شهلا دانشفر

خوش آمديد

سازماندهي حزبي در ايران

بخش اول

مصاحبه با شهلا دانشفر

دبير کميته سازمانده حزبي

محسن ابراهيمي: به عنوان دبير کميته سازمانده حزب در داخل، لطفا قبل از هر چيز خيلي مختصر اين کميته را معرفي کنيد. اين کميته کي تشکيل شده است؟ ضرورت تشکيل چنين کميته اي چيست؟

شهلا دانشفر: کميته سازمانده حزبي وظيفه ساختن سازمان حزب در داخل را بعهده دارد. اين کميته به يک معني سازمان جديدي در حزب نيست و ما هميشه سازماني براي پيشبرد اين کار در حزب داشته ايم. اما ٥ ماه پيش بود که اين کميته مشخصا با اسم کميته سازمانده حزبي و با تعريف و وظايف روشنتري تشکيل شد و علاوه بر من رفقا فاتح بهرامي، نسرين رمضانعلي، محمد آسنگران و مصطفي صابر اعضاي اين کميته هستند. ضرورت وجود چنين کميته اي کاملا روشن است و در پاسخ به سئوال شما خوبست اين نکته را تاکيد کنم که در شرايط سياسي پر جنب و جوش امروز، در شرايطي که چپ هر روز در جامعه قويتر ميشود و روي آوري به حزب وسيع است، تشکيل کميته اي با وظايف روشنتر و مشخصتر براي پاسخ دادن به اين نياز، مبرم و حياتي بود. عضو گيري وسيع، سازماندهي انبوه و کلان و ايجاد سازماني متناسب با اين سطح از روي آوري به حزب که امروز ما شاهد آن هستيم بيش از هر چيز ضروري کرده بود که يک بار ديگر رئوس کار خود در سازماندهي داخل را مرور کنيم و برنامه عمل دقيقي براي آن داشته باشيم. کميته سازمانده بر اساس پاسخگويي بر اين ضرورت شکل گرفت.

محسن ابراهيمي: بعدا در مورد جزئيات نقش کميته سازمانده سئوالات مشخصتري خواهم داشت. اينجا فقط در يک سطح کلي به اين سئوال جواب دهيد که فونکسيون اصلي کميته چيست؟ وظايف اصليش چه ها هستند؟

شهلا دانشفر: اساس کار کميته سازمانده همانطور که از اسمش پيداست سازماندهي حزبي در داخل است. کميته سازمانده همچنين وظيفه هدايت تشکيلات حزب در داخل را در مبارزات جاري بر عهده دارد. بنابراين دو محور اساسي کار کميته سازمانده عبارتند از: ١-ايجاد و گسترش سازماندهي حزبي در داخل. ٢- فعال نگاهداشتن فعالين حزبي در سوخت و ساز سياسي حزب و در کمپين هاي سياسي و مبارزات جاري بر اساس سياستها و طرحهايي که حزب در دستور خود قرار ميدهد.

محسن ابراهيمي: اجازه بدهيد به هر کدام از اين وظايف تک تک بپردازيم. اول، ايجاد و گسترش سازماندهي حزبي در داخل. در اين مورد بيشتر توضيح دهيد. اين سازماندهي چه اشکالي دارد؟

شهلا دانشفر: کميته سازمانده، بطور متمرکز و پيگير سازماندهي حزبي افراد و جمعهائي که در دل مبارزات جاري به ما روي ميآورند و برقراري و حفظ رابطه منظم با آنها را به پيش ميبرد. امروز روي آوري به حزب وسيع است و کميته سازمانده بايد جوابگوي اين روي آوري وسيع به حزب باشد. همانطور که قبلا اشاره کردم در دوره پر جنب و جوش کنوني و روي آوري وسيع به ما، سازماندهي حزب در اين دوره بايد سازماندهي انبوه و کلان باشد. اين يعني اتخاذ شکلي از سازماندهي که جوابگوي روي آوري وسيع کنوني به حزب باشد. اين يعني شکل دادن به سازمان حزبي در دل جنبش هاي اعتراضي موجود و در بستر يک فعاليت اجتماعي وسيع و جذب و متشکل کردن رهبران و فعالين اعتراضات کارگري و بخش هاي مختلف جامعه در درون حزب.

براي ايجاد و گسترش سازمان حزب در داخل محورهاي زير در دستور کار ما قرار ميگيرد:

٭ ايجاد حوزه هاي حزبي

٭ هدايت کليه افرادي که خواهان همکاري با حزب ميشوند در اعتراضات موجود در جامعه

٭ ايجاد جمع هايي حول تلويزيون انترناسيونال و ساير جمعهائي که تشکيلات حزب را در ابعاد وسيع گسترش دهند

٭ ايجاد جمع هاي کسب خبر و توزيع نشريات و کتب و جزوات حزبي

٭ کادر سازي و برقراري يک سوخت و ساز سياسي فعال با فعالين حزب در داخل

٭ کمک به ابراز وجود علني رهبران و فعالين چپ و کمونيست

٭ آموزش کادرها و فعالين

٭ بالا بردن هوشياري امنيتي در ميان فعالين حزب در داخل و دادن رهنمودهاي لازم به موقع به تشکيلات داخل و کشف و جلوگيري از اقدامات نفوذي رژيم

همانطور که گفتم اينها محورهاي اصلي کار ما هستند که مجموعا به فعاليت ما در داخل ساختاري حزبي و ادامه کار ميدهد. من در سئوالات بعدي تلاش خواهم کرد به جنبه هاي مختلف اين مساله بپردازم.

محسن ابراهيمي: سازماندهي کلان يک جنبه مهم کار کميته سازمانده است. سازماندهي کلان عملا يعني چه؟

شهلا دانشفر: شما به نکته مهمي انگشت گذاشتيد. دقيقا اينطور است که سازماندهي کلان يک جنبه مهم از کار اين کميته است. همانطور که در سئوال قبل اشاره کردم، هم اکنون بخاطر قدرت يافتن گرايش چپ و گشترش موقعيت اجتماعي حزب در جامعه، بويژه بخاطر وجود تلويزيون و فعاليت هاي حزب در سطح جامعه روي آوي به حزب وسيع است و سازماندهي ما بايد بتواند به اين روي آوري وسيع جواب دهد و سازماندهي کلان باشد. يک تصور کلاسيک از کار سازماندهي اينست که حوزه ها با کار روتين خود اعضاي جديد به حزب جذب ميکنند و در نتيجه کار حوزه هاي حزب گسترش مي يابد. اما کار سازماندهي ما در داخل، امروز نميتواند به کار حوزه ها محدود بماند و جوابگوي وضعيت کنوني ما باشد. به اين خاطر ما بر سازماندهي انبوه و کلان، سازماندهي اي که اين روي آوري وسيع را جوابگو باشد و نيروهاي وسيعي که بطرف حزب مي آيند را بتواند جذب حزب کند و نيز نفوذ حزب در راس اعتراضات جاري در جامعه را گسترش دهد، تاکيد داريم. با اين شکل از سازماندهي، سازمان حزبي در متن يک فعاليت اجتماعي گسترش مي يابد. اعضا و فعالين حزبي در راس اعتراضات جاري قرار ميگيرند و بخش وسيعي از رهبران و فعالين کمونيست در ميان کارگران و در بخش هاي مختلف جامعه مثل معلمان، پرستاران، دانشجويان، جوانان، زنان و غيره و غيره به حزب جذب ميشوند. اين بستري است که توسط فعالين حزب سياستهاي حزب جاري ميشود و شعارهاي حزب به شعار توده هاي هر چه وسيعتري از مردم تبديل ميشود. براي روشن شدن صحبتم يک مثال ميزنم. بطور مثال وقتي فعالين حزبي در جنبش اعتراضي معيني درگيرند، در جريان اعتراضات روزمره و فعاليت جاري خود با فعالين و رهبران عرصه هاي اعتراضي مختلف در جامعه آشنا ميشوند و اين بستري است که افراد هر چه بيشتري را ميتوان مثل خود کمونيست و با نظرات و سياستهاي حزب آشنا کرد، ميتوان با فعاليت خود به اعتراضات جاري رنگ و بوي چپ داد و با جذب رهبران و فعالين کمونيست و پر نفوذ اين اعتراضات دامنه نفوذ حزب را گسترش داد. همچنين در متن فعاليت وسيع اجتماعي فعالين چپ و راديکال همديگر را پيدا ميکنند، به هم نزديک ميشوند و در متن اين آشنايي ها ميتوان حوزه هاي حزبي را شکل داد و اين حوزه ها همچون ستادهاي هدايت کننده اعتراضات جاري عمل کنند. حوزه هايي که ما به آنها حوزه هاي طراز نوين ميگوييم و در دل جنبش هاي اجتماعي شکل ميگيرند و دامنه فعاليتشان از محل کار و زيست بسيار فراتر ميرود. از سوي ديگر خود تلويزيون امکان خوبي براي سازماندهي انبوه و کلان است. امروز خيلي ها خود را کانال جديدي ميدانند. ميتوان با ايجاد جمع هاي علاقه مند به تلويزيون کانال جديد، جمع هايي که با هم برنامه هاي اين تلويزيون را دنبال ميکنند و حول آن بحث ميکنند، محافل و جمع هاي نزديک به حزب را شکل داد. اين جمع ها مکان مناسبي براي آشنا شدن با ادبيات حزب و برنامه و سياستهاي حزب و جذب عضو به حزب است.

در هر حال وقتي از سازماندهي انبوه صحبت ميکنيم، يعني راههايي پيدا کنيم که بتوان در يک ارتباط وسيع و اجتماعي دوستداران حزب را جمع کرد و با بردن نظرات و سياستهاي حزب و کمونيست کردن افراد راديکال و معترض در درون جنبش هاي اعتراضي موجود، دامنه حزب را گسترش داد.

تلويويزن، راديو و فعاليت هاي حزب در خارج مثل توپخانه اي است که ميکوبد و فضا را فراهم ميسازد و کميته سازمانده بايد ثمر آن را بچيند. وجود تلويزيون، راه يابي تبليغات ما از اين کانال به ميان مردم و در سطح وسيعي از جامعه امروز توجه هاي بسياري را به ما جلب کرده است. در جمع ها و محافل مختلف در عرصه هاي مختلف اجتماعي آشکارا از کانال جديدي ها، از حزبي ها صحبت ميشود. سنگيني فشار فعاليت ما و تبليغاتمان را در اخبار و اظهار نظرهاي دولتي نيز ميتوان ديد. اکنون شما اين وضعيت را ضربدر اوضاع سياسي و شرايط ملتهب جامعه بکنيد، آنوقت قابل فهم خواهد بود که وقتي از روي آوري وسيع به حزب صحبت ميکنيم، منظور چيست. خلاصه صحبتم اينست که امروز حزب در موقعيت جديدي قرار گرفته است، سازماندهي ما بايد جوابگوي اين موقعيت جديد باشد.

محسن ابراهيمي: تاکنون سازماندهي کلان چگونه پيش رفته است؟ موفقيتها چيستند و موانع سر راه چه ها بوده اند؟

شهلا دانشفر: ما هنوز در ابتداي کار هستيم. همانطور که گفتم روي آوري به حزب وسيع است. اعضاي حزب در دايره گسترده اي از روابط اجتماعي قرار گرفته اند. حتي مشاهده ميکنيم که در بسياري جاها اعضاي ما با مشکل وقت و رسيدگي به مسايل متنوع و پيچيده که در برابرشان قرار ميگيرد، مواجه هستند. همچنين فعالين حزبي بطور طبيعي و در متن يک مبارزه اجتماعي بهم نزديک شده و عملا حوزه هاي حزبي فراتر از محل کار و محل زيست شکل گرفته اند، اگر چه هنوز اين جمع ها خود را بعنوان حوزه به رسميت نمي شناسند. جمع هايي از فعالين که بطور واقع در عرصه هاي مختلف اجتماعي در شهرهاي مختلف نقش ايفا ميکنند و جايگاه همان حوزه هاي فراکارخانه اي و طراز نوين را دارند. جمع هايي که در بسياري جاها در برگيرنده رهبران عملي و فعالين و دست اندرکاران اعتراضات جاري هستند. از سوي ديگر همين الان جمع هايي حول راديو انترناسيونال و تلويزيون کانال جديد شکل گرفته است. جمع هايي که با هم راديو گوش ميدهند يا تلويزيون ميبينند. جمع هايي که بر سر مسايل طرح شده در راديو و تلويزيون بحث و تبادل نظر دارند و طبعا يک موضوع بحث آنها نظرات و مواضع حزب است. اين جنب و جوش ها، اين فعاليت ها به يک اعتبار بيانگر درجه اي از پيشبرد سازماندهي کلان و انبوه است. اما اصلا رضايت بخش نيست و بايد به آن سرو سامان داد. بايد آنرا تسريع کرد. بايد موانع آن را برطرف کرد. اما اين تحرکات و حضور چپ را شما در اعتراضات همين دوساله در عرصه هاي مختلف اجتماعي ميتوانيد ببينيد. در اول مه ها، در هشت مارس ها، در ١٦ آذر، در ميان کارگران و در اعتراضات معلمان در همه جا مشاهده ميکنيد. آنجا که شعار آزادي برابري داده ميشود. شعار سوسياليسم به پا خيز داده ميشود و آنجا که صحبتي از راديکاليسم است ميگويند حزبي ها. روشن است که اين فعاليت ها، اين ابراز وجودها، اينها هيچکدام هنوز شکل سازماني روتين، منظم و ادامه کار بخود نگرفته است. ارتباط اين فعالين با حزب ضعيف است و سروسامان دادن به آن در اولويت کار ما قرار دارد.

ما نياز به يک سازمان قوي و ادامه کار حزبي در داخل داريم و از نظر من سازمان حزب در داخل يعني ايجاد يک بدنه مارکسيست و قوي در داخل. سازماني که ايجاد آن فقط براي پاسخ دادن به نياز امروز نيست بلکه براي ما اهميت استراتژيک دارد. بعلاوه، در اوضاع سياسي امروز سازمان حزب در داخل به معني سازمان دادن به نقش حزب در اعتراضات روزمره و عملي که در محل صورت ميگيرد است و اين حياتي و مبرم است.

محسن ابراهيمي: حوزه هاي حزبي در داخل چگونه حوزه هايي هستند؟ چگونه شکل ميگيرند؟

شهلا دانشفر: حوزه اعضا سلول پايه حزب کمونيست کارگري ايران است که در محيط زيست و کار تشکيل ميشود. عضو حزب اگر بخواهد بر محيط خود تاثير بگذارد نياز به سازمان و کار جمعي دارد. حوزه ظرفي است که اعضاي حزب بر بستر روابط طبيعي و اجتماعي که با هم دارند آنرا ايجاد ميکنند، تقسيم کار ميکنند، همکاري ميکنند، و فعاليتي هماهنگ و منسجم را با هم به پيش ميبرند. حوزه ها در واقع ظرف انجام فعاليت روتين کمونيستي اعضا و شاخکهاي حسي حزب در محل هستند و تاثيرات سراسري حزب را به کمونيست سازي و عضو گيري در محل ترجمه ميکنند. همانطور که اشاره کردم در جريان عمل و فعاليت اجتماعي اعضاي حزب با هم آشنا و مرتبط ميشوند و کار مشترکي را به پيش ميبرند. حوزه به اين ارتباطات رسميت و نظم ميدهد. مناسبترين تعداد براي اعضاي هر حوزه ٣ تا ٥ نفر است و ما مصرانه خواهان تشکيل و تکثير حوزه هاي پايه و انجام منظم وظايف تعريف شده حوزه ها توسط آنها هستيم.

کار حوزه هاي حزبي تبليغ، ترويج و سازماندهي است. تبليغ و ترويج اهداف حزب و ايجاد محافل ترويجي، شناساندن هر چه بيشتر حزب و راديو و تلويزيون آن به کارگران و مردم و ايجاد شبکه هاي توزيع نشريه و جمع آوري کمک مالي و بطور کلي گسترش نفوذ حزب در ميان کارگران و جذب اعضاي جديد به حزب از جمله وظايفي است که حوزه ها در اشکال گوناگوني به پيش ميبرند. اين کار تعطيل بردار نيست و هر چند نفري که بعنوان عضو حزب در ارتباط طبيعي با هم قرار دارند لازمست آنرا انجام دهند. همانطور که اشاره کردم امروز در بسياري از مواقع مشاهده ميکنيم که اعضاي حزب در دل مبارزات جاري و در بستر روابط طبيعي و اجتماعي همديگر را پيدا ميکنند، اما هنوز بصورت آحاد فعاليت حزبي ميکنند. هنوز نقشه روشني بر فعاليت آنها حاکم نيست. تشکيل حوزه هاي حزبي بهترين شکل فعاليت براي سر وسامان دادن به فعاليت فعالين حزب در داخل است. در مقابل اين بحث بعضا اين سئوال در مقابل ما قرار ميگيرد که آيا تشکيل حوزه هاي حزبي به لحاظ امنيتي فعاليت اعضاي حزب در داخل را زير ضرب نميبرد؟ به نظر من به هيچوجه چنين نيست. چرا که اين درجه از تمرکز و اين درجه از ارتباط و نزديکي در ميان اعضاي حزب در داخل بطور طبيعي و در جريان مبارزه همين امروز وجود دارد. قرار نيست ارتباط کسي را به کسي وصل کنيم، صحبت بر سر شکل دادن به ارتباطات موجود است که قبلا بصورت جمع شکل گرفته و دارند فعاليت ميکنند. به اين اعتبار تشکيل حوزه ها هم شکل آگاهانه تر و سازمانيافته تري به فعاليت اعضا ميدهد و هم ميتواند کنترل امنيتي بيشتري بر فعاليت جمع هايي که هم اکنون بهم وصل هستند، ناظر کند. در عين حال حوزه محلي است که اعضا دور هم جمع ميشوند، آموزش ميبينند، سياستهاي حزب را دنبال ميکنند و در دستور کار خود قرار ميدهند و از درون آنها کادرهاي کمونيست و ورزيده بار آمده و به جلو مي آيند و بدون چنين فعل و انفعالي از کار سياسي درجا خواهيم زد.

بايد توجه داشت که ديگر فعاليت بدون نقشه آحاد اعضا در دل شبکه هاي مبارزاتي موجود جوابگوي اوضاع سياسي امروز و نقشي که اعضاي حزب ميتوانند ايفا کنند نيست. همانطور که اشاره کردم بايد فعاليت ما امروز جوابگوي روي آوري وسيع به حزب و اوضاع سياسي کنوني باشد و بتواند دامنه نفوذ حزب را گسترش دهد. وجود حوزه هاي حزبي در هر کارخانه و در هر محل به معني حضور حزب در آنجا و جاري شدن سياستهاي حزب و رشد راديکاليسم در آن محيط است. بايد حوزه هاي حزبي را تشکيل داد و اين موج روي آوري به حزب را جواب داد.

در همين جا اين نکته را نيز اضافه کنم که با توجه به شرايط سياسي امروز و با توجه به رشد راديکاليسم و چپ و نيز رشد و نفوذ حزب، موقعيت حزب در جامعه و موقعيت اجتماعي حوزه هاي حزبي هر روزه در حال تغيير است و تشکيل حوزه ها ديگر به محل کار و زيست محدود نمي ماند و ما شاهد شکل گيري جمع ها و حوزه هايي هستيم که در دل يک شبکه مبارزاتي گسترده فعاليت دارند. شبکه هايي که حتي از سطح يک شهر فراتر ميروند. در بسياري اوقات ميبينيم که فعالين حزبي در دل فعاليت هاي اجتماعي و در جريان مبارزه به هم وصل ميشوند و در امر سازماندهي و بر پايي اعتراضات حتي در سطوح سراسري نقش ايفا ميکنند بدون اينکه الزاما در يک کارخانه و محل کار واحدي با هم کار کنند و يا محل زيست مشترکي داشته باشند. اين ها ديگر حوزه هايي محدود به محل کار و زيست نيستند بلکه عرصه فعاليت آنها بسيار گسترده تر است. عرصه فعاليت اينها به گستردگي عرصه مبارزاتي است که در متن آن اين فعالين بهم وصل شده و هم اکنون درگيرند. اين حوزه ها، حوزه هاي طراز نوين هستند. حوزه هايي هستند که نقش موثري در اعتراضات جاري دارند و به درجه اي که جنبش هاي اعتراضي دامنه گسترده تري پيدا ميکنند، فعاليت اعضاي حزب بيشتر اين رنگ و شکل از فعاليت را بخود ميگيرد و عملا ما با شکل گيري اين سطح از حوزه ها روبرو هستيم. اين آن شکل از فعاليتي است که امروز ميتواند جوابگوي روي آوري وسيع کنوني به حزب باشد و ما تلاش داريم به آن شکل و سازمان خود را بدهيم.

محسن ابراهيمي: از حوزه هاي طراز نوين صحبت کرديد. چرا از اين عنوان استفاده ميشود؟ اين عنوان مشخص کننده چه ويژگيهايي است؟

شهلا دانشفر: قبل از اينکه به سئوال شما پاسخ دهم ميخواهم به اين نکته تاکيد کنم که صحبت من در مورد حوزه هاي طراز نوين کم رنگ کردن اهميت حوزه هاي محل کار و زيست نيست. در مورد اهميت آن توضيح دادم و آنها را بايد در همه جا تشکيل داد. اما وقتي صحبت از حوزه هاي طراز نوين ميکنم منظور کيفيت جديدي از کار حوزه هاست. ممکن است يک حوزه کارخانه و يا حوزه اي که در فلان محل تشکيل شده است، در متن فعاليت اجتماعي از حيطه فعاليت محلي خود فراتر رود و در سطح گسترده تري تاثير گذار شود و اين کيفيت از کار را بخود بگيرد و يا ممکن است مستقيما در عرصه فعاليت اجتماعي، فعالين حزبي که نه به لحاظ محل زيست و نه به لحاظ محل کار با هم در يکجا قرار ندارند، بلکه مستقيما در فعاليت هاي اجتماعي اي که دارند يکديگر را پيدا کنند و به هم نزديک شوند و حوزه هاي طراز نوين که حوزه هايي اساسا فراکارخانه اي و فرا محلي هستند را تشکيل دهند و اين کيفيت جديدي از کار حوزه هاست. اين واژه در ادبيات حزب جديد نيست و قبلا منصور حکمت در نوشته خود تحت عنوان “سياست سازماندهي ما در ميان کارگران” که در سال ١٣٦٥ نوشته شده، در مورد آن بحث کرده است و من همين جا به همه فعالين و اعضاي حزب توصيه ميکنم حتما اين بحث را بخوانند. چرا که اساس کار سازمانيابي ما در داخل کماکان همان نگرشي است که در آنجا منصور حکمت به آن پرداخته است و رئوس کلي آن کماکان مبناي فعاليت ما در داخل کشور است. تاکيد ميکنم که جنبش انقلابي رو به رشد در جامعه و نفوذ و مقبوليت رو به گسترش حزب شرايط را براي متحقق کردن سياست سازماندهي ما به مراتب آماده تر کرده است. در هر حال حوزه هاي طراز نوين از نظر من حوزه هايي هستند که توانسته اند رهبران عملي و مبارزاتي کارگران و يا عرصه هاي مختلف اعتراضي در جامعه را بخود جذب کنند و اين خود کيفيت جديدي به اين حوزه ها داده است. براي روشن شدن موضوع مثالي ميزنم. يک حوزه در يک کارخانه از ٣ تا ٥ نفر از کارگران کمونيست حزبي در همان کارخانه شکل ميگيرد. همينطور حوزه در يک محل از جمع شدن چند نفر که در همان محل زندگي ميکنند تشکيل ميشود. اما حوزه هاي طراز نوين از فعالين و اکتيويست ها در اعتراضات معيني شکل ميگيرد که فرا محلي است و بعضا از سطح يک شهر فراتر ميرود. بطور مثال در عرصه هايي چون جنبش اعتراضي براي خواست ٤٥٠ هزار تومان در قدم اول، جنبش اعتراضي براي پيگيري دستمزدهاي پرداخت نشده و يا برپايي اول ماه مه و غيره و غيره فعالين حزبي همديگر را پيدا ميکنند و به هم نزديک ميشوند و حوزه هاي طراز نوين از ترکيب اين فعالين تشکيل ميشود. اين حوزه ها نقش کانون و رهبري چنين جنبش هايي را بر عهده دارند و هر روز عرصه کار آنها گسترده ميشود. به طور کلي اين حوزه ها در دل شبکه هاي مبارزاتي کارگري و يا در عرصه هاي مبارزاتي مختلف چون زنان، معلمان، دانشجويان و غيره و غيره فعاليت ميکنند و اينها شبکه هايي هستند که يکسر آن در شرق تهران و سر ديگرش غرب تهران قرار دارد و حتي دامنه آنها به شهرهاي مختلف کشيده شده است. باز هم به عنوان يک مثال، براي ايجاد تشکل سراسري، فعالين و اکتيويست هاي اين عرصه در سطحي سراسري جمع ميشوند و در راس چنين تحرکي قرار ميگيرند. چنين فعاليني نقش پيشتازي در درون شبکه هاي مبارزاتي موجود دارند و در بسياري اوقات از رهبران اين اعتراضات هستند. چنين فعاليني عموما رهبران و بخش معترض و محبوب و با اتوريته جامعه را حول خود جمع ميکنند و با وجود رهبران عملي و مبارزاتي در اين حوزه ها، دايره نفوذ آنها از سطح محلي و کارخانه اي فراتر ميرود. اينگونه حوزه ها طبعا مخفي هستند اما با توجه به نقششان در جنبش هاي اعتراضي موجود، جايگاه اجتماعي محکمتري در عرصه مبارزات جاري پيدا ميکنند. اينگونه حوزه ها همچنين به اعتبار وجود رهبران عملي، ميتوانند در راس اعتراضات جاري قرار بگيرند، بسيج کننده نيرو در هر حرکت و اعتراضي باشند و به مثابه کانونهاي رهبري اعتراضات جاري عمل کنند و نقش هدايت کننده اين مبارزات را داشته باشند و سياست هاي حزب را در عرصه هاي مختلف مبارزات اجتماعي جاري کنند. کميته سازمانده تلاش ميکند که فعاليت اين حوزه ها را هدايت و سمت و سو دهد.

اينرا هم اضافه کنم که حوزه هاي طراز نوين صرفا رهبران عملي مبارزات کارگري و عرصه هاي مختلف را در برنميگيرد، بلکه ترکيبي از فعالين حزب در آن جمع ميشوند که اين خود کيفيتي بالاتر به حوزه ميدهد. به عبارت ديگر با تلاش اعضايي از حزب که با نفوذ و با اتوريته هستند و توانايي بالايي در جذب رهبران عملي کارگري و رهبران اعتراضي عرصه هاي اجتماعي موجود دارند، اين حوزه ها شکل ميگيرد و ترکيبي از مروجين حزبي و رهبران عملي مبارزات در کنار هم ساختار اين حوزه ها را تشکيل ميدهند. هم اکنون بسياري از حوزه هاي حزبي در ايران در چنين مرحله اي از فعاليت قرار دارند. در حوزه هاي طراز نوين، اعضاي حزب با فعاليت خود کارگران معترض و کمونيست را با نظرات و سياست هاي حزب آشنا ميکنند، نشريات حزب را در درون شبکه هاي مبارزاتي کارگري به گردش در مياورند و به موضوع بحث آنان تبديل ميکنند و با انجام کار ويژه تري با رفقاي کارگر پيشروتر و نزديکتر به حزب، تلاش ميکنند آنها را به حزب جذب کنند. همچنين اين حوزه ها ميکوشند که در ارتباط تنگاتنگ با اين طيف از کارگران جهت گيري ها، ملاحظات و نظرات کارگران کمونيست و رهبران کارگري و عرصه هاي مختلف اعتراضي را در حزب مطرح کنند و کمک دهند تا حزب بتواند به مسايل گرهي و اساسي آنها در مبارزاتشان پاسخگو باشد

انترناسيونال ١٠٠،  ٢١ مرداد ٨٤.

Advertisements

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s

%d bloggers like this: