شهلا دانشفر

خوش آمديد

افزايش دستمزدها: موضوع مبرم جدال كارگران با حكومت

امسال نيز مثل هر سال بحث بر سر مساله تعيين دستمزدها براي سال آتي داغ است. اما تفاوت امسال اينست که کل مساله زير سوال رفته است و يک بند “طرح تحول اقتصادي” كذايي دولت حذف تعيين هر سال ميزان دستمزدهاست. يعني ميخواهند دستمزدها را ثابت نگه دارند و همين افزايش ناچيز را هم متوقف كنند. اين موضوع و خود مساله افزايش دستمزدها جنجال زيادي به پا کرده و بحث هاي بسيار حول آن صورت گرفت. به گوشه هايي از اين بحث ها اشاره ميکنم.

“اميرمنصور برقعيمعاون “برنامه ريزي و نظارت راهبردي رئيس جمهوري” در گفت و گوي اختصاصي در توضيح مهمترين ويژگيهاي لايحه بودجه ٨٨ کل کشور که به مجلس جمهوري اسلامي اراِيه خواهد شد، بيشرمانه ميگويد: از دلايل اصلي وجود تورم در کشور، افزايش سالانه دستمزدها است.او همچنين در پاسخ به سوالي در باره ادعاهاي مطرح شده در خصوص حذف افزايش حقوق کارمندان دولت در صورت تصويب لايحه “هدفمند کردن يارانه‌ها” ميگويد: “از دلايل اصلي وجود تورم در کشور، افزايش سالانه دستمزدها است که در ابتداي هر سال افزايش حقوق کارمندان و به تبع آن دستمزدها، در صدي از تورم را به اقتصاد کشور تحميل مي‌‌کند.”
اين صحبت تنها امير منصور برقعي نيست بلکه مدتهاست که بحث بر سر اينست که قانون کار جمهوري اسلامي براي کارفرما هزينه بر است. بايد دست کارفرما در اخراج کارگر باز باشد تا آزادانه سرمايه گذاري کند و اشتغال ايجاد شود. بايد هزينه هاي بيمه و سهم کارفرما را کاست که نگران سرمايه گذاري نباشد و اشتغال بيشتر شود و قوانيشان را هم يکي بعد از ديگر ارايه ميدهند و تصويب ميکنند.. اين آقايان رو به جامعه و کارگران طوري سخن ميگويند که گويي سلاطين مصر هستند که در مورد بردگان خود قانون وضع ميکنند. اولين صحبت ما با اين حضرات اينست که شما کارگر نميخواهيد شما برده ميخواهيد. شما ميخواهيد جامعه را به عهد بربريت برگردانيد و ما نمي گذاريم . صحبت ما با اين حضرات اينست که اگر سرمايه گذاري برايتان سودي ندارد گورتان را گم کنيد و برويد ما خودمان جامعه را بدست ميگيريم و بهترين مسکن ها و بهترين زندگي را ميسازيم. اما اجازه بدهيد اشاره اي کوتاه به سخنان “اميرمنصور برقعي”داشته باشيم. سخناني که قبلا نيز موضوع تبليغات تشکلهاي دست ساز دولت خانه کارگر و شوراهاي اسلامي نيز بود و هر جا که کارگر ميخواهد گامي به جلو بگذارد با اين استدلالات تلاش ميشود که بر روي مبارزه او سايه بيندازند.

ميگويند افزايش دستمزد موجب تورم است. اما در يک قلم افزايش رقم صد ميليون به حقوق نمايندگان مجلس را تصويب ميکنند. بدون اينکه بحثي از افزايش تورم باشد. ميگويند افزايش دستمزد موجب تورم ميشود اما اشاره اي به دزدي هاي ميلياردي خود و هزينه هاي کلان دم و دستگاه سرکوب و فساد حکومتي شان كه از كل افزايش دستمزدي كه در تمام سالهاي گذشته تا كنون صورت گرفته بيشتر است نميکنند. پولهاي کلاني که تنها با يک قلم آن مثلا ٦٠٠ ميليارد دزدي آيت الله يزدي ميتوان دستمزد يکسال ٢٠٠ هزار کارگر را اگر ماهي ٣٠٠ هزارتومان بطور متوسط حساب كنيم كه از اين هم بسيار كمتر است، پرداخت کرد.
در طول سال نرخ تورم و قيمت ها هر روز و هر روز بالاتر ميرود ولي ميزان دستمزد تغييري نميكند. اما درست هنگاميكه موعد تعيين مبلغ حداقل دستمزدهاست٬ يكباره صحبت از بالا رفتن تورم ميشود؟ چرا دقيقا وقتي كه قرار است نرخ دستمزدها افزايش يابد٬ قيمت ها نيز بالا ميرود؟

واقعيت اينجاست كه اين تبليغات دولت و سرمايه داران و حضراتي امثال برقعي است كه هميشه٬ وقتي كارگر خواهان افزايش دستمزدهاست٬ با استدلال اينكه اگر دستمزدها افزايش قيمت ها نيز بالا خواهد رفت و نرخ تورم بالا خواهد رفت و غيره ميكوشند بر روي خواست مستقيم دستمزدها از سوي كارگران سايه بيندازند.
از همين رو وقتي در سال يكبار قرار است نرخ دستمزد سراسري كارگر تعيين شود٬ بحث بر سر اينكه اگر دستمزد افزايش يابد٬ تورم نيز افزايش خواهد يافت٬ بالا ميگيرد و با اين تبليغات ميكوشند كه اولا كارگر را با ترس از افزايش قيمت ها به انجماد سطح دستمزد و پايين نگاه داشتن ميزان حداقل دستمزدها قانع و راضي نگهدارند و ثانيا كل جامعه را در تقابل با اين مساله قرار دهند و كارگر نتواند با يك پشتيباني وسيع اجتماعي خواست افزايش دستمزدها را طرح كند.
بنابراين اين بحث که گفته ميشود دستمزد را بالا نبريم در مقابل تورم را پايين نگاه داريم يک دروغ و رياکاري آشکار است. اين يک توهم است براي کارگري که به چنين صورت مساله اي گردن ميگذارد. در واقع ميخواهند گناه تورم و قيمتهاي سرسام آور را به گردن كارگران و دستمزدهايشان بيندازند و مردم را از كارگران جدا كنند. همه ميدانيم که نرخ كالا ها بر اساس رقابت بازار و عرضه و تقاضا تعيين ميشود و پايين نگهداشتن آن دست من و شما نيست و اين مكانيزم طبيعي سرمايه است. پاسخ ما به اين مساله اينست كه با افزايش نرخ تورم و بالا رفتن قيمت ها بايد نرخ دستمزدها نيز بطور اتومات افزايش يابد. تازه وقتي به شرايط ويزه ايران بر ميگردد. سطح کنوني دستمزدها هيچ ربطي به سطح قيمت ها و تورم سرسام آور در جامعه ندارد که بتواند مبنايي براي بحث بر سر افزايش آن باشد. اولين گام اينست که بگوييم ما اين سطح از دستمزد را قبول نداريم و در گام اول با توجه به تورم دستمزد ما نبايد بطور مثال از دو ميليون تومان کمتر باشد. سپس طبعا وقتي تورم بالا ميرود اين مبلغ نيز بايد افزايش يابد. بنابراين وقتي از خواست افزايش دستمزدها صحبت ميکنيم بايد با يک صورت مساله روشن و شفاف به جنگ دشمنانمان برويم. حرف ما اينست که قيمت نيروي كار کارگر نيز بايد همچون كالاهاي ديگر افزايش يابد.

به عبارتي روشنتر نيروي كار كارگر كالاي اوست كه با فروش آن به سرمايه دار در مقابلش مزد دريافت ميكند. اما ويژگي نيروي كار كارگر بعنوان يك كالا نسبت به كالاهاي ديگر اينجاست كه كارگر در ازاي فروش نيروي كارش سودي بيشتر از مزدي که دريافت ميکند توليد ميکند. و اين سود عايد سرمايه دار ميشود. بگذاريد مثالي بياورم٬ در گفتگويي با يكي از كارگران شاهو در برنامه كارگران و يك دنياي بهتر٬ دوست كارگر ما ميگفت كه هر ماهه ٣٠ ميليون كارخانه سود داشته است. يعني در همان چند سال اول تاسيس كارخانه٬ كارگران با كار خود هزينه ماشين ها و كل كارخانه را با سودي كه عايد سرمايه دار كرده اند در آورده اند و امروز ميبينيم كارخانه به صاحب كار تعلق دارد و مزد ناچيزي به كارگر تعلق ميگيرد. مثال ديگر اعتراضات سرمايه داري در كشور آلمان است. در آنجا هنگاميکه بحث بر سر افزايش ساعت كار داغ بود. وقتي از صاحب كار مربوطه سوال کردند كه شما فقط ٨ درصد سودي كه توليد ميشود به كارگر مزد ميدهيد و چرا گناه كل تورم را گردن دستمزد ميگذاريد صاحب كار مربوطه استدلال ميكرد كه درست است اما در كشور همسايه صاحبان سرمايه فقط ٧ درصد از سود توليد شده را صرف پرداخت مزد به كارگر ميكنند و سود خالص آنها يك درصد از ما بيشتر است و ما اگر اين سياست را اتخاذ نكنيم در رقابت سرمايه داري شكست خواهيم خورد. اينها همه شواهدي است كه رابطه سرمايه و نيروي كار كارگر را به روشني نشان ميدهد.
بنابراين پوچي سخنان امثال برقعي و همه اين شياداني که ميکوشند مساله افزايش تورم را به افزاش سطح دستمزدها ربط دهند کاملا آشکار است. روشن است که نرخ مزد بر اساس نرخ تورم تعيين نميشود بلكه كارگر در برابر كاري كه انجام ميدهد و ساعات كاري كه نيروي كارش را بفروش رسانده است مزد دريافت ميكند

البته بد نيست همين جا اشاره كنم كه اين بحثها سابقه اي قديمي دارد. در سطح جهاني تئوريسينهاي سرمايه داري هميشه سعي كرده اند با همين استدلالات و مربوط كردن رابطه مزد به پديده هايي جز نيروي كار كارگر و ربط دادن آن به مولفه هايي چون ميزان عرضه و تقاضا٬ رشد تورم و افزايش قيمت ها و غيره٬ اعتراض كارگران در برابر كاهش نرخ دستمزدها را عقب برانند و براي استثمار بيشتر٬ كارگر را خاموش و آرام نگاهدارند. با همين حربه نيز تلاش كرده اند استانداردهاي كل جامعه را پايين نگاهدارند.
اينها استدلالاتي قديمي و از همان زمان ماركس نيز وجود داشته است و ماركس مفصلا در نوشته هاي خود از جمله در كتاب “مزد بها سود” به آنها پاسخ داده است. به شما توصيه ميكنم حتما اين كتاب را مطالعه كنيد.

از سوي ديگر خوبست اين را هم اضافه کنيم که جدا از ويژگي نيروي كار بعنوان يك كالا نسبت به كالاهاي ديگر و بعنوان كالايي كه منشاء توليد سود براي سرمايه است٬ در عين حال خاصيت كالاهاي ديگر كالاهايي كه تماما حاصل كار كارگر است، اينست كه سرمايه دار از فروش گرانتر آن در بازار مستقيما سود ميبرد٬ براي آن بازاريابي ميكند و وارد رقابت با سرمايه داران ديگر ميشود، تا کالاهايش را با بالاترين قيمت ها بفروش برساند. اما مزد کارگر که از سود او بايد پرداخت شود موضوع بحث و کشاکش است. از همين روست که مي بينيم قيمت همه كالاها هر روزه افزايش مييابد٬ نرخ تورم هر روز بالا ميرود٬ اما قيمت نيروي كار كارگر ثابت ميماند و يا در سطحي نازل و در يك كشاكش دائمي بين كارگر و كارفرما افزايش مييابد. چون سرمايه دار خواهان كار ارزان و كارگر خاموش است. همچنين ما شاهد اين هستيم كه قيمت همه كالاها هر روزه افزايش مييابد اما وقتي به پرداخت مزد كارگر ميرسد گويي به او صدقه ميدهند و دهها اما و اگر به ميان كشيده ميشود. حتي بدتر از آن مزد او را بموقع پرداخت نميكنند و امروز كارگر بايد براي نقد كردن دستمزد خود و طلبهايش بجنگد و پيكت و اعتراض بر پا كند، و تازه با نيروهاي سركوبگر به سراغش ميروند و ضرب و شتم ميشود و رهبران اعتراضش را ميگيرند و زندان ميكنند.
بنابراين پاسخ ما در برابر همه اين مزخرفات روشن است. ما خواهان افزايش فوري دستمزدهايمان هستيم. حرف ما با سرمايه داران اينست كه اگر بحران داريد. اگر سرمايه سود بر نيست گورتان را گم کنيد و برويد. قبول نميکنيم. ما خواهان از بين رفتن كار مزدي و برخورداري همه انسانها از كليه مواهب و نعماتي هستيم كه محصول توليد اجتماعي كل جامعه است. در عين حال ما ميگوييم تا ماداميكه نظام مزدبگيري وجود دارد و خريد و فروش نيروي كار انسانها برقرار است٬ تا آنجاييكه به مساله تعيين دستمزد كارگران مربوط ميشود در وهله اول بايد ميزان دستمزد توسط خود كارگران و از طريق مذاكره نمايندگان تشكلهاي كارگري در مقياس سراسري صورت گيرد. و خوشبختانه امروز کارگران در ايران با راه انداختن مبارزه اي سراسري بر سر خواست افزايش دستمزدها و با پا پيش گذاشتن تشکلهايشان و مراکز مختلف کارگري دارند ستاد متشکل خود را ميسازند و دارند حرف خودشان را ميزنند و ميگويند ما خواهان يک زندگي انساني هستيم و به اين سطح از دستمزدها رضايت نخواهيم داد. همچنين بايد گفت که همين امروز و فورا بايد دستمزدها در گام اول حداقل حدود دو ميليون تومان باشد و همانطور كه در بالا تر اشاره كردم ما خواهان اين هستيم كه دستمزد كارگر اتومات و متناسب با رشد تورم و افزايش قيمتها افزايش يابد. ما ميگوييم كارگر همچون ديگر شهروندان جامعه٬ همچون هر كارمند عاليرتبه دولتي و نمايندگان مجلس بايد در ازاي كاري كه انجام ميدهد از همان حقوق و مزايايي برخوردار باشد كه استاندارد جامعه است. بايد مزد كارگر متناسب با رشد بارآوري كار در جامعه افزايش يابد و از يك زندگي درخور و شايسته بشر متمدن امروز برخوردار باشد. در يک کلام امروز مبارزه براي خواست افزايش دستمزدها يک عرصه مهم مبارزه اجتماعي است بايد وسيعا به جنبشي که هم اکنون بر سر خواست افزايش دستمزدها به راه افتاده است پيوست

كارگر كمونيست ٩٩، ١٠ بهمن ٨٧.

Advertisements

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s

%d bloggers like this: