شهلا دانشفر

خوش آمديد

سه سال از اعتصاب با شکوه کارگران شرکت واحد گذشت، زنده باد کارگران شرکت واحد

سه سال از مبارزات شجاعانه کارگران شرکت واحد و اعتصاب بهمن مال سال ٨٤ کارگران شرکت واحد ميگذرد. اعتصابي با شکوه اعتصابي كه گوشه اي از قدرت طبقه كارگر يعني دست بردن به ابزار قدرتمند اعتصاب را به نمايش گذاشت. اعتصابي كه تهران و كل جامعه را به جنب و جوش انداخت. اعتصابي كه اوضاع سياسي جامعه و توازن قوا را تغيير داد و طبقه كارگر را بطور واقعي در يك موقعيت جديدي قرار داد. اكنون کارگران شرکت واحد و ديگر کارگران در همراهي با آنان سالروز اين حرکت مهم تاريخي کارگران شرکت واحد را ارج ميگذارند. به مناسبت آن و دستاوردهايش سخن ميگويند. فرصت مناسبي است که ما نيز باري ديگر از نزديک به اين اعتراضات و جايگاه آن در اوضاع سياسي ايران و موقعيت طبقه كارگر داشته باشيم.

واقعيت اينست که مبارزات كارگران شركت واحد يك شكست سياسي براي جمهوري اسلامي بود. كارگران شركت واحد در بهمن ماه سال ٨٤ تصميم گرفتند اعتصاب كنند و عليرغم دستگيري٬ تهديد و فشار رژيم٬ تصميم خود را عملي كردند. رژيم وحشيانه به كارگران حمله كرد. اعتصاب آنها را درهم شكست، بيش از ١٠٠٠ كارگر واحد را راهي زندان كرد. اما اين تهاجم و فشارهاي متعاقب آن اگر چه مشكلات و رنجهاي و فشارهاي زيادي به كارگران شركت واحد وارد كرد، اما اين كارگران نبودند كه شكست خوردند بلكه اين جمهوري اسلامي بود كه از نظر سياسي منزوي تر و منفور تر شد، و زير فشار يك كارزار بين المللي گسترده عملا يك شكست سياسي را متحمل گرديد. امروز كارگر واحد در سطح جهان و ايران محبوب و شناخته شده است، و جمهوري اسلامي بيش از بيش بعنوان سركوبگر و ضد كارگر در سطح جهان شناخته ميشود و منفور خاص و عام است. در يک کلام اعتراضات کارگران شرکت واحد باعث شد كه تمام توجه ها نه تنها در داخل ايران بلكه در سطح جهاني به طرف طبقه كارگر در ايران و كارگران شركت واحد متوجه شود. بدنبال اين اتفاقات كارگران ايران بيش از پيش وارد صحنه سياسي جامعه شدند و بعنوان وزنه اي مهم در سير تحولات سياسي جامعه مورد توجه همه قرار گرفتند. اين اتفاقات بدرجه زيادي توازن قوا را به نفع طبقه كارگر و كل جامعه در ايران تغيير داد. اينها يك پيشروي مهم براي كارگران شركت واحد و طبقه كارگر در ايران است.

كارگران واحد تشكل خود را تحميل كردند
كارگران شركت واحد اساسا با عزم براي شكل دادن به تشكل خود سنديكاي شركت واحد به ميدان آمدند. آنچه كه باعث حركت سازمانيافته كارگران شركت واحد در اعتصاب سال گذشته شد٬ داشتن يك حداقل تشكلي بود كه تحت عنوان سنديكا كار خود را تازه شروع كرده بود و ميخواست وجود خود را بعنوان يك ابزار پيشبرد مبارزات كارگري تحميل كند. اكنون بدنبال يكسال مبارزه از سوي كارگران شركت واحد ما شاهد اين هستيم كه كارگران عملا توانسته اند٬ تشكل خود را به رژيم تحميل كنند. در سايت هاي رسمي دولتي از اين سنديكا نام برده ميشود و با رهبران آن گفتگو کردند و اين سنديكا امروز عضو اتحاديه بين المللي حمل و نقل است.
اين يك دستاورد ارزشمند نه تنها براي كارگران شركت واحد بلكه براي كل كارگران در ايران است. تجربه كارگران شركت واحد نشان داد كه بطور واقعي ايجاد تشكل كارگري امر خود كارگران است. كارگران براي متشكل شدن خود نياز به گرفتن مجوز ندارند و تشکل کارگري تنها با قدرت خود کارگران تشکيل ميشود. تجربه اي که درسي شد براي کارگران نيشکر هفت تپه و اين کارگران نيز امروز سنديکاي خود را تشکل داده اند. رژيم كه از متشكل شدن كارگران وحشت دارد. تمام قدرت خود را بكار برد كه مانع ايجاد تشكل كارگران واحد بشود. بويژه اينكه كارگران واحد يك بخش مهم كارگري هستند. جمعيتي ١٧٠٠٠ نفره را در بر ميگيرند و به دليل موقعيت كار خود و تماس روزمره شان با مردم٬ نقش كليدي اي در اوضاع جامعه داشته و با تشكل خود موقعيت بمراتب قدرتمندتري بدست مي آورند. اما امروز همانطور كه اشاره كردم كارگران واحد توانسته اند عملا تشكل خود را نه تنها در ايران بلكه در سطح جهاني تحميل كنند. از جمله سازمان جهاني كار “آي ال او” عليرغم همه تشبثاتي كه بكار برد و تلاش كرد در مقابل تلاش كارگران براي تشكليابي٬ خانه كارگر و شوراهاي اسلامي را به جلو بكشد٬ ناگزير شد سنديكاي واحد را به رسميت بشناسد و پاي مذاكره با آنها بنشيند . سازمان جهاني كار حتي تلاش كرد كه با ترتيب دادن اجلاس مشتركي در تبريز و در كرمان اين سنديكا را كه جايگاه و اعتباري در ميان كارگران دارد با ارگانهاي دست ساز دولت شوراهاي اسلامي و خانه كارگر آشتي دهد. اما ما همچنان شاهد كشاكش كارگران واحد براي تثبيت واقعي تشكل خود و برداشتن چماق تهديد و دستگيري و اخراج از سر كارگراني كه به اين سنديكا مي پيوندند و ميخواهند با آن كار و فعاليت كنند٬ هستيم. به هررو اين كشاكش هنوز ادامه دارد٬ ولي بطور واقعي مبارزات تا کنون كارگران شركت واحد براي به كرسي نشاندن تشكل خود٬ در مقابل كل طبقه كارگر در ايران راه گذاشت. اين پيشروي كل طبقه كارگر و بطور واقعي كل جامعه را در موقعيت بسيار مساعدي براي متشكل شدن قرار داده است.

جلوي صحنه آمدن صفي از رهبران كارگران

يك دستاورد مهم ديگر مبارزات كارگران شركت واحد جلوي صحنه آمدن صفي از رهبران كارگري در سطح جامعه بود. رهبراني كه با اسم و رسم خود جلو آمدند. تريبونها را از آن خود كردند٬ رو به جامعه و رو به نهادهاي بين المللي سخن گفتند و امروز ديگر نه تنها در ايران بلكه در سطح بين المللي شناخته شده هستند. اين نيز يك پيشروي براي طبقه كارگر در ايران است. اين خود جنبش كارگري در ايران را بيش از بيش به وسط صحنه سياسي جامعه ميكشاند. ميتوان گفت بطور واقعي مبارزه كارگران شركت واحد و اين پيشرويها يكي از فاكتورهايي است كه شرايط مساعد تري را براي جلوي صحنه آمدن فعالين راديكال كارگري فراهم كرد. بطوريكه امروز ما ديگر نه تنها در شركت واحد بلكه بتدريج در بخش هاي ديگر كارگري شاهد جلو آمدن صفي از فعالين و رهبران كارگري هستيم. اينها همه گامي در جهت ايفاي نقش طبقه كارگر در تحولات سياسي امروز است.

خواستهاي كارگران شركت واحد خواستهاي سراسري كارگران

كارگران شركت واحد براي تثبيت تشكل خود به ميدان آمدند و خواست قراردادهاي دسته جمعي و پايان دادن به قراردادهاي موقت برده وار٬ انحلال شوراهاي اسلامي٬ افزايش فوري دستمزد ها كه در خيلي جاها در صحبتهايشان از رقم ٥٠٠ هزار سخن گفتند ٬ را به ميان كشيدند. طرح اين خواستها تحرك جديدي در كل جنبش كارگري در ايران بوجود آورد. طرح خواستهايي سراسري و تعرضي از سوي بخش مهمي از كارگران در ايران فورا تاثير خود را بر مبارزات كارگران در ديگر بخش ها گذاشت. خواست انحلال شوراهاي اسلامي رساتر از هر وقت در مبارزات ديگر كارگران در مراكز ديگر طرح شد. نمونه آنرا بطور مثال در مبارزه كارگران ايران صدرا در شمال ديديم كه كارگران با طرح اين خواست و خواست اجراي طرح طبقه بندي مشاغل توانستند حقوق ايام اعتصاب خود را نيز تحميل كننند.

شكل دادن به يك همبستگي بين المللي كارگري

يك وجه مهم مبارزات كارگران شركت واحد انعكاس وسيع اجتماعي مبارزات آنها بود. كارگران شركت واحد بدرست از امكاناتي چون تلويزيون ها و رسانه ها و بطور مشخص تلويزيون كانال جديد استفاده كردند و تلاش كردند صداي اعتراض خود را در سطح وسيعي در جامعه و در سطح جهاني منعكي كنند. از جامعه و از نهادهاي كارگري حمايت و پشتيباني خواستند و همراه با آن يك همبستگي بين المللي كارگري شكل گرفت و در همان بدو اين مبارزات حزب كمونيست كارگري ايران با تمام قوا به حمايت از اين مبارزات برخاست و كمپيني جهاني در حمايت از اين مبارزات را اعلام كرد. بدين ترتيب يك همبستگي بين المللي كارگري شكل گرفت كه بيسابقه بود. ما شاهد ١٥ فوريه روز همبستگي بين المللي كارگري با كارگران ايران و كارگران واحد بوديم. ما شاهد اتفاقي بوديم كه در كنفرانس سازمان جهاني كار افتاد و همانطور كه بالاتر توضيح دادم هيات حزب كمونيست كارگري ايران در آنجا صداي اعتراض كارگران در ايران را نمايندگي كرد. اينها همه لحظاتي از شكل گيري يك اتحاد بين المللي كارگري بود كه تحت فشار آن منصور اسانلو از زندان آزاد شد و اين همبستگي امروز خود به يك ركن مهم تقويت مبارزات كارگران در ايران تبديل شده است.

كمبود ها كجا بودند؟
وقتي به كل حركت شركت واحد نگاه ميكنيم٬ شاهد كمبودهايي در اين حركت هستيم كه نگاهي به اين كمبودها ميتواند درسهايي آموزنده نه فقط براي كارگران شركت واحد بلكه براي كل كارگران در ايران در بر داشته باشد

عدم اتكا به مجمع عمومي كارگري
يك كمبود مهم اينست كه سنديكاي شركت واحد نتوانست و تلاش نكرد كه نيروي عظيم كارگراني كه پشتش بودند و در اعتصاب ٤ ديماه در چنان سطح گسترده اي دست از كار كشيدند را به تمامي در صحنه نگاهدارد. نقطه اوج حركت كارگران شركت واحد اجتماع ٥ هزار نفره آنها در منطقه ٦ بود كه قاليباف و سران ديگر رژيم را به استيصال كشيده بو. اما آنجا شاهد اين بوديم كه برخي مسئولين سنديكاي شركت واحد براي ادامه حركت به تصميم كارگران رجوع نكردند و همانجا ختم حركت را يكطرفه اعلام كردند. اين گوشه اي از سنت سنديكاليستي و تصميم گيري در بالا بدون ارجاع به مجمع عمومي كارگري بود كه خود را در اين حركت نشان داد و تاثيرات منفي خود را بر ادامه حركت گذاشت. اجتماعي كه حضور داشت و سنديكا ميتوانست با اتكا به راي آن اجتماع بزرگ و با شكوه در موقعيت قدرتمندتري براي ادامه حركت قرار گيرد، عملا ناديده گرفته شد. اين نقطه ضعف را ما در طول حركت شركت واحد شاهد هستيم و مي بينيم كه برخي رهبران راديكال سنديكا شجاعانه مي ايستند٬ برخواست هاي خود تاكيد ميكنند٬ اما كمتر رو به توده كارگر سخن ميگويند و آنها را به پشت حركت خود بسيج ميكنند. نتيجه اينكه دولت همواره تلاش ميكند كه اين كارگران را در مراجع قانوني سر بدواند و اين اعتراضات را به فرسودگي بكشاند. به بيان ديگر كارگران شركت واحد عليرغم راديكاليزمشان و عليرغم پافشاري بر روي خواستهايشان و ادامه دادن به مبارزه خود تا همين اكنون٬ به نيروي قويتري چون هفده هزار كارگر شركت واحد و خانواده هايشان اتكا نميكنند و اين كمبود تاثير خود را بر مبارزات كارگران شركت واحد به جا ميگذارد. اين بدان مفهوم نيست كه محدوديتها و مشكلات و خطراتي كه براي بسيج توده كارگران در پيش روي فعالين سنديكا قرار داشت را نبينيم. اما واقعيت اينست كه تلاشي جدي در جهت بسيج توده كارگران و براي پيدا كردن راههاي در ميدان نگه داشتن آنها صورت نگرفت.

محدود نگاهداشتن مبارزه در چهارچوبه قانوني يك گرايش بازدارنده

در طول حركت اعتراضي شركت واحد ما شاهد وجود دو گرايش هستيم . يكي گرايش سنديكاليستي و متمايل به راست كه تلاش ميكند مبارزه كارگران را به چهارچوبه هاي قانوني محدود كرده و كارگران را از حركت اعتراضي وسيع باز دارد و آنها را به قول و وعده هاي مقامات رژيم دلخوش نگاه ميدارد. گرايشي كه يك پاي مذاكره با خانه كارگر و سازمان جهاني كار آي ال او ميشود. ديگري گرايش راديكال و معترض كه در واقع در كل اين حركت دست بالا را پيدا ميكند. جدال در ميان اين دو گرايش در طول اين حركت وجود داشت و در واقع اعتصاب ٤ ديماه ٬ ١٥ فوريه و هبستگي بين المللي كارگري و موقعيت امروز كارگران واحد در جامعه و در سطح بين المللي حاصل دست بالا پيدا كردن گرايش راديكال در راس حركت اعتراضي كارگران شركت واحد است. اما گرايش سنديكاليست و راست بدليل موقعيت بوروكراتيك خود ميتواند همچنان بعنوان يك عامل بازدارنده نقش ايفا كند. اتفاقا٬ در شرايطي كه مبارزه اشكال پيچيده تري بخود ميگيرد٬ در شرايطي كه رژيم ميكوشد فشار خود را بر كارگران شدت دهد٬ سنت مبارزه در چهارچوبه سنديكا و محدوديت هاي آن٬ بستر مناسبي است كه به گرايش راست و عدم اتكا به مجمع عمومي كارگري و دخالت مستقيم كارگران در پيشبرد مبارزه٬ امكان ادامه حيات ميدهد. اين نقش رهبران راديكال و كمونيست است كه هوشيارانه به اين مانع نگاه كنند و با در جريان قراردادن كل كارگران از كل حركت و با كشاندن اعتراض به جامعه و دخيل كردن خانواده هاي كارگري در جريان مبارزه گرايش ديگر را به حاشيه برانند. خوشبختانه امروز ما بار ديگر شاهد رشد گيري گرايش راديکال و کارگري در سنديکاي واحد هستيم. گرايشي که از مبتکرين کمپين اعتراضي براي خواست افزايش دستمزدهاست. به اخراج و سياستهاي ضد انساني رزيم اسلامي در قبال کارگران افغان معترض است و امروز سالگرد اعتصاب خود را ارج ميگذارد و اعلام ميکند که کوتاه نمي آيد و عقب نمي نشيند.

جمهوري اسلامي انتقام ميگيرد
جايگاه اعتراضات کارگران شرکت واحد امروز بر همه کس روشن است. رزيم اسلامي ميکوشد شکست سياسي خود را جبران کند. و طي اين سه سال بعد از اعتصاب با شکوه کارگران شرکت واحد همواره فعالين اين سنديکا را زير فشار و تهديد قرار داده است. از جمله:
در تاريخ ١٩ مرداد ٨٦ منصور اسانلو دستگير و روانه زندان شد و چندي بعد به او حکم ٥ سال زندان تعزيري داده شد و از آن تاريخ تا کنون او در زندان بسر ميبرد و چندي پيش منصور اسانلو را از زندان اوين به زندان رجايي شهر کرج انتقال دادند. طي فراخوان آي تي يو سي در مورخه ١٨ مرداد ٨٦ اعضاي سنديکا مقابل منزل مادر اسانلو تجمع کردند که منجر به دستگيري هشت نفر از اعضاي سنديکا شد. همچنين ابراهيم مددي نايب رييس سنديکاي کارگران شرکت واحد در تاريخ ٧ دي ٨٧ براي اجراي حکم ٤٢ ماه زندان دستگير شد و هم اکنون در زندان اوين به سر ميبرند. عباس نزند کودکي. سعيد ترابيان. عطا باباخاني. داود رضوي. يعقوب سليمي و علي زاده حسين از ديگر اعضاي سنديکا هستند که دستگاه قضايي حکم تعليقي از ٦ تا ١٤ ماه را براي آنان در نظر گرفته است. اما کارگران از پا نمي نشينند.

بطور خلاصه مبارزه كارگران شركت واحد با تعرض وحشيانه جمهوري اسلامي مواجه شد و فشارهاي سنگيني را بر كارگران وارد كرد. فشارهايي كه طي اين سه سال به كارگران وارد شده براستي وحشيانه بوده است. در فضاي فقر و بي تاميني و گراني وحشتناك، بسياري از كارگران اخراج شده و به حال خود رها شدند. شماري مدام زير تهديد و احضار و دادگاه و زندان قرار گرفتند. حكومت اسلامي و پادوها و مزدورانش نميتوانند كينه خود به رهبران كارگران واحد را مخفي كنند.

اما كارگران واحد همچنان خار چشم جمهوري اسلامي هستند. كسي نميتواند موقعيت سياسي و اخلاقي آنها را از آنها بازپس گيرد. در اولين تكان سراسري براي به زير كشيدن جمهوري اسلامي، اين كارگران شركت واحد هستند كه بر سر دست بلند ميشوند و دشمنانشان آماج خشم و نفرت و انزجار ميليوني مردم قرار ميگيرند.

زنده باد كارگران واحد. مرگ بر جمهوري اسلامي

ديگر شاهد رشد گيري گرايش راديکال و کارگري در سنديکاي واحد هستيم. گرايشي که از مبتکرين کمپين اعتراضي براي خواست افزايش دستمزدهاست. به اخراج و سياستهاي ضد انساني رزيم اسلامي در قبال کارگران افغان معترض است و امروز سالگرد اعتصاب خود را ارج ميگذارد و اعلام ميکند که کوتاه نمي آيد و عقب نمي نشيند. در همين رابطه طي جمعبندي اي سه ساله از مبارزات کارگران شرکت واحد سعيد ترابيان مسيول روابط عمومي اين تشکل در بخش جمعبندي گزارش خود مينويسد: در سه سال گذشته آن چه بر ما گذشت سراسر سرکوب بود و فشار. اعضايمان دستگير و زنداني شدند مورد ضرب و شتم قرار گرفته و از کار اخراج شند.اعضاي ما که از کار اخراج شده اند در ديگر جاها ممنوع الاستخدام شده و دوران سختي را ميگذرانند. باتمام اين ها در اين سه سال تجربيات زيادي را اندوختيم تا روزي شاهد برپايي مدني ترين نهادهاي کارگري در کشورمان باشيم. از اعتراضات فعالين سنديکاي ما روشن کردن چراغهاي اتوبوسها تا اعتصاب بهمن هشتا و چهار سه سال ميگذرد سه سالي که در زندگي اعضا و فعالين سنديکا تجارب عميقي را به همراه داشته است. تجربه اي که نه تنها براي ما از ارزش فوق العاده اي برخوردار بوده بلکه با شواهد موجود و راهگشايي براي مبارزات کارگران ايران و منطقه بوده است. هنوز زنداني بودن رييس و نايب رييس سنديکا بيکاري دهها فعال سنديکايي عدم بازگشت به کار . ممنوع الاستخدام بودن در ديگر محيطهاي کارگري و صدور احکام نا عادلانه سايه سنگين خود را بر سر ما گسترانده است. ما فعالين سنديکايي با باور به اين که اين مبارزه مختص ما نيست و همه اقشار جامعه کارگري را در بر ميگيرد از فشارها و سرکوب هاي ناروا شانه خالي نکرده و هيچ پيشنهادي را که ميتوانست نويد بخش زندگي آرام و تامين و بي دغدغه براي خود و خانواده مان باشد نپذيرفتيم . هر چند که به اعتقاد برخي دوستان بهتر مي بود به پيشنهادهاي ارايه شده بلي بگوييم اما ايمان ما به راهمان براي زندگي شايسته و درخور براي همه کارگران هيچگاه ما را در راهي که بر گزيده بوديم سست نکرده است. سرکوبهاي وارده بر پيگره فعالان سنديکا به حدي هر روز بر شدتش افزون شد که ابعاد جنگ رواني يافت ولي ما را به اين نتيجه رساند که هر چند شرايط سخت و مهلک است ولي استقامت و پايداري لازمه ادامه کار است. اين فشار ها ما را بر اين باور استوار ساخت که جامعه ما نياز به فضايي دموکراتيک دارد و دستيابي به تشکل کارگري ميتواند پيش زمينه هر نوع تشکل دمکراتيک در جامعه بوده و فضا را براي دمکراتيک شدن جامعه فراهم کند. تجارب و مبارزات سنديکاي شرکت واحد که کل جنبش کارگري ايران در رشد و افت اش سهيم بوده است نياز به آن دارد که بدون خودستايي به اين سه سال نگاهي اجتمالي داشته باشد تا از اين رهگذر به رشد و ترقي اهدافش در آينده ياري دهد و از تکرار اشتباهات جلوگيري به عمل آيد و از دستاوردهايش سکويي ساخته شود براي ديگر نهادهاي کارگري تا بتوان براي بهبود زندگي مردم ئحمتکش ميهنمان قدم مثبتي برداشت.

جمهوري اسلامي انتقام ميگيرد
جايگاه اعتراضات کارگران شرکت واحد امروز بر همه کس روشن است. رزيم اسلامي ميکوشد شکست سياسي خود را جبران کند. و طي اين سه سال بعد از اعتصاب با شکوه کارگران شرکت واحد همواره فعالين اين سنديکا را زير فشار و تهديد قرار داده است. از جمله:
در تاريخ 19 مرداد 86 منصور اسانلو دستگير و روانه زندان شد و چندي بعد به او حکم 5 سال زندان تعزيري داده شد و از آن تاريخ تا کنون او در زندان بسر ميبرد و چندي پيش منصور اسانلو را از زندان اوين به زندان رجايي شهر کرج انتقال دادند. طي فراخوان آي تي يو سي در مورخه 18 مرداد 86 اعضاي سنديکا مقابل منزل مادر اسانلو تجمع کردند که منجر به دستگيري هشت نفر از اعضاي سنديکا شد. همچنين ابراهيم مددي نايب رييس سنديکاي کارگران شرکت واحد در تاريخ 7 دي 87 براي اجراي حکم 42 ماه زندان دستگير شد و هم اکنون در زندان اوين به سر ميبرند. عباس نزند کودکي. سعيد ترابيان. عطا باباخاني. داود رضوي. يعقوب سليمي و علي زاده حسين از ديگر اعضاي سنديکا هستند که دستگاه قضايي حکم تعليقي از 6 تا 14 ماه را براي آنان در نظر گرفته است. اما کارگران از پا نمي نشينند. در قسمت پايايي گزارش سه سال مبارزه کارگران شرکت واحد که در بالا به آن اشاره کردم . سعيد ترابيان مينويسد:
ما فعالان سنديکايي با تمام فشار ها و موانع موجود به ادامه کار مصمم بوده و تمام تلاش خود را براي زندگي بهتر کارگران به انجام خواهيم رساند. و در خاتمه اين گزارش ادامه ميدهد:
با تمام اعمال فشارها و سرکوب ها از پا ننشستم و مصمم و پر اراده به کار خود ادامه خواهيم داد. هر چند امروز دو نفر از اعضاي ما آقايان منصور اسانلو و ابراهيم مددي رييس و نايب رييس سنديکا به ناحق در زندان به سر ميبرند .
زنده باد کارگران شرکت واحد.
زنده باد همبستگي کارگري

كارگر كمونيست ٩٩، ١٠ بهمن ٨٧

 

Advertisements

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s

%d bloggers like this: