر در ميانشان آنها را به حزب نزديك كرد. اين دست فعالين حزبي در محل را ميبوسد كه طيف اجتماعي وسيعي كه پيرامون آنها گرد مي آيند را به اشكال مختلف سازمان دهند و با كار فعال كمونيستي در ميانشان، اعصاي هر چه بيشتري را به حزب جذب كنند.

محسن ابراهيمي: يكي از وظايف كميته سازمانده كادرسازي و آموزش كادرها و فعاليت حزب در داخل است. اين جنبه از فعاليت كميته سازمانده عملا چه معنايي دارد؟

شهلا دانشفر: ما هميشه گفته ايم كه دو حكم اساسي بر سياست عضو گيري و سازمانيابي افراد در حزب كمونيست كارگري ايران ناظر است. يكي اينكه عضويت در حزب بايد حتي المقدور ساده و وسيع باشد. به نحوي كه هر كس خواهان تقويت مبارزه براي تحقق اهداف حزب است بتواند به آن بپيوندد. دو اينكه حزب بر يك شالوده كادري محكم و ماركسيست بنا شود و به هر درجه ابعاد حزب گسترش يابد و عضويت در آن وسيعتر شود، اين شالوده كادري بايد مستحكم تر و توانا تر باشد. بنابراين تاكيد ما بر كادرسازي و اهميت آن روشن است. بويژه امروز كه داريم از يك روي آوري وسيع صحبت ميكنيم به كادرهاي ماركسيست و توانايي احتياج داريم كه توانايي پاسخگويي به پيشبرد جنبه هاي مختلف كار سازمانيابي حزب در داخل باشند. از همين رو آموزش نيز جايگاه مهمي در كار ما پيدا ميكند. امروز طيف وسيعي از فعالين جوان و كمونيست به حزب ما ميپيوندند كه راديكالند، معترضند، آزاديخواه و مدرنند، ميخواهند با حزب ما فعاليت كنند، اما از كمونيسم كم ميدانند و با حزب ما، تاريخچه شكل گيري آن و مباحث پايه اي كمونيسم كارگري آشنايي كمي دارند، براي ساختن حزب با پايه هاي محكم و با يك لايه قوي كادري، لازمست كه بطور جدي كار آموزش را در دستور بگذاريم. ما در نظر داريم آثار منتخبي از نوشته هاي چاپ شده منصور حكمت، ويژه داخل تهيه كنيم كه مطالعه آن سير تفكر كمونيسم كارگري و منصور حكمت را تا حدودي روشن ميكند و به امر آموزش فعالين حزب در داخل كمك ميكند. بويژه پخش نوارهاي سخنرانيها و مباحث انجمن ماركس در تلويزيون و راديو در خدمت به همين مساله صورت ميگيرد و فعالين حزب ميتوانند نوار اين مباحث و يا ويديوي آن را ضبط و آنرا به دست دوستان هر چه بيشتري برسانند. طبعا كادرهاي حزبي كه خود مباحث اين حزب را دنبال كرده و با ماركسيسم آشنايي بيشتري دارند، نقش مهمي در جاري كرد ن امر آموزش در درون حوزه هاي حزبي دارند و انتظار ميرود كه براي آن تلاش كنند.

محسن ابراهيم: در اول اين صحبت اشاره كرديد كه يك محور ديگر فعاليت كميته سازمانده فعال نگاهداشتن فعالين حزب در سوخت و ساز سياسي حزب و در كمپين هاي سياسي و مبارزات جاري و رو به جامعه است. اين محور فعاليت كميته خودش دو جنبه دارد. قبلا در مورد جنبه اول يعني فعال نگاهداشتن فعالين حزب در سوخت و ساز سياسي حزب توضيح دهيد:

شهلا دانشفر: اين حق اعضاست كه بتوانند در سوخت و ساز سياسي حزب نقش ايفا كنند. مكاني براي ابراز نظرات خود داشته باشند. اين كار طبعا در خارج كشور بسادگي انجام ميگيرد. اما وجود خفقان در داخل همواره مانع تحقق درست اين نياز بوده است و بطور واقعي تشكيلات حزب در داخل ايران هنوز جاي واقعي خود را در حزب پيدا نكرده است. اگر چه ما شاهد تغيير و بهبود اين وضعيت هستيم و نمون بارز آن پيامهاي همبستگي فعالين حزب به كنگره پنجم حرب بود. پس از آن نيز دخالت و اظهار نظر اعضاي حزب در داخل در مباحث سياسي و نوشتن براي نشريات حزب هر روز بيشتر و بيشتر شده است و اين را آشكارا ميتوان ديد. كميته سازمانده تلاش دارد در يك سوخت و ساز فعال سياسي با فعالين حزب در داخل قرار گيرد و حزب را از سوخت و ساز سياسي حوزه هاي حزبي مطلع نگاهدارد. كميته سازمانده ميكوشد تا تشكيلات داخل جاي خود را در فعل و انفعالات سياسي حزب باز يابد و رفقاي حزبي در داخل حزب با نقش دخالتگر خود و نوشته هايشان در نشريات حزب هويت يابند.

محسن ابراهيمي: جنبه دوم همين محور فعاليت مربوط به كمپين هاي سياسي حزب و مبارزات جاري است. منظورتان چيست؟ كميته سازمانده عملا چه كارهايي در اين مورد در دستور گذاشته است؟

شهلا دانشفر: از نظر ما حاصل هر كمپين سياسي و دخالتگري حزب در عرصه مبارزات جاري، بايد تحزب بيشتر فعالين و رهبران عملي باشد. ما بايد بتوانيم فعالين و رهبران عملي را حول حزب و بعنوان اعضا و حوزه هاي حزبي سازمان بدهيم. براي تحقق اين كار محورهاي اصلي فعاليت ما عبارتند از:

-فعال كردن اعضا و مرتبطين با حزب براي دخالتگري و پيشبرد سياستها و رهنمودهاي عملي حزب در دل مبارزات جاري

– هدايت فعالين حزب در كمپين هاي حزبي و مناسبتهاي سياسي مهم و در روزهاي ويژه مانند هشت مارس، اول مه، هيجده تير، سالروز حزب و غيره بر مبناي جهت گيري هاي جديد (حزب و جامعه)،

– تعقيب روزمرده اعتراضات اجتماعي و مباحث درون محافل كارگري و فعال كردن تشكيلات در اين اعتراضات و مباحثات مربوط به آن و تلاش براي برقراري تماس نزديك با فعالين و رهبران عملي درگير در اين مبارزات

– فعال كردن تشكيلات حزب در ارسال اخبار و گزارشات از مسايل روز جنبش كارگري و ساير جنبش هاي اعتراضي

– هدايت فعالين حزب، در زمينه دامن زدن به جنبش مجامع عمومي منظم كارگري و تشكيل شوراها و پيشبرد سياستهاي سازماندهي توده اي حزب در ميان كارگران و در بخش هاي ديگر در ميان معلمان، پرستاران، و..

– جهت دادن به فعالين براي تمركز نيروي بيشتر بر روي مراكز مهم كارگري در ايران، از جمله نفت، ماشين سازيها و تلاش براي مرتبط شدن با فعالين راديكال و كمونيست هر چه بيشتري در اين بخش هاي

– جهت دادن به فعالين حزبي در عرصه هايي چون مبارزات معلمان و پرستاران و نزديك شدن به رهبران و فعالين كمونيست هر چه بيشتري در ميان آنان و تقويت سازمان حزبي در ميان اين بخش ها

– روشن كردن سياستهاي عملي حزب در زمينه هاي علني اعتراضي

اينها در واقع رئوس كلي كارهاي ما در اين زمينه است

محسن ابراهيمي: آيا كميته سازمانده در زمينه كار علني در ايران و نقش فعالين حزب در اين زمينه هم نقشي به عهده دارد؟

شهلا دانشفر: نسل جديد رهبران كارگري كه ميتوان گفت ٧٠ درصد طيف رهبران كارگري را در بر ميگيرد اين مشكل را ندارند. اين نسل آموخته است كه در دل اختناق مبارزه كند، ياد گرفته است كه چگونه از شكافهاي دروني رژيم براي متشكل شدن و اعتراض خود سود جويد، پشت ميكرفون ها برود و اشكال مدرن مبارزه را بكار برد. اين نسل بدنه اصلي جنبش كارگري و جنبش هاي اعتراضي امروز را تشكيل ميدهد. اما بايد بدانيم فعالين حزبي جوان، نيروي جواني كه امروز جذب حزب ميشوند، دانش كمي از كمونيسم و از حزب دارند و مهمترين كار ما با اين طيف آموزش و  ماركسيست كردن آنهاست. آشنا كردن آنها با حزب و نظراتشان است. و پاسخ دادن به مسايل و مشكلات اين طيف از رهبران كارگري و عرصه هاي مختلف مبارزاتي يك بخش مهم كار كميته سازمانده است.

در كنار نسل جديد ما نسلي از فعالين چپ را داريم كه تجربه شكست انقلاب ٥٧ و سركوب سالهاي ٦٠ را پشت سرگذاشته است. نسلي كه اساسا بدليل خفقان طولاني زمان شاه و متاثر بودن از روشهاي مبارزاتي چپ سنتي، از عرصه هاي اجتماعي و علني مبارزه بدور بوده و هنوز از اين سنت هاي متاثر است. و اين نسل امروز بخشي از اتوريته هاي جنبش كارگري و جنبش هاي اجتماعي را در بر ميگيرد. به اين اعتبار اين موضوع و رفع اين مانع كماكان در دستور كار كميته سازمانده قرار دارد. به همين دليل كميته سازمانده تلاش خواهد كرد تا تمركز هر چه بيشتري مبذول دارد كه سنتهاي كهنه و غيره كمونيستي كارگري را نقد كند، و با ارائه طرحها، ابتكارات، ايده ها، و كمپين هاي مختلف ، بحث ابراز وجود اجتماعي و علني فعالين كارگري( كه دو سال پيش حميد تقوايي آنرا به روشني در نوشته اي در همين زمينه طرح كرد و توضيح داد) در ميان كارگران كمونيست و سوسياليست و همينطور فعالين سوسياليست و كمونيست در جنبش هاي اعتراضي ديگر را جا بيندازد و همچنين كادرها، اعضا و شبكه هاي حزب را براي اجراي اين جهتگيري بسيج كند. من همين جا از فرصت استفاده ميكنم و از همه فعالين حزب و رهبران كارگري ميخواهم كه اين بحث حميد تقوايي را بخوانند. (اين مطلب در سه شماره انترناسيونال ٨، ٩، ١٠ در تاريخ هاي ٢٦ اسفند ٨٢، ٢٩ اسفند ٨٢، و ٤ فروردين ٨٣ به چاپ رسيده است.)

محسن ابراهيمي: مشخصا در مورد ابراز وجود اجتماعي و علني فعالين كارگري، كميته سازمانده تا كنون چه تجربياتي را كسب كرده است. مخصوصا اينكه ميدانيم در ايران هم به خاطر اختناق سياسي طولاني و هم به دليل تبديل شدن كار زير زميني و غير اجتماعي به يك سنت جا افتاده، هنوز كار علني و رو به جامعه به سنت جا افتاده اي تبديل نشده است. در اين زمينه چه پيشرفتهايي حاصل شده است؟ موانع چه ها هستند؟ كار اجتماعي و علني مشخصا در ميان نسل جديد فعالين كارگري چگونه پيش ميرود و نقش كميته سازمانده در اين باره چيست؟

شهلا دانشفر: بعد از ارائه اين بحث از جانب حميد تقوايي و باز كردن اين موضوع رو به جامعه ما با يك تغيير كيفي در فعاليت و كار فعالين حزب در ايران روبرو شديم. اين موضوع به بحث داغي در ميان فعالين چپ و دست اندركاران جنبش هاي اعتراضي موجود تبديل شد. بسياري از فعالين حزبي اذعان ميكردند كه با اين بحث دريچه جديدي به روي فعاليتشان گشوده شده است و به نظر من اثرات اين بحث امروز در ابراز وجود علني و اجتماعي چپ بطور كلي و با گرايشات مختلف كاملا مشهود است. نتايج آن در اول مه امسال كاملا قابل مشاهده بود. براي اولين بار ميديديم كه رهبران كارگري با اسم و رسم خود به پشت تريبون ميروند و رو به كارگران و رو به جامعه صحبت ميكنند. اين دست آورد بزرگي است. در اين مدت روي آوردن به عرصه هاي علني مبارزه، تلاش براي ايجاد تشكلهاي توده  اي در عرصه هاي مختلف اجتماعي گسترش يافت و فعالين چپ و كمونيست به جلوي صحنه آمدند و دست اندركاران اصلي اين فعاليت ها بودند. اين جنب و جوش ها همگي نشان دهنده اينست كه براستي اين بحث به مساله عاجل امروز جنبش كارگري و جنبش هاي اعتراضي موجود در جامعه و هويت يافتن رهبران چپ و كمونيست در جامعه پاسخ داده است و همه اين فعاليت ها يك پيشروي بزرگ براي ما و چپ در جامعه است.

اما يكي از مشكلات فعاليني كه امروز به اين شيوه از كار رو آورده اند، تلفيق كار علني و مخفي است. مساله ابراز وجود علني و اجتماعي و قرار گرفتن در راس اعتراضات جاري و در عين حال داشتن رابطه اي تنگاتنگ با حزب است. مساله هماهنگ شدن فعاليت اين رفقا در داخل با فعاليت كل حزب است. پاسخگويي به اين موانع و بوجود آوردن شرايطي امن و مطمئن براي ارتباط رهبران عملي و فعالين جنبش هاي اعتراضي كه افرادي علني و شناخته شده در جامعه هستند يك امر حياتي براي ماست. حزب ما به لحاظ نظري به اين مساله پاسخ داده است. منصور حكمت در اين مورد در بحث “حوزه هاي حزبي و آكسيونهاي كارگري”، مفصلا صحبت كرده است. بايددوباره به اين مباحث رجوع كرد و آنها را آموخت. ضمن اينكه ما بايد با توجه به اوضاع امروز بطور كنكرت در مقابل فعالين حزبي راه بگذاريم و به مشكلاتشان جواب دهيم. بطور مثال ممكن است يك رهبر عملي نتواند مستقما در حوزه شركت كند و از طريق عضوي از حوزه در ارتباط با حوزه قرار گيرد. يا در جاهايي ممكن است مناسبتر باشد كه او بطور مستقيم با حزب متصل باشد. ما در اين مورد منعطف هستيم و به وضعيت نگاه ميكنيم. اما مساله اصلي اهميت حياتي حفظ يك رابطه تنگاتنگ بين اين بخش از فعالين با حزب است.

محسن ابراهيم: امنيت فعالين حزبي بي ترديد اهميت درجه بالايي دارد. حتما اين مساله مد نظر كميته سازمانده است. آيا لازم ميداني نكاتي را علنا با فعالين حزبي در ميان بگذاريد؟

شهلا دانشفر: اشراه شما به ماسله امنيت و اهميت آن كاملا درست است. اما بايد جنبه هاي مهم سبك كاري امنيت را آموخت. بطور مثال يك فعال حزبي كه در يك عرصه وسيع اجتماعي درگير اس و به عنوان فعال آن عرصه بطور علني در مقابل چشم پليس قرار دارد، فعاليت اجتماعي او بهترين پوشش امنيتي براي ادامه كاري فعاليتش خواهد بود. يك رهبر عملي، يك فعال معترض سرشناس را امروز رژيم به راحتي نميتواند مورد تعرض قرار دهد، اگر جنبه ارتباط اين بخش از فعالين حزبي با حزب از چشم پليس دور بماند. بنابراين تلفيق كار علني و مخفي و آموختن شيوه هاي آن بيش از هر وقت ضروري و حياتي است. بطور مثال وقتي يك رهبر كارگري به جرم مبارزه براي  خواستها و مطالبات خود و دفاع از حق كارگران ، دستگير ميشود، بايد اين خود فورا به يك موضوع اعتراض علني و اجتماعي تبديل شود. بايد با مطلع كردن ديگر كارگران از اين اتفاق، با بسيج خانواده ا و با نقش فعال خانواده هاي كارگري در اين مساله به تقابل با چنين تعرضاتي پرداخت. تجربه نيز نشان داده است كه امنيت رهبران كارگري اتفاقا در اعتراض علني آنهاست. هر چقدر موضوع تعرض رژيم به آنها، پيگرد و ارعاب آنها مخفي بماند، به همان درجه امنيت آنها بيشتر در خطر خواهد بود. در عين حال مما هميشه تاكيد داشته ايم كسي كه در عرصه اجتماعي و علني مبارزه درگير است بايد ارتباط او با حزب مخفي بماند. بايد منزل او از اسناد و مدارك حزبي پاك باشد و غيره. البته اينرا هم بگويم دسترسي وسيع به اينترنت، وجود تلويزيون با طيف وسيعي از بينندگان حتي به اين لحاظ نيز به فعالين اين كارگران پوشش امنيتي بيشتري داده است.

ميدانيد كه امروز دسترسي به اينترنت، دسترسي به ياهو ميسنجر و چت كردن، ارسال نامه و پيام از طريق اي ميل و بدست آوردن نشريات از طريق اينترنت همه و هم تحولي كيفي در فعاليت ما در داخل ايجاد كرد هاست. به يمن تكنولژي امروز ديگر سختن ترين سد سانسور در سطح بين المللي در هم شكسته است وديگر نميتوان به راحتي جلوي درج اخبار و گزارشات اعتراضات كارگران و توده هاي مردم را گرفت. نميتوان مانع ارتباط دايم افراد از اين سوي جهان بسوي ديگر شد و نميتوان مانع دسترسي مردم به كتاب و ادبيات ماركسيستي شد. به يمن دسترسي به اين تكنيك امروز ما نشريات و ادبيات حزب را به دهها هزار آدرس ارسال ميكنيم. امروز ديگر پيدا كردن نسخه اي از يك نشريه حزبي نزد يك  كارگر به هيچوجه نميتواند سندي براي ارتباط او با حزب باشد. اما بد نيست اكنون كه صحبت از اينترنت كردم به چند نكته امنيتي مهم نيز تاكيد كنم.

١- بعضا دوستاني كه تازه با حزب آشنا ميشوند از ما ميخواهند كه ارتباطاتي را در داخل به آنها وصل كنيم تا بتوانند با پيوستم به آنها فعاليت كنند. ما همواره توضيح داده ايم كه انجام اين كار از نظر ما به لحاظ امنيتي نادرست است و ما در داخل ارتباط كسي را به كسي ديگر وصل نمي كنيم. به نظر ما هر فعال حزبي بايد در متن فعاليت اجتماعي خود بتواند افرارد پيرامون خود را به حزب جذب كند و فعاليت حزب را به پيش برد. اما بعضا مشاهده كرده ايم كه اين دوستان از طريق آشناياني كه در خارج كشور دارند، آدرس اينترنت و تماس فعالين حزب در داخل را گرفته و وارد ارتباط با آنها شده اند. ما در اين جا اكيدا تاكيد ميكنيم كه هر گونه اطلاعات مربوط به فعالين حزب در داخل را صرفا به كميته سازمانده حزب و سازمان جوانان كمونيست و كميته كردستان بدهيد. دادن چنين اطلاعاتي به كساني ديگر ممكن اين رفقا را داخل دچار مخاطره امنيتي جدي كند.

٢- ما مشاهده كرده ايم كه صرفا از طريق آشنايي در جلسات ياهو ميسنجر و آشنايي در چت رم ها ارتباطات رفقايي در داخل به يكديگر وصل شده است. ارتباطات اينترنتي مجازي است. صحت و ثقم آن قابل تشخيص نيست. از ارتباط گرفتن با يكديگر صرفا از طريق آشنايي از طريق اينترنت و وصل كردن ارتباطات به يكديگر از اين كانال و دادن اطلاعات شخصي و هويتي از اين طريق جدا خودداري كنيد. به صرف آشنايي از طريق اينترنت ارتباط كسي به كسي را وصل نكنيد. آدرس اينترنتي رفيقي را به رفيقي ديگر ندهيد. عدم رعايت اين نكته ممكن است شما را با مشكلات امنيتي جدي روبرو كند. از انجام آن جدا پرهيز كنيد.

٣-رفقايي از داخل براي عضويت در حزب فرم ويژه عضويت پر ميكنند و در آن آدرس و شماره تلفن و مشخصات واقعي خود را قيد ميكنند. من اينجا به اطلاع همه دوستداران حزب ميرسانيم كه فرم عضويت فقط براي فعالين حزب در خارج كشور است. رفقاي ما در داخل لازم نيست كه اين فرمها را پر كنند. بنا به سياست سازماندهي ما در داخل هر رفيقي كه خود را عضو حزب ميداند و ميخواهد با ما فعاليت كند، عضو حزب محسوب ميشود و ميتواند با تماس گرفتن با ما كار و فعاليت خود را بطور متشكل به پيش برد. لازمست تاكيد كنم كه رفقا از ارسال هر گونه اطلاعات واقعي از مشخصات خود و دوستانشان از طريق اينترنت بايد جدا خودداري كنند.

٤- در آخر از همه فعالين ميخواهم كه در پاكيزه نگاهداشتن كامپيوتر و آدرسهاي اي ميل خود هوشيار باشند.

كميته سازمانده تلاش ميكند كه جنبه مهم سبك كاري امنيت در داخل را بصورت دستورالعمل هاي روشن در آورد و در مقابله با نفوذ پليس هوشياري امنيتي لازم را داشته باشد.

محسن ابراهيمي: پيامتان به فعالين حزب در داخل چيست؟

شهلا دانشفر: آنچه من در اينجا از رئوس كار كميته سازمانده در داخل صحبت كردم، در واقع فعاليت مشتركي است كه قرار است با كمك فعالين حزبي در داخل به پيش بريم و به كمك هم به ساختمان حزب در داخل ساختار منستج تري بدهيم. بنابراين پيام من به فعالين حزب مطالعه دقيق اين سياستها و رابطه نزديك با ما براي پيشبرد عملي اين سياستها در داخل است. بنابراين من اينجا بر دو نكته تاكيد دارم، اولين و مهمترين تاكيد من ارتباط منظم با حزب است. بويژه امروز كه ما با سير پر شتاب تحولات اجتماعي روبروييم اين مساله بيش از هر وقت ضروري و حياتي است. اگر اين رابطه نباشد و يا ضعيف كار كند، اگر حزب در داخل سازمان نيابد و جوابگوي اين درجه از روي آوري به خود نباشد، باز ما دنبال حركتهاي خودجوش خواهيم افتاد و نخواهيم توانست جاي خود را در سير تحولات جاري بازيابيم. امروز حوزه هاي حزبي در داخل بايد مثل مغز متفكر فعاليتهاي علني و اجتماعي ما در داخل كار كنند. نقشه بريزند و برنامه داشته باشند. ما نبايد بدنبال حوادث بيفتيم. بايد فرصت ها را بوجود بياوريم. بايد رهبر جنبش انقلابي اي باشيم كه هر روز بالنده تر به پيش ميرود. از همين رو ارتباط منظم با حزب از نظر من جايگاه استراتزيكتري دارد. بايد نبض داخل و خارج كشور با هم بزند. بطور مثال ارسال بموقع اخبار به ما و عكس العمل سريع در قبال آن به معني حضور حزب در جامعه است. بايد اين حضور تامين شود. بايد سياستهاي حزب در تظاهراتها و آكسيونهايي كه در جامعه اتفاق مي افتد جاري شود و شعارهاي حزب به شعارهاي بخش هر چه وسيعتري از مردم تبديل شود و اين به معني حضور فعال فعالين ما در اين اجتماعات و مبتكر بودن آنان در برپا كردن اين اعتراضات در ارتباطي تنگاتنگ با حزب. تاكيد دوم من به استفاده از ابزار تلويزيون است. وجود تلويزيون به حزب امكان داده كه صداي خود را در بعد وسيعي در جامعه منعكس كند. فعالين حزب بايد از اين ابزار استفاده بيشتري بكنند. هم اكنون تماس با تلويزيون وسيع است. از تيپ هاي مختلف اجتماعي با گرايشات مختلف را در بر ميگيرد. اين خود پوشش ميدهد كه فعالين حزبي راحت تر بتوانند با آن تماس بگيرند و از اين تريبون براي گفتن حرف خود رو به جامعه استفاده كنند. اخبار اعتراضات را به دست ما برسانند تا آنرا بگوش بخش وسيعي از جامعه برسانيم و بتوانيم به يك همبستگي وسيع از اين اعتراضات دامن بزنيم. از طريق اين ابزار ميتوان به كمك فعالين حزبي در داخل به اعتراضات موجود شكل سراسري تري داد و به استقبال فراخوان براي اعتراضات سراسري و گسترده رفت، بايد اين ابزار را بدست گرفت. بنابراين پيامم را به فعالين حزبي كوتاه ميكنم و در يك كلام ميگويي امروز ارتباط منظم با حزب يك امر حياتي است، هر كجا كه مانعي بر سر راه است بايد مانع را شناخت و از سر راه برداشت. بياييد با هم يك ساختار قوي حزبي در داخل ايران بسازيم

انترناسيونال ١٠١،٢٨ مرداد ٨٤.*

Advertisements

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s

%d bloggers like this: