شهلا دانشفر

خوش آمديد

چند تاکيد بر سر مبارزه بر سر خواست افزايش دستمزدها

آخر سال است و بحث بر سر تعيين ميزان حداقل دستمزد سراسري کارگران موضوعي است که هم اکنون در دستور حكومت قرار گرفته است. امسال زود تر از هر سال رژيم اين موضوع را در دستور گذاشت و از اواخر آذر ماه بود که جمهوري اسلامي “ستاد مزد” را تشکيل داد. در اين مدت بنا به سنت هر سال رايزني ها و فضا سازي هاي بسياري شروع شده است. بحث هاي بسياري بر سر تناسب دستمزد با تورم٬ نرخ تورم٬ نرخ سبد هزينه کارگران و خط فقر به ميان آمده است. در گزارشي در همين هفته اخير دست اندركاران حكومت از خط فقر ٤٧٠ هزار تومان صحبت ميکند. اين در حاليست که همه کس به روشني ميدانند که در همين سه ماه اخير قيمت ها حداقل سه برابر افزايش يافته است. بگذريم که خود سخنگويان جمهوري اسلامي بنا به مصرف سياسي در هر زمان از يک مبلغ متفاوتي بعنوان خط فقر و نرخ تورم و غيره سخن ميگويند. مبالغي دلبخواهي که هيچ ربطي به شرايط واقعي زندگي کارگر و قيمت هزينه ها ندارد. از جمله در همين دوساله مقامات جمهوري اسلامي از ارقامي چون ٣٠٠ هزار تومان يا ٦٥٠ هزار تومان و غيره بعنوان خط فقر صحبت کرده اند. اما حتي اگر قبول كنيم كه خط فقر از اين حدود بيشتر نيست و هركدام از اين ارقام را كه قبول كنيم، حداقل دستمزدي كه همين ها براي كارگران تعيين كرده اند ١٨٠ هزار تومان است كه چندين برابر از هركدام از اينها كمتر است. اين يك نكته كليدي در مورد مساله دستمزد كارگران است.

نفس اينکه دست اندركاران حكومت اسلامي هر سال ناگزيرند بنشيند و مبنايي براي ميزان حداقل دستمزد کارگران براي سال آتي تعيين کند. خود نشاني از پيشروي ماست و چيزي است که در نتيجه مبارزات کارگران به آن تحميل شده است. هر سال حكومت در چنين مقطعي ناگزير است رودرو با کل طبقه کارگر و به يک معني با کل جامعه به چشم کارگران نگاه کند و بگويد سطح دستمزدت چيست. اين خود بيش از بيش تقابل آشکار رژيم اسلامي با کارگران و کل جامعه را به نمايش ميگذارد و سنگربنديها بر سر تعيين دستمزد بعنوان تعيين بهاي نيروي کارگر شکل ميگيرد.

واقعيت اينست که ميزان حداقل دستمزد کارگر شاخصي است که نه تنها دستمزد كارگران شاغل، بلكه سطح پايه حقوق بازنشستگي و كلا امكان و عدم امكان و نحوه قرار گرفتن زير پوشش تامين اجتماعي (در همان حد ناچيزي كه هست) را روشن ميکند. از اينرو دخالت فعال رهبران کارگري در اين کشاکش نقش تعيين کننده اي دارد. در اين مقطع از سال بيش از هر وقت ميتوان کل جنبش کارگري و در واقع کل جامعه را به مساله معيشت و سطح استانداردهاي زندگي متوجه کرد و توقعاتي را به ميان کشيد. ميتوان مبارزه اي متحد حول خواست افزايش فوري ميزان حداقل دستمزدها شکل داد. و ميتواند فرصتي باشد براي سازمان دادن جنبش اعتراضي در برابر تعرض هر روزه رژيم . بايد اين فرصت را دريافت.

چرا خط فقر؟

وقتي از سطح دستمزد کارگر سخن به ميان مي آيد فورا از مبناي خط فقر و بدتر از آن حتي خط بقا صحبت ميشود. اولين مساله اينست که در مبارزه براي افزايش ميزان حداقل دستمزد ها بايد اين ذهنيت و تصوير از کارگر و حق و حقوق او را پاك كرد. بايد با اين تصوير كه گويا حداقل دستمزد كارگر بايد حول و حوش خط فقر باشد را دور انداخت و اجازه نداد كه حكومت فقر و نكبت اسلامي در بهترين حالت ما را در حاشيه خط فقر زمين گير كند

خوشبختانه جنبش کارگري امروز با مبارزاتش به درجه زيادي به اين راه گام گذاشته است. سال گذشته در اول مه بود که ديديم کارگران با شعار “ما کار ميکنيم که زندگي کنيم٬ زندگي نمي کنيم که کار کنيم” به زيباترين شکلي انتظار و توقع بالاي كارگران را به نمايش گذاشت و ابعاد گسترده توحش و استثمار سرمايه داري را مورد نقد قرار داد. معلمان نيز در اعتراضاتشان همواره بر اينکه نميخواهند زير خط فقر زندگي کنند و با شعار نماينده مجلس يک ميليون٬ معلم ٦٠ هزار اساس اين تبعيض و نابرابري را مورد اعتراض قرار داده اند. اما اين سطح از توقع هنوز به پلاتفرم و برنامه اي روشن و اقدام معين و گسترده در ميان كارگران تبديل نشده است. هنوز اين كارگران نيستند كه بحث و گفتمان دستمزد را شروع ميكنند و به آن جهت ميدهند. هنوز وقتي بحث بر سر ميزان حداقل دستمزدها ميشود٬ اين دولت و پادوهاي مزدورش خانه کارگر و شوراهاي اسلامي هستند که خط و سياست و جهتت اين گفتمان را شكل ميدهند. براي اينها نرخ تورم و سبد هزينه کارگر ارقامي است که با آن بتوانند سنگ مبنا را روي همين وضع فلاکت موجود سوار کنند و وقتي هم از سبد هزينه کارگر صحبت ميکنند نهايت آن مبلغي حدود ٢٠٠ هزار تومان است که حتي هزينه مسکن کارگر را هم تامين نميکند. اينجاست که به روشني ميتوان ديد که هنوز رهبران چپ و راديکال کارگري حرف خود را در اين عرصه مهم از جنبش کارگري نزده اند. عرصه مهمي که اتفاقا اگر در آن کارگر قدرتمند و با انتظارات روشن جلو بيايد ديگر دولت و کارفرما بخود اجازه نميدهد که چنين تهاجمي گسترده اي را بر زندگي کارگر و بر کل جامعه وارد کند. همه حرف من اينست که گفتمان بر سر دستمزد را بايد ما کارگران خودمان شروع كنيم و دامن بزنيم. بايد اعلام کرد که خط فقر نه٬ خط بقا نه اين بساط را جمع کنيد. کارگر همچون يک شهروند جامعه حق زندگي و معاش دارد و بايد برابر با استانداردهاي امروز جامعه بشري٬ متناسب با رشد تکنولوژي و بار آوري کار بتواند از زندگي خوب و شايسته برخوردار باشد. بايد همان حرف و اعتراض كارگران و معلمان را كه به حقوق چند ميليوني نمايندگان و وكلا از يك طرف و دسمتزد ناچيز خود اعتراض دارند را به بحث جامعه تبديل كرد. بايد ذهنيت جامعه را از كارگر و انتظار كارگر عوض كرد. ممکن است گفته شود که توازن قوا اجازه نميدهد. نميشود. از اين حرفها زياد گفته ميشود. اما سخن من اينست که ما نبايد تصوير بورژواها و دولتها را از كارگر بپذيريم. بايد با اين تصوير در جامعه مقابله كنيم. بايد سطح توقع را روشن کرد. بايد در مقابل همه اينها که وقتي از دستمزد کارگر سخن ميگويند فورا سراغ خط فقر ميروند ايستاد و بعد تمام نيرو خود را گرد آورد و ديد که توازن قوا چيست و چه سطحي از دسمزد را ميتوان تحميل کرد. بطور واقعي اينجا يک جنگ است. کارگر که نيروي کارش را بفروش ميرساند و سرمايه دار که اساس نظام و ثروتش بر سودجويي استوار است. راهي جز به آخر بردن اين جنگ و اين کشمکش نيست.

براي ميزان حداقل دستمزد بايد مبلغ تعيين کرد
همين سه سال پيش بود که کارگران با اعلام اينکه ما امروز در قدم اول خواهان حداقل ٤٥٠ هزار دستمزد هستيم اما دستمزد ما بايد چندين برابر آن باشد٬ دادند. امروز نيز کارگران ميتوانند با يک محاسبه ساده تعييين کنند که بطور مثال امروز در قدم اول دستمزد آنها چقدر بايد باشد و مبارزه متحد براي بهبود دائمي سطح دستمزدهايشان را امر هر روزه خود قرار دهند

كارگر كمونيست ٧٦، ٤بهمن ٨٦.

 

Advertisements

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s

%d bloggers like this: