شهلا دانشفر

خوش آمديد

ما قربانيان باب نيز را فراموش نميكنيم

سال گذشته ٢٢ شهريور ماه در انفجاري در معدن “باب نيزو” در ٥٠ كيلومتري شهر كرمان ١١ كارگر به طرز فجيعي جان باختند. علت انفجار بالا رفتن ميزان گازهاي سمي در معدن بود. بنا به گزارشهاي دولتي در معدن باب نيزو هيچگونه وسيله اي براي كنترل و پايين نگه داشتن ميزان گازهاي سمي و خطرناك در حد استاندارد وجود ندارد. ضمن اينكه قبل از انفجار مديريت كارخانه دستگاههاي تهويه را براي صرفه جويي و كاهش هزينه هاي توليد خاموش كرده بود.
بنا بر همين گزارشها هنگام انفجار مسئولين معدن هيچيك بر سر پست خود حاضر نبودند و حداقل شش ساعت پس از انفجار بود كه تازه شك كردند كه شايد اتفاقي افتاده باشد و به سراغ كارگران رفتند و متوجه ماجرا شدند. تازه مدتي طول كشيده بود كه به آنان كمك برسانند٬ هنگاميكه ديگر كوچكترين شانسي براي نجات جان آنان نمانده بود. اسامي كارگران جانباخته عبارت بود از ︰ حميد رضا دهقان٬ حسن گريكي٬ مهدي دهشت٬ عباس يوسف زاده٬ سعيد مومني٬ علي نختاري٬ مختار هادي مختاري٬ رضا مومني نژاد٬ عباس كاربخش٬ و علي نختاري .
گوشه هاي ديگري از اين جنايت را از زبان كارگران و درگفتگو با گزارشگر ايلنا خبرگزاري رسمي دولتي٬ كه وضعيت اين معدن را كپي وحشتناكي از كتاب “ژرمينال” “اميل زولا” تصوير ميكند٬ ميتواند ديد و مشاهده كرد.
يكي از كارگران اين معدن در گفتگويي با گزارشگر ايلنا ميگويد︰ كارفرما براي كم كردن هزينه برق دستگاه تهويه را خاموش ميكند. فقط وقتي كارگران به حال مرگ مي افتند٬ دستگاه را براي چند ساعت روشن ميكند تا جان بگيرند و برايش زغال جمع كنند. توي آن هوا كار ميكنند ماهي هشتاد تا ١٠٠ هزار تومان حداكثر حقوق ميگيرند. كارگر ديگري از اين معدن كه ١٨ سال در آنجا كار كرده است ٬در گفتگو با خبرنگاران دولتي ميگويد︰ اين رسم كار در معدن است كه اگر به هر دليلي برق قطع شد و تهويه تونلها انجام نشد٬ لااقل براي ٢٤ ساعت كار در آن تونل راتعطيل ميكنند تا شرايط براي كار عادي شود. اين فقط رسم باب نيزو است كه دو ساعت بعد از قطع برق كارگران را به اجبار به ته چاه ميفرستند.
كارگر ديگري در همين گفتگو ميگويد︰ هواكش ها را روشن نميكردند. اگر تهويه ها روشن بود٬ اين اتفاق نمي افتاد. ماهي صد هزار تومان حقوق ميگيرم. حتي لباس كار به ما نميدهند. ماسك را هم بايد خودمان تهيه كنيم. فقط كلاه و چراغ به ما ميدهند. حتي چراغهايشان هم كار نميكند. دكوري است. وقتي توي چاه ميرويم ٬ ميبينيم شارژش تمام شده. فقط زغال از ما ميخواهند. حتي يك كپسول هوا و كپسول آتش نشاني هم داخل تونلها نيست. ما هر روز اين خطر را احساس ميكنيم. هميشه وقتي از چاه بالا مي آييم سردرد و سرگيجه و تهوع داريم. بعضي ها هم كه نفسشان ميگيرد. همان جا استفراغ ميكنند. روز حادثه من در معدن بودم. مامور ايمني آمد و گفت كه كارگران را پايين نفرستيد. افق ٢ پر از گاز است.سرپرست گفت كه اتفاقي نمي افتد. فوقش سرگيجه ميگيرند. سرشيفت كه نماينده كارفرماست اين حرف را زد…
در معدن زرند ٢٢٠ كارگر اشتغال به كار دارند و روزانه ١٦ ساعت براي ماهي حداكثر ١١٠ هزار تومان آنهم بصورت موقت و قراردادي كار ميكنند آنهم در عمق ٢٤٠ متري در قعر زمين كار ميكنند. اين گزارشات خود سند آشكاري است بر جنايتي كه در ٢٢ شهريور سال ٨٤ در معدن باب نيزو روي داد و در آن يازده كارگر جانباختند.
جنايتي كه عاملين آن آزادانه ميگردند و به بهره كشي از كار كارگر در در همان شرايط برده وار ادامه ميدهند. انفجار معدن باب نيزو فاجعه اي بود كه با انعكاس گسترده اي در محيطها و مراكز مختلف كارگري روبرو شد. كارگران بر سر اين موضوع در دانشگاه و در كارخانجات تجمعات اعتراضي بر پا كردند. به ياد جانباختگان اين فاجعه مراسمي در دانشگاه تهران گذاشته شد و در اين تجمعات كارگران بر مساله تشكل و مبارزه با اين شرايط برده وار كار تجديد عهد كردند.
اكنون پس از گذشت ٩ ماه از اين تراژدي دردناك٬ در خبري در سايت ايلنا در ١٧ خرداد گزارش ميشود كه هنوز به خانواده هاي كارگران جانباخته در معدن باب نيزو هيچگونه حقوق و مستمري و غرامتي پرداخت نشده و پرونده اين موضوع در دست دادگستري استان كرمان است. گزارش ميشود كه هنوز حكمي مبني بر محكوميت كارفرماي معدن صادر نشده است. ديدن اين خبر بدون شك خشم هر انسان آزاده و هر كارگر معترضي را بر مي انگيزد. ٩ ماه گذشته است. قتلي آشكار صورت گرفته است٬ خانواده اين عزيزان كه نان آوران خود را از دست داده اند در بلاتكليفي بسر ميبرند و كسي جوابگوي آنان نيست. اين موضوع و نزديك شدن به سالگرد جانباختن اين كارگران من را بر آن داشت كه چند كلامي در باب اين تراژدي فراموش نشدني بنويسم. اما قبل از هر چيز دوست دارم نقل قولي از منصور حكمت كه در بحثي بر سر ايمني محيط كار در ميز گردي حول قانون كار جمهوري اسلامي٬ در ٢٣ سال پيش دارد٬ ميز گردي كه مجموعه مباحث آن در كتاب كار ارزان كارگر خاموش به چاپ رسيده است٬ بياوريم. منصور حكمت در آنجا بحث زيبايي ميكند و ميگويد︰
“اگر از کسى بپرسند که آن جنايات اصلــى که در تاريخ بشر ميشود اسم برد کدام است روى اين چيزها انگشت ميگذارد، دو جنگ جهانى، فاشيسم هيتلــرى، کوره هاى آدم سوزى، هيروشيما، جنگ ويتنام، جنگ ايران و عراق و غيره. اينها جنايتهاى بزرگى بوده است که همه ميشناسند. هم جانيان را ميشناسند و هم قربانيانش را. اما يک جنگ اعلام نشده و يک جنايت در حال جريانى در متن جامعه سرمايه دارى هست که همه اينجا اشاره کردند که قربانيانش از نظر تعداد کمتر از اين نمونه هاى برجسته جنايت در تاريخ نيست. همانقدر آدم روانه گورستان ميکند، همانقدر آدم روانه بيمارستان ميکند، همانقدر خانه ها را از هم ميپاشد، همانقدر شادى ها را به غصه و غم تبديل ميکند که هرکدام از اين دوره هاى ننگ آور در تاريخ بشر. اما فرقش در اين است که در اين مورد قاتلــين و جانيان دارند کنار قربانيان خودشان قدم ميزنند و کسى نميتواند نشانشان بدهد و بگويد مسئول مرگ آن هزاران نفر اين کسى که اينجا دارد راه ميرود يا اين نهاد است و اين موجودى است که تازه خودش را هم از بقيه جامعه معتبرتر و بالاتر ميداند. قربانيان اين جنايت خيلــى معلــوم و مشخص اند. اين جنايت قربانيانى طبقاتى دارد. اينطور نيست که بمبى روى محلــه اى افتاده و عده اى جانشان را از دست داده اند. اين جنگى است علــيه بخش مشخصى از جامعه. علــيه طبقه کارگر. من فکر ميکنم آن چيزى که کارگر در بحث ايمنى محيط کار بايد متوجه آن باشد در درجه اول کل اين مسالــه در همين ابعاد آن است.”
اين گفته منصور حكمت بيان دقيقي است از آنچه كه در معدن باب نيزو شاهدش هستيم. اما اين منحصر به باب نيزو نيست. در ايران خودرو و عسلويه٬ در پتروشيمي و در كارخانجات ديگر و به وسعت دنيا در معادن چين و آفريقا شاهدش هستيم. بايد عليه اين شرايط برده وار به مبارزه پرداخت. بايد به توحش سرمايه داري خاتمه داد. بويژه امروز در ايران كه عدم ايمني كار بيداد ميكند و هر لحظه از كارگران قرباني ميگيرد و زندگي و سلامت كارگر را به خطر انداخته است اقداماتي فوري در دستور كارگران معترض و كمونيست قرار ميگيرد. هر لحظه تاخير در اعتراض به اين شرايط برده وار بار كار به معني مرگ يك كارگر ديگر و نقض عضو و به خطر افتادن كارگري در كارخانه اي است. اين وظيفه كارگران كمونيست و رهبران كارگري است كه پيشتاز مبارزه عليه اين وضعيت و جنايات آشكار كارفرمايان در محيط هاي كار باشند. بايد فورا مجامع عمومي را فراخواند. هياتي را كارگران از ميان خود انتخاب كنند و وظيفه اين هيات بررسي تمامي مواردي باشد كه جان كارگر را به خطر مي اندازد. كارشان بايد ثبت تمامي مواردي باشد كه سلامت كارگر را به خطر مي اندازد و تبديل آن به موضوع اعتراض كارگران است. به اين معني كه كارگران بايد رفع تمامي مواردي كه از سوي نمايندگان آنها بعنوان موارد نقض ايمني محيط كار ثبت شده است را در دستور فوري كارفرمايان و دولت بگذارند و بگويند تا اين خطرات را برطرف نكنند بر سر كار حاضر نخواهند شد. بايد تمامي موادي كه ايمني محيط كار كارگران را يه خطر مي اندازد٬ به همراه طومار هاي اعتراضي به عنوان نقض اوليه ترين حقوق انساني كارگران به سازمانها و مراكز جهاني گزارش شود و خواهان اعزام هيات هاي بازرسي ويژه به تمامي مراكز ي شد كه در آنها استانداردهاي اوليه ايمني محيط كار نقض شده است. بايد خواهان اين شويم كه تمامي مواد سمي و خطرناكي كه بكارگيري آنها در توليد جان كار گر را به خطر مي اندازد و در كشورهاي پيشرفته جهاني استفاده از آنها ممنوع اعلام شده است ٬ فورا متوقف گردد. بايد خواهان اين بشويم كه با توجه به رشد تكنيك و پيشرفت هاي امروز بشري بالاترين استاندارهاي ايمني كار در محيط هاي كار برقرار گردد و بايد در مقابل اين كشتار آشكار كارگران و تباهي هر روز جسم و جان آنان بايستيم.
در خاتمه اكنون كه به ٢٢ شهريور سالگرد كشتار كارگران باب نيزو نزديك ميشويم، اين ميتواند مناسبتي براي اعتراض و كيفرخواست عليه جنايات دولت و كارفرمايان در محيط هاي كار و زير پا گذاشتن اوليه ترين استاندارهاي انساني و ايمني محيط كار باشد. بايد همين امروز با نوشتن نامه هاي اعتراضي ضمن گراميداشت ياد اين كارگران، دولت و كارفرمايان را زير فشار بگذاريم كه خانواده هاي اين عزيزان كه نان آور خود را از دست داده اند٬ زير پوشش تامين اجتماعي قرار گيرند. اعلام كنيم كه ما خواهان حداقل دستمزد ٥٠٠ هزار تومان هستيم و خانواده هاي كارگران جان باخته در باب نيزو و در تمامي كارخانجات ديگر بايد زير پوشش تامين اجتماعي قرار گيرند و از اين حداقل دستمزد برخوردار گردند. بايد همين امروز با دادن بيانيه و با فرياد اينكه ما قربانيان باب نيزو را فراموش نميكنيم ٬ گامي مهم در مبارزه اي متحد و سراسري عليه شرايط نا ايمن و كشنده در محيط هاي كار برداريم. زنده باد اتحاد و همبستگي كارگري

كارگر كمونيست ٣٦،  ٢٥ خرداد ٨٥

Advertisements

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s

%d bloggers like this: