شهلا دانشفر

خوش آمديد

عسلويه يك مركز مهم كارگري در ايران

نگاهي به اعتراض اخير بيش از ١٥٠٠ كارگر در عسلويه

عسلويه با بيش از ٥٢٠٠٠ كارگر يك مركز مهمي كارگري در ايران است. اين خود به اين مركز اهميت ويژه اي ميبخشد. اما جنبه ديگر مهم در عسلويه اينست كه شركت هاي توليدي در اين اردوگاه به صنعت نفت مربوط و وابسته اند. در اين مجتمع بزرگ شما شاهد دو تصوير كاملا متفاوت هستيد. از يكسو يك اردوگاه جهنمي و برده وار كار كه بيش از هر چيز يادآور اردوگاههاي اجباري كار در دوران نازيستهاست. از سوي ديگر عسلويه بعنوان يك بمب انفجاري اعتراض كه بارها خود مقامات رژيم نسبت به آن ابراز نگراني كرده و آنرا خطري براي نظام دانسته اند.

جهنمي به نام عسلويه

عسلويه يك اردوگاه اجباري كار است. در اين منطقه چند پتروشيمي و فازهاي مختلفي براي بهره برداري از حوزه هاي گازي در جنوب و صدور آن به خارج قرار دارد كه زير نظر شركت فرانسوي “تونال” ميباشد. حدود ٥٢٠٠٠ كارگر در آنجا در استخدام شركت هاي كوچكي كه تحت پوشش شركتهاي بزرگتر قرار دارند٬ به كار اشتغال دارند . اين شركت ها تماما وابسته به نفت هستند. در هر شركت كارگران با ٤ تا ٥ پيمانكار طرف حساب هستند. فشار كار در اين شركت ها بسيار بالاست و كارگران در شرايطي سخت و برده وار به كار اشتغال دارند. در اين منطقه حتي از آن قراردادهاي سفيد امضا نيز خبري نيست و عدم پرداخت بموقع دستمزدها يك روال عادي كار است. از جمله كارگري كه براي كار راهي اين اردوگاه ميشود از قبل ميداند كه تا ٤ ماه اول كارش دستمزدي به او پرداخت نخواهد شد و با اندكي اندوخته به آنجا ميرود تا دريافت اولين دستمزدش آنهم بعد از كلنجار رفتن بسيار بتواند روزگار بگذراند. استخدام ها بصورت سفارشي و توسط دلال ها و واسطه ها صورت ميگيرد و كارفرما هر گاه كه تصميم گرفت ميتواند كارگرانش را از كار بيكار كند. ٩٠ درصد كارگران در اين منطقه غير بومي و از شهر هاي مختلف ايران براي كار به اين منطقه راهي شده اند. سطح دستمزد كارگران در عسلويه بسيار پايين و رقمي بين ١٢٥ هزار تا ٣٠٠ هزار تومان در ماه است و ساعت كار با احتساب ساعت غذا ١٢ ساعت در روز است كه بسيار طولاني و طاقت فرساست. استخدام كارگران عمدتا بصورت موقت دو تا سه ماهه است و بعد كارفرما كارگر را از كار بيكار ميكند تا بيمه اي به او تعلق نگيرد.
در اردوگاه عسلويه امكانات زيستي بسيار نازل و شرايط زندگي كارگران بسيار تحقير آميز است. از جمله كيفيت بد غذا همواره يكي از موضوعات اعتراض كارگران در شركت هاي مختلف در اين اردوگاه كاري بوده است.
محل زندگي كارگران اطاقهاي كوچك سه در چهار است كه بيشتر شبيه سلولهاي زندان است و در هر اطاق هفت تا هشت كارگر زندگي ميكنند. موكت هاي و وسايل اطاق فرسوده و پر از ساس و شپش است. حتي تحت خواب به اندازه كافي نيست و بسياري از كارگران بعد از كاري طولاني و فرساينده محلي براي آسايش ندارند. آب در اين اردوگاه آنچنان آلوده است كه بسياري از كارگران به بيماريهاي پوستي مبتلا شده اند.
در چنين شرايط برده وار كاري٬ كارگر كوچكترين تامين شغلي ندارد و با كوچكترين اعتراضي از كار بيكار ميشود. در اين اردوگاه اعتياد بيداد ميكند و بسياري از افرداد به دليل محروميت مطلق از هر گونه رفاه و تفريحي تنها تسكينشان پناه بردن به مواد مخدر است. گزارش شده است كه مصرف مواد مخدر علني و در اطاقها انجام ميگيرد و علنا داخل كمپ ها اين مواد بفروش ميرسد. در اين اردوگاه تنها يك منطق حاكم است٬ كار ارزان كارگر خاموش.

عسلويه به عنوان يك بمب انفجاري اعتراض

با توجه به همه فشار ها و شرايط واقعا برده وار كار در عسلويه٬ اين مركز با بيش از ٥٢٠٠٠ كارگر يك مركز انفجاري اعتراض و مبارزه است. سال گذشته بود كه با بالا گرفتن اعتراضات در اين منطقه احمدي نژاد سفري به آنجا كرد و همزمان با سفرش ما شاهد چندين حركت و اعتراض از سوي كارگران در شركت هاي مختلف در اين اردوگاه كاري بوديم. بطوريكه خود مقامات دولتي از اوضاع بحراني عسلويه سخن گفتند و از آن بعنوان تهديدي براي نظام ياد كردند. حتي مساله آنچنان حاد شد كه به كار تعدادي از شركتهايي كه دستمزد كارگران را پرداخت نميكردند٬ خاتمه داده شد تا بلكه ذره اي فضا را آرام كنند. بدين ترتيب ما همواره شاهد اعتراض كارگران در اين مجتمع براي نقد كردن دستمزدهاي پرداخت نشده خود و عليه فشار ها و تعديات كارفرمايان بوده ايم. با توجه به گستردگي اين مجتمع و وابستگي اش به صنايع نفت كه يك بخش كليدي در اقتصاد ايران است٬ اعتراضات كارگري در اين منطقه جايگاه مهمي پيدا ميكند. از همين رو انعكاس فوري و وسيع هر حركت و اعتراضي در كل اين منطقه و در ميان كارگران نفت و تلاش براي شكل گيري يك همبستگي وسيع كارگري و سازمان دادن اعتراضات همزمان چندين شركت و در سطح منطقه ميتواند كل اين منطقه را به تكان درآورد.

نگاهي به اعتراض اخير ١٥٠٠ كارگر در عسلويه

اعتصاب بيش از هزار و پانصد كارگر در فاز ٩ و ١٠ پالايشگاه عسلويه در روز صبح ٧١ ديماه يك اتفاق مهم در مجتمع عسلويه بود. همانطور كه اشاره كردم اين مجتمع همواره مركز اعتراض و مبارزه كارگران بوده است. اما ابعاد گسترده اين حركت اعتراضي و اعتصاب بيش از هزار و پانصد كارگر در آنجا كه در همان روز ٢٠٠ نفر از كارگران اعتصابي بصورت راهپيمايي بسمت محل شرکت “01 ” که محل کارفرمای اصلی است و تجمع آنان در مقابل دفتر كارفرما انعكاس وسيعي به اين حركت در كل مجتمع داد. اين حركت فضاي اعتراضي در كل منطقه را دامن زد و از اين روز اكنون ما شاهد يك جنب و جوش جديدي در كل مجتمع هستيم. در اين روز گارد ويژه كه همواره در منطقه عسلويه مستفر هست كارگران را مورد تهديد قرار داد٬ كارفرما تلاش كرد با وعده هاي هميشگي كارگران را به آرامش دعوت كند٬ اما اعتراض كارگران تا روز ١٩ ديماه ادامه يافت و كارفرما با وساطت گاردويژه و اطلاعات به كارگران قول داد كه تا ٢٥ ديماه دستمزدهاي پرداخت نشده كارگران را پرداخت خواهد كرد. بدين ترتيب كارگران موقتا به اعتصابشان پايان دادند و اولتيماتوم دادند كه اگر كارفرما به قول خود عمل نكند دوباره دست از كار خواهند كشيد. نكته مهم در اين حركت اعتراضي٬ اتحاد و همبستگي كارگران و انعكاس وسيع اين اعتراض در كل منطقه بود.
نكته قابل توجه اينست كه مساله دستمزدهاي پرداخت نشده در منطقه عسلويه٬ مساله بخش وسيعي از كارگران است و بدنبال اعتصاب بيش از هزار و پانصد كارگر در فاز ٩ و ١٠ ٬اكنون بهترين فرصت است كه كارگران كمونيست و رهبران كارگري در تماسي نزديك با كارگران معترض در ديگر شركتها حركتي وسيعتر و گسترده تر را براي روز دوشنبه ٢٥ ديماه كه روز موعود كارفرماست٬ تدارك ببينند. با يك قدرتنمايي بزرگ و با بسيج يك همبستگي وسيع در كل منطقه عسلويه٬ نه تنها كارگران ميتوانند دستمزدهاي پرداخت شده خود را نقد كنند بلكه در موقعيتي بهتري قرار ميگيرند تا ديگر خواستهايشان را به ميان بكشند. براي شكل دادن به يك اتحاد گسترده و وسيع در حمايت از مبارزات كارگران عسلويه تلاش كنيم. اعلام كنيم كه نيروهاي سركوب رژيم بايد فورا از اين منطقه اخراج شوند و دستمزدهاي پرداخت نشده كارگران بايد فورا پرداخت شود.
براي شكل دادن به يك مبارزه متحد و سراسري در منطقه عسلويه بكوشيم و بعنوان يك گام مهم با تمام قوا از اعتراض كارگران فاز ٩ و ١٠ حمايت كنيم. پيروزي اين كارگران بدون شك مستقيما بر وضعيت ساير كارگران در كل مجتمع تاثير خواهد گذاشت و كل اين منطقه را به تكان در خواهد آورد

كارگر كمونيست ٥٠،  ٢١ دي ٨٥.

Advertisements

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s

%d bloggers like this: