شهلا دانشفر

خوش آمديد

مبارزه براي آزادي زندانيان سياسي

موانع کدامست؟ چگونه ميتوان درب زندانها را گشود؟

بيش از يکماه ميگذرد و دانشجويان دستگیر شده  هنوز از زندان آزاد نشده اند٬ محمود صالحي ١٠ ماه است که در زندان به سر ميبرد و عليرغم وضع وخيم جسماني٬ پزشکي قانوني راي به ماندن او در زندان داده است و  روز ١٨ دي به دليل وضع بد جسمي به بيمارستان منتقل شد و دو باره او را  به زندان بازگرداندند. همچنين منصور اسانلو از تيرماه تا کنون در زندان است و اکنون بدليل عمل چشم در بيمارستان به سر ميبرد. اينها همه علاوه بر ليست بيش از چهارصد نفره زندانيان سياسي است که قبلا از درون زندانها به بيرون داده شده است. در کنار همه اينها رژيم فشار بر روي زندانيان سياسي را شدت داده است و هم اکنون در درون زندان٬ زندانيان با اعتراضاتشان با اين فشارها به تقابل ايستاده اند .

در بيرون از زندان نيز رژيم سعي ميکند با دستگيري و فشار بر فعالين و رهبران اعتراضي در عرصه هاي مختلف مبارزات مردم در جامعه را که هر روز گسترش بيشتري مي يابد٬ عقب براند. طي همين هفته  ابراهيم مددي٬  رضا نعمتي پور و ناصر غلامي سه نفر از کارگران شرکت واحد و از فعالين سنديکاي کارگران اين شرکت به جرم شرکت در تجمع اعتراضي سال گذشته در مقابل اداره کار٬ با اتهاماتي چون : “ايجاد اخلال در نظم٬ هياهو و رفتار نامتعارف و اجتماع جلوي وزارت کار”٬ به دادگاه احضار شدند و اکنون منتظر احکام خود هستند. اين وضعيت و اين فشارها که هر روزه بر دانشجويان٬ بر کارگران و بر کل جامعه در جريان است به امر مبارزه براي آزادي زندانيان سياسي شدت داده است. امروز همانطور که در نوشته هاي قبل نيز اشاره کردم٬  شعار و خواست زنداني سياسي آزاد بايد گردد به امر کل جامعه تبديل شده است. بايد اين مبارزات را متحد کرد. بايد اين مبارزات را قدرتمند تر به پيش برد. امروز بيش از هر وقت نیاز به يک کمپين گسترده سراسري  براي بازگشايي درب زندانهاست. بايد اين کمپين و کارزار مهم فورا در دستور کل جامعه  قرار گيرد. اما براي پيشبرد چنين کارزاري موانع کدامست؟ با کدام شيوه از مبارزه ميتوان اين کمپين را قدرتمند به پيش برد.

واقعيت اينست که امروز در ايران جامعه در التهاب مبارزه ميسوزد. و براي خلاصي از توحش سرمايه و رژيم کثيف اسلامي٬  بايد زندان اين چماق سرکوب را از دست جمهوري اسلامي بيرون کشيد و درب زندانها را گشود.   امروز مبارزه براي آزادي زندانيان سياسي دارد هر روز ابعاد گسترده تري به خود ميگيرد و بويژه بدنبال دستگيري دانشجويان در ١٣ آذر امسال و برپايي شانزده آذر سرخ و با شکوه در دانشگاهها٬ اين مبارزات ابعاد وسيعتر و سراسري تري بخود گرفته است. امروز دانشجويان نه تنها آزادي دانشجويان دستگير شده٬ بلکه آزادي تمامي زندانيان سياسي را فرياد ميزنند.  اکنون تجمعات اعتراضي خانواده هاي دانشجويان دستگير شده در برابر زندان اوين و دادگاه انقلاب و مراجع مربوطه پيگيرانه برپا  ميشود و فضاي اعتراض در دانشگاههاي مختلف در اعتراض به دستگيري ها و احکام کميته هاي انضباطي هر روز شدت بيشتري ميگيرد. در ادامه اين مبارزات کمپين جهاني براي آزادي دانشجويان دستگير شده و کارگران در زندان در جريان است. كنگره اتحادیه‌های كارگری بریتانیا TUC به همراه عفو بین الملل، لیبر ستارت، اتحادیه بین المللی كارگران غذائی IVF و فدراسیون بین المللی كارگران حمل و نقل ITF با انتشار بیانیه‌ای در روز ٢١ دسامبر، خواستار آزادی و مداوای فوري محمود صالحی شدند. بدين ترتيب  اکنون مبارزه براي آزادي زندانيان سياسي به يک عرصه مهم مبارزه در ايران تبديل شده است. براي پيشبرد قدرتمند تر اين مبارزات بايد موانع اين مبارزه را شناخت و آنها را کنار زد.

يک مانع مهم در مبارزه براي آزادي زندانيان سياسي٬ محدود نگاهداشتن اين مبارزات به چهارچوبه ها  و در مجاري قانوني است. اين شيوه ايست آشنا و راست و مماشات جويانه  که از جمله در مبارزات کارگران شرکت واحد و  براي آزادي کارگران دستگير شده  آن٬  شاهد بوديم. و بروزات  آنرا امروز نيز در مبارزات کنوني براي آزادي دانشجويان دستگير شده به انحايي مي توان ديد. براي اينکه بحثم را روشن کرده باشم به نمونه نامه سنديکاي شرکت واحد به مقام رهبري اشاره ميکنم. نامه اي که در آن سنديکاي واحد  آزادي منصور اسانلو و ابراهيم مددي را که در آن هنگام در زندان بود ٬ از رهبري استغاثه و تمنا ميکرد. همين گرايش امروز در مبارزه براي آزادي دانشجويان دستگير شده به شکل ديگري دارد عمل ميکند. گرايشي که بطور مثال امروز خانواده هاي دانشجويان دستگير شده را از تماس با رسانه ها و مصاحبه با تلويزيونهاي اپوزیسيون و اعتراض آشکار باز ميدارد٬ با اين بهانه که اگر چنين کنيد وضع فرزندانتان بد تر ميشود.  يا اينکه با اميد دادن  به وعده و وعيد هايي که قاضي حداد و سالارکيا و امثالهم ميدهند٬ با وعده  اينکه امروز يا فردا ملاقات داده ميشود و آنهم با دهها اما و اگر نظير اينکه ابتدا ده نفر ملاقات ميشوند و بعد ده تاي بعدي و هنگام ملاقات نيز بايد بازجو حاضر باشد و غيره٬ تلاش ميکنند فضاي اعتراض براي آزادي بدون قيد و شرط زندانيان سياسي را آرام نگاهدارند. گرايشي که در قبل از شانزده آذر با شعار صلح صلح تلاش در حاشيه اي کردن مبارزات مردم و دانشجويان داشت و امروز با پيش کشيدن اينکه اين دانشجويان جرمي نکرده اند٬ اعتراض آنها به جنگ و عليه تحريم بوده و غيره دارد همان سياست را دنبال ميکند و ميکوشد تا جنبش اعتراضي چپ و راديکالي که با پلاکاردهاي سرخ به ميدان آمد و شعار آزادي و برابري را سر داد ٬ حاشيه اي کند. گرايشي که  نمونه تمسخر آور و اخير آن آش نذري نوشين احمدي خراساني براي آزادي دو  نفر از فعالين کمپين يک ميليون امضايشان بود.

اما از سوي ديگر ما با تجمعات اعتراضي هر روزه خانواده هاي دانشجويان دستگير شده روبروييم. با اعتراض سمبوليکي چون خانواده روزبه صف شکن در شيراز روبروييم که  محل کار خود داروخانه بابک را به محلي براي اعتراضشان به دستگيري دانشجويان تبديل ميکنند و بدرست اخطار ميدهند که روزبه بايد فورا آزاد شود و با نصب عکس هاي همه دانشجويان دستگير شده خواهان آزادي همه آنها ميشوند و. نمونه ديگرش نيز مادريست که با اعتراض ميگويد اگر فرزندان ما را فوري آزاد نکنيد خودمان مي آييم و همين جا شانزده آذر را برپا ميکنيم. اين نمونه ها به روشني شيوه ديگري  از مبارزه است که  اتکاي آن به نيروي مبارزه اش و  بر يک همبستگي بين المللي و جلب وسيعترين حمايت ها براي آزادي بدون قيد و شرط همه زندانيان سياسي است. مبارزه اي که گوشه اي از قدرت آن را در ١٥ فوريه روز همبستگي با کارگران واحد شاهد بوديم و ديديم که چگونه بخش عمده کارگران دستگير شده ظرف دو روز از زندان آزاد شدند. و نمونه هاي بعدي آن ٩ اوت و هفتم سپتامبر بود. و اتفاقا اين شيوه دوم مبارزه و اعتراض است که امروز ميبينيم بالنده به جلو ميرود و ما شاهد قدرتگيري هر روزه آن هستيم. مي بينيم که چگونه خانواده هاي دانشجويان دستگير شده هر روزه مصمم و متحد جمع ميشوند و بر روي آزادي فوري فرزندانشان پا ميفشارند.  و بطور واقعي چنين مبارزاتي است که  امروز رژيم را زير فشار گذاشته است.  مبارزه اي  که وسيع است و  زمينه هاي گسترده اجتماعي دارد.

به روشني تاکيد من اين است که براي آزادي فوري و بدون قيد و شرط زندانيان سياسي٬ بايد فشار اعتراض در بيرون را شدت داد. نبايد به رژيم فرصت داد و گذاشت که بطور مثال با وعده دادن صفوف ما را متفرق کند و بعد چماق زندان و سرکوب را دائم بر سر ما نگاهدارد. ديديم که چگونه کارگران واحد را با قيد وثيقه آزاد کردند و با تشکيل پرونده٬  فشار زندان را بطور دائم روي سرشان نگاه داشتند٬ تا هرگاه دست از پا خطا کنند و صداي اعتراضشان بلند شود آنها را دوبار به دادگاه احضار کنند  و مورد فشار و تهديد قرار دهند. حتي اگر لازم باشد احضارشان کند تا از کرده هاي تا کنوني شان اظهار پشيماني کنند. اين سياستي است که رژيم امروز در ارتباط با مبارزات معلمان و بخش هاي مختلف جامعه دارد به پيش ميبرد٬  بايد در مقابل اين فشار ها ايستاد و خواهان لغو و ابطال همه اين پرونده هاي کاذب شد.

نکته مهم و آخر اينکه  مبارزه براي آزادي بدون قيد و شرط زندانيان سياسي٬ يعني مبارزه براي آزادي بدون قيد و شرط عقيده. دانشجويان دستگير شده شعار آزادي٬ برابري٬ زنده باد سوسياليسم را سر دادند و اين جرم نيست. بايد اعلام کرد که آزادي عقيده و بيان حق مسلم ماست. تجمع حق مسلم ماست. دانشجويان دستگيرشده٬ محمود صالحي٬ منصور اسانلو و همه زندانيان سياسي بايد فورا از زندان آزاد شوند و خلاصه اينکه تنها  با اتکا به تجمعات اعتراضي خود و با جلب همبستگي وسيع جامعه و شکل دادن به يک کمپين قدرتمند جهاني است که ميتوان اين مبارزه را پيش برد

انترناسيونال ٢٢٦، ٢١ بهمن ٨٦.*

Advertisements

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s

%d bloggers like this: