شهلا دانشفر

خوش آمديد

اخراج نيروهاي سرکوب از کارخانجات يک خواست عاجل و ممكن

جمعي از کارگران ايران خودرو، طي بيانيه اي تحت عنوان، کارگران ايران خودرو: دهان شکم هاي گرسنه با رمضان بسته نمي شود که درهمين شماره کارگر کمونيست به چاپ رسيده است مينويسند:
“اگر پيمان جان خودرا از دست داد به خاطر ساعت کار زياد بود. اگر اميد اولادي مرد به خاطر شرايط سخت کاري بود. و اگر امروز دهها نفر ديگر معلول و از کار افتاده شده يا جان خودرا از دست مي دهند به خاطر محيط نا ايمن کار مي باشد. آيا شرايط کاري بهتر شده است؟ آيا محيط هاي کار ايمن شده اند؟ آيا رفاه زندگي ما بالا رفته است؟ مطمئنا جواب همه مان منفي است.
ماه رمضان از راه رسيده است. ماهي که براي ما کارگران چيزي جز زجر و عذاب دست آورد ديگري ندارد. چون بايد طبق معمول ۱۰ ساعت کار کنيم و از طرفي نتوانيم بدهي مان را پرداخت کنيم و يا با آرامش زندگي کنيم. و بعد ادامه ميدهند: “نيروهاي حراست بالاي سر کارگر بدبخت ايستاده اند. اگر از دست حراستي ها نجات پيدا کني انجمني ها “.

اين کيفرخواست کارگران ايران خودرو عليه توحش سرمايه داري و حرف همه کارگران است. در اين بيانيه کارگران به اين اشاره دارند که چگونه محيط هاي کار به قتل گاه کارگران تبديل شده است، چگونه سودجويي مشتي جنايتکار جان و زندگي کارگران را به خطر انداخته است و چگونه حضور نيروهاي حراست و انجمن اسلامي و نيروي سرکوب رژيم در کارخانجات، در حاکم شدن شرايط برده وار کار در کارخانجات نقش ايفا ميکنند. اما در عين حال ايران خودرو همواره يکي از مراکز مهم اعتراضي در جنبش کارگري بوده است. و اساسا اعتراضات کارگري يک عرصه دائمي مبارزه عليه جمهوري اسلامي است. يک مانع فوري براي جلورفتن اين اعتراضات و دست يابي كارگران به حداقل خواستهاي خود، مستقر كردن نيروي سرکوب و جاسوسي رژيم در شکل هاي مختلف و با وظايف مختلف در کارخانجات است. “حراست”، “انجمن اسلامي”، “شوراهاي اسلامي” هر يک نقشي معين در سرکوب و عقب راندن اعتراضات کارگري دارند. و امروز در دل خيزش انقلابي پر شور مردم در سطح جامعه، جمهوري اسلامي از بيم به ميدان آمدن متحد کارگران، بيش از بيش تلاش دارد که مراکز کارگري را امنيتي کند و بر کنترل كردن كارخانجات توسط ارگان منحوس “حراست” شدت دهد. از جمله درهمين مبارزات اخير کارگران “پارس واگن” به محض اينکه کارگران تهديد به راهپيمايي کردند، فورا رژيم يگان ويژه اي را در نزديکي محل تجمع کارگران مستقر کرد تا جلودار اين حرکت شود. تا اگر کارگران تهديد خود را عملي کردند جلوي گسترش حرکت آنها را به بيرون از کارخانه که درست همزمان با روزهاي وسيع اعتراضات مردم در خيابانها بود بگيرد و براي حمله و سرکوب کارگران آماده باشد. بويژه امروز در شرايطي که ما شاهد يک خيزش انقلابي پرشور در سطح جامعه هستيم ، جمهوري اسلامي از به ميدان آمدن طبقه کارگر و به تعطيلي کشانده شدن مراکز کار وحشت دارد. از نفرت كارگران نسبت به حكومت خبر دارد. و از قدرت كارگران نيز آگاه است. براي اينها و همچنين مردم تجربه انقلاب ٥٧ هنوز زنده است. و همه ميدانند که سرانجام اين کارگران و در صف مقدم آن کارگران نفت بودند که کمر رژيم شاه را شکستند. جمهوري اسلامي ميداند که چگونه مراکز کارگري در شهرهاي مختلف به حالت انفجاري در آمده است و بلند شدن صداي اعتراض اين کارگران در تهران، اراک، قزوين، عسلويه، کرمانشاه، همدان، کاشان، هفت تپه و شهرهاي مختلف، ميتواند بسرعت كمر رژيم را بشكند. به ميدان آمدن گسترده کارگراني که فرياد ميزنند “هشت ماه است حقوق نگرفته ايم شما چطور آقاي وزير” و کل حکومت را به چالش ميکشند، براي جمهوري اسلامي يعني مرگ. کارگراني که شعارشان رفاه و برابري است و فرياد ميزنند و ميگويند ديگر نميخواهند زير خط فقر باشند و داشتن يک زندگي انساني را حق مسلم خود ميدانند. کارگراني که خواستهاي کل جامعه را بيان ميکنند و اگر متحد شوند و به ميدان آيند حرف آخر را خواهند زد و کل بساط اين رژيم را جمع خواهند کرد. از اينرو جمهوري اسلامي نياز دارد که محيط هاي کارگري را ميليتاريزه و امنيتي نگاه دارد و شديدا تحت کنترل داشته باشد. همانطور که نياز دارد دانشگاه و آموزش و پرورش و محلات و کل جامعه را تحت کنترل داشته باشد.

بنابراين روشن است که خواست اخراج نيروهاي سرکوبگر از مراکز کار خواست فوري همه کارگران است. روشن است که چرا پاک کردن مراکز کار و کل محيط هاي کار و دانشگاهها از شر اين جنايتکاران يک گام مهم در پيشروي مبارزات ماست. بايد اعلام کرد که اجازه نميدهيم محيط هاي کار را به اردوگاه اجباري کار تبديل کنيد. اعلام کنيم که بساط شوراهاي اسلامي بايد جمع شود و ايجاد تشکل هاي واقعي حق مسلم ماست و با برپايي مجمع عمومي منظمان صفمان را متحد ميکنيم . مجامع عمومي مان را به محل تصميم گيري هايمان تبديل کنيم و در برابر قلدري هاي رژيم و کارفرمايان در کارخانجات بايستيم.

خواست اخراج فوري نيروهاي سركوب جمهوري اسلامي از كارخانجات، را بايد وسيعا طرح كرد، در مورد آن در صفوف كارگران هم نظري و هماهنگي ايجاد كنيم و بطور قدرتمند و متحد براي عملي كردن و تحميل كردن آن به حكومت پا به ميدان بگذاريم. بويژه اين بسيار مهم است كه بخشهاي مختلف كارگران در مراكز كارگري مختلف بر سر اين خواست متحد شوند. اين يك خواست عاجل كارگري است. فضا و اوضاع براي عملي كردن آن مهياست و فعالين كارگري بايد آنرا وسيعا به ميان كارگران ببرند و تلاش كنند كه حركت يكپارچه اي را در اين جهت به جريان بيندازند

كارگر كمونيست ١٠٨، ٤ مهر ٨٨.

 

Advertisements

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s

%d bloggers like this: