شهلا دانشفر

خوش آمديد

شروع سال تحصیلی و مبارزه معلمان

گفتگو با شهلا دانشفر

انترناسيونال: بازگشايي مدارس و دانشگاهها نزديک است. سال تحصيلي گذشته با اعتراضات گسترده معلمان پايان يافت٬ امسال با شروع سال تحصيلي جديد اوضاع از چه قرار است؟

شهلا دانشفر: واقعيت اينست که با فضاي اعتراضي که در ميان معلمان و دانشجويان هست٬ اکنون در ايران بازگشايي مدارس و دانشگاهها و شروع سال تحصيلي جديد يک اتفاق مهم است. گويي همه منتظرند که سال تحصيلي جديد شروع شود و جنب و جوش گسترده تري در همه جا برپا شود. البته چند سالي است که وضعيت به اين شکل است و با بازگشايي مدارس جامعه تحرک جديدي بخود ميگيرد. اما اين مساله بعد از اعتراضات گسترده اي  که معلمان داشتند٬ با اعتصابات با شکوه و تجمعات هزاران نفره اي که در پايان سال گذشته برپا داشتند  و با اتفاقاتي که در اين مدت گذشته است٬ فضا را بيش از هر وقت ملتهب و پر جنب و جوش کرده است. از همين رو رژيم اسلامي نيز از هراس شروع سال تحصيلي و از سرگيري اين اعتراضات و در ادامه تهاجمي که تلاش کرده است به اعتراضات کل جامعه وارد کند٬ در اين فاصله دست بکار شده و  ما شاهد زير فشار قرار گرفتن بيشتر معلمان معترض و فعالين اعتراضات دور جديد معلمين از سوي رژيم هستيم. از جمله تعدادي از معلمان احکام اخراج و انفصال از خدمت و حتي تبعيد به ديگر شهرها گرفته اند. و تعدادي از آنان که در اعتراضات اخير معلمين دستگير و زنداني شده بودند و با قيد وثيقه از زندان آزاد شدند٬ در اين مدت به دادگاه احضار شده و براي آنها احکام زندان و اخراج صادر شده است. همچنين رژيم تشکلهايي که معلمان در اين مدت شکل داده اند را هدف قرار داده است و براي نمونه حکم انحلال کانون صنفي معلمان در کرمانشاه صادر شده است.  اين فشارها فضاي اعتراض را شدت داده است. اکنون معلمان مترصد بازگشایي مدارس و جمع شدن دوباره و از سرگيري اعتراضاتشان به شکل سراسري و سازمانيافته هستند. همه جا بحث از ادامه اين اعتراضات است. از جمله در همين فاصله نيز ما شاهد چندين حرکت اعتراضي از سوي معلمان بوديم. از جمله تجمع معلمان خميني شهر٬ تجمع معلمان در مريوان و تجمعات پي در پي معلمان حق التدريس درمقابل مجلس اسلامي است.

انترناسيونال: يک خواست محوري که از سوي معلمان در مبارزات اخيرشان مطرح بود اجراي نظام هماهنگ حقوقها بود٬ جايگاه اين خواست براي معلمان چيست ؟ خواستهاي واقعي معلمان کدامند؟

شهلا دانشفر: درست است٬ خواست محوري معلمان دراعتراضات دور اخير اجراي نظام هماهنگ حقوقها بود. اين خواست به لحاظ حقوقي عبارت بود ازهماهنگ کردن حقوق پرسنل نهادهاي دولتي و هم طراز کردن آن در نهادها و وزارت خانه هاي مختلف. و مبارزات اخير معلمان نيز از  اعتراض به لغو لايحه اي که قبلا در زمان خاتمي به مجلس ششم رژيم اسلامي داده شده بود٬ شروع شد.  اما همه ميدانيم که  اعتراض اصلي معلمان به نازل بودن سطح حقوق و دستمزدشان است که در اين قالب بيان ميشود. اعتراضشان به تبعيض موجود و موقعيت فرودست خود در جامعه است. از جمله در اعتراضات همين دوره معلمان ديديم که آنها در کنار طرح خواست اجراي اين طرح به مساله افزايش فوري سطح حقوقهايشان تاکيد داشتند. گفتند که ديگر حاضر نيستند زير خط فقر زندگي کنند. از افزايش اساسي سطح حقوقهايشان سخن گفتند و حتي در ميان آنان صحبت از يک ميليون حداقل حقوق بود. معلمان در اعتراضاتشان خواست اجراي نظام هماهنگ حقوقها را مطرح کردند٬ اما در شعارها و اعتراضاتشان در واقع تبعيض و نابرابري در جامعه را مورد اعتراض قرار دادند. از جمله در اعتراضات سال ٨١ بود که معلمان شعار ميداديند نماينده مجلس ٦٠ ميليون و معلم ٦٠ هزار و با اين شعار بطور واقعي بطور پايه اي تري تبعيض در جامعه را مورد حمله قرار دادند و توقع و  تصوير معلم و کارگر را از زندگيش و از خواستهايش عوض کردند.  بنابراين  ميتوانم بگويم که اينها خود يک پيشروي در جنبش اعتراضي معلمان بود که تاثير خود را بر اعتراضات کارگران نيز گذاشت. اما اجازه بدهيد که به نکاتي هم در مورد خود اين خواست٬ يعني اجراي نظام هماهنگ حقوق ها ٬ اشاره کنم.

واقعيت اينست که اگر نظام هماهنگ حقوقها اجرا شود٬ بهبودي ناچيز در سطح حقوق معلمان بوجود مي آيد و طبعا ما از هر درجه از بهبود در وضعيت معلمان استقبال ميکنيم. اما به نظر من منحصر کردن مبارزه معلم به طرح خواست اجراي نظام هماهنگ حقوق ها٬ مبارزه مستقيم آنان براي خواست مشخص و روشن افزايش حقوق ها را به حاشيه ميبرد. بعلاوه خواست اجراي نظام هماهنگ حقوقها فرمول مبهمي است که اگر توضيحي در کنارش نباشد٬ بطور واقعي براي جامعه روشن نيست که خواست معلمان چيست٬ و از چه چيزي بايد حمايت کنند. و بالاخره اينکه ضعف ديگر طرح خواست به اين صورت٬  مهار کردن مبارزه معلمان به مراجع دولتي و سردواندن آنهاست. بگذريم از اينکه بطور واقعي نيز به اجرا درآمدن چنين طرحي٬ خود يک توهم آشکار است. بويژه در شرايطي که بن بستي اقتصادي رژيم را فلج کرده است٬ رژيم اسلامي براي بقاي خود هر روز تهاجم جديدي را به سطح معيشت و زندگي کارگران وارد ميکند٬  اجراي اين طرح براي آن هزينه سنگيني دارد و تنها به آموزش و پرورش نيز محدود نمي ماند و دولت با تمام قوا در برابر آن مي ايستد.  از اينرو و با توجه به همه اين نکات به نظر من منحصر کردن اعتراض معلمان به اجراي نظام هماهنگ حقوقها به سردرگمي و ناروشني در مبارزات معلمان شدت ميدهد و  حداقل امروز ديگر طرح خواست اجراي نظام هماهنگ از سطح مبارزات کنوني معلمان عقب تر است.

نتيجه اينکه  دل خوش کردن معلمان به اجراي لايحه اي از سوي دولت و سردواندن آن توسط دولت و مجلس و غيره يک جنبه منفي منحصر کردن خواستهاي معلمان به خواست اجراي نظام هماهنگ دستمزدهاست. بطوريکه  تا همين جا نيز محدوديت هاي اين خواست را در مبارزات تا کنوني معلمان ديده ايم و طرح اين خواست براي خود آنان نيز جايگاه مهم اوليه اش را ندارد. درست است که اعتراضات اخير معلمان حول اين خواست به حرکت افتاد ولي امروز بيش از هر وقت ضروري است که  معلمان با خواستهاي روشني به جلو بيايند و در واقع پرچم مبارزه براي افزايش حقوقها و دستمزدها را که خواست کل جامعه است را به دست بگيرند. من شک ندارم که با اين کار ما شاهد شکل گيري يک جنبش قدرتمند حول خواست افزايش دستمزدها و يک پيشروي بزرگ در اعتراضات معلمان و کارگران در جامعه خواهيم بود.

بدين ترتيب  لب کلام من اينست که خواست اول معلمان افزايش اساسي سطح حقوقها ست و معلمان بايد با طرح روشن همين خواست و تعيين مبلغي براي سطح حقوقي که مورد نظرشان است به جلو بيايند و حول آن متحد شوند و اعتراضاتشان را به پيش برند. اين يک گام کليدي در قدرتيابي مبارزات معلمان و جلب حمايت هر چه وسيعتر جامعه از اعتراضات آنان است.

اما به قسمت آخر سئوال شما يعني در مورد خواستهاي ديگر معلمان نيز اشاراتي ميکنم. از ديگر خواستهاي رفاهي معلمان ايجاد تسهيلات لازم براي تامين مسکن و بهداشت و درمان رايگان است. اما خواستهاي معلمان به خواستهاي رفاهي آنها محدود نميشود. معلمان خواهان زدوده شدن خرافات از کتب درسي شده اند. معلمان حق تشکل و حق اعتصاب را حقوق مسلم خود ميدانند و براي آن مبارزه ميکنند. معلمان خواهان آزاد ي بيان و عقيده خود هستند.  اينها خواستهايي است که معلمان در اعتراضاتشان و به اشکال مختلف مطرح کرده اند. اما وقتي به شعارها و به فصاي اعتراض معلمان نگاه ميکنيم٬ شعارهايي چون معيشت ٬ منزلت حق مسلم است٬ معلم ٬ کارگر٬ دانشجو اتحاد اتحاد٬ ٢٨ سال گذشت پول نفت ما کجا رفت٬ ٢٨ سال گذشت عدالت کجا رفت  و بالاخره شعار سوسياليسم به پا خيز براي رفع تبعيض فضاي واقعي مبارزات معلمان و خواستهاي آنها  را تصوير ميکند.

انترناسيونال: مدارس باز ميشوند و معلمان دوباره دور هم جمع ميشوند. تاکيدات شما در ادامه اعتراضاتي که معلمان داشته اند چيست؟

شهلا دانشفر: همانطور که اشاره کردم بعد از تعطيلات مدارس و اکنون با نزديک شدن بازگشايي مدارس رژيم اسلامي فعالين و رهبران اعتراضي معلمان را زير فشار اخراج و تبعيد و زندان قرار داده است. بنابراين اولين گام اينست که  با پاسخي قاطع  سلاح سرکوب را از دست رژيم برگيريم. در اين رابطه بايد اعتراضي گسترده در حمايت از معلمان معترض و تحت فشار را در دستور فوري کار خود قرار دهيم. با اولتيماتوم دادن و با طومارهاي اعتراضي و تجمعات خود خواهان لغو احکام صادر شده براي آنان و لغو پرونده هاي معلماني شويم که قرار است به دادگاه احضار و مورد محاکمه قرار گيرند. اين يک گام مهم در ادامه مبارزات ماست. بويژه در اين ميان مدارسي که در آن همکارانمان از کار اخراج و تبعيد شده و يا حکم بازداشت گرفته اند٬ بايد پيشاپيش اين حرکت قرار گيرند. همين جا لازمست تاکيد کنم که در پيشبرد اين اعتراض بايد صداي اين اعتراض را به سطح جهاني کشاند و بايد تلاش کنيم که حمايت وسيع سازمانها و نهادهاي آزاديخواه در سطح بين المللي را در اعتراض به اين فشارها و لغو احکام صادر شده براي معلمان جلب کنيم. به نظر من موضوع جلب حمايت بين المللي از مبارزات معلمان يکي از حلقه هاي ضعیف مبارزات معلمان بوده است که در دور آتي بايد از اين امکان و فرصت بيشتر و بصورت موثرتري استفاده شود.

بعلاوه همانطور که اشاره کردم معلمان خواستهاي برحقي داشتند که پاسخ نگرفته است. معلمان در پايان سال تحصيلی گذشته و در کوران اعتراضاتشان تاکيد داشتند که به مبارزاتشان ادامه خواهند داد. بايد خود را براي پيشبرد متحد و سازمانيافته اين مبارزات آماده کنيم. از همين رو  دومين گام اينست که معلمان خواستهاي خود را بصورت بيانيه اي روشن بنويسند و حول اين خواستها متحد شوند. خواستهاي خود را به گوش جامعه برسانند و حمايت وسيع مردم بويژه خانواده هاي دانش آموزان و بخش هاي مختلف را به خود جلب کنند.  بيانيه اي که خواست افزايش حقوقها و تعيين مبلغي روشن براي آن در صدر خواستهاي معلمان قرار دارد. بيانيه اي که در آن معلمان اعلام ميکنند که حق تشکل٬ حق اعتصاب و حق آزادي بيان و عقيده را حق مسلم خود ميدانند  و  خواهان يک آموزش و پرورش انساني و متناسب با استانداردهاي امروز بشري هستند. همانطور که گفتم در شرايط کنوني٬ بازگشايي مدارس و دانشگاهها خود يک اتفاق مهم است٬ بدون شک امسال ما با جنب و جوش وسيعي در ميان معلمان و دانشجويان روبرو خواهيم بود  و بايد به استقبال آن برويم

انترناسيونال ٢٠٩،  ٢٣ شهريور ٨٦. *

Advertisements

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s

%d bloggers like this: