شهلا دانشفر

خوش آمديد

كارگران و جدال بر سر دستمزد

متن مصاحبه با اصغر كريمي و شهلا دانشفر در تلويزيون انترناسيونال


کيوان جاويد: دولت اعلام کرده که از سال جديد حقوقهاي کارگران ٢٠ درصد افزايش پيدا ميکند و مبلغ ٢١٩٦٠٠ تومان ميشود. کارگران هم اعلام کرده اند که با کمتر از يک ميليون تومان نميشود زندگي کرد. همانطوري که شما هم نامه و اعلام موضع کارگران را که به امضاي ١٥٠٠ نفر آنهم در بيش از ٢٠ مرکز توليدي و معلمين و بازنشستگان رسيده ملاحظه کرده ايد، ضمن اينکه خود دولت خط فقر را ٦٠٠هزار تومان و خط بقا را ٤٦٠هزار تومان تعيين کرده، با اينهمه دستمزد سال جديد را يک سوم خط فقر و کمتر از نصف خط بقا تعيين نموده است. کارگران گفته اند که با کمتر از يک ميليون تومان نميتوان يک زندگي شايسته انساني داشت يعني حتي بايد از آنهم بيشتر باشد، شما چه فکر ميکنيد؟

شهلا دانشفر: روشن است که وضعيت چگونه است. همانطوري که گفتيد خط فقر بنا به ارزيابي خود حكومت ٦٠٠هزار تومان است و خط هزينه کارگر هم که از نظر اين آقايان٬ خط بقا است ٤٦٠هزار تومان است. حال بر مبناي همين صحبت هاي خودشان مي بينيم که حداقل دستمزد تعيين شده براي سال ٨٧ بسيار پايين تر از خط بقايي است که خودشان اعلام کرده اند. از همين رو به نظر من تعيين حداقل دستمزد ٢١٩ هزار تومان در واقع يک تصميم جنايتکارانه است! اما روشن است که بطور واقعي اين ارقامي که از سوي دولت تعيين ميشود براي کارگران هيچ اعتباري ندارد. کارگران انرا نمي پذيرند. و در واقع اين اعلام جنگ رژيم به کارگران است و ما شاهد جدال هرروزه کارگران براي اينکه بتوانند معاش روزانه خود را تامين کنند هستيم. همين الان هم خوشبختانه شما ميبينيد که همزمان با اعلام تصميم دولت٬ طومار اعتراضي کارگران با بيش از ١٥٠٠ امضا بيرون مي آيد که در آن کارگران اعلام کرده اند حتي با يک ميليون تومان هم نميتوان آنچنانکه شايسته ي شان انسان است در اين جامعه زندگي کرد”. بنابراين امسال ميبينيد که در واقع جنگ شروع شده است. اما اجازه بدهيد که در رابطه با تصميم گيري دولت بر سر ميزان حداقل دستمزدها کمي به عقب برگردم. اينها از همان آذر ماه ستاد مزد را تشکيل دادند٬ غور و تفحص کردند و طبقه معمول با جلو کشيدن ارقامي بر سر ميزان خط فقر و خط و بقا و غيره سعي کردند٬ نظر سنجي کنند و فضا را آماده کنند. تا امروز که به اين تصميم رسيدند. همراه با جريان داشتن اين مباحث در درون دولت٬ بحث در جنبش کارگري نيز داغ بود و ميتوان گفت نتيجه اش همين طوماري است که مي بينيد. چرا که اين يک حرکت اجتماعي است که بدون شک يک شبه صورت نگرفته است. همه اينها فضاي پر جنب و جوش جنبش کارگري را نشان ميدهد. بطور واقعي دولت در هراس از اعلام اين تصميم خود بود. همين روز گذشته بود که اعلام کردند که تا ساعت هشت شب ميزان حداقل دستمزد روشن خواهد شد و ٨ ميليون کارگر و ٥/٢ ميليون کارفرما منتظر اين نتيجه هستند و بعد اعلام کردند که خير چون بحث بر سر هفده درصد افزايش بوده و در شورايعالي کار بر سر آن توافق نبوده است تا ساعت يازده شب طول ميکشد و وقتي هم که معلوم شد آمدند و بيشرمانه اين ٢٠ درصد را اعلام کردند. همه اينها در واقع بيم و هراس اينها را نشان ميداد. همانطوري که طومار اعتراضي کارگران نشان ميدهد حتي معلوم نيست که اين ٢٠ درصد چطور محاسبه شده است؟ تناسب آن با نرخ تورم چيست؟ تناسب آن با قيمت هاي واقعي اجناس و هزينه مسکن و هزينه زندگي چيست٬ وقتي که خودشان از ٦٠٠ هزار تومان خط فقر صحبت ميکنند. شما نگاه کنيد. در طول تمام سالهاي حاکميت جمهوري اسلامي و حتي قبل از آن سطح دستمزد هيچ نسبتي با تورم نداشته است و هر سال دولت همينطور يک مبلغي را تعيين کرده است. مثلا ١٨٣ هزار تومان سال گذشته هزينه چه بخشي از سبد هزينه کارگر بود که امسال آنرا ٢٠ درصد افزايش داده اند؟ آنهم در شرايطي که نسبت به سال گذشته قيمت ها بطور سرسام آوري افزايش يافته است و در همين هفته اخير از افزايش بسياري از ارقام مواد غذايي گزارش شده است. بنابراين کاملا روشن است که يک تصميم کاملا جنايتکارانه است، يک تصميم کاملا ضد کارگري است. يک تصميم کاملا بي ربط به حداقل نيازهاي زندگي است. شما فقط يک قلم هزينه مسکن دواتاقه و فقيرانه را که چيزي در حدود ٣٠٠هزار تومان است، است و آنهم بايد کلي پول پيش بابتش پرداخت شود را در نظر بگيريد تا ببينيد که تعيين اين مبلغ از ميزان حداقل دستمزد چه ابعاد جنايتکارانه اي در زندگي کارگران و کل جامعه دارد.

کيوان جاويد: خب، اصغر کريمي، بنظر شما چرا دولت جرات ميکند ٢٠ درصد به دستمزد اضافه کند که با اين افزايش ميشود ٢٢٠ هزار تومان، در حاليکه ٤٦٠هزار تومان را خط بقا اعلام ميکنند؟

اصغر کريمي: قبل از اعلام اين دستمزد کارگران را در سنندج شلاق زدند، در هفت تپه دستگير کردند و با وثيقه هاي سنگين آزاد کردند، بعضي را هم به زندان انداختند چون ميدانند که اين دستمزدها را کسي نميپذيرد و کارگران اعتراض ميکنند. پس تنها راه بقاء حکومت زدن و سرکوب کردن است تا اين دستمزدها را به آنها تحميل کند. اعتصابات مداوم کارگري در طول سالهاي گذشته بويژه سال پيش پاسخ به همين سطح از دستمزدها و فقر و بيحقوقي است که به مردم تحميل ميکنند. کارگران را شلاق ميزنند و حق اعتصاب و تشکل را از او ميگيرند و نيروي انتظامي را به جان کارگر مي اندازند تا ٢٢٠ هزارتومان را تحميل کنند. رابطه مستقيمي بين اين سطح از دستمزد با زندان و نيروي سرکوب و شلاق و وثيقه هاي سنگين است. عليرغم اين کارگران ميگويند تسليم نميشويم و قبول نميکنيم و اصلا اين شيوه تصميم که خود کارگر در هيچ کجاي آن نقشي ندارد را هم قبول نداريم. قبول نداريم که فقط کارفرماها و دولت و شوراي اسلامي آنها براي کارگران و دستمزدشان تصميم بگيرد. ٩ نفر نماينده از صف استثمارگران دور هم مي نشيننند و به خير و خوشي و اتحاد کامل روي ٢٠ درصد توافق ميکنند تا دسته جمعي هم تلاش کنند آنرا به خورد کارگر بدهند. در اين تصميم گيري نماينده کارگر حضور نداشته است اگر نماينده کارگر آنجا بود ميگفت که با کمتر از يک ميليون تومان نميشود زندگي کرد و ميگفت که شما اگر ميتوانيد بفرماييد زندگي کنيد تا ما هم ياد بگيريم! اگر خط فقر ٦٠٠ هزار تومان است چرا من توليد کننده بايد با ٢٢٠ هزار بسازم؟ طبيعي است که اين سطح از دستمزد براي کارگر، فورا روي حقوق کارمند و معلم و پرستار و بازنشسته و غيره هم تاثير ميگذارد و سطح زندگي همه را پائين مياورد. بنابراين روشن است که در سال آينده کارگران معترض به مبارزات و اعتراضات و اعتصابات خود گسترش ميدهند و توماري که ١٥٠٠ نفر امضا کرده اند مقدمه اين اعتراض است.

کيوان جاويد: شهلا دانشفر در سالهاي خيلي پيش از يکطرف حکومت دستمزد تعيين ميکرد واز طرفي هم طبقه کارگر اعتراض خودش را ميکرد ولي ديگر اينجور نبود که پشتبند اعلام دستمزد توسط حکومت، کارگران هم فورا پلاتفورم طبقه کارگر را روي ميز دولت بگذارند و بگويند که شما اينرا اعلام کرده ايد و ما هم اين را اعلام ميکنيم. اما امسال همزمان با اعلام دستمزد توسط دولت ميبينيم که پلاتفرم کارگران هم اعلام شد و بيانيه کارگر ارائه شد که بگويد حرف منهم اينست و با کمتر از يک ميليون نميشود زندگي کرد!! خب، بنظر شما اولا تفاوت اين طومار و اين روش مبارزه امسال با سالهاي قبل چيست؟ و اين چه تاثيري بر اوضاع امروز ميتواند داشته باشد؟ و چطور ميتواند به خود طبقه کارگر کمک کند؟ کارگران کاري ندارند که دولت چي اعلام کرده است و کارفرما چي گفته است چراکه شايد آنها بگويند که با ١٥٠هزار تومان هم يک خانواده پنج نفره ميتواند زندگي کند! و ما کارگران هم اينرا ميگوييم و طومار ما هم اينست که ميبينيد. خب، شما تاثير اين طومار را در اين شرايط چگونه ميبينيد؟

شهلا دانشفر: بنظر من رژيم با اين تصميم يک اعلام جنگ کرده به طبقه کارگر و به کل جامعه. اما ريشه واقعي اتخاذ چنين تصميمي از سوي رژيم بحران اقتصادي و وضعيت نابسامان آنست. براي اينکه بقاي اين رژيم در گرو اينست که چنين سطح دستمزدي را به کارگر تحميل کند! بقاي اين رژيم در اينست که زندگي و معيشت کارگران و توده هاي مردم را مورد تهاجم هر روزه خود قرار دهد. با وجود يک اقتصاد درهم پاشيده و به مريخته و دزدي ها و بچاپ بچاپ مقامات و “آقازاده ها” چنين رقمي بعنوان حداقل دستمزد ارائه ميشود و بقول اصغر کريمي اينها اول کارگر را شلاق زدند تا بتوانند٬ اين تصميم خود را به جامعه تحميل کنند. اما کارگران اين را نمي پذيرند. نمونه اش همين طومار دستمزد است و همانطور که از متن نامه ديديم کارگران گفتند که اگر تصميم دولت بر افزايش رقمي چون ٢٠ درصد حداقل کنوني دستمزدها باشد٬ ما جلويش مي ايستيم. و همانجا تاکيد کرده اند که اگر حداقل دستمزد کمتر از يک ميليون باشد زندگي ما ممکن نخواهد بود و ما قبول نميکنيم. اين حرف کارگران٬ حرف معلمان و حرف بخش هاي مختلف جامعه است که همواره در مبارزاتشان گفته اند ما نميخواهيم زير خط فقر باشيم. نکته مهم ديگر طومار اعتراضي کارگران بر سرخواست افزايش دستمزد اينست که کارگران دارند اعلام ميکنند که از آنجايي که نماينده کارگر در اين تصميم نبوده لذا براي کارگر هيچ اعتباري هم ندارد. دارند ميگويند که ما بايد خودمان بعنوان يک طرف مذاکره در تعيين ميزان حداقل دستمزد نقش داشته باشيم. بدين ترتيب نفس چنين حرکتي همزمان با اعلام ميزان حداقل دستمزد از سوي جمهوري اسلامي به روشني تفاوت شرايط امسال با سال هاي گذشته را نشان ميدهد. بطور واقعي چند سال است که ما شاهد اين هستيم که کارگران طومار امضا ميکنند٬ براي حداقل دستمزد خود مبلغ تعيين ميکند و غيره. اما امسال ميبينيم که بطور سازمان يافته و با اسم و رسم علني دارد اين کار صورت ميگيرد. کارگران از کارخانجات مختلف آنهم در چنين ابعادي آنرا امضا کرده اند و اين طومار از سوي معلمان و بازنشستگان و بخش هاي ديگر جامعه نيز امضا شده است. و هنوز اين امضا ها ادامه دارد. اين يک حرکت اجتماعي بزرگ است که يکباره با بيش از ١٥٠٠ امضا پرچمي را بلند کرده است و دارد در واقع جامعه را فراميخواند. که مردم به آن بپيوندند. از همين رو به نظر من بايد وسيعا به اين حرکت پيوست. اين طومار در واقع پلاتفرم اعتراضي طبقه کارگر در سال جاري است، و تبديل آن به يک حرکت اجتماعي وسيع که اگر بتواند هزاران امضا را در حمايت از خود بکشاند بدون شک طبقه کارگر را در يک موقعيت بسيار قدرتمندتر و جديدي قرار خواهد داد تا بتوانند خواستهاي ديگرشان را مطرح کنند.

اصغر کريمي: منهم نکته اي دارم. البته شهلا دانشفر هم توضيح داد، بنظر من کارگران و معلمان و بازنشسته ها با اين طومار راه را نشان داده اند، گفته اند که با کمتر از يک ميليون حاضر نيستيم زندگي کنيم و نميشود که زندگي کرد، و از پيش از اعلام افزايش ٢٠ درصد در تومارشان اعلام کرده اند که اگر مثلا ٢٢٠ درصد اضافه کنيد ماقبول نميکنيم. منهم فکر ميکنم که راهش اينست که کارخانه به کارخانه، و معلمين هم منطقه به منطقه و شهر به شهر بطور دسته جمعي خودشان را آماده کنند و طومار را امضا کنند و جنبش بسيار گسترده اي را براي افزايش دستمزد راه بياندازند. همزاد اين نوع تعيين دستمزد بي حقوقي مردم است، همزاد اين دستمزد شلاق زدن کارگر است، همزاد اين دستمزد دستگيري و بگير ببند دانشجويان است و خفه کردن کامل جامعه است. کارگر هم بايد در دو عرصه بجنگد، هم به دستمزدش بايد اعتراض کند و هم به بي حقوقي و شلاقي که ميزنند، به دستگيري و زنداني شدن دانشجوياني که پرچم دفاع از کارگر و آزادي و برابري را بلند ميکنند، به دستگيري کارگران نيشکر هفت تپه که دستگير ميکنند و با وثيقه هاي سنگين به بندشان ميکشند، و توهين و ضرب و شتم زنان و جوانان در خيابان، به همه اينها کارگر بايد اعتراض کند. درواقع حکومت سرمايه داران همه اين کارها را ميکند که شرايطي را فراهم کند که اين دستمزد و اين درجه از استثمار را به کارگر تحميل کند. سرکوب مردم، با تحميل اين دستمزد مکمل هم هستند، کاملا به هم ربط دارند. کارگر هم بايد اين دو را به هم ربط دهد و به هر دو اعتراض کند.

کيوان جاويد: اينها درواقع ميگويند که اين دستمزد را بايد بپذيريد، مساله اي نيست اگر بچه تان از بيماري و فقر تلف شود، يا مجبور شويد کليه تان را بفروشيد! خب حالا آيا کارگر نيرويش را دارد که جلوي اين بايستد؟

اصغر کريمي: معلوم است که دارد، اگر نيرويش را نداشت که اين پلاتفرم را با اين سرعت و قدرت روي ميزشان نميگذاشت. پرچم کارگران الان خواست يک ميليون تومان دستمزد است. اگر خط فقر ٦٠٠ هزار است حقوق نبايد کمتر از يک ميليون باشد. اصلا کارگر ميگويد خط فقر يعني چه! من توليد ميکنم و شما مفت خورها ١٠ميليون و ٢٠ميليون و ١٠٠ميليون در ماه بجيب ميزنيد و مرفه زندگي ميکنيد، من چرا بايد با ٢٠٠هزار تومان و شلاق و زندان و بي حقوقيهاي همه جانبه زندگي کنم! کارگر ميگويد اينهم طومار من است و اينهم پرچم من است و تازه اين شروع حرکت ماست. بنظرم حرکت و گام اول کارگران اين است که کارخانه به کارخانه خودشان را آماده کنند و معلمين هم منطقه به منطقه به اين کمپين بپيوندند، پرستاران و تمامي مزد بگيران هم همينطور محله به محله کارخانه به کارخانه شهر به شهر بايد به اين تومار بپيوندند و بگويند که ما با خواست يک ميليون در مقابلتان ميايستيم.

شهلا دانشفر: منهم ميخواستم نکته اي را اضافه کنم. يک اهميت جدي که اين حرکت دارد اينست که دستمزد مساله اي حياتي در زندگي کارگر است و با اين تصميم بنظرم رژيم دارد با آتش بازي ميکند و همانطور که گفتم براي حفظ بقاي خود راهي جز اين ندارد. از همين رو مي بينيم که از يکطرف اينطور گستاخانه کارگر را دستگير ميکند٬ زنداني ميکند٬ شلاق ميزند و از طرفي با اعلام حداقل دستمزد ٢١٩ هزار تومان در واقع طبقه کارگر را به مصاف مي طلبد. تحت چنين شرايطي است که ميبينيم از سوي کارگران چنين اقدام هشيارانه اي صورت ميگيرد. اقدامي که بطور قطع با استقبال خوبي از سوي کارگران و بخش هاي مختلف جامعه روبرو ميشود. چرا که هم اکنون اين موضوع بحث داغي در ميان کارگران است. لذا کاملا ممکن است که در بسياري از کارخانجات و مناطق بتوان کارگران و معلمان و بازنشستگان را پشت اين طرح آورد. فراخواني که اين کارگران دارند اينست که به اين حرکت بپيونديد، و بنظر من اين فراخوان پاسخ ميگيرد. همه کساني که اين بحث را ميشنوند و اين طومار را ديده اند که روي سايت اتحاديه سراسري کارگران اخراجي و بيکار است، بايد اينرا چاپ کنند و کپي کنند و ببرند به مراکز تجمع خودشان و بگردانند و امضا بگيرند و سپس برگردانند و بفرستند به مرکز اصليش تا به يک کمپين گسترده و قدرتمند و به يک جنبش عظيمي در مقابل پروژه دولت تبديل کنند. من فکر ميکنم که اين فقط مسئله دستمزد نيست بلکه استانداردهاي جامعه است، جامعه اي که ايستاده است و ميگويد خط فقر نه و خط بقا نه!! چراکه خودش در طومار خودش خطاب به نمايندگان سرمايه داران و نمايندگان حکومت ميگويد که آيا خود شما با اين حقوق ميتوانيد ١٠ روز زندگي کنيد!! با اينحساب کارگر خطابش را مشخص ميکند و حرفش را مشخص ميزند و اين مسئله جامعه است و اقدام مهمي براي بسيج جامعه است و وسيعا بايد به اين طومار پيوست.

کيوان جاويد: بله دولت اعلام ميکند که ٨ ميليون نفر منتظرند که ببينند که اين سطح دستمزد چه خواهد بود! منهم ميگويم که اينها نه ٨ ميليون نفر که ٦٠ ميليون نفرند. چونکه کودک کارگر هم منتظر است و همسر کارگر هم منتظر است و در بسياري موارد خواهر و برادر و پدر و مادر کارگر هم منتظرند و بطور کلي ٦٠ ميليون کارگر و معلم و پرستار و بازنشسته در اين مملکت منتظرند تا ببينند که امسال چه بلايي قرار است با اين افزايش ٢٠درصد بسرشان بيايد! اکنون آيا بنظر شما اين طومار نبايد به امضاي همه مردم توي کوچه و خيابان برسد؟ و نبايد در سرچهار راهها ايستاد و گفت که اين طومار را امضا کنيد و ٣٠ ميليون و ٥٠ ميليون امضا براي آن جمع کنند؟ آيا اين امکان پذير است؟

اصغر کريمي: من اينجا دو سه نکته را مايلم بگويم. يکي اينکه اين حرکت حتي خيلي فراتر از کارگران است چرا که همه معلمان و پرستاران و تمام کساني را که مزد بگيرند و از اين سطح حقوق در رنجند دربر ميگيرد. لذا تحميل اين سطح از دستمزد به کارگر، تحميل اين سطح از زندگي و حقوق به کل جامعه است. در نتيجه کل جامعه را بايد در مقابلش بسيج کرد و بميدان آورد. نکته دوم اينکه شما در اين نامه اسامي ٣٠ــ٢٠ مرکز کارگري را خوانديد، بنظرم اينها بايد طومار را بردارند و ببرند به مراکز خودشان و به مراکز ديگر و بگويند که ما ٣٠ نفر، ما ١٥٠ نفر اين را از فلان کارخانه در کرمان و عسلويه و کارخانه شاهو و شرکت واحد و غيره امضا کرده ايم و ميخواهيم که بقيه همکارانمان هم امضا کنند، و بلافاصله و بدون اتلاف وقت بايد جنب و جوش راه انداخت و به اين حرکت سازمان داد. بايد در شرکت واحد و در تمامي کارخانه ها و مراکز صنعتي کميته هاي دستمزد تشکيل داد و جمع هايي براي سازمان دادن مبارزه براي افزايش دستمزد درست کرد، و بايد ١٠ نفر و ١٥ نفر بيافتند جلو و بگويند که در طول هفته گذشته از فلان کارخانه تعداد ٥٠٠ امضا و از کارخانه ديگر تعداد ٢٠٠ امضا تهيه شده است، بايد کاري کرد که اين جنب و جوشها بطور همزمان در هزاران مرکز کارگري و بخشهاي ديگر جامعه از معلمين گرفته تا پرستاران و بازنشسته ها انجام بگيرد. نکته سوم منهم اينست که خود شما کاملا به نکته درستي درمورد ساير اعضاي خانواده کارگران اشاره کرديد. بنظر من در محلات کارگري و از ميان خانواده ها هم بايد جنب و جوش براه انداخت، اين يک نيروي عظيم است که بايد دوش به دوش کارگران شاغل در اين حرکت شرکت کند. همينطور کارگران بيکار بايد اين تومار را بردارند و با امضاي آن بگويند بيمه بيکاري حداقل يک ميليون هم حق کارگر است. بازنشسته ها همينطور! بنابراين در هر محله اي ميشود کميته اي براي دستمزد درست کرد و درميان بازنشسته ها هم بايد جمع هايي تشکيل داد و سازمان داد، و درواقع محور و کليد و اساس مسئله سازمان دادن اين کار است. فعالين در هر محله و هر کارخانه و هر منطقه ميتوانند اين نيرو را سازمان بدهند و هزاران جمع و کميته را تشکيل بدهند. اگر اين جنب و جوش راه بيافتد آنوقت مردم ميتوانند اجتماعات بزرگي را در محلات خودشان تشکيل دهند و در ميدانهاي شهرها و در مقابل وزارت کار و غيره هرروز جمع شوند و بگويند اين دستمزد قبول نيست. براي مثال امروز مردم شوش بطور دسته جمعي بگويند که همه ميخواهند در جلوي وزارت کار با پلاکاردي که روي آن نوشته شده “دستمزد يک ميليون تومان” جمع بشوند، و درواقع با چنين نيرويي نشان دهند که با عزمي راسخ به جنگ اين تصميم ميروند.

شهلا دانشفر: در اين نامه چندين اسم گفته شده که خود اينهم بخشي از سازماندهي اين کار است. اگر اشتباه نکنم ا در تهران جعفر عظيم زاده ٬ در جنوب کشور جوانمير مرادي و فرامرز قرباني در غرب کشور که با شماره تلفن هايشان در دسترس همگان هستند و ميشود با آنها تماس گرفت و به اين کمپين پيوست و فعالين و رهبران کارگري بايد تلاش کنند که در تمامي کارخانجات کارگران را جمع کنند و حول اين موضوع بحث کنند و بيشترين حمايت ها را از اين حرکت و مبارزه براي خواست افزايش دستمزدها جلب کنند. به اين ترتيب است اين حرکت ظرفيت اينرا دارد که به يک حرکت سازمانيافته واحد و سراسري تبديل شود. درواقع ما اينجا با يک حرکت سازمانيافته روبرو هستيم که ظرفيت گسترش و پيشروي در بعدي اجتماعي را دارد و اين آدرسها و اسامي هم يک نکته قدرت ديگر اين سازمانيابي سراسري است.

کيوان جاويد: البته کارگران و مردم ميدانند که غير از اين سايتها و شماره تلفن هايي که اعلام کرده اند يک مرکز ديگري هم اعلام شده است آنهم همين تلويزيون کانال جديد است و ميتوانند از اين کانال هم تماس بگيرند و ميتوانند اخبارشان را بفرستند و ماهم در سطح گسترده اي در اختيار مردم قرار ميدهيم. و اما سوال بعدي من در مورد قدرت عملي طومار است. ما فرض کنيم که ١٠٠ ميليون نفر در طومار جمع شده باشند و به دولت داده شود ، اگر اين طومار همزمان منجر به اين نشود که مردم اعتراض کنند و با همين طومار به خيابان بيايند، حال آيا صرفا با طومار و امضا جمه کردن تاثير اين حرکت کم نميشود؟ آيا فکر نميکنيد که همزمان بايد اعتراض کنند و بيايند جلوي وزارت کار و جمع شوند و درمحلات تجمع کنند؟ و نيروي انساني خودشان را نشان دهند و بگويند که اين حکومت با اين دستمزد ميخواهد ما را گرسنه بکشد؟، و بگويند که فقر و بدبختي را که اينهمه تحميل کرده اند، و ميخواهند از اينهم بيشتر کنند؟ و بگويند که ما توي خيابانيم و ما در ميدان هستيم و اعتراض داريم؟ آيا فکر نميکنيد که اين جنبه از فعاليت هم بايد گسترش پيدا کند؟

شهلا دانشفر: ببينيد بنظر من خود اينها در اين نامه گفته اند که اگر ميزان حداقل دستمزد٬ زير خط فقر باشد٬ اگر چيزي حدود ٢٠ درصد و غيره باشد و اگر از آنچه که نياز ماست کمتر باشد ما اعتراض خودمان را اعلام خواهيم کرد. و همانجا ميگويند که با مبلغي کمتر از يک ميليون تومان نميشود زندگي کرد. حال اينکه گامهاي بعدي چه ميتوانند باشد٬ بايد بيشتر صحبت کرد. بنظرم گامهاي بعدي فراخوان دادن به بخش هاي هر چه وسيعر کارگران و بخش هاي مختلف جامعه به اين حرکت است. بحث راه انداختن بر سر آن در مجامع عمومي کارگري و تبديل آن به حرکت اعتراضي در کارخانجات مختلف است و همانطوري که اصغر کريمي گفت کارگران بايد در همه مراکز کارگري در شوش٬ در قزوين٬ در اصفهان و در همه جا با تحويل دادن اين طومارها در مقابل مراکز وزارت کار و در مقابل مجلس و غيره جمع شوند و اين خواست را پيگيري کنند. بنظرم بايد همانطور که شما گفتيد حول اين موضوع يک حرکت اجتماعي وسيع براه انداخت. نقطه قوت اين حرکت بويژه اينست که اين طومار٬ امضاهايي حقيقي دارد و کارخانجات معيني را در بر ميگيرد و به نوعي جمع هايي را حول خود شکل داده است. از اينرو صرفا امضا نيستند. تا جاييکه من متوجه شده ام اين طومار را کارگران و معلمين و امضا کنندگان با اسم و رسم خود و مکان شغلي خودشان امضا کرده اند و همين باعث شده که اين طومار را نسبت به طومارهاي ديگر متفاوت کرده است. در همان اولين قدم طوماري با بيش از هزار و پانصد نوشته شده و به اداره کار و سايت ها داده شده است و هر کارگري که آنرا امضا کرده باشد٬ طبعا در ادامه کار فردا ميرود جلوي اداه کار جمع ميشود و مي ايستد و از خواستش دفاع ميکند. همانطور که بطور مثال کارگر نيشکر هفت تپه کارش را تعطيل ميکند و حرفش را ميزند. اينجا نيز کارگراني که با امضاي اين طومار خواهان افزايش سطح دستمزدها شده اند٬ دست از کار خواهند کشيد و در برابر تصميم امروز دولت مبني بر تعيين ٢١٩ هزار تومان خواهند ايستاد. اين طومار ميتواند سراغاز چنين حرکتي سراسري باشد و بايد انرا سازمان داد. صحبت از نيشکر هفت تپه کردم. در نيشکر هفت تپه همين الان اعتصاب است و کارگران هفت تپه جا دارد اين طومار را در اجتماعاتشان بچرخانند و آنرا وسيعا امضا کنند و بسرعت به اين حرکت بپيوندند.

کيوان جاويد: يک سوال متفاوتي دارم. ما مبارزات کارگران و مردم ايران را صرفا محدود به داخل نميدانيم بلکه ميگوييم که به دنيا ربط دارد و “داخل” و “خارج” بهم متصلند. خب حالا چطور ميتوان مبارزات کارگران و مردم ايران را در سطح دنيا نيز مطرح کرد و گفت که ببينيد سطح دستمزد در ايران کمتر از نصف خط بقا و يک دوم خط فقر است، حدود ٧ دلار در روز است و سازمانهاي کارگري در سطح جهان را به حمايت از اين تومار تشويق کنيم. خب اصغر کريمي، سازمانهاي کارگري چه نقشي ميتوانند داشته باشند؟

اصغر کريمي: بنظرم معيشت و مخارج زندگي کارگران در جامعه ايران به دلار است به يورو است اما درآمد به تومان است! حتما خوب است در سطح بين المللي هم منعکس شود منتها مساله دستمزد مثل دستگيري و زنداني کردن کارگر نيست که اتحاديه ها بلافاصله جمع شوند و اعتراض کنند و بگويند که آزاد کنيد، موضوع دستگيري و زندان در غرب غريبه است و ميگويند که چرا دستگيرش ميکنيد و زندانش ميکنيد. مبارزه براي افزايش دستمزد هم مساله اي بين المللي است و مساله طبقه کارگر در همه کشورها است و سازمانهاي کارگري بايد مطلع باشند که کارگران در ايران چگونه براي دستمزد بهتر مبارزه ميکنند و چه جور دارند متحد ميشوند، و طبعا رابطه نزديکتري را هم ايجاد ميکنند. منتها ما بايد يبدانيم که اساس اين حرکت در داخل کشور است، در تهران و شوشتر و شيراز و تبريز و سنندج و عسلويه و مشهد و غيره است. شهلا دانشفر هم به نکته درستي اشاره کرد که اين کارگران و سازماندهندگان اين حرکت اسامي و تلفنهاي رسمي خود را اعلام کرده اند تا حرکتهاي پراکنده اي که در اينجا و آنجا و اين شهر و آن شهر و اين منطقه و آن منطقه شکل ميگيرد به آنها منعکس شوند و با آنها تماس بگيرند و بگويند که مثلا ما در اين محله يا در اين کارخانه مشغول اين کار هستيم و توصيه سازماندهان اين تومار را بپرسند و بگويند که براي مثال ١٥٠٠ امضا هم ما جمع کرده ايم، کجا بفرستيم و با آن چه کنيم و غيره. همينطور که شما هم اشاره کرديد اين تلويزيون هم يکي از همين مراکز است و با آن هم تماس بگيرند و ما هم بطور دائم به اطلاع همه مردم ميرسانيم. بنظر من هرروز بايد معلوم شود که از کارخانجات و محلات و مناطق مختلف و مشخص خبر ميايد که مردم فلان محله هم ٢٠٠ نفر امضا کردند و کميته دستمزد در فلان محل هم تشکيل شد و معلمان شيراز هم به اين حرکت پيوستند تا بدين صورت يک تپش و يک موج عظيمي راه بيافتد و مثل يک گلوله برفي که از بالاي کوه سرازير ميشود و تبديل به بهمن ميشود، بهمين شکل هم حرکتي بتواند پا بگيرد. و مطمئنا اگر فرضا در شوشتر ٣٠٠٠ نفر امضا کنند بدنبال آن يک تجمع بزرگ هم ميتوان سازمان داد. يعني تومار مقدمه يک کارزار بزرگتري است و اين شروع يک جنب و جوش و يک حرکت اجتماعي عظيمي بايد باشد. بايد کاري کرد که جامعه ايران بگويد که ما نميپذيريم و با انواع و اقسام تجمع ها و در مجمع عمومي هايشان تومار را امضا کنند و در جاهاي ديگر هم همينطور تومار را امضا کنند، بويژه آن ده پانزده نفري هم که در برخي مراکز الان طومار را امضا کرده اند پيشقراولان اين حرکت بايد باشند. خيلي هم حق طلبانه است و هيچکس هم نميتواند جلو اين حرکت را بگيرد چون که مردم ميگويند که شما آقاي وزير و شما آقاي رئيس پليس تهران و آقاي رئيس شوراي عالي کار و رئيس شوراي اسلامي کار آيا شما حاضريد و آيا ميتوانيد با اين دستمزد زندگي کنيد! خود شما که ميگوييد خط فقر ٦٠٠هزار تومان است پس چگونه است جلوي ما را ميگيريد و اجازه نميدهيد که اعتراض کنيم! مردم ميگويند حق ماست، چون هر کدام از ما که کار ميکنيم ماهانه به کارفرما ١٠ ميليون ١٥ ميليون تومان سود ميرسانيم، لااقل يک ميليونش را براي خودمان ميخواهيم و تو حق نداري جلوي ما را بگيري! بنظرم اگر اينها بخواهند يک کارگر را و يک معلم و يک پرستار را بخاطر اين امضا بگيرند و دستگيرش کنند آنوقت بقيه کارگران و همکارانشان دفاع ميکنند.

شهلا دانشفر: در اين يک دقيقه اي که باقي مانده ميخواهم بگويم که ما صداي اين حرکت خواهيم بود و هستيم. ما با تمام قوا از اين حرکت حمايت ميکنيم. ما ميخواهيم که کارگران از کارخانجات مختلف وسيعا به اين حرکت بپيوندند. ضمن اينکه همانطور که شما گفتيد ميتوانند با کانال جديد تماس بگيرند و از اين طريق نيز حمايت خود را با اين حرکت اعتراضي عليه تصميم دولت مبني بر افزايش ٢٠ درصد بر ١٨٣٠٠٠ تومان سال قبل و براي خواست فوري افزايش دستمزدها اعلام کنند. ما ميخواهيم که هرکسي که نظري دارد و صحبتي دارد و يا در اين جهت حرکتي و يا فعاليتي ميکند٬ فورا ما را در جريان بگذارد و بدينصورت با يکچنين توپخانه تبليغي بتوانيم اين حرکت را در ابعاد ميليوني و گسترده به پيش ببريم. خلاصه حرف من اينست که اين حرکت بسيار مهم است. بايد وسيعا به آن پيوست و همين جا بسهم خودم به همه اين عزيزان تبريک ميگويم . دستشان واقعا درد نکند. واقعا خسته نباشند. حرکت خوبي راه انداخته اند و بايد از سوي همه بخش هاي جامعه با حمايت و پشتيباني روبرو شود.

اصغر کريمي: شهلا دانشفر يادم انداخت که منهم از سازماندهندگان اين حرکت قدرداني کنم و از فعالين اتحاديه سراسري کارگران اخراجي و بيکار و دوستاني که اساميشان را اعلام کرده اند که پيشگام حرکت باشند و سازمان ميدهند و از تمام آن ١٥٠٠ نفري که از کارگر و معلم و بازنشسته و تمامي دوستاني که امضا کرده اند و از کل اينها بويژه از سازماندهان اين حرکت قدرداني ميکنيم، سازماندهي حرکتي که در دفاع از کودک و دردفاع از خانواده هاي کارگري و در دفاع از خانواده هاي دهها ميليون انساني که بخش مفيد جامعه اند و درمقابل يکمشت انگل و يکمشت مفت خور و يکمشت زورگو و يک دولت و يک حکومت مرتجع و اقليت سرمايه دار حرکتي فوق العاده و بزرگ و عظيم و مهم را سازمان داده اند، منهم برايشان آرزوي موفقيت دارم . اين ١٥٠٠ امضا هم يک نکته قدرت بزرگي است و همانطوري که گفتم اين تازه شروع کار است و ما با اين نيرو ميتوانيم يک نيروي ميليوني بسيج کنيم و با اين حرکت ما داريم بسمت يک ماه مه پرشور و سراسري ميرويم

كارگر كمونيست ٨٠،  ١ فروردين ٨٧.

 

Advertisements

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s

%d bloggers like this: