شهلا دانشفر

خوش آمديد

مصاحبه با اصغر كریمی و شهلا دانشفر در مورد اعتصاب و مبارزه كارگران شركت واحد

كارگران شركت واحد همچنان در حال جدال و دست و پنجه نرم كردن با جمهوری اسلامی هستند. این مبارزه تا همینجا طنین و انعكاس وسیعی هم در ایران و هم در سطح بین المللی داشته است. جایگاه و اهمیت و جوانب مختلف این مبارزه را در بحثی با اصغر كریمی و شهلا دانشفر مورد بررسی قرار میدهیم:

کارگر کمونیست: بنظر شما اهميت سياسي مبارزه رانندگان شركت واحد چیست؟

اصر كريمي: یک بخش خدماتی بزرگ با ١٧ هزار کارگر که هرروز به چندین میلیون نفر آنهم در شهر حساس تهران، خدمات میدهد، یک موقعیت بسیار کلیدی دارد. اعتصاب در چنین مرکزی از همان ساعت اول مورد توجه تهران و از این طریق کل جامعه قرار میگیرد. قابل سانسور کردن نیست. و بعلاوه چند میلیون نفری که به شرکت واحد وابسته هستند، علیرغم دردسری که با تعطیل اتوبوسها متوجه شان میشود اما با اعتصاب اظهار همبستگی میکنند. این به این معنی است که اعتراض آنها متوجه حکومت میشود، و در نتیجه اولا به اعتصاب قدرتی فراتر از پرسنل خود این شرکت میدهد، تاثیرش را درچنین فضائی دوچندان میکند و در نتیجه همه اینها، بلافاصله تهران دچار ناآرامی میشود و به نوعی به هم میریزد. بحث همه جا را میگیرد، به یک مساله عمومی و اجتماعی تبدیل میشود، و در صورت طولانی شدن آن، ممکن است به یک شورش و اعتراض عمومی ارتقا پیدا کند. به این مساله خشم و نفرت عمومی از حکومت و زمینه و آمادگی اعتصاب در همه مراکز کارگری و غیرکارگری، و نیز فاکتور مهم وارد شدن حزب کمونیست کارگری به این معادله را اضافه کنید. بیجهت نیست که با یک روز اعتصاب، علیرغم اینکه شرکت واحد شورای اسلامی دارد که مورد حمایت دولت است و سندیکای واحد هم غیرقانونی است و به رسمیت شناخته نشده است با اینهمه مقامات مجبور به مذاکره با نمایندگان سندیکا میشوند، علیرغم سیاست سانسور روزنامه های مختلف درمورد آن مینویسند، شهردار فراخوان جلسه میدهد و برای ده هزار نفر صحبت میکند، دهها جلسه گرفته میشود، شکاف ایجاد میشود، در شهرداری و شورای شهر تهران زمین لرزه میشود و مدیر عامل شرکت وادار به استعفا میشود. همه اینها نشان دهنده وزنه سنگین اعتصاب توسط کارکنان شرکت واحد است.

كارگر كمونيست: فكر میكنید این مبارزه چه تاثیراتی بر موقعیت و مبارزه خود كارگران خواهد داشت؟

شهلا دانشفر: اعتصاب كارگران شركت واحد حركتي بيسابقه در چند ساله اخير بود. در اين حركت اعتراضي اعتصاب بعنوان يك اهرم قدرتمند در دست كارگران جاي خود را بيش از هر وقت نشان داد واين طبعا تاثير خود را مستقيما بر موقعيت كنوني كارگران و مبارزاتشان ميگذارد. با اعتصاب كارگران شركت واحد٬ كارگران گوشه كوچكي از قدرت خود را تجربه كردند. بدنبال اين اعتصاب امروز توازن قواي مناسبتري نه تنها براي كارگران بلكه براي كل جامعه بوجود آمده است.

از سوي ديگر خواستهايي كه كارگران شركت واحد در اين اعتراضات بر آن تاكيد گذاشته اند٬ حق ايجاد تشكل كارگري٬ انحلال شوراهاي اسلامي و انعقاد قراردادهاي دسته جمعي و تاكيد بر افزايش دستمزدها خواستهاي كل كارگران در ايران است. و اين مساله جايگاه مهمي به مبارزات كارگران شركت واحد ميدهد. بويژه طرح خواست انحلال شوراهاي اسلامي از جانب كارگران شركت واحد اهميت سياسي بسياري براي مبارزات كارگران دارد. بطور واقعي شوراهاي اسلامي و خانه كارگر٬ اين ابزار سركوب كارگران در كارخانجات و ارگانهاي دست ساز دولت٬ از همان ابتدا مورد انزجار كارگران بوده اند و به درجه اي كه اعتراضات كارگري رشد كرده است٬ كارگران بيشتر خود را در مقابل آنها ديده اند. اگر در سالهاي نخست كارگران اساسا با تحريم انتحابات شوراهاي اسلامي در مقابل آنان مي ايستادند٬ امروز مي بينيم كه با تقابل آشكار با آنان انزجار خود را از اين تشكلهاي دست ساز دولتي نشان ميدهند. بعنوان مثال در يكساله اخير موارد بسياري اتفاق افتاده است كه هر گاه دولت خواسته است بر سر مسايل كارگران٬ شوراهاي اسلامي را طرف مذاكره قرار دهد كارگران در مقابل آن ايستاده اند و گفته اند كه براي هر گونه مذاكره اي كارفرما بايد به ميان خود كارگران برود و در مجمع عمومي آنها و با نمايندگان خود كارگران به سخن بنشيند. اما عليرغم اينها هيچگاه با چنين صراحتي كه امروز كارگران شركت واحد اعلام كرده اند٬ خواست انحلال شوراهاي اسلامي در مبارزات كارگري طرح نشده است. اكنون كارگران و كاركنان شركت واحد كه مجموعا ١٧ هزار نفر را در بر ميگيرد٬ با قدرت جلو افتاده اند و ميگويند شرط رسميت يافتن حق تشكلشان٬ انحلال فوري اين نهادهاي ضدكارگري در كارخانه هاست و اين بطور واقعي يك گام مهم در جنبش كارگري است كه تاثيرات بلافصل خود را در اعتراضات سراسري كارگري ميگذارد و امروز بهترين فرصت است براي كوتاه كردن دست اين نهادهاي باندسياهي و سركوب از اعتراضات كارگري. همينطور خواست قراردادهاي دسته جمعي كه امروز از سوي كارگران شركت واحد مطرح شده است٬ امروز يك خواست مهم در جنبش كارگري است. اين خواست قبلا در راس مطالبات كارگران نفت قرار داشد و امروز در شرايطي كه درصد بالايي از كارگران در مراكز گوناگون كارگري و در سراسر ايران بصورت روزمزد و با قراردادهای موقت یا حتی بدون قرارداد به كار اشتغال دارند٬ طرح اين خواست اهميت بسياري دارد و ميتواند به مبارزه اي سراسري حول اين خواست شكل دهد. و بالاخره خواست افزايش دستمزدها كه در ميان كارگران شركت واحد بحث بر سر پانصد هزارتومان دستمزد مطرح است. بنابراين مشاهده ميكنيم كه تا همين جا مسايلي مبرم و كليدي از سوي كارگران شركت واحد طرح شده است كه خود گامي به جلو در جنبش كارگري است.
اما مهمترين مساله اينجا آزادي منصور اسانلو رييس هيات مديره سنديكاي شركت واحد از زندان است. روشن است كه زندان بودن منصوراسانلو فشاری است بر كارگران شركت واحد و سنديكايشان از اينرو مهمترين و فوری ترین گام براي به پيروزي رساندن اين مبارزه تلاش براي آزادي فوري و بدون قيد و شرط او از زندان است.

کارگر کمونیست: يك مساله قابل توجه در اين مبارزات تاكيد فعالين سنديكاي شركت واحد در اظهار نظرهاي آنان در مصاحبه ها و به مناسبت هاي مختلف بر صنفي بودن اين اعتراضات است؟ اين تاكيد پاسخ به چه مساله ايست و چقدر واقعي است؟

اصغر كريمي: این مساله “قابل توجه” اما منفی است. برخی مقامات میگویند این اعتصاب جنبه های سیاسی دارد و در مقابل برخی از مسئولین سندیکا بر صنفی بودن اعتصاب تاکید میکنند با این تصور که اعتصاب زیر ضرب دولت نرود، انگ غیرقانونی به آنها زده نشود و مسئولین سندیکا از نظر قانون مجرم شناخته نشوند. اما این از پایه و اساس نادرست است. نه به تخفیف “جرم” کمک میکند، نه خطر سرکوب را کم میکند، نه افق درستی مقابل کارگران میگذارد. برعکس، کارگران را بجای تعرض به موقعیت دفاعی و ضعیفی میراند و اعتصاب و رهبران اعتصاب را تضعیف میکند. اجازه بدهید موضوع را کمی باز کنیم.

این درست است که خواستهای این اعتصاب صنفی است اما در جامعه ایران همه چیز سیاسی میشود. از حجاب و رنگ لباس و آرایش و کراوات و تنگ و گشاد بودن شلوار و ریش تراشیدن و دست دادن دختر و پسر تا هرنوع تجمع و اعتصاب و یا برخورد انسانی به کودک و برخورد برابر به زن همه ضدرژیم و سیاسی محسوب میشود. همه اینها سر و کارش به زندان و پلیس و دادگاه و قانون میکشد و اتفاقا این نه نقطه قوت حکومت که نقطه ضعف آشکار و مهم آن است. چون در طول روز چند میلیون جرم سیاسی و یا عمل مخالف قوانین دولت صورت میگیرد و مرتکبین این جرائم خود را در مقابل دولت تعریف میکنند و تحقق خواست خود را در سرنگونی آن می بینند. در واقع این دولت و قوانین و خفقان آن است که همه چیز را سیاسی میکند، و همه را به درست در جبهه مقابل خود میگذارد و این بزرگترین پاشنه آشیل حکومت است. در مقابل چنین حکومتی همه سرنگونی طلب میشوند، کارگری هم که رفاه و ایمنی محیط کار میخواهد میداند که باید رژیم سرنگون شود. در چنین فضائی، تاکید بر اینکه این اعتصاب و اعتراض صنفی و غیر سیاسی است، هم از نقطه نظر منافع دراز مدت طبقه کارگر مضر است و هم در کوتاه مدت به اعتراضی که در جریان است لطمه میزند. بعبارتی هم از نظر تاکتیکی و هم استراتژیکی مضر است. اولا همانطور که توضیح دادم این به یک معنی واقعی نیست، دوما کارساز نیست و “جرم” را تخفیف نمیدهد. در این مملکت اعتراض کارگران محروم و ستمدیده خاتون آباد برای حفظ شغل به خاک و خون کشیده میشود، دختر “بدحجاب” به قتل میرسد و شلاق میخورد و فعال اعتصاب و اول مه به زندان می افتد. سوم اینکه، کسی که میخواهد ثابت کند و تاکید کند که اعتصاب و تجمع و اعتراض من سیاسی نیست، غیرقانونی نیست، خواهی نخواهی سعی میکند کار خود را قانونی و در چهارچوب قانون جلوه دهد، و با اینکار از یکطرف بدست خود برای خود محدودیت تعریف کند و از طرف دیگر به قانون ظرفیت های مثبت نسبت دهد، آنرا قابل استفاده برای اعتصاب و تشکل تعریف کند و عملا به چشم مردم خاک بپاشد. آنهم در شرایطی که نیمی از خود حکومتیان از اصلاح و تغییر قانون حرف میزنند و نمیتوانند از قوانین موجود دفاع کنند، آنوقت رهبر اعتصاب را میبیند که دارد کار خود را با قانون و در محدوده قانون تعریف میکند. این از زاویه منافع عمومی مردم و منافع پایه ای و درازمدت تر طبقه کارگری که باید در صف مقدم مردم خواهان لغو همه این قوانین ضدکارگری و ضد انسانی شود، حقیقتا مخرب است. دست طبقه کارگر را برای تغییر این قوانین ضدکارگری و ضدمردمی میبندد. طبقه کارگر بیش از هرکس از این قوانین، از قانون اساسی تا قانون کار، از قوانین زن ستیز تا قوانین مذهبی و همه قوانین و تبصره ها و آئین نامه های آن دارد زجر میکشد و عمیق تر و مصمم تر از همه باید هرجا و هروقت توانست به مقابله با آن برخیزد، اما این نگرش و این تاکیدات مانع کارگر میشود که اعتراض صریح سیاسی را هم حق خود بداند و با این روحیه پرورش پیدا کند. و بالاخره، در کوتاه مدت هم بجای اینکه روحیه حق طلبی و حق بجانبی را در کارگر تقویت کند، با حاکم شدن چنین نگرشی مدام باید قسم و آیه بخورد که این اعتصاب صنفی است، سیاسی نیست، با این روحیه کارگر بجای تعرض به دفاع میافتد و رژیم بجای دفاع در موضع تعرض قرار میگیرد. بجای اینکه بگوید پرونده سازی علیه فعالین کارگری موقوف، وارد بازی اقدامات قانونی و ببینیم قاضی مرتضوی چه میگوید و تلاش برای ملاقات با او میشود تا برای او ثابت کند که اسانلو کار غیرقانونی نکرده است. بحث من مطلقا به این معنی این نیست که کارگر به مجرد شروع یک اعتصاب اعلام کند که این اعتصاب غیرقانونی و سیاسی است و زمینه را برای سرکوب خود بیشتر فراهم کند، برعکس انتقاد من به برخی از فعالین سندیکا است که وقت و بی وقت بر صنفی بودن اعتصاب تاکید میکنند و خواهی نخواهی اعتصاب سیاسی را در اذهان نادرست و مثلا قابل سرکوب جلوه میدهند و گارد خود و جامعه را ضعیف میکنند. رهبران اعتصاب باید در مقابل دولت و دادگاه و ارگانهای مختلف بگویند اینها خواسته های بحق ما است، شما هر اسمی میخواهید روی آن بگذارید. واقعیت این است که مردم در هر اعتصاب مهمی از جمله اعتصاب واحد نابودی رژیم را میبینند، در چنین فضائی قسم خوردن که این اعتصاب سیاسی نیست، بجای جلب حمایت مردم و استفاده عاقلانه از این روحیه انقلابی، آنها را از حمایت دور میکند. و این زیان دیگر آن است.

كارگر كمونيست: يك نكته ديگر كه جلب نظر ميكند٬ تاكيد بر قانوني بودن اين مبارزات و مطالبات آنست؟ علت اين تاكيدات چيست؟

شهلا دانشفر: همانطور كه تاكيد بر صنفي بودن مبارزات اساسا حصلتي دفاعي به مبارزه كارگران ميدهد٬ تاكيد بر قانوني بودن مبارزات نيز همين جايگاه را دارد و همانطور كه اصغر كريمي هم توضيح داده اين جنبه منفي مساله است. كارگر نيروي كارش را ميفروشد و اين حق اوليه اوست كه بتواند هر وقت خواست دست از كار بكشد. قيمت نيروي كارش را خودش تعيين كند. تشكل خودش را داشته باشد و بتواند در موقعيت قدرتمندتر بر سر شرايط كارش وارد مذاكره شود و غيره. بنابراين در هر كجا كه اين حقوق اوليه از كارگر سلب شده باشد٬ بايد بتواند دست به اعتراض بزند و بطور مثال اعتصاب كند. اما در جامعه اي چون ايران كه اين حقوق اوليه براي كارگر به رسميت شناخته نميشود٬ در جامعه اي كه اعتصاب كردن٬ تجمع كردن غير قانوني است و اعتصاب به معني بر هم زدن نظم و امنيت جامعه است٬ بحث قانون به ميان كشيده ميشود و قانون در واقع ابزاري ميشود براي مهار كردن مبارزات كارگران. من ميخواهم اينرا بگويم كه در جامعه اي كه كارگر حق تشكل٬ حق تجمع كردن و حق اعتصاب ندارد و در واقع دست زدن به هر گونه اعتراضي غير قانوني است٬ تاكيد بر اين كه مبارزه كارگران قانوني است و يا اينكه خواستهاي كارگران مراحل قانوني خود را بايد طي كند٬ توهمي بيش نيست. البته براي چنين تاكيداتي رعايت امنيت و جلوگيري از زير ضرب قرار گرفتن يك اعتراض بيشترين استدلالي است كه ميتوان شنيد. اما سئوال اينست كه وقتي دستمزد كارگر را نميدهند٬ وقتي موج موج كارگر را از كار بيكار ميكنند٬ و وقتي كارگر حق تعيين قيمت فروش نيروي كارش را ندارد٬ و از اوليه ترين حقوق خود محروم است٬ چه راهي جز مبارزه در مقابل او قرار ميگيرد؟ تاكيد بر قانوني بودن اعتراضات٬ نه تنها مانع سركوب و تهاجم رژيم به اين اعتراضات نخواهد شد٬ بلكه لبه تيز اين اعتراضات را كند ميكند. تاكيد بر قانوني بودن مبارزات در عمل به اين معناست كه كارگر اين بردگي را بپذيرد و اگر در مقابل شرايط برده وار كار در كارخانجات بايستد٬ گويي خطايي صورت گرفته است. بعلاوه در برابر چنين تاكيداتي بايد پرسيد كه مگر پرداخت نكردن دستمزد كارگران براي ماهها و به مدت طولاني قانوني است؟ مگر استخدام كارگران با قراردادهاي سفيد امضا قانوني است؟ مگر دستگيري رهبران اعتراضات كارگري٬ حمله چماقداران شوراي اسلامي و خانه كارگر به سنديكاي شركت واحد و بعد از آنهم دستگيري اسانلو و كارگران معترض شركت واحد قانوني بود؟ اگر قرار است كه مرتكبين عمل غير قانوني در جامعه را دستگير و به دادگاه احضار كرد اول از همه خود اين حضرات مقامات رنگارنگ دولتي و كارفرماياني را كه با دست باز دارند از گرده كارگر كار ميكشند و محيط هاي كار را به چيزي شبيه اردوگاه اجباري كار و قتل گاه كارگران تبديل كرده اند٬ بايد مورد پيگرد و محاكمه قرار گيرند. بطور واقعي تاكيد بر قانوني بودن اعتراضات٬ كارگران را بيشتر در موقعيت دفاعي قرار ميدهد.
با گفتن اينكه خواستهاي كارگران بايد مراحل قانوني خود را طي كند به جاي اينكه كارگر به نيروي اعتراض خود و به اتحادش متكي شود٬ باعث ميشود كه جواب خود را در كتابهاي قانون و در كريدورهاي اداره كار جستجو كند . به جاي اعتراض و مبارزه و پافشاري بر خواستها و مطالباتش در انتظار طي شدن راههاي قانوني و وعده و وعيدها بماند و اين تلاشي است كه هميشه از سوي دولت و مزدوران خانه كارگر و شوراهاي اسلامي صورت ميگيرد و نتيجه عملي آن چيزي جز به خانه فرستادن كارگران معترض٬ متفرق كردن صف متحد كارگران و سردواندن كارگران نخواهد بود. اين را كارگران در مبارزات روزمزه خود تجربه كرده اند.
بنابراين تاكيد بر قانوني بودن مبارزات قبل از اينكه اعتراضات كارگران را از زير ضرب حملات رژيم و كارفرمايان بيرون برد٬ باعث ميشود كه كارگران افق روشن و شفافي براي مبارزاتشان نداشته باشند و همانطور كه اشاره كردم به جاي اينكه كارگران بر قدرت اتحاد و مبارزه خود متكي شوند٬ مبارزات آنها در چهارچوب قوانين موجود محصور بماند. قوانيني كه چيزي جز بردگي و اسارت كارگر نيست. تاكيد بر مبارزه در چهارچوب قانون كار و قانون اساسي تلاشي است كه همواره ما از سوي شوراهاي اسلامي و گرايشات رفرميستي حزب توده و جريانات سازشكار در جنبش كارگري شاهدش بوده ايم . اما واقعيت اينست كه امروز كارگران در ايران از همه اينها عبور كرده اند و اينگونه تلاشها ممكن است در شروع حركتي و تا وقتي كارگر بطور واقعي قدرت خود را تجربه نكرده است موثر واقع شود٬ ولي كافيست كه كارگر دست به اعتراض بزند و اعتراضش ابعادي چون مبارزات كارگران شركت واحد را بخود بگيرد ديگر نميشود خواستها و مطالبات كارگران را مهار كرد و نهايتا اينگونه گرايشات ايزوله خواهند شد. امروز بطور واقعي ما شاهد اين هستيم كه مبارزات كارگري هر روز شكل تعرضي تري به خود ميگيرد و حتي كارگران شركت واحد دارند از انحلال شوراهاي اسلامي كه يك ركن مهمي در قانون كار جمهوري اسلامي هستند سخن ميگويند. بد نيست كه اين نكته را هم اضافه كنم كه حتي همين قانون كار فعلي جمهوري اسلامي٬ نتيجه يكسري عقب نشيني هايي است كه كارگران در زمان تصويبش به دولت تحميل كردند. جمهوري اسلامي در طرحهاي اوليه خود از قانون باب الاجاره سخن ميگفت و كارگران قدم به قدم رژيم را عقب راندند. اما نكته مهم اينست كه امروز حتي همين قانون نيز در بسياري از مراكز كارگري بكارگرفته نميشود. درصد بالايي از كارگران بصورت قراردادي كار ميكنند و اصلا مشمول قانون كار جمهوري اسلامي نيستند و كار آنها چيزي جز بردگي مطلق نيست. بنابراين من اين را ميفهمم كه يكجا كارگران بيايند و اگر در قانون بندي آمدي كه حق و حقوقي عايد آنها ميكند به آن استناد كنند. ولي تاكيد بر قانوني بودن مبارزه اساسا پوچ و حتی زیان بار است .

کارگر کمونیست: يك خواست كارگران شركت واحد داشتن حق تشكل و به رسميت شناختن سنديكاي آنان است. داشتن حق تشكل يك موضوع داغ در جنبش كارگري در ايران است. عملي شدن اين خواست به چه معناست؟ چگونه ميشود اين خواست را متحقق كرد؟

اصغر كريمي: در این مورد کم و بیش کارگران واحد تجربه خوبی دارند. منتظر قانون نشدند رفتند و سندیکایشان را درست کردند و در دل مبارزه تلاش میکنند میخ آنرا محکم کنند. دارند تلاش میکنند شورای اسلامی را منزوی کنند، خواست انحلالش را مطرح کرده اند، به سازمانهای کارگری در سطح جهان نامه داده اند، و پیشرفتهائی هم کرده اند. الان اسم سندیکای واحد همه جا ورد زبانها است و حتی دولت هم، علیرغم دستگیری اعضای هیئت مدیره و رئیس هیئت مدیره، با آنها مذاکره میکند و دوفاکتو آنها را به رسمیت میشناسد. تشکل را نمیتوان با اجازه و با اتکا بر قانون، قانونی که فقط شورای اسلامی و خانه کارگر باند سیاهی را به رسمیت می شناسد و هیچ تشکل مستقل و آزادی را تحمل نمیکند، ساخت. اولا اجازه نمیدهند و ثانیا، تلاش برای ایجاد تشکل قانونی آنقدر دنگ و فنگ و دفع الوقت دارد و آنقدر قید و شرط و محدودیت روی آن گذاشته میشود، که در صورتی که بخواهند موافقت کنند، از شورای اسلامی هم بیشتر آنرا وابسته و محدود می کنند. بنابراین تشکل توده ای را باید ایجاد کرد. باید تحمیل کرد. قرار و مدارهای اولیه اش را باید در میان کارگران مورد اعتماد به بحث گذاشت، به توافق رسید، زمینه را فراهم کرد و نهایتا دست به ایجاد آن زد. مجمع عمومی هم غیرقانونی است اما همه جا تشکیل میشود و کسی منتظر اجازه نمیشود. کارگران بویژه در دل اعتراض آنرا تشکیل میدهند و به دولت و کارفرما تحمیل میکنند. و اتفاقا یک راه مناسب و میان بر، ایجاد تشکل در دل یک اعتصاب و اعتراض است. موقع اعتصاب کارگران در موقعیت بهتری قرار میگیرند، کارفرما و دولت در موضع تدافعی قرار میگیرند، اتحاد و روحیه مقابله و مبارزه بالا میرود، کارگران آمادگی بیشتری برای متشکل شدن از خود نشان میدهند. اگر زمینه های تشکل خود را از قبل ایجاد کرده باشند در دل یک اعتصاب چند روزه میتوانند تشکل شان را اعلام کنند و طرف حساب دولت و کارفرما کنند.

درمورد سندیکای شرکت واحد، چنانچه مسئولین سندیکا همین اعترا ض جاری را به موفقیت برسانند و بخوبی اعتراض کارگران را نمایندگی کنند، سندیکا گامهای بسیار بزرگی در جهت تثبیت خود برخواهد داشت و برعکس شکست آنها در این اعتراض میتواند سندیکا را حتی در میان کارگران ضعیف تر کند، اعتمادها پائین بیاید و در چنین صورتی زمینه برای تعرض دولت به سندیکا و دفتر و امکانات آن و رهبران آن بیشتر فراهم میشود. رهبرانش دستگیر میشوند یا چنان تحت فشار قرار میگیرند که برای یک دوره کار چندانی از دست آنها ساخته نباشد. در روزهای کنونی موقعیت از هر نظر برای سندیکای واحد فراهم است که ابتکار را بدست گیرد. فی المثل خواست حداقل دستمزد ٥٠٠ هزار تومان در میان کارگران واحد مطرح شده است و مورد حمایت آنان قرار گرفته است. اگر سندیکا رسما پرچم این خواست را بلند کند و بر آن پافشاری کند، ابتکار در زمینه دستمزد را در مقابل شورای اسلامی و خانه کارگر کاملا بدست میگیرد و پرچمدار مبارزه برای افزایش دستمزد در سطح کشور میشود و با اینکار شوراهای اسلامی که حداکثر روی ٢٠٠ هزار تومان چانه میزنند، بیش از پیش افشا و منزوی میشوند و متقابلا بر نفوذ سندیکا نه تنها در خود شرکت واحد بلکه در کل جامعه افزوده میشود. جمهوری اسلامی به سادگی سندیکا را به رسمیت نخواهد شناخت، چون به رسمیت شناسی سندیکا به معنی انحلال شورای اسلامی و تار و مار کردن “خودیها” است و ضربه ای مهم به جمهوری اسلامی برای مهار اعتراضات کارگران خواهد بود. تحقق این خواست به نیروی وسیعتر و مبارزه ای همه جانبه تر از جانب مراکز مختلف کارگری نیاز دارد، اما پیروزی کارگران شرکت واحد در جریان مبارزه ای که جریان دارد و بلند کردن علنی و توانمند خواست حداقل دستمزد ٥٠٠ هزار تومان گام مهمی سندیکا را تقویت و تثبیت میکند و سرکوب آن و دستگیری فعالین آنرا برای حکومت دشوارتر میکند. و این راه را برای کارگران سایر مراکز کارگری برای ایجاد تشکل های آزاد و مستقل از دولت بیش از پیش فراهم میکند.
كارگر كمونیست: خواست قراردادهاي دسته جمعي، يك خواست مهم ديگر كارگران شركت واحد است؟ اشاره سنديكاي شركت واحد به طرح اين مساله در قانون كار جمهوري اسلامي است؟ نظر شما چيست؟

شهلا دانشفر:خواست قراردادهاي دسته جمعي يك خواست مهم و سراسري كارگري در ايران است. بويژه در شرايطي كه درصد بالايي از كارگران در ايران آنهم در مراكز بزرگي چون صنعت نفت و پتروشيمي٬ ماشين سازيها و در بخش عظیمي از مراكز كارگري بصورت قراردادهاي موقت به كار اشتغال دارند٬ تاكيد بر اين خواست گامي به جلو و اساسا خواستي تعرضي است. قراردادهاي دسته جمعي كارگر را بصورت متحد و سراسري در برابر كارفرما و دولت قرار ميدهد و روشن است كه برای كارگران در ایران به كرسی نشاندن آن يك پيشروي بزرگ است. اين خواستي است كه قبلا از سوي كارگران نفت نيز مطالبه شده بود. اما ارجاع آن به بند قانون كار جمهوري اسلامي ديگر بي معني است. چرا كه وقتي كارگر از حق داشتن تشكل و نمايندگان واقعي خود محروم است. انعقاد قرارداد دسته جمعي پوچ و بيمعني خواهد بود. در قانون كار جمهوري اسلامي قرارداد جمعي از طريق مذاكرات دسته جمعي نمايندگان دولت٬ كارفرما و شوراهاي اسلامي و انجمن هاي صنفي منعقد ميشود. و آنجا هم كه از نمايندگان قانوني كارگران سخن به ميان است٬ منظور نمايندگان منتخب شوراهاي اسلامي و انجمن هاي صنفي هستند. در قراردادهاي دسته جمعي مندرج در قانون كار در واقع شوراهاي اسلامي و انجمن هاي صنفي قرار است بعنوان نمايندگان كارگران يك طرف مذاكرات در اين قراردادها باشند و روشن است كه اين هيچ ربطي به نمايندگان واقعي و منتخب كارگران ندارند. نمايندگاني كه در مجامع عمومي خود كارگران انتخاب ميشوند و در سطحي سراسري خواستها و مطالبات كارگران را نمايندگي ميكنند و در قبال پيشبرد اين مطالبات به كارگران پاسخگو هستند. البته اين را اضافه كنم كه در شرايطي كه كارگر بصورت قرارداد سفيد امضا استخدام ميشود٬ اعتراض به اينكه چرا اين كارگران حتي از همان حقوق اوليه اي كه در قانون كار آمده برخوردار نيستند و چرا با كارگر قرارداد دسته جمعي انعقاد نميگردد گامي به جلوست. اما نكته مهم اينست كه ما امروز بايد خواهان به رسميت شناختن مجامع عمومي منظم كارگري بعنوان ظرف اعمال اراده مستقيم كارگري و انتخاب نمايندگان واقعي كارگري توسط خود كارگران و از طريق مجامع عمومي شان و انعقاد قراردادهاي دسته جمعي براي كارگران براي تعيين شرايط كار باشيم. اين آن گام اساسي است كه بايد برداشته شود و بايد براي آن مبارزه كنيم. بايد با مبارزاتمان مجامع عمومي منظم خود را تحميل كنيم و خواهان انعقاد قراردادهاي دسته جمعي و لغو قراردادهاي برده وار موقت كنوني شويم.

کارگر کمونیست: قدمهاي بعدي اين اعتراضات چه ميتواند باشد؟
اصغر كريمي: هیچ مبارزه ای بدون نقشه به پیروزی نمیرسد. هیچ مبارزه مهمی بدون شریک کردن توده کارگری که مبارزه به آنها مربوط است و مطلع نگاهداشتن روزمره و دخالت دادن آنها به جائی نمیرسد. متاسفانه درمورد شرکت واحد علیرغم ابتکارات و نقاط قوت و تجارب باارزش آنها اتکا به مجمع عمومی و اراده مستقیم کارگران بسیار کم است. این ضعف را باید حل کرد. این به مبارزه آنها قدرت میدهد، اتحاد را در میان آنها تحکیم میکند، جلو تفرقه گرفته میشود، کارگر احساس شخصیت و قدرت میکند، و مسئولین سندیکا پوشش محکم تری پیدا میکنند. کارگران واحد در طول سه هفته گذشته مدام مشغول اعتراض بوده اند اما در طول این سه هفته، گامهای بعدی مبارزه را روشن نکرده اند و مردم و توده کارگران را مطلع نکرده اند و ادامه این وضعیت میتواند کارگران را فرسوده کند، تلاش برای ایجاد شکاف در میان آنها موثر واقع شود، روحیه ها پائین بیاید و اعتماد به سندیکا و کارساز بودن آن لطمات جدی بخورد. اعتصاب مهمترین و برنده ترین حربه کارگران و مشخصا کارگران واحد در شرایط کنونی است. این قدرت اعتصاب یک روزه بود که امکان سازماندهی اعتراضات کوچک و بزرگ روزهای بعد آنرا نیز ممکن کرد. بدون دست بردن به اعتصاب و این بار در صورت لزوم یک اعتصاب چند روزه جمهوری اسلامی عقب نمی نشیند. این مهمترین قدمی است که کارگران واحد باید بردارند و بسرعت هم باید بردارند. بدون آن جمهوری اسلامی نه در شورای اسلامی را تخته میکند، نه دستمزد را بطور قابل توجه افزایش میدهند، نه کارگران قراردادی را رسمی میکند، نه قرارداد دسته جمعی را میپذیرد و نه حق ایجاد تشکل آزاد و مستقل از دولت را. در شرایط فعلی جمهوری اسلامی نمیتواند سرکوب کند. کارگران آماده اند، جامعه حمایت میکند، خارج از ایران حمایت از کارگران واحد جهانی شده است و همبستگی با آنها هرروز عمق و گسترش بیشتری پیدا میکند. اعتصاب در چنین شرایطی، اگر رهبری آن قاطعانه و محکم و متحد ایستادگی کند و همه ظرفیت تبلیغی و سازماندهی خود را بکار گیرد، دولت را تسلیم میکند و میخ سندیکا را محکم میکوبد. روز شنبه ٢٤ دیماه پایان مهلت ١٥ روزه است و کارگران باید خود را با تمام قوا آماده کنند. مسئولین سندیکا بارها از اینکه دست به اقدامات وسیعتری میزنند حرف زده اند. وقت آن است که منظور خود از این اقدام وسیعتر را روشن کنند و به اطلاع کارگران و جامعه برسانند. رژیم میخواهد کارگران را فرسوده کند و به آنها و کل جامعه و “ضدانقلاب” درس بدهد! کارگران واحد میتوانند این درس را به درس بزرگتری برای دولت و مردم تبدیل کنند و یک پیروزی مهم نصیب ١٧ هزار خانواده کارگر شرکت واحد و کل طبقه کارگر و مردم آزادیخواه کنند و ضربه محکمی هم به شوراهای اسلامی در شرکت واحد و سایر مراکز کارگری بزنند. این پیروزی میتواند یک نقطه مهم در مبارزات کارگران و مردم برای تحقق اهداف عادلانه شان باشد.

كارگر كمونيست: شهلا دانشفر شما چشم انداز اين حركت اعتراضي را چگونه ميبينيد؟

شهلا دانشفر: من به پيروزي اين مبارزات بسيار خوشبينم اين مبارزات انعكاس وسيعي در سطح بين المللي پيدا كرده است و ما شاهد گسترش هميستگي از مبارزات آنان نه تنها در داخل ايران بلكه در سطحي جهاني هستيم. خواستهاي كارگران شركت واحد همانطور كه اشاره شد خواستهاي كل كارگران است. كارگران٬ معلمان٬ دانشجويان و كل جامعه در كنار آنها قرار گرفته است. حزب كمونيست كارگري ايران با تمام قوا در كنار اين مبارزات قرار دارد و اينها همه نقطه قوتهاييست كه من را به پيروزي اين مبارزات اميدوار ميكند. بطور واقعي امروز كارگران شركت واحد براي پيشبرد خواستها و مطالباتشان از جمله حق داشتن تشكل و به رسميت شناخته شدن سنديكاي خود و انحلال شوراهاي اسلامي و خواست افزايش دستمزدها٬ در موقعيت بسيار مساعدي قرار دارند. بويژه بدنبال بيش از دو هفته اعتصاب و تجمع و مبارزه امروز كارگران شركت واحد بيش از هر وقت متحد و يكپارچه هستند و ميتوان گفت تا همين جا قدمهاي مهمي به جلو برداشته اند. كارگران شركت واحد توانستند با قدرت اتحاد و مبارزه شان٬ با اعتصاب با شكوه و قدرتمندشان بخشي از تهاجم رژيم را عقب برانند و در همان شب اول حمله به سنديكايشان تعدادي از همكارانشان را از زندان آزاد كنند. اينها همه نقطه قوتهاي امروز كارگران شركت واحد است. اما جدا از اين نقطه قوتها تاكيد من اينست كه براي به پيروزي رساندن اين اعتراضات و تحميل خواستهايشان٬ كارگران شركت واحد بايد امروز بيش از هر وقت به قدرت حود شان اتكا كنند. قدرت اعتصاب و تجمعاتشان بود كه قاليباف را وادار كرد به ميان آنها بيايد و قول و وعده دهد و امروز باز با بدست گرفتن همين ابزارهاي قدرت است كه كارگران شركت واحد خواهند توانست نه تنها كاري كنند كه اسانلو از زندان آزاد شود بلكه كل خواستهايشان را به كرسي بنشانند. بايد اين نقطه قوتها را شناخت و با اتكا به آنها گامهاي بعدي را به جلو برداشت و اين نقش رهبران و فعالين كمونيست و راديكال است كه چنين افق و چشم اندازي را در مقابل كل كارگران شركت واحد قرار دهند و براي آن گام بردارند

كارگر كمونيست ٢٥،  ٢٢ دي ٨٤.

Advertisements

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s

%d bloggers like this: