شهلا دانشفر

خوش آمديد

پيام اصلي اول مه امسال

” ما انرژي هسته اي نميخواهيم، دستمزد ۱۸۳ هزار تومان هم نميخواهيم، ما کار ميکنيم که زندگي کنيم، زندگي نميکنيم که کار کنيم “.

اول مه امسال اتفاقات مهمي افتاد. بار ديگر کارگران مراسم دولتي را برهم زدند و آنرا به صحنه قدرتنمايي خود تبديل کردند. بيش از هشت هزار کارگر در ورزشگاه شيرودي بساط مزدوران خانه کارگر و شوراهاي اسلامي را در هم پيچيدند و با شعار و پلاکاردهايشان مراسم را از آن خود کردند. کارگران در همان نيمساعت اول  کاري کردند که مراسم دولتي بر هم بريزد و محجوب و صادقي و ديگر سران خانه کارگر و شوراهاي اسلامي را فراري دادند.

در اول مه امسال شعارها و پلاکاردهاي بسياري برپا شد که مهر چپ و کمونيسم را برخود داشت. اما به نظر من پيام اصلي اول مه امسال در پلاکاردي بود که بر آن نوشته شده بود : “ما انرژي هسته اي نميخواهيم، دستمزد ۱۸۳ هزار تومان هم نميخواهيم، ما کار ميکنيم که زندگي کنيم، زندگي نميکنيم که کار کنيم “. در اين شعار ما کمونيسم، چپ، راديکاليسم و پيام کارگران و مردم ايران به جهان را ميديدم.  اين شعار بيش از هر چيز از سوسياليسم و از جامعه اي که در آن کار انسانها نه منشا استثمار بلکه منشا رفاه و  زندگي بهتر براي همه است حکايت داشت. کارگران با اين پيام “نه” خود را به جمهوري اسلامي و انرژي اتمي اش و به دو قطب تروريست جهاني اعلام داشتند. در واقع  اين صداي اعتراض کارگران و مردم ايران و ستون اصلي آن جبهه سومي بود که در اول مه امسال در ايران قدم علم کرد و پرچم بشريت متمدن را در سطح جهاني بلند کرد. بلند شدن اين شعار يک اتفاق سياسي مهم در ايران بود که بيش ازبيش طبقه کارگر را به جلوي صحنه سياسي جامعه کشاند. اين صداييست که بايد بعد از اول مه رساتر از هميشه در جهان طنين اندازد.

اول مه امسال و مراسم مستقل کارگري

کارگران امسال بر سر برپايي مراسم مستقل کارگري مصمم بودند. اما يک معضل قابل مشاهده در  اول مه امسال کشاکش دو گرايش چپ و راست در مقابل يکديگر و انعکاس آن به شکل تشتت در ميان رهبران و فعالين کارگري و دست اندارکاران و سازماندهندگان آن بود. در اول مه امسال ما شاهد گرايشي بوديم که عليرغم فضاي راديکال جامعه، عليرغم توازن قواي سياسي موجود، تلاش داشت مراسم را به داخل سالن ها بکشاند. گرايشي که بدنبال مجوز و رايزني با خانه کارگر و غيره بود. و گرايش ديگر بر برپايي اين روز در خيابانها و بصورت راهپيمايي تاکيد داشت. از تجمع در مقابل وزات کار و مجلس و غيره سخن به ميان بود.  اين سايه روشن ها تاثير خود را بر تصميم متحد کارگران براي تدارک برنامه مستقل کارگري در اين روز گذاشت. بويژه سنديکاي شرکت واحد با کشيدن مراسم خود به سالن باختران، عملا تصميم گيري در مورد مراسم مستقل کارگري و دست زدن به يک عمل متحد و يک قدرتنمايي وسيع کارگري را مشکل کرد. بدين ترتيب از يکسو مقابله رژيم با هر حرکت مستقل از سوي کارگران و از سوي ديگر متفرق شدن محل برگزاري تجمعات، کارگران را به اين تصميم رساند که با تمام قوا  به محل مراسم خانه کارگر بروند و اين مراسم را برهم زنند و همين کار را نيز کردند. کارگران با اين کار خود درس بزرگي به گرايشات مصلحت گرا نيز دادند. در اين مراسم کارگران با  ابتکار جالب خود و کشيدن پارچه سياه بر روي تابوتي که بر روي آن نوشته شده بود ” قانون کار جمهوري اسلامي” در واقع همه اين گرايشات و تلاشهايشان براي منحصر کردن مبارزات کارگران به تغيير در فصول قانون کار و در چهارچوب مقاوله نامه هاي سازمان جهاني کار  را به خاک سپاردند. کارگران در اين حرکت اعتراضي نه تنها بي اعتباري خانه کارگر و شوراي اسلامي بلکه پايان عمر آنها را اعلام داشتند.

در ادامه همين تلاش ها ما در شهر هاي ديگر از جمله سنندج و کرمانشاه شاهد برپايي مراسم مستقل کارگران بوديم و در سنندج ديديم که نيروهاي انتظامي رژيم به صف کارگران حمله بردند و آنها را زیر ضرب و شتم قرار دادند و تعدادي از آنها نيز دستگير شدند که هم اکنون ۶ نفرشان همچنان در زندانند.

يک ارزيابي

۱-  اول مه امسال چپ و راديکال بود. يک جنبه مهم اول مه امسال فراخوان جهاني و بين المللي آن بود. کارگران در ورزشگاه شيرودي مراسم را بدست گرفتند و اين چپ و کمونيسم بود که با شعارهايش و با پلاکاردهايش رنگ خود را به اين مراسم زد. شعارهاي مرگ بر سرمايه، مرگ بر حامي سرمايه، آزادي برابري اينست شعار مردمي، از جمله شعارهايي بود که در اين مراسم و در مسيري که کارگران به میدان هفت تير ميرفتند طنين انداخته بود و بيانگر صداي اعتراض کارگران  به وضع موجود و به توحش سرمايه بود. همچنين در همانجا در گوشه اي ديگر از اين جمعيت شعار آزادي برابري حکومت کارگري سر داده شد.  نفس دادن اين شعار و تکرار آن از سوي بخشي از جمعيت، بيانگر توازن قواي امروز جامعه است که در آن چپ جلو مي آيد و در  اجتماعي بزرگ آنهم در اول مه اين شعار را سر ميدهد. دادن اين شعار بطور واقعي نويد دهنده اوضاعي است که جامعه به آن سمت ميرود. و همين چپ پرچمهاي آنرا قبلا در ۱۶ آذر با شکوهي که پشت سر گداشتيم برافراشته بود. اين ادامه ۱۶ آذر و ادامه شعار سوسياليسم يا بربريت است که امروز با شعار آزادي برابري حکومت کارگري دارد آلترناتيو خود را فرياد ميزند. اين شعار نويد دهنده آمدن طبقه کارگر جلوي صحنه سياسي جامعه است و دارد راه در مقابل جامعه قرار ميدهد.  اين شعار و همه آن چيزي که در اول مه امسال اتفاق افتاد پرچم روشني در مقابل کل جامعه قرار ميدهد و آن ” آزادي برابري حکومت کارگري” است.

۲-  تاکيد بر همبستگي کارگران با معلمان و دانشجويان

در اول مه امسال حضور بخش هاي ديگر جامعه از جمله معلمان، دانشجويان و زنان همانند هميشه چشمگير بود. شعارهاي کارگر ،معلم، دانشجو، اتحاد اتحاد؛ کارگر زنداني آزاد بايد گردد؛ محمود صالحي آزاد بايد گردد؛ معلم زنداني آزاد بايد گردد؛ شعارهايي  بودند که در طول حرکت و مدام شنيده ميشدند و بر يک همبستگي وسيع بين اعتراض بخش هاي مختلف جامعه تاکيد داشتند.

۳-  خواست افزايش دستمزدها يک خواست محوري اول مه امسال بود. اين را در پلاکاردها و در شعار ها ميديديم. ما انرژي هسته اي نميخواهيم؛  دستمزد ۱۸۳ هزار تومان نيز نميخواهيم؛ زندگي شايسته انسان حق ماست؛ از جمله شعارهايي بود که  اعتراض کارگران را به وضع موجود بيان ميکرد. اين خواستي است که امروز نه تنها کارگران بلکه معلمان و بخش هاي مختلف جامعه آنرا فرياد ميزنند. اول مه امسال در واقع پيامي بود براي اين خواست متحد سراسري. اين آن خواستي است که ميتوان امروز بعد از اول مه بدست گرفت و کل جامعه را حول آن متحد کرد.

اول مه امسال تمام شد اما پرچم آنرا باید برافراشته نگاهداشت

انترناسيونال ١٩٠،  ١٤ ارديبهشت ٨٦.*

Advertisements

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s

%d bloggers like this: