شهلا دانشفر

خوش آمديد

رهایی زن رهایی جامعه است

گفتگو با مینا احدی و شهلا دانشفر

به مناسبت فرارسیدن ۸ مارس

در استقبال از صدمین سالگرد ۸ مارس

انترناسیونال: در یک سطح عمومی و جهانی، موقعیت زنان نسبت به گذشته چه فرقهایی کرده است؟ وضع زنان در جامعه رو به بهبود گذاشته است یا موقعیت نابرابرتری به زنان تحمیل شده است؟ قاعدتا باید انتظار داشت وضع زنان با پیشرفت جوامع انسان بهبود پیدا کند. آیا اینچنین است؟

مینا احدي: طبعا موقعيت زنان نسبت به گذشته هاي نسبتا دور، مثلا پنجاه سال قبل، در مجموع تفاوتهايي کرده و جنبش هاي اعتراضي و مقاومتهاي زنان، سيستم و حاکمين را به عقب نشيني هايي وادار کرده است. از سوي ديگر بنظر من فرهنگ عمومي و تقبيح کردن ستم بر زن و توهين و تحقير زنان در ابعادي بين المللي پيشرفت کرده، اما اين تغييرات بسيار جزيي است. در مواردي مثل اروپا و کشورهاي غربي،  دستاوردهاي مبارزات براي بهبود موقعيت زنان و تغييراتي در سطح قوانين و سنتها،  مورد هجوم و تعرض دولتها و سرمايه داران است و در مواردي نيز در بخشهايي از کره زمين، ما در چند دهه اخير شاهد عقبگرد کامل و يا بهتر بگويم تحميل عقبگرد کامل به زنان از سوي جنبش هاي ارتجاعي اسلامي هستيم. پس در يک تصوير عمومي ميتوان ديد که موقعيت زنان در کشورهاي مختلف کماکان موقعيتي فرودست، عقب نگه داشته و عجين شده با فقر و نداري و بي حرمتي و ستمکشي است. با پيشرفت جوامع، اگر بتوان از پيشرفتي حرف زد، ميزان پيشرفت در موقعيت زنان امروز، مستقيما با قدرت و زور جنبش هاي اعتراضي، جنبش براي برابري و آزادي زنان و بطور مستقيم با جنبش چپ و سوسياليستي رابطه دارد. امروز در دنيا جنبش فمينيستي کاملا فرمايشي و حاشيه اي شده،  نه ادعايي دارد و نه امري. بيشتر فعالين فمينيست اگر صميميتي داشته باشند، مشغول کمک کردن به زنان بر عليه خشونتهاي خانوادگي و غيره هستند. ديگر نه کسي نقدي به دولتها و سيستم سرمايه داري مي شنود و نه نقدي از جنبش لجام گسيخته اسلامي و بر عليه سنگسار و يا آپارتايد جنسي. اينها شاخص هاي جنبشي است که به ته خط رسيده و مشغول خدمات دادن به نظام هاي حاکم براي کمي تلطيف شدن اوضاع است. بهمين دليل و با تسلط چندين ساله جنبش فمينيستي در دنيا، موقعيت زنان از يکسو با فقر و ستم جنسي عريان عجين است و از سوي ديگر اعتراض و مبارزات روزمره زنان، به يک جنبش عظيم و گسترده اجتماعي تبديل نشده است. اين وضع البته بنظر من در ايران بسيار متفاوت است و ما در اين کشور هم با جنبش اعتراضي ميليوني زنان و مردم عليه حکومت و قوانين و مقررات و سنتهاي ارتجاعي روبرو هستيم و هم چپ و راديکال بودن اين جنبش استثنايي است جالب بر قاعده.

انترناسیونال: مشخصا موقعیت زندگی و مبارزه زنان در ایران جمهوری اسلامی را چگونه ارزیابی میکنید؟

شهلا دانشفر: ابعاد وحشتناک ستمگري عليه زنان در ايران روشن و آشکار است. جمهوري اسلامي را همگان به درست حكومتي ضد زن ميشناسند. حجاب و آپارتايد جنسي  دو سمبل شناخته شده اين رژيم است و زن ستيزي هويت پايه اي آن. اگر كسي به پرونده و سرگذشت قربانياني  چون کبري رحمانپور٬ افسانه نوروزي٬ شهلا جاهد٬ عاطفه رجبي و راحله دختري که اعدام شد و صدها زن ديگري که به سنگسار و اعدام و به زندان محکوم شده اند، نگاهي بيندازد فورا متوجه ميشود كه چه جهنمي را بر زنان تحميل كرده اند. از همين رو وقتي از موقعيت و زندگي زنان در ايران صحبت ميکنيم، صرفا با كلمات “تبعيض” و “نابرابري” به مفهومي كه شناخته شده است نميتوان آنرا توضيح داد. بحث بر سر تلاش براي راندن زنان يعني نيمي از جامعه به موقعيتي غير انساني است. بحث بر سر يك آپارتايد جنسي به مفهوم دقيق كلمه است. بحث بر سر تلاش رسمي و قانوني و نقشه مند براي محروم كردن زنان از حداقلهاست. ممكن است نابرابري و تبعيض عليه زنان در جايي وجود داشته باشد اما زن حقوق ساده اي مثل حق انتخاب لباس و تصميم در مورد ازدواج و امكان خنديدن و حرف زدن و تصميم در مورد نحوه لباس پوشيدنش را داشته باشد. اينجا همه اين حقوق حداقل و بديهي موضوع جنگ با رژيمي بي نهايت وحشي و ارتجاعي است.

واقعيت اينست که جمهوري اسلامي از همان آستانه روي کار آمدنش با حمله به زنان و با شعار

“يا روسري يا توسري” حمله خود را به جامعه شروع کرد. اوباش حزب الله اش  به روي زناني که زير بار اين تهاجم نميرفتند٬ تيغ کشيدند و اسيد پاشيدند  و همواره حمله به زنان تحت عنوان مبارزه با بدحجابي٬ يک جزو دائمي تعرض رژيم به جامعه و تلاش آن براي تثبيت حاکميت خود بر مردم  بوده است. امروز نيز مي بينيم که جمهوري اسلامي با انواع و اقسام طرح هاي بيمارگونه تحت عنوان امنيت اجتماعي و غيره همواره زنان را تحت عنوان “مبارزه با بدحجابي” مورد تعرض قرار ميدهد و در آمارهاي خودشان از ابعاد دهها هزارنفره زناني که زير بار قوانين ارتجاعي اسلامي نميروند و به اصطلاح بدحجاب هستند٬ سخن ميگويند.

رژيم اسلامي همچنين با  طرحهاي مختلفي براي به اجرا در آوردن آپارتايد جنسي در جامعه٬ زنان را به لحاظ اجتماعي مورد تعرض وسيعي قرار داده است.  از جمله جدا سازي زنان و مردان در محيط هاي کار٬ در کارخانه و در مدرسه٬ و نيز تلاش براي جداسازي دانشجويان دختر و پسر٬ تلاش براي جدا کردن پارک هاي تفريحي٬  تلاش براي بالا کشيدن ديوار مدارس دخترانه و به قول خودشان استتار آنها از چشم نامحرم و بالاخره نمونه آخر آن طرح جدا سازي کتب درسي دختران و پسر٬ همه و همه نمونه هاي بارز كل هويت ارتجاع اسلامي است.

بدين ترتيب جمهوري اسلامي با حاکميت قوانين ارتجاعي اسلامي خود از يکسو و  از سوي ديگر با  حمايت و تقويت عقب مانده ترين تفکرات خرافي و ارتجاعي در سطح جامعه٬ زنان را همواره تحت فشار بيشترين تعرضات و فشارها قرار داده است. بطوريکه هم اکنون شاهد اين هستيم که آمار خودکشي و خود سوزيها در ميان زنان بيداد ميکند و چه بسيارند دختران جواني که زير فشار همين عقب ماندگي ها ناگزير در سنين بسيار پايين٬  از خانه و زندگي خود مي گريزند و به کام باندهاي فحشا و اعتياد افتاده و زندگيشان به تباهي کشيده ميشود.

به لحاظ اقتصادي نيز زنان تحت بيشترين فشارها قرار دارند و حتي در بهترين حالت  در موقعيتي  بسيار نابرابر نسبت به مردان قرار دارند. زنان در جامعه تحت حاكميت اسلامي با موانع بيشماري براي كاركردن و شغل پيدا كردن مواجهند. آنها هم كه با همه مشقات و موانع كاري دارند با تبعيضات مختلف دست و پنجه نرم ميكنند. زنان را به راحتي از کار اخراج ميکنند. در بسياري از عرصه هاي کار٬ در برابر کار برابر٬  به زنان دستمزدي  بسيار نازلتر از مردان پرداخت ميشود و …. اينها همه بخش مهمي از تعرض هر روزه رژيم اسلامي نه تنها به زنان بلکه به کل جامعه بوده است و از همين رو مبارزه براي برابري زن و مرد٬ مبارزه عليه تبعيض و ستم بر زنان يک جزء مهم مبارزه عليه رژيم اسلامي در ايران است.

اما در مقابل همه اين تعرضات٬ در مقابل اينهمه ستم کشي٬  جنبش رهايي زن٬ هيچگاه تمکين نکرده و  عقب ننشسته است و از همان آغاز حکومت جمهوري اسلامي مبارزه عليه تبعيض و نابرابري زن و مرد يک عرصه مهم و مداوم اعتراض عليه اين رژيم بوده است. از جمله در هشت مارس ٥٨ هنگاميکه رژيم اسلامي فرمان حجاب اجباري را اعلام کرد٬ زنان با مارش با شکوه خود به خيابان آمدند و با شعار نه روسري نه توسري پاسخ خود را دادند. امروز نيز يک عرصه مهم نبرد با اين رژيم مبارزه عليه حجاب و آپارتايد جنسي در کوچه و خيابان و در محيط هاي کار و در همه جاست. جنبشي که همواره در مناسبت هاي مختلف٬ در هشت مارس ها ٬ در شانزده آذر ها و در اول مه ها و  … در شعار ها و در قطعنامه هايي که داده شده٬ ابراز وجود کرده و حضور قدرتمند خود را به نمايش گذاشته است.  کافيست به آماري که خود مقامات دولت از ميزان بدحجاباني که در همين مدت طي اجراي طرح امنيت اجتماعي شان داده اند٬ نگاهي بيندازيم تا ببينيم که در چه ابعاد توده اي و اجتماعي اي دارد با حجاب و قوانين اسلامي مقابله ميشود. بطوريکه امروز مي بينيم در اوج استيصال و در دعواهاي دروني شان٬ دارند از شکست اجراي اين طرح  سخن ميگويند و صحبتشان اين است که اگر طرح امنيت اجتماعي را به ناچار متوقف كنند٬ با بدحجابي مطلق روبرو ميشوند.

اينها همه موقعيت مبارزاتي زنان در برابر توحش رژيم اسلامي در ايران را به سادگي به نمايش ميگذارد. بگذريم که در عرصه هاي اجتماعي و اقتصادي نيز رژيم اسلامي هيچگاه  موفق به خانه نشين کردن زنها نشده است. از جمله  بنا به آمار خودشان ٦٠  درصد دانشجويان دانشگاهها را زنان تشکيل ميدهند. بطوريکه حضور قدرتمند زنان در عرصه اجتماعي٬ جمهوري اسلامي را ناگزير به قبول نيروي آنها در چرخه اقتصاد جامعه کرده است.

در يک کلام ما امروز با يک جنبش قوي و بالنده براي آزادي و رهايي زن در ايران روبروييم. جنبشي چپ٬ راديکال و ماکسيماليست.  اين جنبش را همانطور که اشاره کردم در مناسبت هايي چون شانزده آذر ها و هشت مارس ها٬ در آنجا که دختر و پسر دست در دست هم شعار داده و در عمل ديوارهاي آپارتايد جنسي را شکسته اند بخوبي ميتوان ديد.  اين جنبشي است که در شانزده آذر همين امسال و در شعار هايش آنجا که از اتحاد جنبش دانشجويي با جنش زنان و جنبش کارگري سخن ميگفت و با پلاکاردهاي نه به حجاب٬ رهايي زن رهايي جامعه است٬ حضور قدرتمندش را شاهد بوديم.  شانزده آذري که در آن  بيش از هر وقت زنان آزاديخواه در صفوف جلوي اين مبارزه و  پشت تريبونها قرار گرفتند و از آزادي و برابري سخن گفتند. اين جنبشي است که اجازه نداد روز اسلامي فاطمه زهرا و يا روز کشف حجاب شاهنشاهي را روز زن قلمداد کنند و هر ساله با گراميداشت ٨ مارس بعنوان روز جهاني زن٬  سوسياليسم و آزادي و برابري را فرياد زد.

 

انترناسیونال: موانع اصلی در مقابل آزادی وبرابری زنان در جامعه ایران چه ها هستند؟ جمهوری اسلامی؟ فرهنگ اسلامی و مردسالارانه در جامعه؟ هر دو؟ این سئوال به این دلیل مطرح است که عده ای در اپوزیسیون این را تبلیغ میکنند که مسئله مذهب و اسلام و جمهوری اسلامی اساسا نیست، بلکه این فرهنگ مردسالارانه است که این وضعیت را به زنان تحمیل میکند.

مینا احدی: معضل اصلي زنان در ايران طبعا جمهوري اسلامي است. حکومتي که قصد داشت  زنان را به  موقعيت زنان دردوران قرون وسطي برگرداند. حکومتي که همه حقوق انساني و مدني و فردي زنان را با زور قانون و پاسدار و زندان و شلاق و اسيد از آنها سلب کرد و با تمام قدرت از زنان خواست که به عنوان بردگان بي حقوق و بي احساس و رام و ساکت٬ به مردان٬ به اراذل و اوباش حکومتي  و به  الله که ظاهرا او هم يک مرد است٬ خدمت کنند. اين اتفاق نيفتاد. زنان در ابعادي ميليوني مقاومت کردند و راستش راه ديگري هم براي زنان نبود. براي دفاع از رنگ لباس و لاک ناخن و جوراب و مدل کفش و يا چکمه گرفته تا دفاع از انسانيت و حقوق انساني و حق طلاق و تکفل و تا دفاع از رابطه جنسي آزادانه و غيره زنان بايد مي ايستادند و مبارزه ميکردند. رابطه مردسالاري و فرهنگ شوينيستي با حکومت ٬ بنظر من يک رابطه مستقيم است. اين حکومت٬ مدافع و مبلغ سرسخت مردسالاري و فرهنگ لمپني شوينيستي اسلامي است که بعضا مردان به آن لم ميدهند و از قبل آن نفع ميبرند. اما گفتن اينکه معضل زنان ٬ فرهنگ مردسالارانه است و نه حکومت٬ سوراخ دعا را گم کردن است. البته اينرا کساني مي گويند که خودشان حکومت اسلامي کمک تلطيف شده تر را مي پسندند و بند  نافشان با آخوند و نماز و اسلام و مذهب و حجاب بريده شده. اينها براي پس زدن يک جنبش عظيم اجتماعي عليه زن ستيزي و فرهنگ ماچويستي اسلامي٬ در موضع “مشکل اساسا فرهنگی است” سنگر مي گيرند٬ چرا که به عينه مي بينند جنبش نفرت و انزجار اجتماعي عليه آخوند و مذهب و زن ستيزي ريشه همه اينها را خواهد زد.

 

انترناسیونال: برای مبارزه با نابرابری زنان چه باید کرد؟ کار فرهنگی؟ کار سیاسی؟ مبارزه با جهموری اسلامی؟ همه باهم؟

شهلا دانشفر: ببينيد براي مبارزه با نابرابري زنان به يک معني همه اين کارهايي که اشاره کرديد را بايد انجام داد. اما همه آنها در حوزه مبارزه سياسي قرار ميگيرد. چرا که  نابرابري موقعيت و حقوق اجتماعي زن و مرد بطور بلاواسطه سياسي است. اينطور نيست که مردم بخاطر ناآگاهي تن به اين نابرابري داده اند. بلکه دولت و ارتش و سپاه پاسدار و خيلي از باندهاي سركوب دولتي پشت آن هستند. منافع معيني پشت آن قرار دارد. براي حفظ اين نابرابري پول هزينه ميشود. ارتش و دولت به خدمت گرفته ميشود تا  در شکاف اين نابرابري ها بتوان کل جامعه را مورد تعرض قرار داد. بتوان در صفوف طبقه کارگر شکاف ايجاد کرد و کل کارگران را مورد تهاجم قرار داد و بتوان با پايين آوردن استانداردهاي بشري در جامعه٬ کار ارزان و کارگر خاموش را بخدمت گرفت. حال در حاکميت جمهوري اسلامي که مظهر زن ستيزي و توحش است٬ ابعاد اين نابرابري صد چندان ميشود و  پاسخ روشنتر است.

به نظر من اولين مانع براي برابري زن و مرد جمهوري اسلامي است و بايد اين رژيم را به زير کشيد. بطور واقعي نيز مبارزه عليه تبعيض بر زنان٬ همواره  يک عرصه دائمي مبارزه عليه رژيم و عليه قوانين ارتجاعي اسلامي آن بوده است. از جمله  در مبارزه عليه حجاب٬ مبارزه عليه آپارتايد جنسي٬ مبارزه عليه نابرابريها در کليه شئون اجتماعي همه و همه قبل از هر چيز اين رژيم اسلامي است که به چالش کشيده ميشود.

اجازه بدهيد بحثم را روشنتر بيان کنم. بدون جدايي مذهب از دولت٬ بدون جدايي دين از آموزش و پرورش٬ بدون مذهب زدايي از جامعه و کليه امور اجتماعي و  لغو همه قوانين اسلامي و ضد زن٬ و نيز بدون مقابله با مردسالاري و کليه سنتهاي ملي- اسلامي عقب مانده و ارتجاعي ضد زن  سخن گفتن از برابري زن و مرد پوچ است. بنابراين  يک رکن مهم مبارزه براي برابري زن و مرد به زير کشيدن جمهوري اسلامي است. حتي جنبه فرهنگي اين مبارزه نيز مستقيما به مبارزه عليه اين رژيم ربط پيدا ميکند. زيرا همانطور که اشاره کردم  جمهوري اسلامي حامي عقب مانده ترين عقايد٬ سنن و خرافات حاکم بر جامعه و  حفظ و بقاي آنهاست. از همين رو حتي مبارزه در سطح فرهنگي نيز فورا رنگ و بوي سياسي ميگيرد.

بنابراين جنبش رهايي زن وزن مهمي در جنبش سياسي و اعتراضي و سرنگوني طلبي در ايران دارد. جنبشي بالنده که  بايد با شعارهاي جدايي مذهب از دولت و آموزش و پرورش٬ نه به حجاب نه به آپارتايد جنسي و براي برابري كامل  و بي قيد و شرط زن و مرد در کليه شئون اجتماعي٬  حول خواستهاي برابري طلبانه راديکال٬ سکولار و ماکسيماليستي خود متحد شود و با نقد و افشاي همه جريانات و نيروهايي که با تخفيف دادن به قوانين شرعي و سيستم حقوق مذهبي موجود بعنوان مانعي بر سر راه آزادي زنان عمل  ميکنند٬ صفوف خود را متحد و متشکل کند.

 

انترناسیونال: نقش زنان در انقلاب آتی ایران را چگونه ارزیابی میکنید؟

مینا احدی:  اين يک نقش محوري و حياتي خواهد بود. بند ناف حکومتي که در ايران سرکار است، با پس راندن زنان به موقعيت انسانهاي درجه چندم بريده شده . اولين حملات ديناسورهاي اسلامي و رهبرشان خميني بر عليه زنان بود و تا همين امروز هم يک شاخص مهم اين حکومت حمله وقيحانه و وحشيانه در ابعادي غير قابل تصور بر عليه زنان است. در ايران مذهب و قوانين الهي در پوزيسيون است و هر زني که حق طلاق ميخواهد و يا آزادي و برابري را طلب ميکند، بنا به تعريف بايد به خدا و پيغمبر بد و بيراه بگويد که چنين اوضاعي را برايش تدارک ديده اند. در ايران يک جنبش اعتراضي قوي بر عليه مذهب و اسلام، بر عليه حکومت جنايتکار اسلامي و بر عليه سنتهاي مردسالار و ضد زن در جريان است. هر حرکت اعتراضي زنان، مستقيما گلوي رژيم را فشار ميدهد و به اين معني تا همين امروز جنبش عليه حجاب و آپارتايد و زن ستيزي يک جنبش قوي و موثر در ايران است. در انقلاب آتي در ايران، معضل زنان و ستمکشي زنان و بي حقوقي مطلق آنها يک موضوع حياتي خواهد بود. اگر جمهوري اسلامي با سرکوب زنان و با حمله به آنها اولين قدمها را در سرکوب انقلاب ۵٧ برداشت، اين بار جنبش برابري طلبانه زنان با مبارزه عليه حجاب و آپارتايد جنسی، با مبارزه عليه همه قوانين و سنتهاي عقب مانده در ايران، ضربات مهلکي بر اين رژيم و بر مردسالاري و فرهنگ ضد زن وارد کرده و در انقلاب آتي در ايران پيشتاز حمله به حکومت و کليت سيستم و قوانين و مقررات خواهد بود.

 

انترناسیونال: برنامه های حزب کمونیست کارگری در استقبال از ۸ مارس روز جهانی زن چیست؟

شهلا دانشفر: جمهوري اسلامي همانگونه كه ميدانيم و اينجا هم اشاره كردم يك رژيم آپارتايد جنسي است. ابعاد زن ستيزي و جنايات اين رژيم بر جهانيان آشکار است.  ما  در ٨ مارس امسال  با شعار رژيم آپارتايد جنسي را محکوم کنيد٬ کمپيني قدرتمند را در دستور داريم و  حول اين خواست تلاش ميکنيم که انسانهاي آزاديخواه در سراسر جهان  را به حمايت و همبستگي با جنبش رهايي زن در ايران فرا بخوانيم. ما در ٨ مارس امسال از همه انسانهاي آزدايخواه در سراسر جهان ميخواهيم رژيم اسلامي را بخاطر زن ستيزيش و بخاطر جناياتش محکوم کنند و آنرا از همه مراجع بين المللي اخراج و طرد کنند. ما در ٨ مارس امسال در تدارک مراسم بزرگ در انگليس و آلمان و سوئد و کشورهاي مختلف جهان هستيم و با دعوت فعالين سرشناس و راديکال اين عرصه در سطح جهاني تلاش ميکنيم که کمپين اعتراضي خود عليه رژيم آپارتايد جنسي در ايران را به جلو بريم و بيشترين حمايت ها را از جنبش براي آزادي زن در ايران را جلب نماييم.

در ايران نيز نه به حجاب و نه به آپارتايد جنسي بعنوان اعتراض ما به اين سمبل هاي ارتجاعي و بربريت رژيم اسلامي است و ما در تلاش بسيج و به حركت در آوردن بخشهاي هرچه وسيعتري از زنان و بخشهاي مختلف مردم براي برپايي يک هشت مارس بزرگ بعنوان يک روز اعتراض مهم عليه ستم کشي زن در جامعه هستيم.  از همين روز حرف ما اينست كه در هشت مارس امسال  كه در عين حال صدمين سالگرد هشت مارس است بايد با شعارهاي نه به آپارتايد جنسي٬ نه به حجاب ٬ نه به تبعيض٬ زنده باد سوسياليسم به استقبال صدمين سالگرد هشت مارس در ايران برويم و در و ديوار ها را با اين شعار ها پر كنيم.

امسال ما در شرايط ويژه اي به استقبال ٨ مارس ميرويم. ما شانزده آذر سرخ را پشت سر گذاشتيم. شانزده آذري که جنبش براي برابري زن و مرد جايگاه مهمي در آن داشت و “جنبش دانشجويي متحد جنبش زنان و جنبش کارگري” يک شعار برجسته و مهم آن بود. شانزده آذري که به اسم چپ به ميدان آمد و رنگ خود را بر اوضاع سياسي جامعه زد. در چنين شرايطي ما به استقبال يک هشت مارس بزرگ و با شکوه ميرويم و با پلاکاردهاي زنده باد سوسياليسم٬ زنده باد آزادي ٬ زنده باد برابري ٬ گرامي باد هشت مارس را به شانزده آذر سرخي که پشت سر گذاشتيم وصل خواهيم کرد و اعلام خواهيم کرد که جنبش براي آزادي و برابري عقب ننشسته و با زندان و سرکوب نيز عقب نمي نشيند. ما در هشت مارس امسال رساتر از هر وقت شعار زنداني سياسي آزاد بايد گردد را فرياد خواهيم زد و خواهان آزادي فوري و بدون قيد و شرط تمامي دانشجويان دستيگر شده و همه زندانيان سياسي خواهيم شد.

ما امروز در يک موقعيت خطيري قرار داريم و بايد بکوشيم با برپايي يک هشت مارس بزرگ  تعرض رژيم به جنبش آزاديخواهي و برابري طلبي و زنداني کردن دانشجوياني که به اسم چپ به ميدان آمدند را پاسخ دهيم و سنگرهاي بدست آمده تا کنونی چپ و آزاديخواهي  در جامعه را تثبيت کنيم

ما همه انسانهاي آزاديخواه را به تدارک اجتماعات بزرگ و با شکوه در دانشگاهها٬ در خيابانها و ميادين اصلي شهر ها فراميخوانيم تا در اين روز با قطعنامه ها و بيانيه هاي خود  کيفرخواست خويش عليه ستم کشي زن در اين جامعه را اعلام کنند و فرياد آزادي و برابري را سردهند.

ما انتظار داريم که فعالين چپ و راديکال در جنبش براي برابري زن و مرد نيز با همين تصوير و چشم انداز به استقبال هشت مارس بروند. ما همه تلاشمان را خواهیم کرد که با برپايي يک هشت مارس قدرتمند با شعارهاي  نه به آپارتايد جنسي٬ نه به حجاب٬ نه به تبعيض٬ زنده باد سوسياليسم٬ اين روز را به يک روز مهم تاريخي تبديل خواهيم کرد.

اينها خطوط كلي حركت ما در هشت مارس امسال است و براي آن با تمام قوا تلاش خواهيم کرد و همه فعالين چپ و راديکال جنبش رهايي زن را فراميخوانيم که در هشت مارس تريبون ها را از آن خود کنند و فرياد اين اعتراض باشند

انترناسيونال ٢٢٩، ١٢ بهمن ٨٦ .*

Advertisements

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s

%d bloggers like this: