شهلا دانشفر

خوش آمديد

کارگران در سال ٨٣

سال ٨٣ سال پر جنب و جوشى بود. در سال ٨٣ ما شاهد حال و هواى جديدى در جنبش کارگرى در ايران بوديم. مبارزات کارگران در سال ٨٣ به لحاظ اشکال اعتراضات، طرح مطالبات، اشکال سازمانيابى و همبستگى و اتحاد کارگرى شکل تعرضى تر و راديکالترى بخود گرفته و بيش از هر چيز نشانگر رشد گرايش چپ و راديکال در راس اعتراضات کارگرى و در کل جامعه بود.

در همان آغاز سال گذشته، ده روز کمپين و اعتراض براى آزادى دستگير شدگان اول مه در سقز که يک سر اين کمپين در سقز و سر ديگر آن در اقصاء نقاط جهان در استراليا و آمريکا بود، به پيروزى رسيد. کارگران دستگير شده اول مه در ميان جشن و شادى مردم شهر سقز از زندان آزاد شدند و اين پيروزى توازن قواى جديدى از مبارزه کارگران و مردم با رژيم را به نمايش گذاشت. همچنين بيش از يکماه اعتصاب کارگران نساجى کردستان و پايان موفقيت آميز آن، بر فضاى سياسى شهر سنندج و در ميان کارگران در سراسر ايران تاثير زيادى داشت و توانست فصل جديدى در مقابل جنبش کارگرى در ايران بگشايد. کارگران در اين حرکت اعتراضى با خواست حقوق ايام اعتصاب، با تشکيل کميته اعتصاب و ايجاد صندوق همبستگى مالى، با نوشتن نامه خطاب به مردم و کل جامعه و به نهادهاى بين المللى کارگرى اشکال راديکالتر و پيشرفته اى از حرکت و اعتراض را به نمايش گذاشتند و طرح خواست حقوق ايام اعتصاب و عقب نشينى دولت، دوفاکتو مساله حق اعتصاب را به کارفرمايان و دولت تحميل کرد و اين يک پيشروى بزرگ براى جنبش کارگرى بود. مهمتر اينکه در اين حرکت اعتراضى تلويزيون کانال جديد و تبليغات حزب کمونيست کارگرى ايران توانست بر فضاى شهر سنندج و بر اعتراض روز به روز کارگران نساجى کردستان و بر جلب حمايت و پشتيبانى وسيع درميان کارگران از اين اعتراضات تاثير بگذارد و بعد از آن در حرکات اعتراضى ديگرى در چندين مرکز کارگرى ديگر شنيده ميشد که کارگران ميگويند، ميخواهيم حزب به ما رهنمود دهد و ميخواهيم اينجا را هم به نساجى کردستان تبديل کنيم. در واقع اعتصاب کارگران نساجى کردستان و نقش حزب در آن، سرآغاز رابطه جديدى بين حزب و جنبش اعتراضى کارگرى بود. در اين حرکت اعتراضى براى اولين بار علنا و آشکارا در ميز مذاکره با کارگران از اينکه چرا اخبار اعتراضات کارگران در سايتهاى حزب کمونيست کارگرى منعکس ميشود صحبت شد و کارگران با اعتماد به نفس ايستادند و گفتند حقوقمان را بدهيم تا چنين نشود

در واقع در سال گذشته براى اولين بار در تاريخ، جنبش کارگرى در ايران توانست به ابزارى دست يابد که اخبار اعتراضاتش در آن منعکس ميشود و صداى اعتراضش در سطح جامعه و در سطحى جهانى منعکس ميگردد. نفس وجود تلويزيون کانال جديد مولفه جديدى بود که وارد معادلات و توازن قواى سياسى جامعه در مبارزات کارگران و در اعتراضات موجود در سطح جامعه شد. از جمله نقش اين تلويزيون بود که کارگرى از کاشى اصفهان با آن تماس گرفت و از اينکه اين کانال خواستها و مطالبات کارگران را منعکس ميکند و سخنگوى کارگران است ابراز خوشحالى کرد و به ضرورت جلو افتادن تلويزيون و نقش هماهنگ کننده آن براى رهبرى اعتراضات کارگرى و متحد کردن کارگران اشاره داشت. همچنين وقتى کارگران کاشى اصفهان توانستند خواست سه ماه حقوق در ازاى هر سال سابقه کار را براى امر بازنشستگى به دولت بقبولانند، اين زمزمه بلند شد که اين عقب نشينى بدنبال کمپين فشرده حزب بر سر اين موضوع در تلويزيون کانال جديد بوده است. اينها همه نمونه هاى قابل توجهى از موقعيت جديد حزب در جنبش اعتراضى کارگران و ديگر بخش هاى جامعه بود. تلويزيون کانال جديد خطاب به کارگران نساجى و پرستاران و غيره برنامه زنده داشت و خود تلويزيون بعنوان يک پديده کاملا جديد بر فضاى ملتهب امروز جامعه تاثير گذاشت و معادلات را تغيير داد.

در هر حال با توجه به همه اين مولفه ها اگر امروز ما نگاهى به اعتراضات کارگرى در سال ٨٣ بيندازيم، ميبينيم که مبارزات کارگران در اين سال از جنبه هاى متفاوتى نسبت به مبارزات کارگرى در سالهاى گذشته متمايز است. تمايزاتى که خود حال و هوايى جديدى در جنبش کارگرى بوجود آورده است. اين تمايزات کدامند:

خواستها و مطالبات

يک جنبه برجسته اعتراضات کارگرى در سال گذشته راديکاليسم آن در بيان مطالباتش بود. در سال گذشته ما شاهد اين بوديم که وقتى کارگر از حقوق و دستمزدش صحبت ميکند، مقايسه او نه خط فقر اعلام شده از سوى دولت است، بلکه سطح حقوق و مزايايى است که به جيب کارفرما ميرود. در کارخانه پارس مينو کارگران دقيقا با همين مقايسه به سطح نازل دستمزدهايشان معترض بودند و خواهان افزايش حقوقهايشان شدند. در کارخانه نساجى فومنات کارگران ضمن افشارى قراردادى پنهان ميان مديريت و مدير عامل کارخانه به پرداخت ٣ ميليون به مدير عامل و درصدى از سهام کارخانه اعتراض کرده و اعلام کردند که چرا کارفرما حقوق کلانى ميگيرد و کارگران ماهها دستمزدى دريافت نميکنند.

نمونه ديگر رشد راديکاليسم کارگران در بيان مطالباتشان، خواست تشکل واقعى کارگرى و اعتراض به مماشات سازمان جهانى کار با جمهورى اسلامى در شکل ايجاد کميته پيگيرى تشکل آزاد کارگرى با چند هزار امضاء بود. در همين رابطه به طومار اعتراضى کارگران با خواست ٤٥٠٠٠٠ تومان حداقل دستمزد را نيز ميتوان اشاره کرد. همچنين خواست حقوق ايام اعتصاب از سوى کارگران نساجى کردستان و عقب نشينى دولت و کارفرما، گام مهم ديگرى بود در جنبش کارگرى در جهت مبارزه براى تثبيت حق اعتصاب. همه اين شواهد نشانه هاييست از رشد راديکاليسم کارگران در بيان خواستها و مطالباتشان در سال ٨٣.

بنابراين در سال گذشته اگر چه مبارزه عليه استخدام هاى قراردادى، مبارزه عليه بيکارسازيها و مبارزه عليه دستمزدهاى پرداخت نشده هنوز محور هاى اصلى مبارزات کارگران را تشکيل ميداد، اما حرکاتى چون جنب و جوش حول خواست تشکل واقعى کارگرى و خواست افزايش حداقل دستمزدها، حرکاتى است حول دو خواست کليدى و سراسرى که بيش از هر چيز فضاى سياسى امروز جنبش کارگرى و جنبش اعتراضى در ايران را بيان ميکند. بعلاوه گزارشات نشان ميدهد که حتى در همان مبارزات هر روزه کارگران عليه دستمزدهاى پرداخت نشده و يا اخراجها، خواستهاى کارگران فراتر رفته و کارگران با روحيه تعرضى ترى بر روى خواستهايشان پافشارى ميکنند. از جمله کارخانه را تحت کنترل در مياورند، اولتيماتوم ميدهند و وقتى هم مورد تعرض قرار ميگيرند در مقابل آن مى ايستند و کوتاه نمى آِيند. اين فضاى عمومى مبارزات کارگرى در سال ٨٣ و در شرايط امروز است و از همين رو امروز در موارد بسيارى از اين اعتراضات، ما شاهد عقب نشينى کارفرما و دولت در برابر مبارزات و پافشارى کارگران بر روى خواستها و مطالباتشان هستيم.

اشکال مبارزات

امروز در جنبش کارگرى در ايران اعتصاب، راهپيمايى، و اولتيماتوم دادن به اشکال معمول اعتراضات کارگران تبديل شده است. براى مثال در همين اسفند ماه، ما شاهد کنترل يکهفته اى کارخانه توسط کارگران فيلور و عقب نشينى مديريت در برابر فشار اعتراضات آنها بوديم. اعتصابات طولانى مدت يکماهه و حتى طولانى تر، نظير بيش از يکماه اعتصاب در معدن ذغال سنگ البرز غربى در سنگرود گيلان و نساجى کردستان، راهپيمايى کارگران نظير راهپيمايى کارگران پارس ايران و کارگران کشت و صنعت دشت مغان و جاده بستن ها، برپايى تحصن و پيکت هاى اعتراضى در مقابل مراجع دولتى همه و همه نمونه هاى برجسته اى از اعتراضات کارگران در سال ٨٣ بود که منجر به کشيده شدن اخبار اين اعتراضات در صدر خبرهاى روزنامه ها و رسانه هاى دولتى شد.

همچنين همانطور که بالاتر اشاره شد، در سال ٨٣ و همين امروز ما شاهد حرکات اعتراضى فراکارخانه اى و سراسرى حول خواستهاى سراسرى حق تشکل و افزايش حداقل دستمزدها هستيم. دو نمونه طومار اعتراضى از سوى کميته پيگيرى ايجاد تشکل هاى آزاد کارگرى با چند هزار امضا، خطاب به سازمانهاى بين المللى کارگرى و آى ال او، در اعتراض به مماشات (ILO) سازمان جهانى کار با جمهورى اسلامى و در اعتراض به استخدام هاى قراردادى و با خواست تشکل واقعى کارگران در ايران و همچنين طومار اعتراضى کارگران در ايران در اعتراض به سطح نازل دستمزدها و خواست حداقل ٤٥٠٠٠٠ تومان دستمزد، دو نمونه برجسته و مهم اعتراضى سراسرى و فراکارخانه ايست که از سوى رهبران و فعالين کارگرى در سطحى سراسرى شکل گرفته اند. اين اعتراضات طلايه هاى جديدى از وارد شدن جنبش کارگرى به عرصه هاى گسترده و سراسرى مبارزه در شرايط سياسى امروز است.

سازمانيافتگى مبارزات

يک وجه بسيار برجسته مبارزات کارگرى در سال گذشته سازمانيافتگى اين مبارزات بود. نقش مجمع عمومى منظم کارگرى در اعتصاب کارگران نساجى کردستان و مجامع عمومى در مبارزات هر روزه کارگران، تشکيل کميته اعتصاب در نساجى کردستان، تشکيل صندوق هاى همبستگى مالى در ميان کارگران کشت و صنعت مغان و کارگران نساجى کردستان و تشکيل کميته پيگيرى تشکل آزاد کارگرى اينها همه شکل هاى پيشرفته تر و سازمانيافته تر پيشبرد اعتراضات کارگرى در سال گذشته است. نکته مهمتر اينکه پيشبرد اعتصابات طولانى مدت خود نشان دهنده درجه بالايى از سازمانيافتگى اين مبارزات است. پشت اين اعتراضات ميتوان نقش رهبران و فعالين چپ و راديکال را ديد که اين اعتراضات را قدم به قدم به پيش ميبرند. از جمله در اين اعتراضات ما شاهد آنيم که کارگران بطور منظم مجمع عمومى تشکيل ميدهند، در اين مجامع نمايندگان خود را انتخاب ميکنند، نمايندگان خود را براى مذاکره با دولت و کارفرما تحميل ميکنند، قطعنامه ميدهند، و غيره. و در واقع ما امروز در يک قدمى تبديل مجامع عمومى کارگرى به مجامع عمومى منظم کارگرى قرار داريم.

حمايت ها و همبستگى هايک وجه ديگر و قابل توجه در مبارزات کارگرى در سال ٨٣ حمايتها و پشتيبانى هاست. امروز ما در مبارزات کارگرى اشکال پيشرفته ترى از همبستگى و اتحاد کارگرى را شاهديم. پيامهاى همبستگى و حمايت از مبارزات کارگران در بخش هاى مختلف، دادن قطعنامه و بيانيه و انعکاس اخبار کارگران در سطح جامعه و حتى بين المللى بيش از پيش دارد به سنت هاى رايج جنبش کارگرى تبديل ميشود و اتخاذ چنين اشکالى از مبارزه باعث شده که امروز مبارزه کارگران بيش از هر وقت به صحنه سياسى جامعه کشيده شود.

ده روز کمپين و اعتراض براى آزادى دستگير شدگان اول مه در سقز و موفقيت اين کمپين و آزادى کارگران دستگير شده در ميان جشن و شادى مردم شهر سقز، يک نمونه برجسته اين همبستگى بين المللى کارگرى بود. نمونه ديگر آن تقديم موزيک Life is Life از سوى کارگران نساجى شاهو در سنندج به کارگران نساجى کردستان و در حمايت از مبارزاتشان بود. اين حرکت نمونه اى از حال و هوايى جديد در جنبش کارگرى و سنتى راديکال و مدرن است که حتى امروز در اروپا نيز نظير آنرا کم ميتوان ديد. اين حرکت نشان دهنده پا به صحنه گذاشتن نسل جديدى از رهبران کارگرى است که چپ است، راديکال است، مدرن است و با سنتنهاى جديدى مبارزه ميکند.

از نمونه هاى ديگر اين همبستگى ها ميتوان موارد زير را برشمرد:

– صعود جمع هايى از کارگران به بلنديهاى کلون بستک در حمايت از کارگران معدن مس خاتون آباد، در سالروز حمله به صف تظاهرات کارگران اين معدن و کشتار ٤ تن از اين کارگران در شهر بابک

– حمايت جمع هايى از کارگران ايران خودرو از همکاران اخراجى خود و نامه اعتراضى آنها به نهادهاى بين المللى و موفقيت آنها در بازگرداندن کارگران اخراجى بسر کارشان و همينطور حمايت آنها از کارگران نساجى فومنات، در اعتراض به سرکوب آنان

– قطعنامه کارگران در اول مه که يک بند آن به حمايت از کارگران خاتون آباد اختصاص داشت

– پيام همبستگى کارگران نساجى در تجمع اعتراضيشان در اول مه در حمايت از اعتصاب معلمان

– تجمع اعتراضى کارگران نساجى در کاشان و پيوستن جوانان شهر به صف اعتراض آنان

– يکماه اعتصاب و تحصن کارگران نساجى سنندج و حمايت وسيع مردم اين شهر از اعتراض آنان

اينها گوشه هايى و در عين حال نمونه هاى برجسته اى از همبستگى و اتحاد کارگرى و پيشروى جنبش کارگرى در شرايط کنونى است.

اينها همه مولفه هاييست که در مبارزات کارگرى در سال ٨٣ ميتوان آنها را به روشنى ديد. اينها همه نشان دهنده اين واقعيت است که امروز اعتراضات کارگرى در ايران در متن اوضاع پر التهاب جامعه بيش از هر وقت روندى رو به رشد دارد و اين اعتراضات هر روز در اشکال سياسى تر و تعرضى ترى دارد خود را بيان ميکند.

در سال ٨٣ حدود ٤٠٠ خبر و گزارش از اعتراضات کارگرى بدست ما رسيد که اين گزارشات گوشه کوچکى از جنب وجوش اعتراضى کنونى در جنبش کارگرى در ايران را به نمايش ميگذارد. ٭

انترناسيونال ٧٢، ٢٨  اسفند ٨٣

Advertisements

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s

%d bloggers like this: