شهلا دانشفر

خوش آمديد

مديران کارخانجات و فساد مالي به بهانه گزارشي از شركت توسعه صنايع بهشهر

بحث بر سر فساد مالي حکومت بالا گرفته است. دارند خودشان پرده از روي دزدي هايشان بر ميدارند. اما اين چپاول و دزدي صرفا منحصر به بالاترين سطوح مملکتي نيست٬ بلکه در تارو پود تمام سيستم اداري دولتي و مراکز و کارخانجات مختلف در سراسر کشور تنيده شده است. واقعيت اينست که هم اکنون بخش اعظمي از کارخانجات و شرکتها متعلق به خود سران حكومت و آقازاده ها و حواريون آنهاست. همچنين نهادهايي چون “بنياد مستضعفان” و سپاه پاسداران و تامين اجتماعي و “بنياد شهيد” و امثال اينها غولهاي اقتصادي بزرگي هستند که کارخانجات و مراکز بسياري را در چنگال خود دارند. بعلاوه اينکه در بخش عمده اي از کارخانجات مديران و مسئولين پولهاي کلاني به جيب زده اند و هرکدام پرونده هاي پروپيماني از دزدي و اختلاس دارند. اين وضعيت تاثير مستقيمش را بر استثمار و چپاول و غارت معيشت و زندگي کارگران و کل جامعه گذاشته است. از جمله ما شاهد اين هستيم که به بهانه ورشکستگي کارخانه٬ رسما دستمزد کارگر را چند ماه چند ماه به دزدي و يغما ميبرند٬ هر موقع که تصميم ميگيرند کارگر را از کار بيکار و به جاي او کارگر ارزانتر و بيحقوق تر را بکار ميگيرند و اينها همه به روشهاي معمول کار در بسياري از کارخانجات و مراکز کارگري تبديل شده است. در بسياري از اوقات شاهد اين هستيم که حقوق کارگر را نميدهند٬ کارفرما اعلام ورشکستگي ميکند٬ و وقتي کارگر دست به اعتراض ميزند٬ تحت عنوان اينکه کارفرما بتواند حقوق کارگرانش را پرداخت کند٬ به او وام بانکي تعلق ميگيرد و بعد از همه اينها نه تنها از پرداخت حقوق ها خبري نميشود٬ بلکه کارفرما وام اعطايي را نيز به جيب ميزند و ميرود و در جايي ديگر کارخانه اي ديگر را برپا ميکند و در آنجا نيز همين ماجرا از نو تکرار ميشود. البته ممکن است اين وسط ٬ آنهم بعد از اعتراضات پي در پي کارگران و جمع شدن ها و جاده بستن ها و غيره٬ هر چند ماه يکبار٬ بخشي از طلب کارگران پرداخت شود٬ تا اوضاع کمي آرامتر گردد. از جمله درجايي چون عسلويه تعويق ٤ ماه دستمزد از قبل مفروض است. کارگر بايد با اندوخته اي قبلي کارش را شروع کند تا بلکه بعد از چهارماه آنهم بدنبال چند اعتراض و تحصن و غيره بتواند بخشي از حقوقش را نقد کند. اين وضعيت امروز شرايط کار در ايران است.

در برابر اين وضعيت ما شاهد اعتراض هر روزه کارگران هستيم. بويژه مبارزه براي نقد کردن دستمزدهاي پرداخت نشده٬ يک عرصه دائمي اعتراضات کارگران است و امروز اين مبارزات به شرط بقا و ادامه زندگي کارگران تبديل شده است.
اما واقعيت اينست که مبارزه براي دريافت دستمزدهاي پرداخت نشده و تقابل با تعرضات هر روزه کارفرمايان و صاحبان کار بر کارگران يک بخش کار است٬ بخش مهم ديگر مساله٬ که به آن کم توجه کرده ايم٬ افشا و رو کردن دزدي ها و چپاولهاييست که در كارخانجات و محيط هاي کار توسط مديران و كارفرمايان و حراستي ها و همدستان آنها صورت ميگيرد. انجام اين کار طبعا کارگر را در موقعيت قويتر و حق بجانب تري براي نقد کردن طلبهايش و براي تحميل شرايط بهتري از کار قرار ميدهد.

كارفرمايان بايد گزارش بدهند
به کارگر دستمزد نميدهند و زندگي و معيشت او زير تهاجم هر روزه اين جانيان قرار ميگيرد. افشاي اين چپاول ها گام مهمي در پيشبرد مبارزه در تقابل با اين دزدي آشکار و هر روزه است. وقتي کارفرما به بهانه ورشکستگي و عدم سودآوري دست به اخراج کارگر ميزند و حقوقش را پرداخت نميکند٬ بديهي است که اوليه ترين و طبيعي ترين خواست کارگران بايد اين باشد که از وضعيت کارخانه٬ اموال آن٬ و وضعيت اقتصادي شرکت در زمينه خريد و فروش و مواد اوليه و غيره گزارش بخواهند. بخواهند که از طريق هيات هاي منتخب خود٬ بر کار کارخانه نظارت داشته باشند٬ جلوي خروج و ورود توليد و کالا به کارخانه را بگيرند. فشار بياورند که به خواستهايشان پاسخ داده شود و در اعتراضاتشان خواهان اخراج و محاکمه مديران دزد و فاسد شوند. و فشار بياورند که نه تنها کليه مطالبات معوقه آنها پرداخت شود٬ بلکه خواهان پرداخت خسارت و همچنين افزايش فوري دستمزدهايشان شوند. بدين ترتيب مبارزه اي همه جانبه را ميتوان به پيش برد و از طريق برپايي مجمع عمومي کارگري و تصميم گيري در اين مجامع و تعيين نمايندگان مستقيم خود٬ شرايط دخالتگري هرچه بيشتر در شرايط كار و محيط كار را فراهم كرد.
بطور مثال يک نمونه آشکار از دزدي ها و چپاول هاي مديران ٬ گروه صنعتي بهشر است. يک گروه صنعتي که ١٦ کارخانه را در بر ميگيرد و گزارشي که از اين شرکت بدست ما رسيده است گوشه اي از ساخت وپاختها و دست اندازيها و دزدي هاي مسئولين شرکت را بيان ميکند. در اين گزارش مي بينيم که در دل همين دزدي هاست که اخراج ها شروع ميشود. يکباره خطر اخراج ٥٠٠ کارگر يکي از اين کارخانجات٬ يعني کارخانه شرکت صنايع بسته بندي ايران را تهديد ميکند. و طبعا اين شتري است که در منزل باقي نيز خوابيده است. در تقابل به اين معضل چه بايد کرد؟ سوالي است که در برابر کل کارگران اين گروه صنعتي قرار دارد. روشن است که در اينجا با قدرت اتحاد تمام اين ١٦ شرکت تحت پوشش اين گروه٬ با افشاي دزدي هايي که صورت گرفته و با انعکاس آن در کل اين گروه صنعتي است که ميتوان نيروي وسيعي را در تقابل با اين تهاجم به ميدان آورد و در مقابل آن ايستاد. وضعيت مشابه اين گروه صنعتي را ميتوان در ديگر مراکز کارگري نيز ديد. از همين رو بايد در تمام مراکز کارگري با همين آمادگي و هوشياري به تقابل با اين چپاول ها رفت. بايد گزارش دزدي هاي کارفرمايان در کارخانجات مختلف را بصورت گزارشاتي مستند تنظيم و در سطح جامعه انعکاس داد. بايد خواهان اخراج مديران و کارفرمايان دزد و فاسد شد. بايد اعلام کرد که اين دزدي ها٬ غارت و چپاول نان شب ما کارگران است. و بايد بدون هيچ تخفيفي خواهان حق و حقوق خود شويم. بايد حقوق و دستمزد ما فورا افزايش يابد. بايد با صفي واحد و متحد٬ با خواست افزايش فوري دستمزدها به جلو آمد و گفت ما کارگران ديگر حاضر به زندگي در زير خط فقر نيستيم و دستمزدمان بايد چندين برابر افزايش يابد و بطور مثال رقمي در حدود يک ميليون و پانصد هزار تومان باشد. ارسال گزارش از گروه صنعتي بهشتر گامي مهم در جهت اين مبارزه است. ضمن تشکر از دوستمان داود بينا که اين گزارش را ارسال کرده است٬ از کارگران در مراکز مختلف نيز ميخواهيم که از محيط هاي کارشان و از دزدي ها و چپاولهايي که شاهدش هستند گزارش دهند و در برابر اين دزدي ها و فساد مالي حاکم بر کارخانجات و بر همه ارکان اين حکومت خواستهاي برحق خود را فرياد بزنند

كارگر كمونيست ٨٧، ٦ تير ٨٧.

Advertisements

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s

%d bloggers like this: