شهلا دانشفر

خوش آمديد

مبارزه براي افزايش دستمزدها

مصاحبه با شهلا دانشفر

كارگر كمونيست : پايين بودن وحشتناک دستمزدها يک مساله جدي کارگران در ايران است. حتي دست اندرکاران حکومت اعتراف ميکنند که دستمزدها زير خط فقر قرار دارد. اعتراضات زيادي به پايين بودن دستمزدها به اشکال مختلف صورت ميگيرد. اما هنوﺯ جنبش گسترده و فعال و سراسري اي براي افزايش دستمزد به جريان نيفتاده. بنظر شما دليل اين مساله چيست؟

شهلا دانشفر:
خواست افزايش دستمزد نه تنها خواست همه كارگران در ايران بلكه معلمان، پرستاران و بخش هاي مختلف جامعه در ايران است. چرا كه فقر بيداد ميكند. هزينه هاي زندگي بطور سرسام آوري بالا ميرود و بخش بزرگي از درآمد مردم صرف تامين مسكن ميشود. با دستمزدي كه امروز به كارگران و يا به ديگر بخش هاي شاغل جامعه داده ميشود به سختي ميتوان حتي يك خانه دو اطاقه تهيه كرد. معلمان و پرستاران بارها و بارها براي خواست افزايش حقوق و دستمزدهايشان مبارزه كرده اند و هنوز يكي از موضوعات حاد اعتراضات آنهاست. در ميان كارگران نيز ما سال گذشته شاهد حركتي اعتراضي حول خواست ٤٥٠ هزار تومان افزايش دستمزد بوديم كه با نوشتن طوماري با ٣٠٠٠ امضا از نساجي كاشان شروع شد و بعد با پشتيباني كارگران در كارخانجات ديگري ادامه يافت. بعلاوه اينكه مساله افزايش دستمزدها به صورت خواست افزايش دريافتي ها و مبارزه براي خواستهايي چون اجراي طرح طبقه بندي مشاغل و غيره جزيي از مبارزات روزانه آنها بوده است. اما شما درست ميگوييد ما هنوز با يك جنبش فعال و سراسري و باخواست روشن افزايش دستمزد روبرو نيستيم. همانطور كه اشاره كردم سال گذشته كارگران در اين زمينه قدم بزرگي به جلو برداشتند. براي اولين بار خودشان با تعيين رقم و تعيين حداقل دستمزد ٤٥٠ هزار تومان به جلو آمدند و با اينكار در واقع اعلام كردند كه اين خود كارگران هستند كه ميخواهند قيمت فروش نيروي كار خود را تعيين كنند. اعلام كردند كه “شوراي عالي كار” و “شوراهاي اسلامي” و “كميسيون عالي كار” جمهوري اسلامي را به رسميت نمي شناسند و با اين كار در واقع به دولت و به شوراهاي اسلامي نه گفتند و اين يك پيشروي بزرگي در جنبش كارگري و يك سنت جديد در ايران بود كه توانست بخش هاي مختلفي از كارگران را حول اين خواست به هم نزديك كند. اما اين حركت قدرت اين را پيدا نكرد كه به يك جنبش قدرتمند و سراسري حول خواست افزايش دستمزدها شكل دهد. علت آنهم بسادگي اينست كه در شرايطي كه بيش از ٧٠ درصد نيروي كار بصورت قرارداد موقت و حتي سفيد امضا به كار گرفته شده اند، در شرايطي كه مراكز بزرگ كارگري تكه تكه شده و هر بخش به پيمانكاري سپرده شده است و بدين ترتيب صفوف كارگران شقه شقه شده است، و مهمتر از همه نبود تشكل سراسري، سياست سرکوب و مقابله حکومت با هر جنبش اعتراضي، شكل دادن به چنين جنبشي با مشكلات عملي روبروست. شما تصور كنيد در جايي چون عسلويه ٥٠ هزار كارگر وابسته به صنايع نفت كار ميكنند٬ اما اين مركز كاري بيش از هر چيز به يك اردوگاه اجباري كار شبيه است تا يك مجتمع بزرگ كارگري. در اين اردوگاه هر ٣٠ تا ٤٠ كارگري با يك پيمانكار طرف است و در آنجا پرداخت هر ٤ ماه يكبار دستمزد به كارگران يك نرم و سنت شده است. و براي كار در آنجا كارگران بايد از پيش پولي همراه داشته باشد تا براي مدتي که دستمزدشان پرداخت نميشود بتوانند گذران كنند. تازه نقد كردن همين سطح از دستمزد هم با جدال و دعوا بايد صورت گيرد. بدين ترتيب مساله گرفتن دستمزدهاي پرداخت نشده به موضوع اصلي مبارزه در بسياري از محيط هاي كار در ايران تبديل شده است. شما همين وضعيت را در پتروشيمي ها، در نفت و در بسياري از ماشين سازيها نيز ميبينيد. در كنار اينها به تعطيلي كشيده شدن بسياري از كارخانجات بويژه صنايع نساجي و يا صنايع معادن و غيره و بيكارسازيهاي وسيع در اين بخش ها و نپرداختن دستمزد كارگران بخش هاي وسيعي از كارگران را با مشكل روبرو كرده است. اينها همه بطور واقعي موانع شكل گيري يك جنبش قدرتمند حول خواست افزايش دستمزدهاست. اما عليرغم همه اينها ما شاهد طلايه هاي حركت چنين جنبشي در سال گذشته بوديم. جنبشي كه كارگر وقتي از دستمزد خود صحبت ميكند ميگويد ما ديگر نميخواهيم زير خط فقر زندگي كنيم. ميگويد چرا بايد فرزندان ما در فقر و محروميت زندگي كنند و كارفرمايان و مقامات دولت چنان پولهاي هنگفتي به جيب بزنند. كارگر از برابري صحبت ميكند. به تبعيض معترض است. مثلا در سال گذشته وقتي طومار براي خواست ٤٥٠ هزار تومان داده شد كارگران گفتند بطور واقعي حداقل دستمزد ما بايد بيش از يك ميليون باشد و ما امروز در قدم اول خواهان اين سطح از دسمزد هستيم. عينا همين مساله را در مبارزات معلمان شاهد بوديم. معلمان در اعتراضاتشان گفتند كه چرا نماينده مجلس يک ميليون و معلم ٦٠ هزار و يك خواست اساسي آنها رفع تبعيض بود. ميخواهم بگويم كه ما شاهد شكل گيري يك جنبش قوي حول خواست افزايش دستمزدها هستيم. جنبشي كه راديكال است. جنبشي كه به تبعيض و نابرابري معترض است و ديگر نميخواهد خود را زير خط فقر ببيند. اين را در مصاحبه هاي كارگران و صحبت هايشان در تلويزيونها و راديو هاي مختلف در همين مبارزات كارگران شركت واحد شاهد بوديم. اين را در صحبت هاي طرازي يكي از اعضاي هيات مديره اين سنديكا در گفتگو با برنامه كارگران و يك دنياي بهتر در تلويزيون كانال جديد ديديم . فرياد اعتراض او را بر اينكه امروز بر كارگران چه ميگذرد را شنيديم و فرياد اينكه شرم بر اين صاحبان كار كه كارگران را به جايي ميكشاند كه زندگيشان به تباهي كشيده ميشود را شنيديم. ما از زبان كارگران شركت واحد به كرات شنيديم كه آمدند و از حداقل دستمزد ٥٠٠ هزار تومان صحبت كردند. از اينكه حتي اين ٥٠٠ هزار تومان هم كفاف زندگي را نميدهد و در حال حاضر فقط ميتواند زندگي آنها را كمي بهبود بخشد.

كارگر كمونيست: به اينکه سال گذشته ﻜارگران چندين ﻜارخانه مساله افزايش حداقل دستمزد ٤٥٠ هﺯار تومان را مطرح ﻜردند اشاره کرديد. کلا ارﺯيابي شما اﺯ اين تلاش چيست؟

شهلا دانشفر: حركتي كه سال گذشته حول خواست افزايش دستمزدها در قدم اول ٤٥٠ هزار تومان انجام شد يك حركت بيسابقه در جنبش كارگري در ايران بود. براي اولين بار كارگران در ايران خودشان جلو آمدند و براي قيمت فروش نيروي كار خود نرخي تعيين كردند. با اين كار كارگران در واقع اعلام كردند كه ديگر اجازه نميدهند در غياب آنان بر سر شرايط كارشان عده اي مفتخور بنشينند و تصميم بگيرند. اعلام كردند كه اين خود كارگران هستند كه بايد نرخ دستمزدشان را تعيين كنند. با اين كار كارگران به دولت و به شوراي عالي كار و به شوراهاي اسلامي و خانه كارگر و اعوان و انصارشان نه گفتند و اعلام كردند كه دستمزد آنها نبايد كمتر از ٤٥٠ هزار تومان باشد. بويژه اين اقدام در شرايطي صورت گرفت كه كارگر در ايران از داشتن تشكل واقعي خود محروم است. از انتخاب نماينده واقعي خود و انعقاد قرار داد دسته جمعي براي تعيين نرخ دستمزد و شرايط كارش محروم است و كارگران با طوماري اعتراضي كه ابتكار آن از نساجي كاشان شروع شد و دامنه آن به مراكز ديگر كشيده شد٬ همه اين موانع را كنار گذاشتند و پا پيش گذاشتند و اين بار با افق روشني به عرصه مبارزه براي افزايش دستمزدها پا گذاشتند. اين حركت علاوه بر دست گذاشتن بر اين مساله اساسي كه دستمزد كارگران بايد توسط خود آنها تعيين شود٬ از جنبه هاي ديگري نيز حائز اهميت بود. من اينجا به اين جنبه ها اشاره مختصري ميكنم.
اولين جنبه مهم اين حركت نفس تعيين ميزان حداقل دستمزد بود. اگر به سنت كشورهاي مختلف در جهان نگاه كنيد ميبينيد كه در بسياري از اين كشورها بالاخره كارگر مي آيد و درصدي را براي افزايش دستمزد خود اعلام ميكند٬ اما روشن كردن اين درصد در ايران كار دشواري است. اينكه مبناي اين افزايش درصد چيست؟ روشن نيست. بطور مثال سنتا رسم است كه از افزايش دستمزدها متناسب با رشد تورم صحبت ميشود. اما در جايي چون ايران كه هنيچگاه تناسبي ميان نرخ تورم و ميزان دستمزد كارگر وجود نداشته است٬ مبناي اوليه دستمزد كه امروز ١٢٢٠٠٠ تومان است آنقدر نازل و پايين است كه حتي اگر بر اساس رشد تورم به نسبت گذشته٬ بخواهيم آنرا افزايش دهيم به رقمي به مراتب پايين تر از خط فقر خواهيم رسيد. بگذريم كه خط فقر٬ سبدهزينه كارگر٬ نرخ تورم همه و همه تابع سياست روز دولت متغير هستند و بر هيچ پايه و اساسي استوار نيست كه كارگر بخواهد دستمزد خود را بر اساس آنها محاسبه كند. در واقع آنچيزي كه در سال گذشته اتفاق افتاد٬ اين بود كه كارگران با اين كار خود گفتند كه ديگر حاضر نيستند زير خط فقر زندگي كنند و اين ارقام و آماري كه مرتبا از سوي دولت ارائه ميشود و در كنار آنها شوراهاي اسلامي و خانه كارگر بازارگرمي ميكنند٬ از نظر آنها هيچ اعتباري ندارد. كافيست به هزينه هاي پايه اي زندگي٬ هزينه مسكن٬ پوشاك٬ خوراك و نيازهاي اوليه زندگي نظري بيندازي و دو روز در آن جامعه زندگي كرده باشي تا متوجه شوي كه دستمزد كارگر چقدر بايد باشد تا بتواند نيروي كارش را بازتوليد كند. كارگران در سال گذشته همين كار را كردند و آمدند با احتساب هزينه هاي اوليه زندگي خودشان رقمي تعيين كردند و گفتند ما به دستمزدي كمتر از ٤٥٠ هزار تومان رضايت نميدهم. كارگران با اين عمل خود نشان دادند كه تعيين دستمزد و محاسبه آن امر خود آنهاست و انجام آن نيازي به دانش كارشناسانه ندارد.
جنبيه ديگر ي كه در حركت سال گذشته كارگران براي تعيين دستمزد ٤٥٠ هزار تومان قابل توجه است٬ خصلت متحد كننده اين خواست بود. كارگران نساجي كاشان با ٣٠٠٠ امضا مبتكر اين حركت بودند و بعد همانطور كه ديديد اين خواست به كارگران يخچال سازي فيلور٬ كشتي سازي ايران صدرا٬ ايران خودرو٬ نساجي كردستان در سندج٬ نساجي شاهو٬ و جمع هاي وسيعي از كارگران پتروشيمي ماهشهر و كرمانشاه و پالايشگاه اصفهان و غيره و غيره كشيده شد. اين خواست به بندي از قطعنامه هاي اول مه سال گذشته تبديل شد . اين حركت نشان داد يك راه اساسي براي برون رفت اعتراضات كارگري از شكل پراكنده گرد آمدن كارگران حول خواستهايي سراسري چون خواست افزايش دستمزدها٬ انعقاد قرار دادهاي دسته جمعي٬ بيمه بيكاري ٬ انحلال شوراهاي اسلامي و خواستهايي از اين دست است . سال گذشته جنب و جوش حول خواست ٤٥٠ هزار تومان گامهاي اوليه اي از اين حركت بود.
و بالاخره كارگران با اين حركت خود در واقع تصوير كل جامعه را از زندگي و معيشت كارگر عوض كردند. كارگران در اين حركت به تبعيض و نابرابري اعتراض كردند٬ گفتند كه چرا بايد خط فقر مبناي محاسبه دستمزدها باشد. و اعلام كردند در واقع دستمزد آنها بايد بالاي يك ميليون باشد تا بتوانند تازه نيازهاي اوليه خود را تامين كنند و اكنون به توجه به شرايط كنوني اين سطح از دستمزد را مطالبه ميكنند.
اينها همه جنبه هاي مهم اين حركت بود و در كل اگر بخواهم صحبتم را خلاصه كنم به نظر من اين يك حركت تعرضي و يك پيشروي مهم در جنبش كارگري بود . اينبار كارگر عليرغم تهاجم هر روزه به زندگي و معيشتش و عليرغم اينكه در سطح وسيعي با مساله دستمزدهاي پرداخت نشده و بيكارسازي و استخدامهاي قراردادي و موقت روبروست٬ با بدست گرفتن خواست افزايش دستمزد٬ از يك موقعيت قويتري با دولت و كارفرما رودرو شد. به اين اعتبار ميتوان گفت اين حركت كارگر را در موقعيت سياسي جديدي قرار داد و همه اينها جنبه هاي مهمي از اين حركت است كه امروز ما را در موقعيت بسيار جلوتري براي مبارزه حول خواست افزايش دستمزدها قرار داده است.

كارگر كمونيست: بنظر شما براي افزايش دستمزد امسال چه بايد ﻜرد ﻜه ﻜارگران بتوانند به افزايشي دست يابند ﻜه با انتظارات آنها نزديك باشد

شهلا دانشفر : به نظر من امسال كارگران در ايران براي شكل دادن به يك جنبش اعتراضي قوي حول خواست افزايش دستمزدها در موقعيت بسيار قويتري قرار گرفته اند. پا پيش گذاشتن بخش هايي از كارگران در سال گذشته با خواست ٤٥٠ هزار تومان اولين نقطه قوت كارگران در چنين مبارزه ايست. اين مبارزات ذهنيت جامعه و ذهنيت خود كارگران را نسبت به مساله خواست افزايش دستمزدها و مبارزه براي اين خواست عوض كرده است و كارگران را گامها به جلو برده است. اين مبارزات سنت هاي جديدي براي مبارزه حول خواست افزايش دستمزدها بدست داده است. امسال براي كارگر راحت تر است كه با رقم و با خواست مشخص و روشن به ميدان بيايد و بگويد كه ميزان حداقل دستمزدش بايد چقدر باشد. نقطه قوت ديگر كارگران امروز براي پيشبرد چنين مبارزه اي توازن قواي كنوني در جامعه است. بطور واقعي با مبارزات كارگران شركت واحد كارگران امروز در ايران در موقعيت بسيار قويتري براي پيشبرد خواستها و مطالباتشان قرار گرفته اند. اين مبارزات آنجنان انعكاس گسترده اي داشت كه ما شاهد روز همبستگي بين المللي كارگري با كارگران ايران بوديم. اين مبارزات بر مبارزه بخش هاي مختلف جامعه تاثير گذاشته است و بطور واقعي امروز كارگران به مركز توجه كل جامعه تبديل شده اند و اينها همه فاكتورهاي مهمي است كه امروز امكان ميدهد كه كارگران بتوانند حول خواستهاي سراسري تري متحد شوند و با قدرت بيشتري به جلو بيايند. بويژه خواستهايي كه از سوي كارگران شركت واحد مطرح شد٬ خواستهايي چون حق ايجاد تشكل آزاد و مستقل كارگري، انحلال شوراهاي اسلامي، انعقاد قرار دادهاي دسته جمعي در واقع پرجمي سراسري براي مبارزات متحد كارگران در ايران بدست داده است. خواستهايي كه در سطح جامعه و در سطحي بين المللي انعكاس يافت و مورد حمايت قرار گرفت و اين ها به كارگران در ايران فرصت ميدهد كه امروز با خواست افزايش دستمزدها كه اتفاقا خواستي است متحد كننده و از قبل نيز بطور واقعي بخش هايي از كارگران را حول خود گرد آورده است، يعني با خواست مشخصي و بطور مثال افزايش حداقل دستمزدها ٥٠٠ هزار تومان که از سوي برخي فعالين شرکت واحد طرح شد به ميدان بيايند. براي چنين كاري موثر ترين حركت به نظر من بلند شدن اين پرچم اين مبارزه از سوي کل كارگران شركت واحد است. الان توجه كل جامعه و جامعه بين المللي كارگري به اين كارگران است. خواستها و مبارزاتشان مورد حمايت و پشتيباني قرار ميگيرد و كارگران شركت واحد براي تثبيت سنديكايشان كه در واقع رسميت آن در همان روز ١٥ فوريه روز همبستگي بين المللي كارگري با كارگران ايران و مبارزات كارگران شركت واحد در سطح جهان اعلام گرديد، به عنوان اولين و مهمترين قدم ميتوانند با طرح خواستهاي روشني از جمله خواست افزايش دستمزدها از سوي سنديكاي خود جلو بيايند و در پيشاپيش صف اين مبارزه قرار بگيرند. طرح اين خواست از سوي كارگران شركت واحد همچنين يك قدم عملي براي به اجرا گذاشتن قرار دادهاي دسته جمعي با شركت نمايندگان واقعي خود اين كارگران و تعيين دستمزد توسط خودشان مي باشد. از سوي ديگر در بخش هاي ديگر بويژه مراكزي كه امروز اعتراض و مبارزه در جريان است كارگران بايد در كنار خواستهاي خود بر روي خواست افزايش دستمزدها و حداقل ٥٠٠ هزار تومان تاكيد بگذارند و مهم اينست كه اين بار طومارهاي اعتراضي خود را با نام و نشان خود به ادارات كار ارائه دهند و حول آن حركتي راه بيندازند و بر روي آن پافشاري كنند. براي نمونه در هفته اي كه گذشت٬ ١٧٠٠ كارگر كشتي سازي ايران صدرا بعد از ٢٠ روز اعتصاب و مبارزه توانستند خواستهايشان را به مديريت تحميل كنند و با گرفتن قول كتبي از مديريت به سر كارشان بازگشتند. اين كارگران سال گذشته نيز با خواست ٤٥٠ هزار تومان به جلو آمدند و طومار اعتراضي نوشتند. طبعا اكنون كارگران ايران صدرا در موقعيت متحد تر و قويتري قرار دارند. ميتوانند خواست افزايش دستمزدها را در مجمع عمومي خود اعلام كنند و بگويند كه به دستمزدي كمتر از ٥٠٠ هزار تومان رضايت نخواهند داد. كارگران ايران صدرا ميتوانند اين خواست را در مجمع عمومي خود طرح كنند. همه كارگران اين شركت زير اين خواست امضا بگذارند و آنرا بعنوان خواست كل كارگران به اداره كار و مقامات دولتي بفرستند و به تجمعات اعتراضي خود حول اين خواست ادامه دهند.
بعلاوه همانطور كه اشاره كردم ما در سال گذشته شاهد شكل گيري حركتي در ميان كارگران بر سرخواست افزايش دستمزدها در گام اول ٤٥٠ هزار تومان بوديم. به نظر من تمامي كارگراني كه سال گذشته زير پرچم ٤٥٠ هزار تومان گرد آمدند از جمله ٣٠٠٠ كارگر نساجي كاشان، كارگران يخچال سازي فيلور، ايران خودرو، نساجي شاهو، نساجي كردستان، ١٦٠٠ كارگر در پتروشيمي ماهشهر و همه كارگراني كه در اول مه و در قطعنامه هايشان خواهان افزايش فوري دستمزدهايشان شدند. حال كه آخر سال است و موعد تعيين حداقل دستمزدها براي سال آينده است، بايد جلو بيايند و اعلام كنند كه با توجه به اينكه در ميان كارگران شركت واحد بحث بر سر ٥٠٠ هزار تومان حداقل دستمزد است و با توجه به اينكه يكسال را پشت سر گذاشته اند و در اين يكسال قيمت ها هر روز افزايش بيشتري يافته است، آنها نيز از اين خواست پشتيباني كرده و براي آن مبارزه ميكنند.
لازمست اينرا هم تاكيد كنم كه مبارزه براي افزايش دستمزدها آن عرصه ايست كه ميتوان بطور عملي دست شوراهاي اسلامي را نيز از مبارزات كارگران كوتاه كرد. وقتي كارگر خودش با عدد و رقم جلو مي آيد عملا دارد ميگويد كه اين نهادهاي ضدكارگري را بعنوان نمايندگان خود قبول ندارد و اين خود يك قدم عملي براي كنار زدن آنها از مبارزه بر سر افزايش دستمزدهاست. شوراهاي اسلامي از دو ماه پيش بحثها و رايزني هاي خود را بر سر مساله افزايش دستمزدها شروع كرده است براي اينكه در صفوف اين مبارزه تفرقه ايجاد كنند و سطح توقع كارگران را در چارچوب هميشگي خط فقر محدود نگاه دارند. اين نهادهاي ضد كارگري بحث براي افزايش دستمزدها را با طرح منطقه اي كردن دستمزدها ‌آغاز كردند و حتي بيشرمانه خط فقري را كه دو سال پيش از سوي رژيم ٣٠٠ هزار تومان اعلام شده بود٬ بطور دلبخواهي پايين كشيدند و گفتند با توجه به اينكه خط فقر ٢٥٠ هزار تومان در ماه است٬ دستمزد كارگران ميتواند ٢٠٠ هزار تومان باشد تا كارگران عزيز!!! ما به تفاوت آنرا بتوانند با انجام اضافه كاري جبران كنند و بدين ترتيب در كنار دولت و كارفرمايان براي خريد ارزانتر نيروي كار كارگر به چانه زني پرداختند. اما ميبينيم كه اين بحث ها در هيچ جمع و محفلي از كارگران مطرح نيست و كارگران گوششان به اين حرفها بدهكار نيست و نفس تعيين نرخي از سوي خود كارگران و اين كه امروز كارگران با رقمي چون ٥٠٠ هزار تومان دستمزد به ميدان بيايند٬ خود تو دهني بزرگي به اين ياوه گويان نيز خواهد بود.
در هر حال اگر بخواهم خلاصه كنم حرفم را به نظر من امروز كارگران بايد در مجامع عمومي خود اين بحث و خواست افزايش دستمزدها ٥٠٠ هزار تومان را به بحث بگذارند. بر سر آن تصميم بگيرند و طومار بنويسند. اين طومار را به امضاي كل كارگران در كارخانه برسانند و آنرا رسما به مراكز كار بفرستند و با برپايي تجمعات اعتراضي خواست خود را پيگيري كنند. بويژه اعلام خواست افزايش دستمزدها ٥٠٠ هزار تومان از سوي كارگران شركت واحد امروز در واقع قدمي عملي در جهت تحقق قراردادهاي دسته جمعي و تثبيت سنديكاي شركت واحد خواهد بود. نكته مهم اينست كه بايد جنبيد و از هم اكنون دست بكار شدد و اجازه نداد كه شوراي عالي كار و شوراهاي اسلامي و خانه كارگر بازهم شرايط كار كارگر را رقم زنند. دستمزد كارگران بايد تنها توسط خود كارگران تعيين شود

كارگر كمونيست ٢٨،  ٤ اسفند ٨٤. “

Advertisements

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s

%d bloggers like this: