شهلا دانشفر

خوش آمديد

پاسخ به سوالي از يكي از كارگران در مورد شوراهاي اسلامي

با سلام و درود به شما شهلا دانشفر
می خواستیم نظرتان را به این نامه از شوراهاي اسلامي جلب کنیم بعضا دوستان کارگر ما معتقد ند که باید از این نامه حمایت کنیم. تا با اين کار اولا یک گام به جلو برداریم . ثانيا با موضع گیری درست نمایندگان صادق خانه کارگر را به چالش بکشانیم و بالاخره اينکه نشان دهيم طبقه کارگر در مبارزات اقصادی خودش می تواند به رشد و آگاهی برسد٬ نظر شما چيست?
دوست کارگري از تهران

***
تاريخ :20/03/1386

در نامه كانون شوراهاي اسلامي كار اصفهان به رييس جمهور
قراردادهاي موقت كار امنيت شغلي را متزلزل كرده است
اصفهان- خبرگزاري كار ايران

كانون هماهنگي شوراهاي اسلامي كار استان اصفهان در نامه‌‏اي به رييس جمهور، با حمايت از برخي تغييرات در قانون كار، خواستار لغو قرارداد موقت كار شد.
به گزارش خبرنگار گروه كارگري ايلنا, متن اين نامه به شرح ذيل است:
قانون كار مورد عمل كه در تاريخ 29/8/1369 به تصويب مجمع تشخيص مصلحت نظام رسيده وارد شانزدهمين سال خود شده و در اين مدت كاستي‌‏هاي آن آشكار شده و لزوم بازنگري در پاره‌‏اي از مواد آن اجتناب‌‏ناپذير است تا كارگران از امنيت شغلي برخوردار و كارفرمايان نيز بتوانند از مواهب قانون برخوردار باشند. اينك برخي از كاستي‌‏هاي قانون و خواسته‌‏هاي جامعه كارگري را به صورت اختصار به عرض مي‌‏رساند.
1) تدوين آيين‌‏نامه‌‏هاي قانون كار در خصوص قراردادهاي موقت كار و لزوم تعريف و تفكيك آنها مربوط به كارهاي دايم و موقت و معين به طوري كه نياز به تفسير و تعبير نداشته باشد و راه هرگونه سوءاستفاده از مفاد آنها بسته شود.
2) اصلاح ماده 24 قانون كار در خصوص پرداخت سنوات از حدنصاب يك سال و بيشتر و تفسير آن به نسبت ايام كاركرد در هر شرايط و هر صنف از مشاغل.
3) درخواست افزايش زمان استفاده از بيمه بيكاري از 50 ماه به 100 ماه و از سن 30 سال به بالا، با توجه به اينكه در اين استان حدود دو هزار كارگر مشمول بيمه بيكاري هستند كه سقف استفاده آنان تكميل و سن آنان پايين‌‏تر از 50 سال بوده و از مزاياي بازنشستگي محروم هستند.
4) دايم و مستمر شدن بازنشستگي كارگران در مشاغل سخت و زيان‌‏آور و 25 سال سابقه خدمت براي كارگران به طوري كه هر سال نياز به تمديد و اصلاح نداشته باشد.
5) با توجه به دغدغه مقام معظم رهبري در خصوص معيشت كارگران و رفع مشكلات كارگري، خواهان تعيين حداقل مزد متناسب با تورم اعلام شده از ناحيه مسوولان هستيم.
6) به منظور جلوگيري از تعطيلي كارخانه‌‏ها و بيكار شدن كارگران، خواستار ممانعت اكيد از ورود كالاهاي خارجي كه مشابه آن در داخل توليد مي‌‏شود، بوده و منتظر اقدام فوري و موثر هستيم.
7) خواستار صدور اوامر مقتضي در خصوص لغو قرارداد كار موقت كه باعث تزلزل امنيت شغلي كارگران شده، هستيم.
8) براي تصدي امور صنايع و جلوگيري از هم پاشيدگي كارخانه‌‏ها و توقف چرخه توليد، مديران لايق و شايسته و دلسوز به جامعه كارگري و توليد كه تحصيلات و تجربه كاري متناسب با شغل مورد تصدي را دارند به سرپرستي و مديريت كارگاه ها و واحدهاي توليدي صنعتي انتخاب و گزينش كنند.
9) به منظور جلوگيري از تعطيلي واحدهاي توليدي- صنعتي و كارخانه‌‏ها كه كارگران را اجباري به صندوق بيمه بيكاري معرفي و سالانه براي دولت هزينه‌‏هاي ميلياردي را ايجاد مي‌‏كنند، در جهت تامين مواد اوليه و نوسازي دستگاه‌‏هاي ضروري اجتناب‌‏ناپذير است، اقدام عاجل مبذول دارند.
10) با توجه به پايين بودن درآمد قشر كارگران زحمتكش و بالا بودن هزينه‌‏هاي درمان، خواستار رايگان شدن كليه مراحل درمان در كليه بيمارستان‌‏هاي دولتي و كارگري هستيم.
11) ارگان‌‏هاي ذي‌‏ربط و سازمان امور استخدامي كشور (دستگاه‌‏هاي دولت) در خصوص استخدام فرزندان كارگران و اعضاي درجه يك خانواده آنان مورد لطف واقع و در اولويت قرار گيرند.
پايان پيام

***

دوست عزيز سلام! متشكرم كه نظر من را خواستيد. من بدون مقدمه مبگويم كه من مخالف هر گونه حمايتي از “خانه كارگريها” و شوراهاي اسلامي هستم. از اين حرکت نه تنها نبايد حمايت کرد بلکه بايد آنرا افشا و نقد کرد. اين نقش هميشگي خانه كارگر و شوراهاي اسلامي است كه تلاش ميكنند سوار موج اعتراض كارگران بشوند و آنرا در چهارچوب قانون منحصر نگاهدارند. آنها ميخواهند كارگر بجاي اعتراض و مبارزه دست استدعا به سوي خامنه اي ها و سران جنايتكار حكومت دراز كند. اينها كارشان هميشه همين بوده است. پيشرفتي نكرده اند. اين ما كارگران و مبارزه ماست كه پيشروي كرده است. اينها بخشي از خود حاکميت و چماق سرکوب آن در کارخانجات هستند که همواره در شناسايي فعالين معترض و رهبران کارگري نقش داشته و جاسوسان رژيم در مراکز کارگري بوده اند. اينها امروز راديكاليسم جنبش كارگري را كه هر روز قويتر ميشود ديده اند و از آن وحشت کرده اند و از اينرو سعي ميكنند بعضا برخي خواستهاي كارگران را البته در چهارچوب قانون كار جمهوري اسلامي بيان كنند٬ تا با اين كار در صفوف كارگران تفرقه ايجاد كنند و با دلخوش كردن بخشي از كارگران به بهبود در چهارچوب نظام و قانون كار جمهوري اسلامي خط راديكال و معترض در جنبش كارگري را منزوي كنند و غيره. اينها ميخواهند حتي آنجا که ناگزير به عقب نشيني در مقابل فشار اعتراضي کارگران هستند آنرا تحت پوشش شوراهاي اسلامي و زير پرچم قانون کار انجام دهند تا بتوانند دامنه حرکت را محدود کنند و آنرا تحت کنترل داشته باشند. اما اين تصورات توهمي بيش نيست. شکست دوم خرداد نشان داد که ديگر سياست مماشات و اصلاح رژيم و متوسل شدن به قوانين آن جايي در ميان مردم و کارگران ندارد. کارگران مدتهاست که از اين سياستها عبور کرده اند. از همين رو اين سياست بطور واقعي در ميان كارگران نميتواند جايي داشته باشد. در طول حيات جمهوري اسلامي بطور واقعي خود شوراهاي اسلامي و خانه كارگر يك مانع اساسي بر سر راه متشكل شدن و سراسري شدن اعتراض كارگران بوده و هستند. اتفاقا براي اينكه كارگران صفوفشان متحد تر شود بايد اينها را افشا كرد و نگذاشت با چنين توهماتي در صفوف كارگران تفرقه ايجاد كنند. كارگر اگر ميخواهد در مقابل قراردادهاي موقت بايستد و موفق شود، اگر ميخواهد حق داشتن تشکل يا خواست افزايش دستمزدها را تحميل كند و غيره بايد در مقابل اين توهمات و توطئه گري هاي خانه كارگر و شوراهاي اسلامي بايستد. تنها با اعتراض و مبارزه مستقل كارگران است كه كارگران ميتوانند خواستهايشان را تحميل كنند. همانطور که اشاره کردم اين گسترش اعتراضات کارگران و راديکاليسم آنست که امروز موجب شده شوراي اسلامي و خانه کارگر چنين ژست هايي را بگيرند. بطور مثال اگر اكنون شوراهاي اسلامي صحبت از حق اعتصاب ميكنند براي اينست كه اعتراض به يك امر هر روزه مبارزات كارگري تبديل شده است و عملا اين حق را كارگران تثبيت كرده اند و اتفاقا شوراهاي اسلامي جلو افتاده و ميخواهند در مقابل دولت راه قرار دهند و ميگويند بياييد اعتصاب قانوني را برسميت بشناسيد تا اعتصابات غير قانوني سركوب شود. طبعا اعتصاب قانوني از نظر اين حضرات آنچيزي خواهد بود كه به فرمان و فراخوان آنها صورت گيرد. در همين بستر است که الان نيز دارند با طرح تغيير در قانون كار گوشه هايي ازخواستهاي كارگران را مطرح ميكنند تا اين توهم را ايجاد كنند كه دارند از خواست كارگران دفاع ميكنند. اينها ميکوشند با اين کار كارگري را كه مستقيما رو در روي دولت ايستاده است٬ ميگويد انرژي هسته اي نميخواهم٬ ميگويد کار ميکنم تا زندگي کنم و ميگويد حقم را بدهيد تا صداي اعتراضم را بلند نکنم و بقول شما در تلويزيون ها و رسانه هاي مختلف منعکس شود٬ به تغيير و بهبود در چهارچوب قوانين جمهوري اسلامي و مماشات با آن بکشانند. افشاي اين سياستها به نظر من امروز يك راه واقعي پيشروي جنبش كارگري است. امروز جامعه در التهاب است. جنبش كارگري در جنب و جوش است. راديكاليسم هر روز قويتر ميشود و اگر طبقه كارگر نيروي خود را باوركند بسيار فراتر از اين ها بايد برود. امروز طبقه کارگر در موقعيتي قرار دارد که ميتواند خواستهاي سراسري خود را طرح کنند. از جمله بگويند که ديگر به زندگي زير خط فقر تن نميدهند و خودشان مزد خود را تعيين ميکنند. بگويند حاضر به بستن قرارداد موقت و برده وار نيستند و بايد کارفرما و نمايندگان منتخب مجامع عمومي کارگريان قرارداد دسته جمعي انعقاد کنند. بگويند تشکل را حق خود ميدانند و هر هفته مجامع عمومي خود را خواهند داشت و در مورد مسايل و خواستهايشان تصميم خواهند گرفت. و همين کار را نيز انجام دهند. آنوقت قبول داريد که اوضاع کاملا متفاوت خواهد بود. لابد ميگوييد نميشود. ولي مگر کارگران مس سونگون نگفتند که حاضر به بستن قرارداد موقت نيستند و قرارداد نيز نبستند. اگر اين کار به حرکتي سراسري تبديل شود آنوقت چه کسي ميتواند کارگر را به زور وادار به قبول چنين شرايط برده وار کار بکند. مگر در خيلي جاها نمي بينيم که کارگران با مبارزه متحدشان توانسته اند خواستهايشان را به پيش برند؟ و مگر زير فشار کارگران و کمپين جهاني نبود که رژيم ناگزير شد رهبران کارگري سنندج را که در اول مه دستگير کرده بود از زندان آزاد کند؟ موضوع مهم و اصلي اينست که رهبران کارگري متوجه اوضاع سياسي امروز و نقطه قوتهاي هاي جنبش کارگري در دل اين شرايط باشند و با اتکا به آن جنبش کارگري را به جلو ببرند.
بايد به جاي كشاندن كارگر به اين توهمات و انداختن به مجاري قانوني و كريدورهاي اداره كار و نامه نگاري به آخوندها و مقامات دولت، جنايتکاراني چون احمدي نژاد و خامنه اي و غيره٬ آنها را به نيروي خودشان متكي كرد. به متشكل شدن در مجامع عمومي كارگري و متحد کردن صفوف اعتراضاتشان فراخواند. من فکر ميکنم بعد از ٢٨ سال سابقه اين ارگانهاي جاسوسي رژيم در کارخانجات٬ ديگربه سختي بتوان از وجود عناصر صادقي در ميان آنها سخن گفت. اينها در طول تمام اين سالها و رودرويي با جنبش اعتراضي کارگري بدنه خود را از دست داده اند و اکنون اين سران شناخته شده و معلوم الحال آنها هستند که دارند جان سختي ميکنند. بعلاوه حتي اگر به گفته شما عناصر صادقي هم در شوراهاي اسلامي باقي مانده باشد٬ تنها از طريق متکي بودن طبقه کارگر به نيروي اعتراض خود است که بطرف کارگر خواهند آمد. مسير برعكسي وجودندارد. تمکين به اين توهمات يک عقب گرد جدي براي جنبش کارگري است.. خانه كارگر و شوراهاي اسلامي در مقابل رشد جنبش کارگري و متشکل شدن کارگران در مجامع عمومي خود در کارخانجات و ايجاد شوراهاي کارگري يک مانع هستند. بايد اين موانع را از سر جنبش كارگري و از سر راه اعتراضات کارگري برداشت

كارگر كمونيست ٦١،  ٣١ خرداد ٨٦.

Advertisements

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s

%d bloggers like this: