شهلا دانشفر

خوش آمديد

همايش مشترك “آي ال او” با خانه كارگر و شوراهاي اسلامي توطئه اي عليه كارگران ايران

روز ١٨ آبان همايشي بدعوت نماينده سازمان جهاني كار آي ال او در شهر تبريز برگزار شد. در اين همايش بار ديگر سازمان جهاني كارگر با خانه كارگر و شوراهاي اسلامي اين ارگانهاي جاسوسي رژيم در كارخانجات نشست داشت و در اين ميان از سنديكاي كارگران شركت واحد نيز دعوت بعمل آمده بود. موضوع همايش سه موضوع جهاني شدن٬ خصوصي سازي ها و تشكل كارگري اعلام شده بود. از سنديكاي كارگران شركت واحد منصور اسانلو رئيس هيات مديره سنديكا به همراه ١٣ نفر ديگر از اعضاي هيات مديره و فعالين سنديكا عازم اين همايش شدند. اما ساعت ٨ صبح بود كه تمامي اين هيات توسط مامورين اطلاعات رژيم جمهوري اسلامي دستگير وبه كلانتري ٢٠ شهر تبريز منتقل شدند. سرانجام اين كارگران با پادرمياني سازمان جهاني كار در ساعت ١٢ ظهر از بازداشت آزاد شدند و منصور اسانلو به همراه ٤ نفر از اعضاي هيات مديره در اجلاس بعد از ظهر اين همايش شركت كرد.
موضوع اين همايش همانطور كه اشاره كردم تشكل كارگري بود و چماقداران خانه كارگر و شوراهاي اسلامي كه اساسا در تقابل با تشكل كارگري شكل گرفته اند و در ارديبهشت ٨٤ با برنامه اي سازمانيافته به سنديكاي كارگران سنديكاي واحد حمله كردند و زبان منصور اسانلو را بريدند و كارگران را ضرب و شتم كردند٬ ميزبان آن بودند.
واقعيت اينست كه مبارزه تاکنوني کارگران شرکت واحد و انعکاس بين المللي آن و عزم اين کارگران براي حفظ تشکل خود باعث شد که هم آي ال او مجبور شود در اين جلسه از رهبران سنديکا دعوت کند و هم شوراهاي اسلامي و خانه كارگر به اين دعوت تن دهند. اگر چه در اينجا نيز باز اختلافات دروني رژيم و دست اندركاران دولتي خود را نمايان ساخت و همان روز ورود هيات سنديكاي واحد به تبريز٬ آنها را به كلانتري بردند و ساعاتي در بازداشت نگاه داشتند.
همايش مشترك سازمان جهاني كار آي ال او و خانه كارگر و شوراهاي اسلامي در تبريز و در كرمان در واقع توطئه اي است براي سودجويي از اعتبار كارگران سنديكاي شركت واحد و جلب كارگران در ايران به تصميمات و راهكارهايي كه ظاهرا قرار است چنين همايش هايي را در مقابل كارگران ايران قرار دهد. اين اقدام در واقع تلاشي است در تقابل با تلاش كارگران براي داشتن حق تشكل آزاد و مستقل از دولت.
طبعا سازمان جهاني كار٬ سازماني است كه بر اساسي سه جانبه گري يعني نمايندگان دولت ها و كارفرمايان و كارگران از كشورهاي مختلف جهان شكل گرفته است. معني اين سه جانبه گري در ايران يعني نمايندگان دولت٬ نمايندگان كارفرمايان و نيز شوراهاي اسلامي و خانه كارگر كه به عنوان نمايندگان كارگران از سوي سازمان جهاني كار به رسميت شناخته شده اند. يعني هر سه جانب مستقيما عليه كارگرانند. و اين خود كافيست تا نقش چنين همايش ها و اجلاس هايي كه با رايزني هاي اين سازمان با دولت ايران و نمايندگان شوراهاي اسلامي و خانه كارگر آن برگزار ميشود روشن و آشكار گردد.
همايش مشترك سازمان جهاني كار و خانه كارگر و شوراهاي اسلامي بيش از هر وقت نقش ضدكارگري اين سازمان و توطئه گري مشترك آنها با شوراهاي اسلامي و خانه كارگر را به نمايش گذاشت. بايد به اين سازمان و به اين همايش اعتراض كرد.
همايش مشترك سازمان جهاني كار و خانه كارگر و شوراهاي اسلامي در شرايطي صورت ميگيرد كه طرح فاشيستي و ضربتي اخراج ٥٠٠ هزار كارگر افغان كه با خانواده هايشان جمعيتي يك ميليوني را در بر ميگيرد٬ به اجرا گذاشته شده و سازمان جهاني كار در برابر آن ساكت است. اين همايش در شرايطي صورت ميگيرد كه كارگران در بندر ديلم در جنوب به گلوله بسته ميشوند و يك كارگر كشته و چند كارگر زخمي ميشوند و عكس العملي از طرف اين سازمان جهاني صورت نميگيرد. از سنديكاي شركت واحد براي شركت در همايش دعوت ميشود٬ در حاليكه بيش از ٥٠ نفر از كارگران شركت واحد كه اساسا اعضاي هيات مديره و از فعالين اين تشكل هستند٬ از كار بيكارند و نزديك به يكسال است به آنها حقوقي پرداخت نشده است و ديديم كه در حين برگزاري همايش نيز رهبران اين سنديكا مورد بازداشت قرار گرفتند. رهبران كارگري و كارگران معترض هر روز دستگير و احضار و تهديد ميشوند و سازمان جهاني كار نسبت به آن كوچكترين عكس العملي نشان نميدهد.

چرا شركت در اين همايش؟
كارگران شركت واحد و سنديكاي اين شركت نه فقط نميبايست در اين همايش ضد كارگري شركت ميكردند بلكه از اين فرصت استفاده ميكردند و “سازمان جهاني كار” را زير فشار خواست انحلال شوراهاي اسلامي و خانه كارگر قرار ميدادند. ميبايست از اين فرصت استفاده ميكردند و صداي اعتراض خود را به گوش همه كارگران ايران و جهان ميرساندند. انتظار طبيعي اين بود كه سنديكاي شركت واحد به جاي شركت در اين همايش در همان آغاز اعلام ميكرد كه ما بر روي خواست خود٬ خواست انحلال شوراهاي اسلامي و خانه كارگر مصر هستيم و در همايشي كه اين نهادهاي ضدكارگري ميزبان و طرف حساب سازمان جهاني كار باشند٬ شركت نميكنيم. اعلام ميكردند كه حاضر نيستيم در كنار كساني بنشينيم و بر سر مساله تشكل سخن بگوييم كه با چماق و چاقو سنديكاي ما را مورد حمله قرار دادند و زبان بريدند و در اعتصاب بهمن ماه سال گذشته پا بپاي نيروهاي انتطامي و اطلاعات رژيم در شكار و دستگيري كارگران معترض واحد شركت داشتند.
نقش سازمان جهاني كار در رايزني با جمهوري اسلامي و كنار آمدن با سياست هاي ضدكارگري آن موضوعي است كه همواره مورد اعتراض كارگران ايران قرار داشته است. اكنون كه نمايندگان اين سازمان در ايران بنا به سنت هميشه با دولت جمهوري اسلامي و خانه كارگر و شوراي اسلامي آن مشغول گفتمان و مشاوره دادن هستند٬ بايد صداي اعتراض خود را بلند كنيم. بايد نقش ضدكارگري سازمان جهاني كار را كه همواره در كنار جمهوري اسلامي و شوراهاي اسلامي قرار گرفته و در برابر جنبش اعتراضي كارگري و تلاشهاي آن براي سازمانيابي٬ طرح و برنامه ميريزد و همايش ها سازمان ميدهد را بيش از بيش افشا كنيم و به سياستهاي ضدكارگريش در قبال كارگران ايران اعتراض كنيم. بايد سازمان جهاني كار نه تنها از سوي كارگران شركت واحد بلكه از سوي كارگران در سراسر ايران مورد اعتراض قرار گيرد. بايد اين موضوع را در مجامع عمومي كارگري به بحث بگذاريم و با نامه هاي اعتراضي خود تمامي سازمانهاي جهاني كارگري را به حمايت و پشتيباني از مبارزاتمان و حق برحق تشكل آزاد و مستقل كارگري٬ انحلال شوراهاي اسلامي و حق تجمع و حق اعتصاب به عنوان حقوق پايه اي خود فرا بخوانيم.
ذره اي ترديد نبايد داشت كه اين تلاشهاي “آي ال او” مانعي جدي بر سر دستيابي كارگران به حقوق پايه اي خود و از جمله حق اعتصاب و حق تشكل است. اينها حقوقي است كه مقاوله نامه هاي پايه اي اين سازمان را تشكيل ميدهد اما مصالح دولتهاي تشكيل دهنده اين سازمان ايجاب ميكند كه به بهانه هاي مختلف بر واقعياتي كه در ايران و در بسياري كشورهاي ديگر عليه كارگران ميگذرد چشم خودرا ببندند. اين دفاع قاطع ما كارگران از حقوق خويش است كه ميتواند رياكاري و مصلحت گرايي گردانندگان اين سازمان را افشا كند و آنها را به تعهد عملي به حقوق پايه اي كارگران ملزم سازد. اي ال او با اين نوع تلاشها عملا دارد نشان ميدهد كه در رابطه بين كارگران و حكومت ضد كارگري اسلامي حتي بي طرف نيست. مستقيما دارد به اين رژيم و تلاشهايش كمك ميكند. همراهي با چنين همايشهايي به جنبش كارگري ضربات جدي اي ميزند و بايد در برابر آن هوشيار بود

كارگر كمونيست ٤٦،  ٢٥ آبان ٨٥.

Advertisements

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s

%d bloggers like this: