شهلا دانشفر

خوش آمديد

اعتراض به عضویت جمهوري اسلامي و شوراهاي اسلامي در سازمان جهاني كار

به آقای خوان سوماویا دبیر كل سازمان جهاني كار “آي ال او”
رونوشت به: كنفدراسيون اتحاديه هاي آزاد كارگري و سازمانهاي کارگري در سراسر دنيا

٣ فوريه ۲۰۰۶
آقای خوان سوماویا!

با این نامه میخواهم یك بار دیگر خواست كارگران ایران در مورد اخراج جمهوری اسلامی و شوراهای اسلامی از آی ال او را مورد تاكید قرار دهم. شوراهاي اسلامي و خانه كارگر ارگانهاي دست ساز دولتي هستند كه ٢٧ سال است در كارخانجات در ايران در سركوب مبارزات كارگري و شناساسي و تعقيب و پيگرد رهبران اعتصابات و اعتراضات کارگری نقش فعالي داشته اند و شما با به رسميت شناختن آنها بعنوان نمايندگان تشكلهاي كارگري در سازمان جهاني كار عملا در مقابل طبقه كارگر ايران و خواست برحق آنها براي انحلال اين ارگانهاي جاسوسي و ضدكارگري و ايجاد تشكلهاي واقعي خود قرار گرفته ايد.

بدون شك شما خود به روشني از سابقه تشكيل شوراهاي اسلامي، اين ارگانهاي دولتی ضدكارگري در كارخانجات ايران خبر داريد. اما من اينجا ميخواهم سابقه تشكيل آنها و پرونده سياهشان را در مقابل شما قرار دهم و بار ديگر اعتراض خود و كارگران ايران را نسبت به عضويت آنها در سازمان جهاني كار اعلام كنم.

شوراهای اسلامی کار بدنبال سرکوب خونین اعتراضات و تشکل های واقعی کارگران توسط جمهوری اسلامی، در سال ١٩٨٤ شکل گرفتند. شوراهای اسلامی یک مرکز هماهنگی و هدایت در سراسر کشور دارند که “خانه کارگر” نامیده می شود. شوراهاي اسلامي همانطور که از اسمشان مشخص است، تشكلهاي ايدئولوژيك اسلامي هستند كه مطابق قانون مصوب دولت، کسانی حق انتخاب شدن در آنها را دارند که معتقد به جمهوری اسلامی و ولایت فقیه باشند، سابقه مخالفت با رژیم نداشته باشند، و صلاحیت آنها قبلا توسط “هئیت تشخیص” که در واقع توسط وزارت کار و مراجع پلیسی انتخاب می شود، تایید شده باشد. در قانون شورای اسلامی قيد شده است كه آنها موظفند هرگونه ” تشنج و وقایع ناگوار” را به مقامات مربوطه گزارش کنند و وظيفه آنها همکاری با مدیریت، بالا بردن تولید و حفظ نظم و انضباط و اخلاق اسلامی در محیط کار تعیین شده است. به عبارت روشنتر كار شوراهاي اسلامي شناسايي و پيگرد فعالين و رهبران كارگري، اعمال فشار به زنان کارگر بر سر حجاب و مقررات اسلامی، ايجاد تفرقه در ميان كارگران بر اساس مذهب و جنسیت و کنترل اعتراضات کارگری در جهت منافع کارفرمایان و دولت و بالاخره آلترناتیو و مانع دولت در برابر تلاشهای کارگران برای متشکل شدن است. بعنوان نمونه خبر دارید که در تاریخ ۹ مه ۲۰۰۵ این افراد بلند پایه شوراهای اسلامی و خانه کارگر بودند که اعضای سندیکای شرکت واحد را مورد ضرب و شتم بیرحمانه قرار دادند، با چاقو و كارد موکت بری به جان فعالين سنديكا افتادند، زبان منصور اسانلو رئیس هیئت مدیره سندیکای واحد را مجروح کردند. در همین تهاجم بود که یکی از چشمان اسانلو آسیب زیادی دید. محجوب دبير كل خانه كارگر جمهوري اسلامي و از عوامل بلندپایه دولت در دفاع از اين چماقداري خود و دوستانش در گفتگويي با ماهنامه توليد در ژانويه ٢٠٠٦ ميگويد امنيت فقط براي كساني وجود دارد كه در حريم قانون فعاليت ميكنند و حتي اگر كسي را كه فعاليتش خارج از چهارچوب قانون است، بكشيم قتل محسوب نميشود. او مسئولين سنديكاي شركت واحد را خلافكار معرفي ميكند و حتي استفاده از كلمه سنديكا و يا كراوات زدن را جرم ميداند.

مورد بسیار مشخص تر برخورد شورای اسلامی شرکت واحد اتوبوسرانی تهران به اعتصاب اخیر کارگران این شرکت بود. طبق گفته مسئولین سندیکای شرکت واحد، مسئولین شورای اسلامی فعالین سندیکا را شناسائی میکردند و به عوامل سرکوب حکومت معرفی میکردند. در این اعتصاب بیش از هزار نفر از کارگران دستگیر شدند، حتی همسران و فرزندان اعضای هیئت مدیره را گرفتند و کتک زدند و شورای اسلامی در همراهی با حکومت اسلامی حتی اعتصاب را تکذیب کرد.

سوال من این است که آیا واقعا شرم آور نیست که اینها هنوز هم از طرف سازمان جهانی کار بعنوان نماینده کارگران ایران به رسمیت شناخته شده اند و فی المثل سندیکای واحد به رسمیت شناخته نمیشود؟ آیا همین برخورد آنها به اعتصاب کارگران شرکت واحد به حد کافی نشان نمیدهد که اینها باندهای سیاه حکومتی برای سرکوب کارگران هستند؟ شرم آور نیست که چماقداراني با چنين پرونده سياهي را شما بعنوان نمايندگان كارگران ايران در سازمان خود به رسميت شناخته ايد؟ آيا اين فاكت ها كافي نيست كه شما را متقاعد كند كه جمهوري اسلامي و شوراهاي اسلامي و خانه كارگر بايد فورا از سازمان جهاني كار اخراج شوند؟

جناب خوان سوماویا دبیر کل سازمان جهانی کار
از شما میخواهم که شوراهای اسلامی و خانه کارگر حکومت را از سازمان جهانی کار اخراج کنید و بیش از این خود را مقابل کارگران ایران قرار ندهید. سیاست سازمان جهانی کار تا همینجا رسوائی عظیمی برای سازمان شما به بار آورده است.

از کنفدراسیون بین المللی اتحادیه های آزاد کارگری و تمام اتحادیه های کارگری در سراسر جهان تقاضا میکنم همراه با کارگران شرکت واحد، همراه با ٢٤٠٠ نفر از فعالین کارگری که سال قبل در اعتراض به سیاست سازمان جهانی کار به این سازمان طومار اعتراضی فرستادند، و همراه با کل کارگران ایران به سازمان جهانی کار فشار آورید که جمهوری اسلامی و این ارگان سیاه ضد کارگری آن از این سازمان اخراج شوند.

با احترام
شهلا دانشفر
هماهنگ کننده کميته بين المللي همبستگي کارگري حزب کمونيست کارگري ايران
١٤ بهمن ٨٤_ ٣ فوريه٢٠٠٦

كارگر كمونيست٢٧ ،  ٢٠ بهمن٨٤

Advertisements

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s

%d bloggers like this: