شهلا دانشفر

خوش آمديد

سنديکاي کارگران پروژه اي آبادان در سال ٥٧ يک تجربه آموزنده از سازمانيابي کارگران بيکار

سنديکاي کارگران پروژه اي آبادان با ١٤٠٠٠ عضو در سال ٥٧ يکي از تجربيات با ارزش سازمانيابي کارگران در ايران است. اين تشکل ويژه کارگران پروژه اي و بيکار بود که بطور موقت و پروژه اي در بخشهاي مختلف صنايع نفت کار ميکردند. اين کارگران در بحبوحه انقلاب ٥٧ و فضاي پر التهاب جامعه سنديکاي خود را تشکيل دادند. سنديکايي که به سنت جنبش شورايي و مجامع عمومي متکي بود و در همان آغاز پيوستن خود را به شوراي سراسري کارگران نفت اعلام داشت. کارگران پروژه اي آن بخشهايي از کارگران بودند که محل کار ثابتي نداشتند و پراکنده بودند و با اين شکل از سازماندهي توانستند گرد بيايند و مبارزات موثري نيز به پيش بردند. پروسه شکل گيري اين سنديکا، استفاده کارگران از فضاي بازي که بوجود آمده بود و استفاده آنها در شروع کارشان از دانشکده نفت بعنوان محلي براي برگزاري مجمع عمومي منظم و محل تصيميم گيريها همه و همه درسهاي آموزنده اي است از بکار گيري ابتکارات و چگونگي سازمانيابي کارگران بيکار و پروژه اي در آن دوره. سنديکاي کارگران پروژه اي آبادان تشکلي قوي و توده اي بود که در اول مه سال ٥٨ توانست ٢٠ هزار نفر را به خيابانها بياورد. اين تشکل توانست تا مدتها در مقابل تهاجمات رژيم بايستد، در برابر اخراج و بيکارسازيها حرکات اعتراضي باشکوهي برپا کند و در مقابل وزارت نفت و دفتر مرکزي نفت در آبادان تجمعات چند هزار نفره برگزار کند. مرور اين تجربيات، بويژه امروز در شرايطي که بيش از هر وقت زمينه براي دامن زدن به جنبش شورايي در سطحي سراسري فراهم است، در شرايطي که کارگران بيکار در تلاش براي سازمانيابي خود عليه بيکاري هستند و در شرايطي که جامعه در التهاب مبارزه بسر ميبرد و تشکليابي کارگري به امري عاجل و حياتي در برابر کارگران تبديل شده است، ضروري و آموزنده است. در زير گزارشي از چگونگي شکل گيري سنديکاي کارگران پروژه اي آبادان از زبان يک کارگر را ميخوانيد، اين گزارش در دوره انقلاب در نشريه “کارگر به پيش” منتشر شده بود

سنديکاي کارگران پروژه اي آبادان چگونه تشکيل شد

در جريان انقلاب ٥٧ زمانيکه دانشگاهها به روي مردم باز شده بود، ما کارگران بيکار نيز در اجتماع مردم در دانشکده نفت شرکت کرده و از فضاي بازي که ايجاد شده بود استفاده کرديم. طي جلساتي که در آنجا برگزار کرديم، ضمن تماس با ساير کارگران بيکار به اين نتيجه رسيديم که لازم است که ما يک سنديکا داشته باشيم.

قبل از اينکه بتوانيم در نتيجه مبارزات خود مکاني براي تجمع خويش بدست آوريم، در قهوه خانه بوشهري ها در پاساژ الفي جمع شده و به ثبت نام اعضاء و تنظيم دفاتر مختلف براي عضويت پرداختيم. در آنجا بارها از طرف افراد مسلح کميته به ما حمله شد. در اين حملات دوستانمان دستگير ميشدند، دفاترمان را پاره ميکردند و ما را از قهوه خانه بيرون ميانداختند. اما ما تلاش ميکرديم به تجمعاتمان ادامه دهيم.

در روزهايي که اساسنامه سنديکا نوشته شده و قرار بود تصويب شود ناگهان تشکيلات تازه اي به نام “اتحاديه کارگران و تحصيل کرده ها” اعلام موجوديت کرد و مدعي شد که به کارگران بيکار مقداري پول بعنوان وجه دستي پرداخت خواهد کرد. سنديکاي کارگران پروژه اي که قبلا تشکيل خود را به تصويب کميته امام و فرمانداري رسانيده بود، بارها از راديو و تلويزيون خواسته بود که آگهي تشکيل آنرا براي جلب ساير کارگران پخش کنند. اما بعد از ٢٥ روز تلاش با اين کار موافقت نشد. در حالي که خبر تشکيل اتحاديه کارگران و تحصيل کرده ها بلافاصله و با آب و تاب از راديو نفت ملي اعلام شد. چرا که اين اتحاديه بهيچوجه از جانب کارگران شکل نگرفته بود، بلکه عمده تشکيل دهندگان آن را مقاطعه کاران و پيمانکاراني تشکيل ميدادند که در آن زمان در کميته هاي امام راه يافته بودند. اين اتحاديه در واقع براي جلوگيري از تشکيل سنديکاي پروژه اي و از هم پاشيدن آن بوجود آمده بود. براي کارگران تعجب آور بود که با وجود اينکه سنديکاي پروژه اي قبلا به تاييد مراجع مسئول رسيده بود، سنديکايي ديگر آنهم با نام کارگران چگونه بوجود آمده است؟

کارگران پروژه اي بعنوان اعتراض و براي روشن شدن جريان چگونگي تشکيل سنديکاي قلابي، نمايندگاني از طرف خود به فرمانداري ميفرستند تا در آنجا با فرماندار و دادستان مذاکره کنند. در حين مذاکره ناگهان عده اي افراد مشکوک به جلسه مذاکره حمله کرده و در حالي که با چوب و چاقو و سنگ مجهز بودند شروع به فحاشي به کارگران کرده و آنها را مورد حمله قرار دادند. در اين حمله وحشيانه يکي از کارگران بنام رنجبر با چاقو مجروح شد، دندانهاي کارگر ديگري بنام تورج قادرپور را با مشتي که به دهانش زدند خُرد شد و دست کارگر ديگري بنام لطيفي را شکست. چماق بدستان يکي از کارگران بنام اکبر زبردست را تهديد کردند که اگر به کارش ادامه دهد خانه اش را آتش خواهند زد. افراد مشکوک شيشه هاي فرمانداري را شکستند. در همان موقع مامورين کميته سر رسيدند و براي آرام کردن اوضاع شروع به تيراندازي هوايي بطرف کارگران کردند. بعدا معلوم شد که سردسته چماقداران دو نفر از سرمايه داران آبادان بنامهاي محمود ذغالي و علي محمدي بودند که نفر دوم بهمراه دو نفر ديگر از چماق بدستان بوسيله کارگران دستگير شد. اين دو سرمايه دار هر دو از اعضاي کميته بودند.

پس از اين حمله وحشيانه در شهر شايعات زيادي عليه کارگران پخش شد. گفته شد که کارگران پروژه اي ضدانقلابي و اخلالگر هستند. راديوي نفت نيز از کارگران بعنوان عناصري ضدانقلاب ياد کرد. گفته شد که کارگران فرماندار و دادستان را در فرمانداري گروگان گرفته بودند و غيره. در برابر اين فشارها کارگران روز يکشنبه ١٩ فروردين ٥٨ در محل سنديکا دست به تحصن زدند. در يکي از روزهاي تحصن عبدالحميد زرگر دادستان آبادان نامه اي براي يکي از اعضاي سنديکا نوشت، و او را براي ملاقات با خود دعوت کرد. اين عضو سنديکا بدون اينکه مساله را با همکاران خود مطرح کند، دعوت دادستان را پذيرفت. وقتي کارگران از موضوع با خبر شدند به وي اعتراض کرده و به دادستان گفتند: “ما يک نماينده نداريم ما هيات موسس داريم. دادستان حق ندارد با يک نفر ملاقات کند. ما در تحصن هستيم و دادستان بايد براي ملاقات کارگران به جمع ما بيايد”. بدين ترتيب نقشه دادستان براي تفرقه در ميان صفوف متحد کارگران نقش بر آب شد.

خواستهاي کارگران پروژه اي در طي اين تحصن عبارت بود از:

١- مجازات عاملين توطئه از پيش طرح شده در فرمانداري به تحريک و سرکردگي علي محمدي و محمود ذغالي،

٢- تکذيب خبر اعلام شده از راديو نفت ملي مبني بر ضد انقلابي بودن کارگران پروژه اي و اعاده حيثيت از طريق راديو و تلويزيون،

٣- برسميت شناختن کامل سنديکاي کارگران پروژه اي از طرف وزارت کار و امور اجتماعي،

٤- انحلال اتحاديه قلابي به اسم مجهول و من درآوردي “اتحاديه کارگران و تحصيل کرده ها” در مسجد بهبهانيها

كارگر كمونيست ١٦،  ٣ شهريور ٨٤.

Advertisements

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s

%d bloggers like this: