شهلا دانشفر

خوش آمديد

نكاتی در حاشیه چند اعتراض كارگری

الگويي از مبارزات متحد كارگري حول خواستهاي سراسري

حركت اعتراضي و همزمان بيش از ١٥٠٠ كارگر از ٤ كارخانه نساجي٬ نازنخ٬ فرنخ مه نخ و ايران برك و پوشنيبه بافت در ١٦ آبان در قزوين و اجتماع آنها در مقابل مجلس اسلامي در تهران يك نمونه قابل توجه از اعتراضات سازمانيافته و متحد كارگري در دوره اخير است. در اين حركت اعتراضي كارگران در اين ٤ كارخانه كه همگي با مشكل دستمزدهاي پرداخت نشده درگيرند٬ با هم تصميم گرفتند كه همزمان به تهران بيايند و خواستها و مطالباتشان را پيگيري كنند. اهميت اين حركت اعتراضي٬ متحد شدن كارگران ٤ كارخانه با خواستي مشترك بود. اعتراضاتي كه پس از آن نیز ادامه یافت و هم اكنون در هر يك از اين ٤ كارخانه ادامه داردּ در ١٥ آذر ماه بار ديگر كارگران پوشينه بافت در مقابل استانداري شهر قزوين جمع شدند و دستمزد ٥ ماه پرداخت نشده خود را مطالبه كردند. اما نكته قابل توجه اينست كه بدنبال حركت اعتراضي ١٦ آبان٬ مبارزات كارگران در اين ٤ كارخانه و به اعتبار آن در شهر قزوين٬ اكنون وزن و جايگاه ديگري پيدا كرده است و هم اكنون اخبار مربوط به آنها در صدر اخبار رسانه هاي دولتي قرار گرفته و مرتبا از مسايل و مشكلات كارگران در اين كارخانجات و در اين شهر بحث و گفتگو ميشود. از جمله تحت فشار اين اعتراضات بود كه بدنبال تجمع كارگران پوشينه بافت در ١٥ آذر٬ استاندار قزوين سراسيمه شده و قول رسيدگي فوري به خواست كارگران را داد

بدون شك آنچه كه به حركت اعتراضي همزمان ٤ كارخانه قزوين در تهران قدرت داد و نگراني دولت و كارفرمايان را برانگيخت٬ جمع شدن و متحد شدن اين كارگران حول خواستي مشترك بود.
واقعيت اينست كه هم اكنون مساله دستمزدهاي پرداخت نشده معضل بيش از يك ميليون كارگر و موضوع اعتراض هر روزه بخشهای وسيعي از كارگران در ايران است. حركت اعتراضي مشترك كارگران ٤ كار خانه قزوين در برابر مجلس اسلامي در تهران٬ آنهم در اوضاع سياسي پر التهاب جامعه و در گسترش هرروزه اعتراضات كارگري بويژه اعتراض بر سر دستمزدهاي پرداخت نشده٬ جايگاه ويژه تر و سياسي تري به اين حركت كارگران داد. اين حركت اعتراضي در واقع در برابر همه كارگراني كه امروز با معضل دستمزدهاي پرداخت نشده روبرو هستند٬ به همه كارگراني كه عليه اخراج ها و استخدامهاي موقت كاري معترضند٬ راه نشان داد و الگويي از اعتراض بر سر خواستهاي سراسري در برابر كارگران گذاشت. بويژه همانطور كه اشاره كردم٬ در شرايطي كه مبارزه براي پرداخت دستمزدهاي معوقه يك بخش جاري و دائم اعتراض در ميان بخش هاي مختلف كارگري است٬ اين حركت اعتراضي نشان داد كه٬ سازمان دادن اعتراضاتي همزمان در يك منطقه و در سطح يك شهر٬ راهيست براي قدرتگيري و يكپارچه شدن مبارزاتي كه امروز در اين كارخانه و آن كارخانه كارگران بر سر اين موضوع به پيش ميبرند. اين شكل از اعتراض الگويي از سازماندهي مبارزاتي مشترك و همزمان در مناطق مختلف كارگري و در شهرهاي مختلف بدست داد كه با اتكا به آن ميتوان اعتراضات خود را گامي به جلو برد. تصور كنيد بطور مثال اگر كارگران در راستاي جاده كرج و يا در شرق تهران و يا كارگران در شهري چون كاشان و اصفهان و كرمانشاه و غيره كه در هر كدام از آنها هزاران كارگر با معضل دستمزدهاي پرداخت نشده و بيكارسازيها روبرو هستند٬ و قبلا نيز ما شاهد نمونه هايي از نوع اعتراض مشترك كارگران در قزوين در ميان اين كارگران بوده ايم٬ امروز با هم مبارزاتي متحد و همزمان را سازمان دهند٬ اين اعتراضات در چه ابعاد وسيعي به جلو خواهد رفت. چنین تحولی میتواند توازن قوا را به نفع كارگران بطور جدی تغییر دهدּ طبعا در متن پيشبرد مبارزه اي مشترك زمينه براي سازمانيابي كارگران فراهم تر شده و كارگران متحدتر و متشكل تر ميشوند.

اما بدون شك يك شرط مهم شكل دادن به چنين سطحي از مبارزات متحد و همزمان در ميان كارگران حول خواستهاي مشترك و سراسري٬ تحكيم پايه هاي مجامع عمومي كارگري در كارخانجات٬ بعنوان ظرف پيشبرد مبارزه و اتحاد كارگري است. از طريق برپايي منظم مجامع عمومي كارگري است كه ميتوان كارگران را حول خواستهاي سراسري و واحد متحد كرد٬ ميتوان بسيج نيرو كرد و مي توان به مبارزاتي فراكارخانه اي و در سطح يك منطقه و سراسري شكل داد.
نقش كارگران كمونيست و رهبران كارگري در برپايي مجامع عمومي منظم كارگري بعنوان ظرف مبارزه و اتحاد كارگري٬ در برقراري ارتباط بين مجامع عمومي مختلف كارگري در هر منطقه و رفتن به استقبال سازمان دادن حركاتي سراسري حول خواستهايي سراسري و نيز در دامن زدن به همبستگي كارگري و پشتيباني بخش هاي مختلف جامعه از مبارزات يكديگر كليدي است. بايد اين نقش را دريافت.

محيط هاي كار قتلگاه كارگران
پتروشيمي ماهشهر يك نمونه

محيط هاي كار در ايران به قتلگاه كارگران تبديل شده است. گزارشهاي دولتي حاكي از بيش از ١٩ هزار حادثه حين كار در سال گذشته است كه ٣٣٦ مورد آن منجر به مرگ كارگران شده است. البته اين آمار فقط موارد ثبت شده را شامل ميگردد و در واقع گوشه بسيار كوچكي از حقيقت را بيان ميكند و نشان ميدهد كه چگونه محيط هاي كار امروز در ايران به اردوگاههاي اجباري كار تبديل شده است و در آن كارگران از كوچكترين ايمني اي برخوردار نيستند . يك نمونه آن پتروشيمي ماهشهر است.
در شركت “ضحي صنعت”ZOHA در پتروشيمي ماهشهر كه شركتي خصوصي است٬ ظرف كمتر از چهار ماه سه كارگر به خاطر سقوط از ارتفاع جان خود را از دست دادند.
روز ٥ آذر محمد رضا سكراني و روز. ٦ شهريور ماه قادر زحباوي و روز ١١ آذر يكي ديگر از كارگران اين شركت بخاطر سقوط از ارتفاع جان خود را از دست دادند. شكستن دست و پا نيز در اين شركت امري عادي و هر روزه است. اينجا قتل گاه كارگران است. بايد عليه اين شرايط برده وار كار به اعتراض برخاست. هر روز درنگ به معني مرگ يك كارگر ديگر و خطراتی جدی براي ديگر كارگران است.
بايد در همه جا و در تمامي كارخانجات كارگران فورا مجامع عمومي خود را تشكيل دهند و مساله ايمني محيط كار را كه مستقيما به جان و زندگي آنها مربوط است را به بحث بگذارند. از ميان خود هياتي انتخاب كنند و اين هيات فورا وضع ايمني كارخانه را مورد بررسي قرار داده و با گزارش آن به مجمع عمومي براي پيگيري مواردي كه جان آنان را به خطر مي اندازد فورا اقدام كنند و فورا خواهان رفع هرگونه ناامني در محيط هاي كارخود شوند. بخواهند تمامي دستگاههايي كه جان آنان را به خطر مي اندازد از دور خارج شود. بخواهند كه در كارخانه آنها آخرين استانداردهاي پيشرفته بين المللي براي تامين ايمني محيط كارشان بكار گرفته شود و بخواهند بكارگيري هرگونه موادي كه سلامتی آنها را به خطر مي اندازد اكيدا ممنوع گردد. كارگران باید تمامي مواردي را كه خواستهاي آنها را نقض ميكند٬ تمامي مواردي را كه براي آنها خطر جاني دارد را در سطح جامعه و در سطح بين المللي افشا كنند و با اعتراض و مبارزه خود در مقابل اين فجایع بايستند.
بويژه در رابطه با شركت ضحي صنعت كه در سه ماه اخير سه كارگر جان خود را از دست داده اند و شكستن دست و پا امري هر روزه است٬ بايد اقدامي عاجل و اضطراري صورت گيرد. بايد ياد كارگراني را كه در همين سه ماه اخير در اين شركت جان باختند گرامي داشت و تجمع برای گراميداشت ياد آنان را به صحنه اعتراض عليه اين شرايط برده وار كار و اين جنايات تبديل كرد. بايد خواست كه كارفرما و مسببن اين جنايات و تداوم اين وضعيت٬ مورد پيگرد و محاكمه قرار گيرند. بايد خواست كه خانواده كارگران جانباخته كه عزيزان خود و نان آور خانواده شان را از دست داده اند و نيز كارگراني كه بخاطر سوانح كاري دچار از كارافتادگي و نقص عضو شده اند٬ تحت پوشش تامين اجتماعي قرار گيرند و به آنها حداقل ٤٥٠ هزار تومان درماه كه خواست فوري كارگران است و براي آن طومارها جمع شده است٬ تعلق گيرد. بايد عليه پرونده جنايات دولت و صاحبان كار در پتروشيمي ماهشهر اعلام كيفرخواست كرد. بايد با مبارزات متحد خود٬ با اجتماعات اعتراضي خود٬ با نامه ها و طومارهاي اعتراضي خود و با فراخوان كل جامعه و نهادهاي بين المللي عليه اين شرايط برده وار كار به اعتراض برخاست و به اين جنايات خاتمه داد. پتروشيمي ماهشهر يك كيس اضطراري است بايد اقداماتي فوري را در دستور گذاشت.

سه كارگر دستگير شده پتروشيمي ماهشهر بايد فورا آزاد شوند

روز ٣ آذر ١٠ كارگر شركت تهران جنوب در پتروشيمي فن آوران در ماهشهر در اعتراض به دستمزدهاي پرداخت نشده خود در مقابل دفتر اين شركت جمع شدند و اين تجمع به درگيري كشيده شد و كارگران كه با جوابهاي سربالاي مديريت روبرو شدند٬ از شدت عصبانيت شيشه هاي شركت را شكستند. در اين حركت اعتراضي هر ده نفر كارگران بازداشت شدند . كه هفت نفر از آنان آزاد شدند و سه نفر ديگر پيمان فرخي، ايرج نوروزي و فرزاد رضايي همچنان در بازداشت باقي ماندند.این یك قلدری و زورگویی آشكار استּ ماهها به كارگر دستمزدي نميدهند و وقتي اعتراض ميكند٬ مورد ضرب و شتم قرار ميگيرد٬ دستگير و زنداني ميشود و بعد هم كارفرمايان ديگر از بكارگيري كارگر “خاطي” يعني كارگري كه معترض بوده است سر باز ميزنند. دولت هم با نيروهاي انتظامي اش هميشه پشتیبان و چماق كارفرماست. بايد در مقابل اين يكه تازيها ايستاد. بايد خواهان آزادي فوري و بدون قيد و شرط كارگران دستگير شده پتروشيمي ماهشهر شد. بايد كارگران در پتروشيمي نه تنها در شركت فن آوران بلكه در تمامي بخش هاي آن با جمع كردن طومارهاي اعتراضي به دستگيري و بازداشت اين كارگران معترض شوند و خواهان آزادي فوري اين كارگران شوند. بايد به نهادهاي بين المللي نامه نوشت و خواهان اعزام هياتهاي بازرسي براي بازديد شرایط برده وار اين كار در اين شركت شد. مساله دستمزدهاي پرداخت نشده معضل كل كارگران پتروشيمي ماهشهر و بسياري از كارگران ديگر در ديگر كارخانجات است. بايد كارگران ماهشهر با نوشتن طومار اعتراضي خواهان پرداخت فوري دستمزدهاي معوقه خود و خسارت دير كرد پرداخت مزدهايشان شوند. تجربه كارگران نساجي كردستان و بكارگيري ابزار مجمع عمومي كارگري بعنوان محلي براي اتحاد كارگري و پيشبرد مبارزه را بايد در همه جا بكار گرفت. ٥ هزار كارگر در مجتمع پتروشيمي ماهشهر ميتوانند با برپايي مجامع عمومي منظم خود٬ با تصميم گيري در اين مجامع و با نوشتن طومارهاي اعتراضي و طرح خواستها و مطالبات خود حركتي بزرگ و قدرتمند را برپا كنند. ميتوانند با قطعنامه هاي اعتراضي خود دست به اجتماعات هماهنگ و همزمان بزنند و به يكه تازي پيمانكاران و كارفرمايان رنگارنگ و به سياست سركوب رژيم خاتمه دهند. بعنوان يك قدم فوري بايد خواهان آزادي سه كارگر دستگير شده در شركت پارس جنوب در پتروشيمي فن آوران ماهشهر شد

كارگر كمونيست ٢٣،  ٢٤ آذر ٨٤.

Advertisements

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s

%d bloggers like this: