شهلا دانشفر

خوش آمديد

ازدواج دختران دانش آموز و معضل ادامه تحصیل

یک موضوع بحث در هفته گذشته در رسانه های جمهوری اسلامی مساله اجازه تحصیل برای دانش آموزان دختری بود که در سنین کودکی ازدواج میکنند. موضوعی که شنیدن خبرش قلب هر انسان آزادیخواهی را به درد می آورد. موضوعی که به روشنی از یک کودک آزاری آشکار تحت حاکمیت یک حکومت تمام عیار آپارتاید جنسی حکایت دارد. باور کردنی نیست. به راحتی سخن از این میرود که دختران در سیزده سالگی قانونا میتوانند ازدواج کنند و از ٩ سالگی پدر آنها عرفا حق دارد آنها را به عقد هر کسی که بخواهد در آورد، چون اسلام گفته است و ائمه اطهار اسلام نیز چنین کرده اند. و بعد در کنار همین بحث ها از ازدواج موقت دانش آموزان و “صیغه” این فحشای رسمی اسلامی، بحث میکنند. و گویا اگر پدر رضایت دهد، میتوان ازدواج موقت را برای این کودکان جاری کرد. وارد شدن به این بحث عمق تعفن و گندیدگی این نظام آپارتاید جنسی را نشان میدهد. قوانینی که  رسما دارد  از تجاوز به کودک و از یک کودک آزازی آشکار سخن میگوید. با استناد به همین قوانین ارتجاعی اسلامی است که حمیدرضا حاجی‌بابایی  وزیر آموزش پرورش جمهوری اسلامی از ازدواج دختران در سنین دانش آموزی، اظهار خرسندی کرده و با قیافه ای دلسوزانه میگوید خوب این دختران میتوانند به طرق دیگر تحصلیشان را در مدارس شبانه ادامه دهند. البته ایشان خودشان خوب میدانند که اینهم منوط به این خواهد بود که اگر شوهرانشان اجازه چنین کاری به آنان بدهند. اگر وظایف شوهرداری و زناشویی فرصتی برای این کودکان بجا بگذارد. اما نکته مهم در طرح این نکته از سوی وزیر آموزش و پرورش و بالا گرفتن این بحث در میان مقامات حکومت حکایت از موضوع دیگری دارد. واقعیت اینست که همینکه امروز از معضل ادامه تحصیل دختران دانش آموز صحبت میشود و ناگزیرند برایش جوابی داشته باشند، موضوعی است که جامعه و جنبش آزادیخواهی قوی در جامعه، در مغز خرفت و متحجر ایشان فرو کرده است.  ضمن اینکه سخنان حاجی بابایی در عین حال تصویر روشنی از آموزش و پرورش جمهوری اسلامی، آموزشی که اساسش برخرافات و تبعیض جنسیتی و کودک آزادی و جدا سازی جنسیتی دختران و پسران و غیره بنا نهاده شده است، بدست میدهد. در چنین سیستمی است که اکنون موضوع ازدواج دانش آموزان و ادامه تحصیلشان، به موضوعی داغ تبدیل شده است. موضوعی که از یکسو  سرنوشت هزاران دختر بچه را که عمدتا بخاطر فقر خانواده به شوهر داده میشوند، را رقم میزند. موضوعی که بطور واقعی داستان زندگی  قربانیانی چون کبری رحمانپور هاست که در همین مسیر اسیر بردگی شده، مورد تعرض و تجاوز قرار میگیرند و بعد هم وقتی قتلی صورت میگیرد، راهی زندان شده و حکم اعدام بالای سرشان قرار میگیرد. موضوع شوهر دادن اجباری دختربچه ها، گوشه دیگری از وحشیگری و آپارتاید جنسی رژیم اسلامی است. نشانگر پايمال كردن ابتدايي ترين حقوق انساني توسط حكومت متحجر و جنايتكار و عهد عتيقي سرمايه داران در ايران است.

اما سوی دیگر و جنبه دیگر این موضوع بر میگردد به جدالی که امروز بر سر روابط آزاد دختر و پسر و علیه تبعیض جنسيتی درجامعه برپاست. جامعه ای که در آن حجاب ها هر روز عقب تر رفته و مبارزه علیه حجاب این سمبل تحقیر و بیحقوقی زن و مبارزه علیه  آپارتاید جنسی ابعاد گسترده تری یافته است. جامعه ای که در آن رابطه آزاد و انسانی دختر و پسر و شکستن دیوارهای جداسازی جنسیتی  به جدال و مبارزه هر روزه جوانان و مردم با این رژیم ارتجاعی تبدیل شده است. جالب اينست كه در اخبار خود جمهوری اسلامی، دارد از اینکه هشتاد درصد دختران دانش آموز دوست پسر دارند، صحبت میشود. دختران و پسران جوانی که با یکدیگر دوست میشوند و زندگی و دوست داشتن را تجربه میکنند، و اینهم بخشی از جنگ  هر روزه آنان با این رژیم و قوانین ارتجاعی اسلامی اش است.  واقعیتی که جمهوری اسلامی تلاش میکند، آنرا زیر قوانین اسلامی خودش تعریف کند. از ازدواج موقت سخن به میان می آید و غیره. بحث تحصیل دانش آموزان شوهر کرده، دامن این دختران را هم میگیرد. بنابراین زیر فشار همه این اعتراضات است که این حضرات که بارها از اینکه کار دختر شوهرداری است و نه تحصیل، دختران نباید عمرشان در مدرسه تلف شود باید هر چه زودتر سر زندگی و خانه داری خود بروند و غیره امروز ناگزیرند به مساله تحصیل دانش آموزانی که ازدواج کرده اند بپردازند و بر واقعیات امروز جامعه تن دهند.

فشار این واقعیات است که امروز وزیر آموزش و پرورش جمهوری اسلامی را وادار کرده از ادامه تحصیل دختران دانش آموز ازدواج کرده به طرق دیگر و در مدارس شبانه تحصیل سخن بگوید. با این استدلال که ظاهرا ادامه تحصیل چنین دخترانی در مدارس معمولی موجب باز شدن چشم و گوش دیگر کودکان هم کلاسی شان خواهد شد. همچنین در میان همین مقامات بحث مجاز بودن ادامه تحصیل این دانش آموزان در مدارس معمولی طرح شده است، بشرطی که از مسایل زناشویی خود با هم کلاسی های خود سخن نگویند! حکومتی بیگانه به نیازهای واقعی جامعه و خواستهای مردم. واقعا بوی تعفن افکار پوسیده و تحجرشان کشنده است.  شرم بر این حکومت و قوانین متعفن و  ارتجاعی اسلامی اش !

در هر حال بالاگرفتن این بحث ها همه و همه از درماندگی و شکست رژیم در تمام عرصه های مبارزه مردم  دارد سخن میگوید. مردم با اعتراضاتشان عملا طرحهایی چون تفکیک جنسیتی در دانشگاهها، محروم کردن دختران دانش آموز ازدواج کرده از تحصیل در مدارس معمولی، تفتیش در روابط آزاد دختر و پسر و … همه و همه را به چالش کشیده اند. دور نيست روزي كه سران اين رژيم به خاطر برپايي آپارتايد جنسي و پايمال كردن ابتدايي ترين حقوق كودكان و زنان و همه مردم به محاكمه كشيده شوند. براي رسيدن هرچه زودتر به چنين روزي لازم است در اعتراضات و مبارزات امروز هرچه بيشتر و روشن تر بر حقوق زنان و كودكان، بر لغو آپارتايد جنسي، و لغو همه قوانين ارتجاعي اسلامي تاكيد كنيم

انترناسيونال ٣٢٨، ٤ دي ٨٨.*

Advertisements

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s

%d bloggers like this: