شهلا دانشفر

خوش آمديد

نسل جوان کارگران در ايران

يک يادداشت و يک مصاحبه

طبقه کارگر در ايران طى دو دهه اخير به لحاظ مشخصات و بافت اجتماعى و سياسى و فکرى اش تغييرات بسيارى کرده است. اين تغييرات متاثر ازتحولات سياسى و اجتماعى است که طى اين دو دهه در ايران و نيز در سطح جهانى روى داده است. از اينرو بررسى اين تحولات و تبيين علل و چگونگى آن موضوعى مهم و بحثى مفصل است. من در اين يادداشت به گوشه کوچکى از اين تغييرات و بصورت مشاهدات به جنبه هايى از مساله تحت عنوان “نسل جوان کارگرى در ايران، خصوصيات و ويژگى ها” اشاره ميکنم تا مقدمه اى باشد بر بحثى مفصلتر و دقيقتر در اين زمينه که بايد در جايى ديگر به آن بپردازيم.

طبق آمارهاى دولتى هر ساله بطور متوسط حدود ٨٠٠ هزار جوان آماده بکار وارد بازار کار در ايران ميشود و با محاسبه اى تخمينى روشن ميشود که طى دهسال اخير نيروى جوان وسيعى وارد بازار کار شده است. وقتى ميگويم کارگر جوان طبعا مد نظر من کارگرى است که طى دو دهه اخير و در حيات رژيم جمهورى اسلامى متولد شده، رشد کرده و وارد بازار کار شده است. کارگرى که حداکثر ٣٠ سال دارد و در هنگام انقلاب ٥٧ کودکى ١٠ ساله بوده که امروز تنها خاطراتى مبهمى از آن روزها در ذهنش باقى مانده است.

بخش عمده اين نيرو ديگر کارگرى نيست که از روستاها کنده شده و به شهرها و به کارخانه ها روانه شده باشد. بلکه کارگر شهريست و بسيارى از آنها حتى به لحاظ اجتماعى به طبقات متوسط جامعه تعلق داشته اند. بنابراين سطح توقع اين کارگران به نسبت سطح توقع کارگر در گذشته بالاترست و بويژه طى اين دو دهه اخير بدليل ارتباط تنگاتنگ بين خارج و داخل کشور و رفت و آمد وسيع به خارج کشور، انعکاش اخبار مبارزات کارگران در کشورهاى ديگر جهان و دستاوردهايشان در ميان کارگران در ايران و غيره بر رشد آگاهى کارگران و بالابردن سطح توقعات آنها موثر بوده است.

از سوى ديگر امروز در بسيارى موارد حداقل شرط استخدام در ايران داشتن ديپلم متوسطه است و بدليل وجود بيکارى وسيع بسيارى از جوانان با داشتن حتى مدرک تحصيلى بالاتر ناچار ميشوند که در کارخانه ها کار بگيرند. بنابراين اولين خصوصيت اين نسل نسبت به دو دهه گذشته اينست که نرخ باسوادى در بيان آنها بسيار بالا است. بعلاوه با بالارفتن سطح تکنيک در بسيارى از کارخانجات و بکارگيرى بيشتر ماشين هاى کامييوترى بخش وسيعى از اين کارگران در دوره هاى ويژه تخصصى شرکت کرده و به کارگرانى ماهر و متخصص تبديل شده اند٠ بنابراين امروز لايه وسيعترى از طبقه کارگر داراى تخصص کارى بوده و کارگر ماهر و متخصص بشمار ميرود.

با توجه به اين خصوصيات گرايشات مذهبى در ميان اين نسل از کارگران کمرنگ تر است و بطور مثال در ايام ماه رمضان ميتوان ديد که چگونه روزه خوارى و دين و مذهب را به تمسخر ميگيرند. مناسبات درون خانواده و تفريحات و علايق آنها نسبت به نسل جوان کارگرى در دو دهه گذشته متفاوت است. اين کارگران علاقه مند به مطالعه و خواهان دنبال کردن اخبار و مسايل روز هستند. تلاش ميکنند که فرزندانشان را به بهترين مدارس بفرستند و با هر مشقتى شده ميکوشند که نيازهاى آنها را تامين کنند و به استاندارهاى بالاتر و مدرنترى پايبند هستند. بطور مثال آرزو دارند که بچه شان را به کلاس زبان انگليسى بفرستند. به کلاس موزيک بفرستند. و غيره.

مهمتر از همه اينکه طى دو دهه اخير طبقه کارگر درگير يک کشمکش دائمى و مبارزه براى مطالبه اوليه ترين حقوق خود و مقاومت در برابر تهاجم هر روزه رژيم جمهورى اسلامى بوده است. در تاريخ اين دوره ما شاهد نمونه هاى برجسته اى از مبارزات و اعتراضات کارگرى بوده ايم. از جمله مبارزه کارگران نفت در سطحى وسيعى و سراسرى در سال ٧٥، مبارزه يکماهه کارگران کفش ملى در سال ٧٦ و نظاير اينها. اين مشاهدات طبعا گوياى درجه بالايى از رشد توانايى کارگران در سازماندهى اعتصابات طولانى مدت و پختگى و تجربه رهبران اعتراضات کارگرى است. نسل جوان کارگرى با اين تجربيات و در دل اين کشمکش ها بار آمده و نسبت به دو دهه گذشته از ظرفيت هاى بالقوه بالاترى براى امر سازماندهى و رهبرى اعتراضات کارگرى برخوردار است و نياز به تشکل به امر همين امروز آنها تبديل شده است.

و بالاخره اينکه شرايط جامعه امروز به لحاظ سياسى بسيار متحول است. جو اعتراضى در جامعه بالاست. عليرغم فشار اقتصادى بيسابقه کنونى اعتراضات کارگرى همواره در جريان است و هر روز دامنه آن وسيعتر ميشود و در متن شرايط سياسى موجود اين مبارزات به لحاظ سياسى جايگاه مهمى دارد. تحت مجموعه اين شرايط طبقه کارگر و نيز نسل جوان آن در مقايسه با دو دهه گذشته راديکال تر و خود آگاه تر است. اينها همه نقطه قوت هاى ما درجنبش کارگريست. بايد بر اين نفطه قوت ها اتکاء کرد.

اگر تشکل داشتيم!

گفتگو با منصور احمدى

شهلا دانشفر: ممکن است خودتان را معرفى کنيد؟

منصور احمدى: من منصور احمدى ٢٨ سال دارم. در خانواده اى کارگرى متولد و بزرگ شده ام. ما هفت برادر و خواهر بوديم. براى خانواده من خيلى مهم بود که ما تحصيل بکنيم. عليرغم فقر خانواده همه بچه هاى خانواده ما تحصيل کرده و به دانشگاه رفتند. اما من بدليل اينکه در جمهورى اسلامى بايد از يک فيلتر تقتيش عقيدتى گذر ميکردى تا وارد دانشگاه شوى . من موفق به ادامه تحصيل نشدم و با اتمام دوره فوق دييلم کشاورزى و بدليل فقر خانواده ناچار به کار در کارخانه شدم. من از کودکى علاقه زيادى به کارهاى فنى داشتم و طى کار نيز به کارهاى مختلف آشنا شدم. در دوره هاى تخصصى مختلف شرکت کردم و الان بعنوان کارگرى ماهر در انواع مختلف رشته ها، برق، جوشکارى، تراش و غيره ميتوانم کار کنم. در حال حاضر در کارخانه اى تراشکار هستم. حدود ٩ سال است که کارگر هستم و عمدتا در کارخانجات ماشين سازى و از جمله ٣ سال در ايران ناسيونال کار کردم.

شهلا دانشفر: چه تفريحات و سرگرمى هايى داريد؟

منصور احمدى: من فرصت کمى براى تفريح دارم. روزانه ١٢ ساعت کار ميکنم تا به خانواده ام بتوانم کمک کنم. بهترين تفريح من فوتبال است. بعلاوه به کامييوتر و بازيهاى کامييوترى علاقه دارم. اينها سرگرميهاى خوبى در شبهاى بلند زمستان هستند. به موزيک نيز علاقه مندم. آرزو داشتم که ميتوانستم گيتار بزنم ولى هيچگاه فرصت نکردم آنرا بياموزم. معمولا اينطور است که بعد از کار مدتى طول ميکشد تا خستگى از تنم بيرون بيايد. بعد يا من سراغ دوستام ميروم ياآنها سراغ من ميايند و به موزيک گوش ميدهيم و با کامييوتر بازى ميکنيم. تازه وضع من خوب است چون مجرد هستم و بچه اى ندارم. دوستان هم کارخانه اى من که زن و بچه دارند را ما فقط در وقت استراحت ناهار و يا در سرويس کارخانه ميبينيم. من از بيم تهيه مسکن و تامين زندگى و با توجه به نياز خانواده ام به کار و کمک من، هيچگاه جرات نکردم که به زن و بچه دار شدن فکر کنم . امروز خيلى از جوانان هستند که همين نگرانى را دارند و تا چشم روى هم ميگذارى ميبينى که جوانى مان هم سپرى شده است.

شهلا دانشفر: موزيک مورد علاقه شما چيست؟

منصور احمدى: بستگى به اين دارد که چه موزيک تازه اى رايج شده باشد. بيشتر آن چيزهايى که در ارويا باب ميشود فورا به ايران نيز سرايت ميکند. جوانان با علاقه أن را دنبال ميکنند و با هزار ويک ارتباطى که امروز بين داخل و خارج هست. دسترسى به أنها ساده است. بين جوانان علاقه زيادى به موسيقى ايرانى نيست. مگر نوارهاى قديمى گوگوش و داريوش و ستار و غيره. من از رقص مايکل جکسون خوشم ميايد. بعضى وقتها رپ هم گوش ميدهم. ولى در مواقع خستگى ترجيح ميدهم موزيک آرام گوش بدهم. از موزيک پاپ خوشم ميايد.

شهلا دانشفر: آيا فرصتى براى مطالعه هم داريد ؟ اصولا چه مطالعه ميکنيد؟

مصور احمدى: روزنامه را همه ميخوانند و ميخواهند بدانند که اوضاع از چه قرار است؟ اگر فرصتى بشود گاهى رمان و کتاب داستان هم ميخوانم. ولى معمولا در تعطيلات. يک وقتى کتاب کليدر خيلى باب بود ولى من خوشم نيامد. خيلى دهاتى بود. فقط جلد اول آنرا خواندم. جامعه سالم را هم ميخواندم که انتشار آن متوقف شد. يکسرى نشريات و کتاب هم هست که بيشتر رجوع أن به دوران قبل از جمهورى اسلامى است. من علاقه اى به أنها ندارم چون اصلا شناختى از مساله ندارم. بيست است که جمهورى اسلامى روى کار است و من آنموقع بچه بودم. کتاب جديد به بازار زياد ميايد. ميگويند بيشتر کتابهايى که در خارج چاپ ميرسد بلافاصله ترجمه شده و در ايران نيز قابل دسترس است. ولى من فرصت کمى براى کتاب خواندن داشته ام.

شهلا دانشفر: ميتوانى کمى در مورد وضعيت مردم و اوضاع سياسى ايران برايم بگوى؟

منصور احمدى: ببين من سياسى نيستم و نميتوانم جواب اين سثوال را به دقت بدهم. مردم منظورت کيست؟ يک بخش اقليت کوچک که اتفاقا شرايط خيلى بر وفق مرادشان است و هر روز يولدارتر ميشوند. سور و ساتشان بياست و کارى به کار اين رژيم ندارند. اگر کمى حجاب را شلتر بگيرند و شرايط بازتر شود که ديگر همه چيز برايشان جور است. اينها کسانى هستند که خاتمى را پشتيبانى ميکنند. ولى بقيه مردم ٩٠ درصد مردم در فقر و بدبختى بسر ميبرند. کارگر محرومترين بخش جامعه است. امروز حتى به او دستمزدش را هم نميدهند. گرانى بيداد ميکند. کارگر هم ميخواهد که بچه درس بخواند، کلاس شنا برود، انگليسى ياد بگيرد و بعضا جان ميکند و با دو شغله و يا حتى کار بيشتر ميکوشد به گوشه اى از اين آرزو ها جواب دهد. ولى امروز وضع طورى شده که فقط بايد به سير کردن شکم فرزندانش فکر کند. براى بچه اش شيرخشک تهيه کند. بتواند بهر بدبختى و با قرض و قوله داروى بچه بيمارش را بخرد. اين وضع مردم است. به همين دليل هم مردم ناراضى هستند و آرزويشان اينست که رژيم جمهورى اسلامى از بين برود. حالا به اين وضعيت قوانين وحشيانه اسلام را اضافه کنيد بيينيد مردم واقعا چه ميکشند. آنکه جوان است نميتواند به راحتى به موسيقى اش گوش دهد. لباس مورد علاقه اش را بپوشد. به راحتى با دوستانش معاشرت کند. رابطه دختر و پسر هم که کفر است و زنا محسوب ميشود و بايد مجازات شود. بنابراين به چه دلش خوش باشد طبيعى است که هر روز و هر ثانيه آرزوى نابودى اين رژيم را در سر داشته باشد و گاهى هم به سيم أخر بزند و عصيان کند. وضع زنان که خودتان ميدانيد. اساسا وجود اين رژيم ضد زن و ضد آزادى است. خوب من بعنوان يک جوان محروم به عنوان يک کسى که شاهدم هر روز خواهر من ، مادر من دارند توى اين شرايط تحقير ميشوند و بعنوان يک کارگر که در شرايط سختى کار ميکنم تحمل هر لحظه اين شرايط برايم زجر است و قلبا براى روزى که از شر اين رژيم خلاصى يابم روز شمارى ميکنم.

شهلا دانشفر: به شرايط زندگى و کار کارگران اشاراتى کردى ميتوانى کمى هم در مورد مبارزات واعتراضات کارگرى صحبت کنى؟

منصور احمدى: اعتراض زياد است. و هر روز و هر ساعت شاهدآنيم. حتى بشکل اعتصاب يا تحصن خيلى زياد است. آنقدر زياد است که نميتوانند پنهان کنند و الان در اخبار و روزنامه ها نيز بعضا گزارش ميشود. نميتواند اينطور نباشد. گفتم به کارگر دستمزد نميدهند. نشاط و شادابى را از او گرفته اند. کارگر به هيچ چيز اين رژيم دلخوش نيست. بنابراين با کوچکترين جرقه اى منفجر ميشود. اما بيشتر اين اعتراضات فردى و يا در محدوده کارخانه اى معين ميماند و خفه ميشود. به همين دليل درد ما را چندان دوا نميکند. ما تشکل نداريم. با هم متحد نميشويم و اين درد ماست. اين حرف من نيست همه کارگران اين را ميگويند و کوچکترين اعتراضى که بلند ميشود همه با افسوس ميگويند که اگر تشکل داشتيم مثل کارگران اروپا الان براى خودمان آقايى بوديم و ازمان حساب ميبردند. اين را دولت هم ميداند و حتى شوراهاى اسلامى و خانه کارگر و اخيرا هم حزب کارگران مسلمان را جلوى ما علم ميکنند و با اينکار نميگذارند ما نفس بکشيم . اينها وضع ما را بدتر کرده و احساس ميکنم قدرت ما را گرفته اند و ما را در محاصره خود گرفته اند. جاسوسى ميکنند. هر کس نفس بکشد فورا گزارش ميکنند. دروغ تحويل ما ميدهند. همه اين شرايط دور تسلسلى شده که مثل طناب دست و بال ما را بسته است. بايد اعتراض کرد. بايد تو دهن شوراهاى اسلامى و حزب کارگران و همه اين کثافتها زد و بايد تشکل خودمان را داشته باشيم. همه اين کارها را بايد با هم بکنيم. چگونه نميدانم. بايد همه مان اين را بخواهيم

كارگر كمونيست شماره ١،  شهريور ٧٨.

Advertisements

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s

%d bloggers like this: