شهلا دانشفر

خوش آمديد

امروز ميتوان حكومت را از نهادهاي بين المللي بيرون راند

گفتگوي تلويزيون انترناسيونال با شهلا دانشفر

کاظم نيکخواه : شهلا دانشفر کميته همبستگي بين المللي کارگري نامه اي به سازمانهاي کارگري در سراسر جهان داده و در آن خواستار خروج جمهوري اسلامي از سازمان جهاني کار شده است، ميخواستم در مورد اين موضوع از شما بعنوان هماهنگ کننده اين کميته بپرسم که موضوع چيست؟ تا آنجا که من بخاطر دارم، در همين رابطه ما بارها به اتحاديه ها نامه نوشته ايم و فشار گذاشتيم و اين خواست را طرح كرده ايم و پاسخهاي و عكس العملهاي مثبتي هم گرفته ايم اما سوال من مشخصا اينست که چقدر فکر ميکنيد که امسال بشود اين اقدام، يعني اخراج جمهوري اسلامي از سازمان جهاني کار “آي ال او” را عملي کرد؟

شهلا دانشفر: همانطور که اشاره کرديد اين حرف جديد ما نيست. ما هميشه گفته ايم که جمهوري اسلامي بايد از سازمان جهاني کار اخراج شود. در سازمان جهاني کار همانطور که ميدانيد نماينده دولتها، نماينده کارفرمايان و نماينده کارگران شرکت مي کنند. اما مسئله اين است که ما مي گوئيم دولت جمهوري اسلامي اين رژيم آپارتايد جنسي، قاتل مردم ايران است و همانطور که رژيم آپارتايد نژادي دولت آفريقاي جنوبي در سطح جهاني از همه سازمانها و مراجع بين المللي اخراج شد، اکنون بايد همين معامله را با جمهوري اسلامي كرد. در عين حال هميشه از سوي کارگران، بطور مثال اتحاديه آزاد کارگران ،کميته پيگيري، کارگران ايران خودرو ، جمع هاي مختلف از كارخانجات پتروشيمي ماهشهر و جمعهايي از تبريز و غيره همواره به سازمان جهاني کار نامه داده شده و به حضور نمايندگان شوراهاي اسلامي و خانه كارگر بعنوان نماينده کارگران اعتراض شده است. شوراهاي اسلامي و خانه كارگر نه تنها نمايندگان کارگران نيستند، بلكه اينها سرکوبگران کارگرانند. اينها همان كساني هستند، که به سنديکاي شرکت واحد حمله کردند و ميخواستند زبان اسانلو را ببرند. بنابراين اخراج جمهوري اسلامي از سازمان جهاني كار و همه مراجع بين المللي بطور واقعي خواست قلبي همه كارگران و خواست كل جامعه است. مساله اينست كه امسال اين موضوع را ما در اوضاع متحول و متفاوتي نسبت به سالهاي گذشته داريم طرح ميكنيم و براي تحقق آن تلاش ميكنيم. در سالهاي گذشته ما همواره همزمان با اجلاس هاي سالانه سازمان جهاني كار، بعنوان اعتراض به حضور هيات جمهوري اسلامي در مقابل اين سازمان تجمع برپا كرده و تلاش کرديم صداي اعتراض خود را هر چه وسيعتر منعكس كنيم. همين سال گذشته هيئتي مركب از بهرام سروش ، فرشاد حسيني، يدي كوهي، پيام آذر بهمراه گزارشگران كانال جديد، سيما بهاري و جميل فرزان به آنجا رفتند و در همان روز اول ضمن اينكه ميتينگي اعتراضي در مقابل سالن داشتيم، در همان افتتاحيه كنفرانس در اقدامي بيسابقه، در يك لحظه بهرام سروش و فرشاد حسيني و يدي كوهي با در دست داشتن عکس دستگير شدگان اول مه به بالاي سن رفتند و خطاب به نمايندگان شركت كننده در كنفرانس سخن گفتند و اعلام كردند كه جمهوري اسلامي قاتل كارگران است و بايد از سازمان جهاني كار اخراج شود. اين حرکت با استقبال بخش بسياري از نمايندگان و كف زدن آنها روبرو شد. اقدامي كه انعكاس بسياري در سطح جهاني داشت و تصاوير و فيلمش در پخش مستقيم كنفرانس پخش شد و هم اكنون ميتوانيد آنها را در يوتيوب ببينيد. سال قبل تر از آن هم جليل جليلي از كادرهاي حزب كمونيست كارگري ايران به همراه هياتي به آنجا رفت و در حركتي نمادين پرچم جمهوري اسلامي را به نشانه اعتراض مردم ايران به حضور اين رژيم سرکوبگر در اجلاس، پايين کشيد. سال قبلترش نيز باز بهرام سروش مسئول روابط عمومي اين کميته به همراه هياتي به محل اجلاس سالانه سازمان جهاني كار رفت و در اقدامي بيسابقه توانست خود را به پشت تريبون برساند و با اعلام اينكه من صداي کارگران ايران هستم و با اشاره به سمت هيات جمهوري اسلامي گفت، اين هيئتي که اينجا نشسته است، اينها سرکوبگران کارگران هستند و در سخناني كوتاه بر خواستهاي فوري کارگران و خواست آزادي فوري کارگران دستگير شده و همه زندانيان سياسي تاكيد كرد. حركتي كه در تاريخ سازمان جهاني كار و در تاريخ جنبش كارگري بين المللي بي نظير بود. ميخواهم بگويم كه اينها همه سنگرهايي است كه تا همين جا ما فتح كرده ايم و براي تحقق خواست خود قدمهاي بسياري به پيش برداشته ايم. بدنبال اين پيشرويها امروز ما اين خواست اعتراضي خود را در دل يك انقلاب داريم به پيش ميبريم و نفس اين موضوع شرايط را براي متحقق كردن آن بسيار مهيا تر كرده است. انقلابي كه توجه جهان را به خود جلب كرده است و همه جا از رفتن اين رۛزيم دارند سخن ميگويند. يک جنبه مهم از سرنگوني جمهوري اسلامي، سرنگون كردن آن در سطح جهاني است. به اين معنا كه تمام سفارتخانه هاي جمهوري اسلامي بايد به عنوان مراکز جاسوسي و ترور بسته شوند. جمهوري اسلامي بايد از همه مراکز بين المللي، از جمله از سازمان جهاني كار اخراج شود. جمهوري اسلامي كارگر را بخاطر مبارزه براي خواستهاي برحقش، بخاطر برپايي اول ماه مه و ايجاد تشکلش، دستگير و زنداني ميكند. به همين خاطر نيز هم اكنون کارگران هفت تپه در زندانند. کارگران شرکت واحد منصور اسانلو ،ابراهيم مددي در زندانند. و هم اکنون کارگران دستگير شده اول مه دوباره به دادگاه احضار شده و محاكمه ميشوند. اين رژيمي است که صف کارگران خاتون آباد را كه بخاطر بيكارسازيها و دستمزدهاي معوقه شان دست به اعتراض زده بودند، به گلوله بست و همانجا ٤ كارگر جان خود را از دست دادند كه اتفاقا سالروز مرگ اين عزيزان نزديك است و يادشان گرامي باد.

اين وضعيتي است که اين رژيم در محيطهاي کار ايجاد کرده است. اين وضعيتي است که در سطح کل جامعه بوجود آورده است. و ميبينيم كه فرزاد کمانگر معلم معترض كامياران خطر اعدام بالاي سرش است. خوب چنين رڑيمي بايد از سازمان جهاني كار اخراج شود و جلب همبستگي جهاني كارگري، آنهم در شرايط امروز كه جهان متوجه اتفاق عظيمي است كه در ايران در جريان است، انقلابي كه رنگ انساني آن توجه جهان را به خود معطوف كرده است، كار غير ممكني نيست و شرايط از هميشه فراهم تر است. بنابراين اينکه چقدر شانس تحقق اين خواست وجود دارد، سوالي كه شما طرح كرديد، من ميگويم بسيار و بيش از هميشه. همانطور كه اشاره كردم به نظر من الان انقلاب ايران، صداي خودش را آنچنان در سطح جهان انعکاس داده که همين الان مي بينيد كه بطور مثال روزنامه اشپيگل مينويسد، مذاکره با جمهوري اسلامي يعني دست دادن بطرف دست آغشته به خون مردم. رسانه هاي ديگر بين المللي نيز همينطور ، اين قدرت انقلاب مردم ايران است كه چنين گفتمان جهاني را نسبت به ايران و حكومت جمهوري اسلامي عوض كرده است. بنابراين ما با اتکا به همين قدرت است كه پيش ميرويم و من بسيار خوشبينم. ما بايد آنچنان فشاري بياوريم که تمام سفارتخانه هاي جمهوري اسلامي در همه كشورها بسته شود و آنچنان فشاري بياوريم که جمهوري اسلامي از آي ال او و همه نهادهاي بين المللي اخراج شود.

كاظم نيكخواه: علاوه بر نكاتي كه اشاره كرديد و خواست اخراج جمهوري اسلامي از سازمان جهاني كار ، نكات مهم ديگر نامه شما كدامند؟ خبردار شديم كه رضا رخشان از كارگران نيشكر هفت تپه از زندان آزاد شد، چه تعداد ديگر از كارگران اين شركت هنوز در بازداشت بسر ميبرند؟

شهلا دانشفر: ما در اين نامه ضمن تاكيد بر خواست اخراج جمهوري اسلامي از سازمان جهاني كار “آي ال او”، خواهان اين شده ايم كه به هر شكل كه ميتوانند انقلاب آزاديخواهانه مردم ايران را مورد پشتيباني و حمايت خود قرار دهند و همراه با ما به جمهوري اسلامي فشار بياورند كه تمام کارگراني که در زندانند و همه زندانيان سياسي از زندان آزاد شوند. هم اكنون علي نجاتي، فريدون نيکوفر، جليل احمدي، حيدري مهر، قربان عليپور از كارگران نيشكر هفت تپه كه اعضاي هيات مديره سنديكاي نيشكر هفت تپه و نمايندگان محبوب كارگران هستند، هنوز در زندانند و همانطور كه اشاره كرديد، رضا رخشان يكي ديگر از كارگران اين مركز كارگري نيز در زندان بود و اخيراً آنهم با قيد وثيقه از زندان آزاد شد. از طرفي كارگران دستگير شده اول مه را نيز دارند دوباره احضار مي کنند. به علاوه منصور اسانلو، ابراهيم مددي و دانشجويان و همه كسانيكه در اين مدت در جريات اعتراضات هر روزه مردم، در ٦ دي و مناسبت هاي مختلف دستگير شده اند و آمار دقيقش را هم هيچ کس ندارد، در زندانند. زندانهاي جمهوري اسلامي پر است از انسانهاي آزاديخواه و معترض، همه اينها بايد فورا از زندان آزاد شوند. طبعا يك ركن مهم مبارزه و فشار آوردن به جمهوري اسلامي براي آزادي زندانيان سياسي، جلب بيشترين همبستگي و حمايت جهاني است و ما در نامه خود به سازمانهاي جهاني كارگري در سراسر جهان بر روي اين موضوع نيز تاكيد گذاشته ايم. البته اين را هم بگويم كه در ادامه اين تلاش ها، در عين حال ما نامه ديگري به آي ال او خواهيم نوشت و خواهيم گفت مگر انقلاب مردم ايران را نمي بينيد. مگر جنايتها و سركوب رڑيم اسلامي را نمي بينيد؟ ما به شما اخطار ميكنيم و اين خواست مردم ايران است كه جمهوري اسلامي اين رژيم سركوب و جنايت را از سازمان جهاني كار اخراج كنيد. نبايد جمهوري اسلامي به اجلاس سالانه آي ال او راه داده شود و بايد اخراج شود وگرنه با ما و با انقلاب مردم ايران روبرو خواهند بود. آي ال او مسئول است و بايد به مردم ايران جواب بدهد. همينطور ما تلاشمان اين است که بازهم در اجلاس سالانه سازمان جهاني كار شرکت کنيم، پشت ميكروفون برويم و صداي اعتراض مردم ايران و كارگران را آنجا انعكاس دهيم. و از هم اكنون داريم براي آن تدارک مي بينيم.

كاظم نيكخواه: همينطور که اشاره کرديد آي ال او سازماني است كه از نمايندگان دولتها، كارفرمايان و ظاهرا كارگران تشكيل شده است و حتي اتحاديه هايي هم که داريم از آنها صحبت مي کنيم و نمانيدگانشان در كنفرانس سازمان جهاني كار “آي ال او” شرکت دارند، در واقع نهادهايي بوروكراتيك هستند که شايد مستقيماً هنوز صداي کارگر را بيان نمي کنند. خوب اين ها چه اقدامي ميتوانند انجام دهند؟ به طور واقعي وقتي که در روز روشن جمهوري اسلامي براي يک سال و دو سال حتي حقوق كارگر را نميدهد و اين خود يك جنايت آشكار است و نيز كل جامعه و كارگران را چنين زير فشار قرار داده و هر اعتراضي را با تهديد و سركوب جواب ميدهد، انتظار اينست كه در سطح بين المللي کارگران اعتراض کنند و بگويند يک چنين حکومتي بايد از سازمان جهاني كار اخراج شود، شما فکر مي کنيد که چه کار ميشود کرد که خود کارگران صدايشان نسبت به اتحاديه هاي خودشان دربيايد ؟

شهلا دانشفر: ببينيد در اين زمينه تا همين الان ما شاهد پيشروي هاي خوبي بوده ايم. ما شاهد روزهاي همبستگي بين المللي کارگري با کارگران ايران بوده ايم . چندين مورد از سوي چندين اتحاديه بين المللي و بزرگ کارگري روزهاي همبستگي با کارگران ايران اعلام شده و در حدود ٥٠ کشور جهان آكسيون هاي اعتراضي در حمايت از كارگران و مردم ايران بر پا شده است. همه اينها نشان ميدهد كه ما توانسته ايم افكار بين المللي جهاني را متوجه خواستهاي برحق و انساني خود كنيم. ما نمونه همبستگي جهاني با كارگران شرکت واحد را داشتيم، ما همبستگي جهاني كارگري دررابطه با زندانيان سياسي را داشتيم. خوب اين اقدامات همگي از سوي همين سازمانها و اتحاديه هايي صورت گرفته اند كه مورد اشاره شماست و به شكلي وابسته به احزاب حاکم در کشورهايشان هستند، نوعي بوروکراسي در اين اتحاديه ها حاکم است و غيره. اما از سوي ديگر همين اتحاديه ها ناگزيرند كه به بدنه خود نيز جوابگو باشند و زير فشار آنها قرار ميگيرند. خصوصا ما شاهد روند رشد راديكاليسم در جنبش اعتراضي كارگري جهاني هستيم. انعكاس اخبار اعتراضات مردم و كارگران يك راه موثر جلب توجه بدنه كارگري اتحاديه ها و افكار عمومي جهاني و جلب همبستگي بين المللي سازمانها و اتحاديه هاي كارگري در سطح جهان بوده است. اكنون در شرايط انقلاب، فشار ما به مراتب موثر تر خواهد بود. بطور واقعي نيز فشار انقلاب ما و انعكاس بين المللي آن تا حالا کارکرد خودش را نشان داده است. اكنون ديگر شما كمتر مفسر اروپايي را مي بينيد كه از انقلاب ايران صحبت نکند. بنابراين در چنين شرايطي فشار بيشتر ميتواند موثر واقع شود. و سازمانهاي کارگري در سطح بين المللي نيز با محدوديت هاي كمتري ميتوانند نسبت به اعتراضات مردم و كارگران ايران عكس العمل نشان دهند و پشتيباني خود را اعلام كنند. به عبارت روشنتر خود همين مسئله و انقلاب ايران و فشار چپ به خود اين سازمانهاي کارگري نيز کمک مي کند كه راحت تر خود را از احزاب حاکم جدا كنند و راديکالتر عمل کنند. از سوي ديگر همين حركات اعتراضي اي كه در همين چند سال ما در اجلاس سازمان جهاني كار داشتيم، به درجه زيادي سنتهاي جديدي را در سطح جنبش كارگري جهاني از خود به جا گذاشته و حتي بر روي اتحاديه هاي كارگري اي كه از آن سخن ميگوييد تاثير گذاشته است. زيرا اتحاديه هايي كه به بوروكراسي عادت كرده اند، يكباره با كاري كه ما انجام ديديم، مي بينند كه به شكل ديگري نيز ميشود مبارزه و اعتراض كرد. مي بينند كه ميشود به اجلاس آي ال او آمد و اعتراض خود را اعلام كرد و اينها همه پيشروي هاي مهمي در پيشبرد اين كمپين جهاني است. در عين حال همانطور كه بالاتر نيز اشاره كردم به اعتقاد من امروز ما شاهد رشد راديكاليسم در جنبش كارگري جهاني هستيم و اين را ميتوان در اعتراضات سراسري كارگران در كشورهاي مختلف در همين چند سال اخير از جمله در فرانسه، آلمان، ايتاليا ، يونان و كشورهاي ديگر ديد. همچنين در سطح جهاني نيز من فكر ميكنم، چپ جلوتر آمده است و داريم ميشنويم كه گفته ميشود كه ماركس جواب امروز بحران جهاني است. اگر به مجموعه اين اتفاقات و روندي كه شاهدش هستيم، نگاه كنيم، طبعا يه اين نتيجه خواهيم رسيد كه اين فشارها نه تنها ما را در پيشبرد هدف و خواست فوري اي كه داريم كمك ميكند و پاسخ ميدهد، بلكه اتفاقا يك راه مهم تقويت راديكاليسم در سطح جنبش كارگري جهاني است. واقعيت اينست كه انقلاب ايران ابعادي جهاني و منطقه اي دارد، و به همين دليل نيز ما از سرنگوني جمهوري اسلامي در سطح جهاني نيز صحبت ميكنيم. فشار آوردن براي بستن سفارتخانه هاي جمهوري اسلامي، فشار آوردن براي اخراج جمهوري اسلامي از سازمانها و نهادهاي بين المللي، فشار آوردن براي محاكمه سران جنايتكار اين رژيم ابعاد جهاني اين سرنگوني است و ما براي آن با تمام قوا تلاش ميكنيم. به نظر من انقلاب ايران نه تنها در فرداي پيروزي خود جهان و منطقه را امن ميكند و تاثيرات جهاني دارد، بلكه همين امروز در هر گام خود بجلو و با پيشروي هايش، دارد تاثيرات مثبت خودش را ميگذارد. ابعاد جهاني انقلاب ايران، سرنگوني رژيمي كه ستون فقرات تروريسم اسلامي در منطقه و در جهان است، زمينه واقعي ايست كه ميتوان بر محور آن بيشترين حمايت بين المللي را از انقلاب مردم ايران جلب كرد. بهرحال اين خود بحث مفصلي است، اما تا آنجا كه به مساله پيشبرد كمپين اخراج جمهوري اسلامي از آي ال او بر ميگردد، من خيلي اميدوارم و بايد تلاش كنيم اين كارزار را با قدرت به پيش بريم. طبعا يك بخش مهم پيشبرد اين كمپين، فعاليتي است كه در ايران و از جانب خود كارگران بايد صورت گيرد. به نظر من کارگران و محافل کارگري بخشهاي مختلف جامعه، معلمان، همه و همه بايد همانطور که ما در نامه خود به اتحاديه هاي بين المللي اعلام كرده ايم، با نوشتن نامه به اين سازمانها و دادن نامه اعتراضي به سازمان جهاني كار، عينا بر همين خواست و مساله اخراج جمهوري اسلامي از اين سازمان تاكيد كنند. نامه اي كه ما نوشته ايم در واقع دارد راه را نشان مي دهد. فرصت زيادي به اجلاس سازمان جهاني كار نمانده است، اين موضوع بايد از همين الان، در ميان کارگران به بحث گذاشته شده و برايش اقدام شود. كارگران ايران خودرو، شوراهاي موقت کارگران ذوب اهن، اتحاديه آزاد كارگران ايران، سنديكاي كارگران شركت واحد، سنديكاي كارگرن نيشكر هفت تپه، كارگران از بخشهاي مختلف، معلمان بايد از هم اكنون نامه هاي خود را براي اين سازمان ارسال كنند و در آن بگويند که جمهوري اسلامي بايد اخراج شود و فشار بياوريد تا همه کارگران زنداني، فرزاد کمانگر و همه زندانيان سياسي فوراً از زندان آزاد شوند. انجام اين كار بايد در دستور کار همه بخشهاي کارگري در ايران قرار بگيرد.

كاظم نيكخواه: تشکر مي کنم شهلا دانشفر از اينکه در بحث شرکت کرديد.

با تشکر از رفیق آوات فرخی که این متن را پیاده و در اختیار کارگر کمونیست گذاشته است

كارگر كمونيست ١١٧، ١٧ بهمن ٨٨.

Advertisements

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s

%d bloggers like this: