شهلا دانشفر

خوش آمديد

اعتراضات معلمان و جايگاه كانون صنفي

بازهم زمزمه اعتراض در ميان معلمان بالا گرفته است. سالهاست كه اين بخش محروم جامعه براي خواستهاي برحق خود مبارزه ميكند. اما تا كنون پاسخي نگرفته است. تشكلي چون كانون صنفي همواره تلاش كرده است كه بر موج اعتراض معلمان سوار شود و با محدود نگاهداشتن مبارزات آنان در چهارچوبه هاي قانوني و با اندرزهايي چون٬ مبارزه ما صنفي است٬ سياسي نيست، سكوت معلم٬ فرياد اوست و غيره سعي كرده است همواره جلوي شعله ور شدن اعتراض گسترده در ميان بيش از يك ميليون و نيم معلم را بگيرد. در اين ميان طرح نظام هماهنگ ٬ ابزار مناسبي براي وعده سرخرمن دادن و سردواندن معلمان در مجاري قانوني و اداري بوده است. اما در مقابل هر بار كه فراخواني از سوي اين كانون داده شده٬ معلمان از فرصت استفاده كرده٬ به ميدان آمده و اعتراضات با شكوهي را به پيش برده اند. از جمله سران كانون صنفي معلمان نقش سازشكارانه خود را در اسفند ماه گذشته به اوج خود رساندند و هنگاميكه معلمان ميرفتند تا خود را براي اعتصابي سراسري آماده كنند٬ به محض اينكه متوجه شدند كه اوضاع از دستشان دارد خارج ميشود٬ تحت عنوان اينكه احمدي نژاد وعده اجراي طرح نظام هماهنگ از آغاز سال ٨٨ را داده است٬ فورا دستور به لغو فراخوان اعتصابي را كه داده بودند٬ صادر كردند. در همانموقع حزب كمونيست كارگري ايران در كانال جديد از طريق برنامه هاي مستقيم خود٬ در مقابل اين سازشكاري ايستاد. ما همانموقع اعلام كرديم كه به اين وعده و وعيد ها نبايد گوش داد٬ اينها سالهاست كه دارند وعده ميدهند و سرميدوانند٬ اما بعد كانوني صنفي معلمان با لغو فراخوان اعتصابش نشان داد كه در اين سردواندن ها شريك است. در همانموقع ما معلمان را به اعتراضي وسيع فراخوانديم و ديديم كه عليرغم لغو فراخوان اعتصاب از سوي كانون٬ در شهرهاي مختلف موجي از اعتراض شكل گرفت و معلمان وسيعا به اعتصاب پيوستند.

بعد از خوابيدن سر و صدا ها دوباره كانون صنفي طي بيانيه اي سه روز ٦ ٬ ٧ و ٨ ارديبهشت را بعنوان روزهاي اعتراض معلمان اعلام داشت. معلمان٬  در سطوحي به استقبال اين اعتراض رفتند. دست از كار كشيدند. اما آنچه مانع از سراسري شدن اين حركت اعتراضي شد٬ سلب اعتماد بيشتر معلمان معترض از سران سازشكار كانون و سياستهاي آن بود.

 

به بيانيه و فراخوان كانون براي اعتراض در روزهای ٦ ٧٬ و ٨ دقت كنيد. در همان پاراگراف اول بيانيه٬ سران سازشكار كانون در خوش خدمتي خود به رژيم سنگ تمام گذاشته و مينويسند: “تبلیغات گسترده و جنگ روانی رسانه ها، متاسفانه احکام در روز مقرر صادر نشد واجرای قانون مذکور بازهم به تاخیر افتاد”.  هر كس كه كمي ماجرا را دنبال كرده باشد٬ بويژه معلمان فورا متوجه ميشوند كه در اينجا روي سخن اين بيانيه با كيست و اشاره اش  به  كدام رسانه است. اشاره كانون به روشني كانال جديد است. زيرا همانطور كه بالاتر اشاره كردم٬ تنها كانال جديد است كه در مقابل سران سازشكار كانون ايستاد. اعلام كرد كه وعده و وعيد بس است. اعلام كرد كه معلمان ديگر اجازه ندهيد با طرح نامعلومي چون طرح نظام هماهنگ حقوقها٬ شما را سربدوانند و اعتصاب تنها راه است و اين فراخوان كانال جديد جواب گرفت. اين چيزيست كه كانون به آن جنگ رواني اطلاق ميكند. كانون حق دارد. در واقع كانال جديد خط پاياني بر سازشكاري كانون كشيد و اعلام كرد كه معلمان كانون را به دست گيريد و از سران سازكار كانون خواست كه خود را از سر راه مبارزه معلمان كنار كشند. از همين روست كه ميبينيم كانون در شروع بيانيه خود٬ چنين خشمگين بر رسانه ها مي تازد و بدون اينكه اعتراضي به سانسور رسانه هاي دولتي داشته باشد٬ از اعتراض معلمان و انعكاس خبرش از كانال جديد خشمگين است.  اما بد نيست نگاهي هم به فراخوان اخير كانون و اعتراض در روزهاي ٦ و ٧ و ٨ ارديبهشت٬ داشته باشيم.

اساس فراخوان اين بود كه روز اول معلمان مي بايست در مدرسه و كلاس درس حاضر شوند٬ اما تدريس نكنند. روز دوم در مدرسه حاضر شوند٬ به كلاس نروند اما به همراه مديران نظم مدرسه را نيز حفظ كنند٬ و خلاصه اينكه روز سوم روز اعتراض ملي باشد.  سوال اين نيست كه چرا كانون٬ معلمان را اين بار مستقيما به اعتصاب فرانخواند. اعتراض ملي يعني چه؟ به نظرم من لب كلام و جوهر اصلي فراخوان سران كانون صنفي معلمان نهايتا چيزي جز نافرماني مدني دوم خردادي ها ي شكست خورده نيست و واقعيت آنست كه مدتهاست جامعه از اين مسير عبور كرده است. بنابراين روشن است كه با چنين فراخواني معلم از قبل خلع سلاح ميشود. عينا همين فرمايشات را از سوي اين حضرات در موارد اعتراضات قبلي معلمان شاهد بوديم و بطور مثال وقتي معلمان چهارچوبه هاي تعيين شده كانون صنفي را به هم زدند و به خيابان ريختند و فرياد زدند معيشت منزلت حق مسلم ماست. سران كانون سراسيمه گفتند ما فرمان لغو راهپيمايي را داده بوديم و ما بيگناهيم.

بدنيست همين جا اشاره اي هم به فراخوان كانون به تظاهرات به مناسبت هفته معلم داشته باشم. در سومين روز اين هفته يعني روز دوشنبه ١٤ ارديبهشت كانون به تجمع در مقابل وزارت آموزش و پرورش فراخوان داد. تجمع در حد فعالين اين كانون محدود ماند. عليرغم همه تاكيدات سران كانون بر اعتراضي مدني و در چهارچوبه بازي هميشگي گرفتن جواب از مقامات محترم دولتشان٬ متاسفانه نيروهاي انتظامي با بيشرمي تمام به جمع معلمان حمله كردند و در اين يورش بگفته خودشان رسول بداغي در راهپيمايي اجباري كه بر آنها تحميل شده بود و لابد در چهارچوب اعتراض مدني شان نمي گنجد٬ بهمراه ٥ معلم ديگر دستگير شد. خوشبختانه بنا به گزارش هاي بعدي سه نفر از دستگير شدگان آزاد شدند. اما باقي آنها همچنان در زندانند. روشن است كه اين حمله از نظر ما شديدا محكوم است و بايد معلمان دستگير شده فورا و بدون قيد و شرط از زندان آزاد شوند. اما ميخواهم در ادامه نكات فوق توجه شما را بازهم به نقش واقعي كانون صنفي معلمان جلب كنم. اگر نگاهي به همه آنچه كه در طول مبارزات معلمان و سياستهاي اين كانون داشته باشيم٬ به روشني مي بينيم كه اين تشكل صنفي معلمان بطور واقعي عينا همان نقشي را در جنبش اعتراضي معلمان دارد ايفا ميكند كه شوراهاي اسلامي در جنبش كارگري بر عهده دارند. به همين اول مه نگاه كنيم٬ خانه كارگر براي مخدوش كردن روز جهاني كارگر٬ امسال نيز طبق معمول هر ساله هفته كارگر٬ يعني همان مراسم رسمي دولتي را اعلام كردند. و در برنامه هفته كارگرشان٬ كارگران را به پابوس ائمه جمعه و ولي فقيه فراخواندند. گفتند سرقبر خميني تجمع ميكنند و روز كارگر هم بعد از راهپيمايي٬ نماز جماعتشان را برپا خواهند كرد و براي روز اول مه نيز راهپيمايي تا دانشگاه و برپايي نماز جمعه را اعلام كردند. كانون صنفي معلمان نيز ١٢ ارديبهشت را كه اساسا تاريخي ديگر دارد٬ همصدا با جمهوري اسلامي تلاش كرد  به سالروز تولد مطهري٬ معلم كبير اسلامشان ربط دهد. كانون صنفي دو سال قبل با فراخوان به تجمع بر سر “مزار” خانعلي و مطهري و با پخش قران و سردادن صلوات٬ سعي كرد معلمان را به بيعت با رژيم اسلامي بکشاند. سال قبل نيز بهشتي و چند تن ديگر از سران سازشكار کانون٬ از قماش همان خانه کارگريها٬ با برنامه ريزي در ١٢ ارديبهشت براي تجمع و دعاخواني بر سر قبور در “ابن بابويه” و در قم٬ همان سياست را در پيش گرفتند و همان خدمت را به رژيم کردند و تلاش کردند که مانع تجمعات گسترده و سراسري معلمان در اين روز شوند و امسال نيز همين روال كار در دستور است. اما ديديم كه این فراخوانها را معلمان تماما بایکوت کردند و قاطعانه  فاصله خود را از کانون صنفی و رژیم نشان دادند.

همانطور كه بالا تر نيز اشاره كردم معلمان سعي كرده اند در طول يك دهه مبارزه خود٬ بدليل محروميت از داشتن تشكل واقعي خود از هر فرصت و فراخواني براي بيان اعتراضشان استفاده كنند و هر بار نيز كه به بيرون آمده اند حرف خود را زده اند. اما نكته مهم امروز بطور واقعي يك مانع اصلي بر سر مبارزات آنان٬ سياست هاي سازشكارانه سران كانون صنفي معلمان است. بايد اين مانع را از سر راه كنار زد. معلمان چپ و راديكال بايد جلو بيايند. بايد خودشان مبتكر ايجاد كانونهاي صنفي معلمان در هر كجا كه هستند٬ باشند. هر كجا كه كانون صنفي بدست اين گرايش راست و سازشكار است٬ بايد بكوشند تا كانوني جديد با انتخاب سخنگويان واقعي خود بسازند. و سازشكاران را بركنار كنند. كانون هايي بسازند كه بر گرد آوردن معلمان و اعمال اراده آنها متكي باشد و خواستهاي روشن و شفافي در مقابل خود قرار دهد. ضمن اينكه به اعتقاد من و بطور واقعي اگر قرار است روزي بعنوان روز معلم تعيين كرد٬ اين روز چيزي جز اول مه روز همبستگي جهاني كارگر نيست. معلمان بايد يكصدا اعلام كنند كه اول مه روز ماست و در تجمعات اول مه وسيعا شركت كنند. در عين حال ١٣ مهر روز جهاني معلم ميتواند فرصت ديگر باشد كه معلمان در كنار همكاران خود در سطح جهاني جلو بيايند و خواستهايي چون  يك آموزش و پرورش سكولار و انساني٬ يك آموزش و پرورش بدور از خرافه و كوتاه كردن دست مذهب از آن٬ يك آموزش و پرورش راديگان و با استانداردهاي بالاي علمي و محيطي مملو از شادي و خلاقيت را طلب كنند.

اما تا آنجا كه به مبارزات فوري و همين امروز معلمان مربوط است. طبعا خواست افزايش حقوقها در سطح يك زندگي انساني در راس خواسهاي معلمان قرار دارد. بنابراين  بايد مستقيما همين خواست را كه خواست كل جامعه نيز هست طلب كرد. بويژه اكنون كمپيني از سوي كارگران بر سر خواست افزايش دستمزدها و با مطالبه در گام اول يك ميليون تومان٬ در جريان است كه بيش از پانزده هزار امضا حول آن گرد آمده است. طبيعي است و انتظار ميرود كه معلمان وسيعا به چنين حركتي بپيوندند. بايد اعلام كرد تشكل٬ اعتصاب و آزادي بدون و قيد و شرط بيان حق مسلم ماست. بايد اعلام كرد كه خرافات بايد از كتابهاي درسي زدوده شود. بايد اعلام كرد كه معلم بايد از بهداشت و درمان رايگان و تسهيلات لازم براي تامين مسكن خود برخوردار باشد. بايد اعلام كرد كه ٤٠٠ هزار معلم حق التدريسي كه خود رژيم چندي پيش٬ از ٦ ماه دستمزد پرداخت نشده شان گزازش داد٬ فوري بايد به استخدام رسمي آموزش و پرورش درآيند. اينها همه خواستهاي معلمان در طول اعتراضات تا كنونيشان بوده است. بايد اين خواستها را بصورت قطعنامه هاي روشن نوشت و خواهان حمايت وسيع جامعه از اين خواستهاي برحق شد و به اعتقاد من اينها همه گامهاي فوري براي پيشروي جنبش اعتراضي معلمان است.

در خاتمه تاكيد من اينست كه  امروز كانال جديد بهترين ابزار در خدمت متحد كردن اعتراضات بخش هاي مختلف جامعه حول خواستهاي راديكال و انساني آنهاست. فراخوان من معلمان اينست كه پاي برنامه هاي اين تلويزيون٬ بنشينند. از اين تريبون بيشترين استفاده را براي بيان اعتراضات و خواستهايتان در سطح جامعه بكنيد. جمع هاي كانال جديد را تشكيل دهيد و عضو حزب كمونيست كارگري ايران بشويد. اين  فوري ترين و حياتي ترين پاسخ براي برون رفت از شرايط جهنمي كنوني است

انترناسيونال ٢٩٥، ١٨ ارديبهشت ٨٨. *

Advertisements

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s

%d bloggers like this: