شهلا دانشفر

خوش آمديد

نمايندگان جمهوري اسلامي بايد از “از آي ال او” اخراج شوند

نود و هفتمين اجلاس سالانه سازمان جهاني کار(آي ال او ) نزديک است و در فاصله ٢٨ مه تا ١٣ ژوئن برگزار خواهد شد. امسال نيز همانند هر سال هيات اعزامي جمهوري اسلامي در اين اجلاس شرکت خواهد کرد. وقيحانه تر اينکه مزدوران خانه کارگر و شوراهاي اسلامي بعنوان تشکل هاي کارگري هر ساله در کنفرانس اين سازمان شرکت کرده و از سوي آن به رسميت شناخته شده اند. اين توهين آشکار به کارگران و مردم ايران است. بايد به جهانيان اعلام کرد که جمهوري اسلامي٬ قاتل مردم ايران است و اين رژيم آپارتايد جنسي٬ اين رژيم سنگسار٬ اين رژيم اعدام٬ و اين رژيم جنايتکار ٬ بايد با وسيع ترين تحريم سياسي در سطح بين المللي پاسخ گيرد و تحت شديدترين فشارها قرار گيرد. بايد اعلام کرد که ما خواهان طرد و اخراج جمهوري اسلامي از تمامي سازمانها و مراجع بين المللي و بسته شدن سفارت خانه هاي آن در همه کشورها هستيم.
پيشبرد و تحميل اين خواست در سطح جهاني يک جبهه مهم از مبارزه ما براي به زير کشيدن رژيم اسلامي است. بايد با تمام قوا براي آن بکوشيم و اکنون که اجلاس سالانه سازمان جهاني کار در پيش است٬ بايد با تمام قدرت براي طرح و تصويب اين خواست در اجلاس اين سازمان تلاش کنيم.

ما سالهاست برخواست اخراج جمهوري اسلامي از سازمان جهاني کار تاکيد کرده ايم. اما امسال برجسته تر از هر وقت بر تحقق آن مصريم و براي آن تلاش ميکنيم. چرا که جنبش انقلابي در ايران هر روز قدرتمندتر به جلو ميرود و رژيم اسلامي در ايران در تقابل با اين جنبش٬ با نهايت شقاوت و توحش خود ايستاده است. چرا که امروز جامعه در التهاب مبارزه ميسوزد و رشد اعتراضات کارگران و بخش هاي مختلف جامعه و انعکاس جهاني آن٬ باعث شده که توجه جهانيان بيش از هر وقت به جنبش کارگري و مبارزات حق طلبانه مردم ايران معطوف گرديده است. از جمله ما روزهاي جهاني اي چون١٥ فوريه ٢٠٠٦ ٬٩ اوت ٢٠٠٧ ٬ ٧ سپتامبر ٢٠٠٧٬ و ٦ مارس امسال را در همبستگي با مبارزات کارگران و مردم در ايران داشتيم و جلب چنين سطحي از همبستگي جهاني خود يک نقطه قدرت بزرگي است که امسال ما را در موقعيت بسيار بهتري براي پيشبرد سياست انزواي جمهوري اسلامي در سطح جهاني قرار داده است.

واقعيت اينست که در سال گذشته جمهوري اسلامي به سرکوب جنبش اعتراضي کارگران و بخش هاي مختلف جامعه شدت داد. کارگران را بخاطر برگزاري اول مه و دفاع از حقوق برحقشان به اسارت گرفت و برايشان احکام شلاق صادر کرد و احکام شلاق را به اجرا گذاشت٬ بر اجراي احکام اعدام و سنگسار و تشديد فشار بر روي فعالين و رهبران کارگري و فعالين اعتراضي در بخش هاي مختلف جامعه شدت داد و امروز ما شاهد يک کشاکش هر روزه کارگران و مردم با اين رژيم هستيم. بايد از جهانيان خواست که در کنار مبارزات مردم قرار گيرند و به دولتهاي غرب و همه دولي که سياست مماشات با اين رژيم را در پيش گرفته اند٬ فشار آورد و سياست تحريم سياسي جمهوري اسلامي در سطح جهاني را بر آنها تحميل کرد. جمهوري اسلامي سالهاست که ايادي خود٬ پادوهاي خانه کارگر را بعنوان نمايندگان کارگران به سازمان جهاني کار ميفرستد ٬ اين از اساس توهين و لگد مال کردن حقوق پايه اي طبقه کارگر در ايران است . بايد کارگران اعلام کنند. اينها نمايندگان ما نيستند. اعلام کنند که جمهوري اسلامي٬ حکومتي است ضد کارگري و در مقابل مردم٬ اعلام کنند که خانه کارگر و شوراهاي اسلامي نمايندگان کارگران نيستند٬ بلکه ارگانهاي سرکوب رژيم هستند و اعلام کرد که ما کارگران حق داريم که نمايندگان واقعي خود را به سازمان جهاني کار بفرستيم. حزب کمونيست کارگري ايران نيز با تمام قوا اين سياست را به پيش خواهد برد. همانطور که در دو سال گذشته چنين کرديم. دو سال قبل بود که بهرام سروش به نمايندگي از طرف کميته همبستگي کارگري حزب کمونيست کارگري ايران در اجلاس سالانه سازمان جهاني کار حضور يافت و پشت تريبون رفت و به عنوان نماينده کارگران در ايران سخن گفت. در سال گذشته جليل جليلي يکي ديگر از کادرهاي حزب کمونيست کارگري بود که به همراه هياتي به اين اجلاس راه پيدا کرد و پرچم جمهوري اسلامي را به علامت اعتراض کارگران و مردم ايران به پايين کشيد. امسال نيز ما تلاش خواهيم کرد با تدارک همه جانبه تري در کنفرانس سازمان جهاني کار حضور خواهيم رساند و در آنجا صداي اعتراض کارگران در ايران به حضور هيات جمهوري اسلامي در اين اجلاس خواهيم بود و خواهان اخراج آن از اين سازمان خواهيم شد. اما مساله اينست که متحد ٬ يکپارچه و يکصدا و با تمام نيرويمان براي پيشبرد اين خواست تلاش کنيم و از آي ال او بخواهيم که جمهوري اسلامي را به رسميت نشناسد و جمهوري اسلامي را از اين سازمان اخراج کند. همانطور که اشاره کردم امسال ما در موقعيت بهتري براي پيشبرد اين خواست و اين سياست قرار داريم و بايد کارگران در ايران براي طرح اين خواست برحق خود بسيج شوند و صداي اعتراض خود را در سطح جهاني بلند کنند. از جمله بايد فعالين و تشکل هاي کارگري علنا و عملا از آي ال او بخواهند که جمهوري اسلامي را به رسميت نشناسد و خواهان اخراج آن از آي ال او شوند.

نفس وجود حرکتهاي جهاني از سوي اتحاديه ها در حمايت از کارگران ايران و وفوغ اتفاقاتي چون ٦ مارس و غيره همانطور که اشاره کردم يک گام مهم و به جلو در ابراز همبستگي و نزديکي اتحاديه هاي کارگري با کارگران ايران است. بايد بر مبناي اين پيشروي گام بعدي را به جلو برداشت. بايد براي اخراج جمهوري اسلامي از سازمان جهاني کار همه نيروي خود را بسيج کنيم. طبعا هدف ما تحقق اين خواست مهم خواهد بود٬ ولي مستقل از اينکه همين امسال موفق به عملي شدن آن خواهيم بود يانه٬ نفس اينکه کارگران در ايران با چنين خواستي جلو بيايند و اعلام کنند که هيات اعزامي جمهوري اسلامي نماينده ما کارگران نيست و بايد از سازمان جهاني کار اخراج شود يک گام مهم به جلو خواهد بود. روشن است که ما همانطور که اشاره کردم تلاش خواهيم کرد که اين خواست را هر چه بيشتر در ميان اتحاديه هاي کارگري و در ميان سازمان دهندگان کنفرانس آي ال او و سازمان جهاني کار مطرح کنيم٬ با مسئولين آن تماس بگيريم و تمام تلاش خود را بکار بريم تا اين موضوع در کنفرانس امسال سازمان جهاني کار طرح و در دستور کار آن قرار گيرد و نفس بررسي اين خواست در اين اجلاس٬ خود يک گام مهم به جلو خواهد بود و نقطه شروع خوبي خواهد بود. اما اگر براي چنين خواستي وسيعا فعاليت کنيم. بخصوص در داخل ايران٬ اگر جمع ها و همين نهادهاي کارگري موجود که فعالند و دارند مبارزاتي را به پيش ميبرند٬ پا پيش بگذارند و قويتر از سالهاي قبل به شرکت هيات جمهوري اسلامي در آي ال او اعتراض کنند و خواست اخراج آنرا از کنفرانس اين سازمان علنا و رسما از آي ال او بخواهند٬ اين سازمان ناگزير خواهد بود که اين موضوع را در دستور بگذارد و بحث حول را آنرا باز کند. بدون شک با فشار کافي ما حتما امکان آن خواهد بود که در مورد اين موضوع در اجلاس سازمان جهاني کار (آي ال او) راي گيري شود و با زمينه هاي تا کنوني که در اتحاديه هاي کارگري در سطح جهاني در حمايت از کارگران ايران بوجود آمده است٬ جمهوري اسلامي در آي ال او به رسميت شناخته نشود.

اين حرکتي است که بايد آنرا سازمان داد و براي آن تلاش کرد. اين حرکتي است که حتي اگر امسال به نتيجه فوري نرسد اما با طرح وسيع موضوع ٬ زمينه هاي تحقق آنرا در آينده اي نزديک فراهم ميسازد. اين سياستي است که در جلب حمايت بين المللي از هر حرکت و اعتراضي ميتوان آنرا طرح کرد و وسيعترين حمايتها را جلب کرد. بطور مثال همين امروز زندان نگهداشتن محمود صالحي تنها به جرم برپايي اول ماه مه و دفاع از حقوق کارگران در زندان و تهديد خطر جاني او به خاطر وخيم بودن وضع جسمي اش٬ موضوعي است که وسيعترين حمايت جهاني را در دفاع از او و براي خواست انزواي سياسي جمهوري اسلامي در سطح بين المللي را جلب خواهد کرد. بدين ترتيب يک خواست فوري ما در هر کجا که مراجعه ميکينم و ميخواهيم که اتحاديه هاي کارگري را بسيج کنيم تا از مبارزات کارگران ايران حمايت کنند٬ اين خواهد بود که جمهوري اسلامي نه تنها از آي ال او بلکه از تمامي نهادهاي بين المللي بايد اخراج شود. اين خواستي است که ما با همه سازمانها واتحاديه هاي کارگري اي که ميخواهيم همبستگي آنها را جلب کنيم٬ طرح خواهيم کرد و از آنها ميخواهيم که به دولتهايشان فشار بياورند که جمهوري اسلامي را طرد کنند٬ بخواهند که روابط سياسي شان را با دولت ايران قطع کنند. به عبارت روشنتر اين يک جنبه هميشگي و مهم کار ما٬ در ارتباط با جنبش کارگري در کشورهاي مختلف خواهد بود و سياست تحريم جمهوري اسلامي و اخراج آن نه تنها از آي ال او بلکه از همه نهادها و از جمله سازمان ملل و سازمانهاي وابسته به سازمان ملل و غيره را فعالانه به پيش خواهيم برد.

در واقع اين يک کمپين مهمي است.که ما امروز در دستور داريم و پيشبرد آن جايگاه مهمي در جنبش کارگري در ايران دارد. اين کمپين در واقع صداي اعتراض کارگران ايران در سطح جهاني است. بدون شک يک فاکتور و يک عامل مهم موفقيت ما در پيشبرد اين کمپين اينست که اين خواست از سوي خود کارگران طرح شود. از جمله در خيلي از مبارزات کارگري ما شاهد اين بوده ايم که کارگران شوراهاي اسلامي در کارخانجات را به رسميت نشناخته٬ خواهان انحلال آن و ايجاد تشکلهاي آزاد و مستقل خود شده اند. اين را در مبارزات کارگران شرکت واحد و هفت تپه و خيلي جاهاي ديگر شاهد بوده ايم. کارگران رسما اعلام کرده اند که اين ها تشکل ما کارگران نيستند. اينها سرکوبگران ما کارگرانند و بطور واقعي امروز خواست انحلال شوراهاي اسلامي در جنبش کارگري يک خواست مطرح است. اکنون همين خواست ميتواند انعکاس جهاني پيدا کند. ميتوان آنرا در سطح جهاني مطرح کرد و خطاب به اتحاديه ها و ارگانهاي کارگري در سراسر جهان و در آي ال او اعلام نمود که اينها نمايندگان ما نيستند. شوراهاي اسلامي و خانه کارگري ايادي حکومت هستند که به آي ال او به عنوان نماينده کارگران اعزام ميشوند. اعلام کرد که اين يک دروغ و يک توهين آشکار به طبقه کارگر در ايران است. بدين ترتيب صداي اعتراض عليه حضور هيات جمهوري اسلامي در سازمان جهاني کار و اجلاس آن را بلند کرد. بنابراين خواست اخراج هيات جمهوري اسلامي از سازمان جهاني کار ميتواند و بايد همين امروز از طرف فعالين و نهادها و تشکلهاي کارگري که همين امروز در جنبش کارگري فعالند٬ مظرح شود و در واقع يک شرط مهم براي اينکه اين حرکت قدرتمند و کارساز و موثر به پيش رود٬ قبل از هرچيز بايد طبقه کارگر براي آن به تحرک در آيد و اين خواست از سوي کارگران در ايران مطرح شود. آنوقت حزب ما نيز با قدرت بيشتري با اتکا به اينکه اين خواست خود تشکلهاي کارگري٬ فعالين کارگري و جنبش کارگري در ايران است٬ ميتواند اين خواست را به پيش برد و به دستور اجلاس سازمان جهاني کار تبديل کند. در ادامه نيز اين حرکت خود زمينه اي خواهد بود براي اينکه يک کارزار موثر و وسيعي بر سر اين موضوع شروع شود. کارزار قدرتمندي که در آن طبقه کارگر ايران با پرچم جمهوري اسلامي را به رسميت نشناسيد٬ جمهوري اسلامي را از نهادهاي بين المللي جهاني اخراج کنيد٬ از سازمان جهاني کا ر اخراج کنيد و غيره در سطح جهاني ظاهر شود واين خواست را به گوش جهانيان برساند. بايد براي آن حرکت کرد

انترناسيونال ٨١، ١٥ فروردين ٨٧.

 

Advertisements

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s

%d bloggers like this: