شهلا دانشفر

خوش آمديد

براي ضربه نهايي عليه جمهوري اسلامي، به استقبال اعتصابات سراسري برويم

کاظم نيکخواه- در اطلاعيه حزب تحت عنوان” براي ضربه نهايي عليه جمهوري اسلامي مهيا شويد!” حزب به همه کارگران، معلمان و دانشجويان و دانش آموزان و از همه کارمندان و پرستاران فراخوان ميدهد که با شکل دادن به کميته هاي اعتصاب آماده برپايي اعتصابات سراسري عليه جمهوري اسلامي شوند. ميشود در مورد اين سياست كه كمي جديد بنظر ميرسد توضيح دهد كه جايگاه آن از نظر حزب چيست؟

جايگاه اين تاکيدات کجاست و به نظر شما امروز تا چه حد شرايط براي اعتصابات سراسري فراهم است؟ موانع کدامند؟ چگونه ميتوان اين فراخوان را به گفتمان کل جامعه تبديل کرد؟

شهلا دانشفر: بدنبال تظاهرات و رويدادهاي مهم ٦ دي بود که حزب اين اطلاعيه را داد و بر اعتصاب سراسري عليه جمهوري اسلامي و سازماندهي کميته هاي انقلاب در محلات و کميته هاي اعتصاب در کارخانجات تاکيد ميگذارد. بنابراين قبل از اينکه در مورد مضمون اين فراخوان بخواهم صحبت کنم، لازم ميدانم اشاره به اتفاقي که در ٦ دي افتاد بيندازم. واقعيت اينست که با اعتراضات گسترده مردم در ٦ دي معادلات بسياري عوض شد. انقلاب مردم گام مهمي به جلو برداشت و ميتوانم بگويم ٦ دي به نوعي يک قيام بود. اهميت موضوع اينجا بود که درست در روزهايي مذهبي چون تاسوعا و عاشورا ما شاهد اعتراضات گسترده، سراسري، راديکال مردم عليه جمهوري اسلامي بوديم. روزهايي که عليرغم تلاش کسانيکه که فکر ميکردند که به بهانه آن و به خصوص به بهانه هفتم مرگ منتظري و غيره، ميشود رنگي مذهبي به اعتراضات مردم داد، در آن نه تنها خبري از سينه زني و عزاداري نبود، بلکه به گفته خود رسانه هاي جمهوري اسلامي مردم با هلهله و سوت و کف زدن به خيابانها آمدند و تظاهراتي ميليوني برپا کردند و به يک معنا امسال مردم ايران پرونده تاسوعا، عاشورا را نيز براي حكومت بستند. ٦ دي اتفاقات مهمي افتاد. در اين روز مردم وسيعا به خيابانها آمدند و با شعارهاي راديکالشان عليه رژيم و شعارهاي مرگ بر ديکتاتور، مرگ بر اصل ولايت فقيه، عکس خامنه اي را به آتش کشيدند و با جنگ کوچه به کوچه ، نيروي سرکوبگر رژيم را مورد حمله قرار داده و بعضا آنها را خلع سلاح کردند. شما وقتي به تصاوير اعتراضات مردم در ٦ دي نگاه ميکنيد، زناني را مي بينيد که حجاب برگرفته اند. ٦ دي در واقع مردم رساتر از هر وقت فرياد جمهوري اسلامي نميخواهيم را سر دادند. وخلاصه اينکه در اين روز آنچنان ولوله اي شد که نه تنها دولت بلکه همه اپوزسيون بورژوايي و جهان غرب را به تکان در آورد. بدنبال اين روز دولت به اين نتيجه رسيد که بايد شمشيرهايش را تيز تر کند و عربده کشي هايش بيشتر شد. در اوج استيصال و با اذعان به اينکه حرمت عاشورا و همه رسم و مناسک اسلامي شان برباد رفته است. با اذغان بر اينکه مردم جانانه در مقابلشان ايستاده و جنگيده اند، همچون ماري زخم خورده، گفتند که رحم نخواهيم کرد. گفتند که مجازات اغتشاشگران بعنوان محاربه با خدا، اعدام است و محسن اژه اي و رادان و ديگر سران حکومت، از برباد رفتن اسلام و به لرزه در آمدن پايه هاي حکومتشان به زوزه کشي افتادند. از سوي ديگر اپوزيسيون بورژوايي نيز که اوضاع را از کنترل خارج شده ديد، اندر ذم خشونت و اينکه واويلا راديکاليسم دارد اوضاع را از دستمان خارج ميکند به جنب و جوش افتادند و بيانيه ها دادند و نصيحت ها کردند. از جمله سحابي بعنوان پير سياست ، مردم را به آرامش فراخواند و آنقدر وحشت کرده بود که گفت حتي اگر مردم با خشونت پيروز شوند، باز وضع بدتر خواهد شد. بنابراين بهتر است “تعامل” کنيم. او و خيليهاي ديگر در كمپ راست سازش و مصالحه و معامله با حكومت را موعظه كردند. عده اي از اين كه حكومت دارد فرومي پاشد ابراز نگراني كردند. در ميان آنها حتي جرياناتي را ميشد ديد كه خودرا چپ ميخوانند. رسانه هاي بين المللي نيز هر يک به نوعي از اينکه کار تمام است. امريکا بايد تکليفش را با مردم ايران روشن کند، اين رژيم رفتني است و سرنگوني جمهوري اسلامي قريب الوقوع است سخن گفتند. در چنين اوضاعي است که حزب کمونيست کارگري ايران، بعنوان جرياني که از همان ابتدا بر به زير کشيدن کل اين حکومت و انقلاب به عنوان تنها راه خلاصي از شر اين رژيم تاکيد گذاشته است، بعنوان جرياني که خود يک فاکتور مهم در شکل گيري اين انقلاب بوده است، اکنون به روشني کل اين تصوير را مقابل جامعه گذاشته و مردم را به آماده شدن براي زدن ضربه نهايي بر پيکر رژيم فراميخواند و جايگاه فراخوان به اعتصاب سراسري سازماندهي براي آنرا نيز بايد در کل اين تصوير ديد.

كاظم نيكخواه: چقدر فكر ميكنيد شرايط براي اعتصابات سراسري فراهم است؟ آيا منظور از اعتصابات سراسر اعتصاب كارگري است؟
شهلا دانشفر: طبعا تاكيد ما بيش از هر بخشي بر اعتصاب كارگران است. مخصوصا اگر دقت كنيد ما كارگران را شامل كارگران مراكز مختلف توليدي و خدماتي و غيره چه شاغل و چه بيكار و همچنين معلمان و پرستاران و رانندگان و كارمندان جزء و بخشهاي مشابه آنها ميدانيم. اما در اين شرايط ما به همه بخشهادي مردم كه در موقعيتي هستند كه ميتوانند اعتصاب كنند فراخوان اعتصاب ميدهيم. همانطور که اشاره کردم ، مردم براي به زير کشيدن اين رژيم به خيابانها آمده اند، از هر فرصتي براي بيان اعتراض خود استفاده ميکنند، هشت ماه است که ما شاهد روزهاي پر شور انقلاب هستيم. اعتصاب سراسري، در کنار مبارزات هر روزه مردم در کوچه و خيابان و تظاهراتهاي ميليوني آنان، يعني زدن ضربه نهايي بر پيکر اين رژيم. به عبارت روشنتر اعتراضات تاکنوني مردم وقتي ميتواند، نفس اين رژيم را بگيرد که کل توليد جامعه از کار بايستد. ما تجربه انقلاب ٥٧ را داريم. ديديم که سرانجام وقتي کارگران نفت با تمام قدرت به ميدان آمدند و اعتصابات سراسري کارگران، معلمان، پرستاران و کل بخش هاي کليدي بر پا شد، کمر رژيم شکست و هنوز خاطره شعار کارگر نفت ما رهبر سر سخت ما ، بر اذهان باقيست. عليرغم تفاوتهايي كه شرايط امروز با شرايط انقلاب ٥٧ دارد، اما تا آنجا كه به اين جنبه از شرايط سياسي بر ميگردد ميشود گفت ما امروز در چنين موقعيتي قرار داريم. تا همين الان نيز اعتراضات هر روزه کارگران نقش و جايگاه مهمي در تغيير توازن قواي جامعه و اساسا کشاندن اوضاع سياسي به شرايط کنوني داشته است. اعتصابات کارگران و بطور برجسته تر اعتصاب کارگران شرکت واحد بود که همان آغاز روي کار آمدن دولت احمدي نژاد جواب سياست ارعاب و سرکوب حکومت را داد و در همين دور اخير نيز ما ديديم که چگونه راهپيمايي کارگران لوله سازي خوزستان کل شهر اهواز را به تحرک در آورد. بنابراين کاملا روشن است که وصل شدن اعتصابات کارگري به اعتراضات مردم در خيابانها، فراخوان سراسري به اعتصاب و دست از کار کشيدن چه جايگاه مهمي در يکسره کردن تکليف اوضاع دارد. اما بحث بر سر اينست که تا چه حد زمينه براي شکل گيري اعتصابي سراسري فراهم است. به نظر من امروز نه تنها توازن قوا بيش از هر وقت براي دست زدن به چنين حرکت گسترده اي فراهم است، بلکه تدارک و سازماندهي آن خود گامي موثر در به جلو بردن انقلاب و به حرکت در آوردن کل قدرت انقلاب مردم است. بطور واقعي امروز بيش از هر وقت مراکز کارگري از اعتراض و مبارزه ميجوشد. معلمان، پرستاران خواستهاي بسياري دارند که هيچکدام از آنها تحقق نيافته است و همواره با سرکوب و تهديد رژيم روبرو بوده اند. جامعه در حالت انفجار است. نکته مهم اينجاست که در حال حاضر انقلاب آنچنان به جلو رفته است، که ديگر کار از طرح صرف خواستها فراتر رفته است. مردم نه تنها در مبارزات هر روزه خود، خواستهاي خود را فرياد ميزنند و در مقابل هر تعرض رژيم مي ايستند، بلکه دارند صبح و شب فرياد ميزنند مرگ بر ديکتاتور و به چيزي کمتر از سرنگوني اين رژيم رضايت نميدهند. در چنين شرايطي فراخوان به اعتصاب سراسري نه تنها جواب ميگيرد، بلکه با حمايت گسترده کل جامعه روبرو ميشود.

كاظم نيكخواه: بطور مشخص با اين فراخوان چه اقداماتي در دستور فعالين كارگري قرار ميگيرد؟
شهلا دانشفر: اعتصاب ابزار قدرت کارگران براي به زير کشيدن اين رژيم است. چون وقتي بخش هاي کليدي توليد از کار مي افتد و اقتصاد جامعه مبخوابد، تازه قدرت کارگران، معلمان، پرستاران و توليد کنندگان نعمات جامعه و صاحبان اصلي جامعه به نمايش در ميايد. قدرتي که با اعتراض سراسري خود و متوقف کردن کار، ميتواند کمر دولت را بشکند. از همين رو اعتصاب ابزاري است که طبقه کارگر با بدست گرفتن آن بصورت يک طبقه قدرتمند که اهرم چرخش اقتصاد در جامعه در دستش است، به ميدان مي آيد و حرف آخر را ميزند. به همين اعتبار به ميدان آمدن کارگران با اعتصاب گسترده سراسري خود، امکان ميدهد که طبقه کارگر با همه خواستهايش وارد صحنه شود و پرچمدار آزادي و برابري و خواستهاي کل جامعه باشد. امروز حزب کمونيست کارگري ايران کارگران و کل جامعه را به دست بردن به اين ابزار مهم قدرت و تشکيل کميته هاي اعتصاب براي سازماندهي چنين حرکتي سرنوشت ساز فرا ميخواند و بايد وسيعا اين گفتمان را بدرون جامعه برد. بايد در تمام کارخانجات و محيط هاي کار، کميته هاي اعتصاب را تشکيل داد. بايد نه تنها مبارزات همين امروز کارگران براي دستمزدهاي معوقه، عليه بيکارسازيها و براي ديگر خواستهايشان را به حرکتي براي کشاندن اعتراض به خيابانها و وصل شدن به اعتراضات مردم تبديل کرد. بلکه به استقبال اعتصابات سراسري رفت. براي اينکار کميته هاي اعتصاب ميتوانند با دادن بيانيه هاي اعتراضي بر سر خواستهاي کارگران، از جمله خروج حراست و نيروهاي سرکوبگر از محيطهاي کار، آزادي فوري کارگران زنداني چون، کارگران نيشکر هفت تپه علي نجاتي، فريدون نيکوفر، قربان عليپور، رضا رخشان، محمد حيدري مهر، جليل احمدي، همينطور منصور اسانلو، ابراهيم مددي از کارگران شرکت واحد و فرزاد کمانگر از معلمان در بند، و آزادي همه زندانيان سياسي، و پرداخت فوري همه طلبهاي کارگران و متوقف شدن فوري بيکار سازيها و خواست فوري افزايش دستمزدها و غيره و غيره اعتصابات اخطاري اعلام کنند. با دهها مرکز کارگري ديگر تماس بگيرند و به استقبال اعتصابات سراسري و گسترده بروند. در اين رابطه معلمان الگوهايي خوبي از اعتصابات سراسري بدست داده اند، بايد اين تجربيات را بدست گرفت و اينبار بصورت نهادهاي مبارزاتي معلمان، بصورت معلمان يک منطقه و يا حتي تعداد معيني از مدارس استارت اين حرکت را زد. مهم اين است که اين فرصت را دريابيم و دست بکار شويم.

کاظم نيکخواه: در اطلاعيه از تشکيل کميته هاي اعتصاب صحبت شده است.نقش اين کميته ها به طور مشخص از نظر شما چيست، راههاي عملي براي تشکيل آن کدامند و رابطه آنها با مجامع عمومي کارگري چيست؟

شهلا دانشفر: همانطور که از همان آغار انقلاب مردم تاکيد کرديم اين اعتراضات بايد تعين يابد. بايد سازمان پيدا کند. از همين رو در فراخوان حزب بر تشکيل کميته هاي انقلاب در محلات و کميته هاي اعتصاب در کارخانجات تاکيد شده است. البته ما از همان روز آغاز تظاهرات ميليوني مردم، تشکيل هسته هاي محلي بعنوان شکلي از سازماندهي اعتراض در محلات و شرکت سازمانيافته مردم در تظاهرات هاي خياباني را مطرح کرديم و خيلي جاها نيز اين هسته تشکيل شد و امروز دارند بصورت ستادهاي انقلاب عملي ميکنند. از جمله وقتي به مبارزات مردم نگاه ميکنيم. بطور مثال اعتراض مردم در ٦ دي، به روشني درجه بالايي از سازمانيافتگي را ميتوان ديد. اما امروز با توجه به پيشرفت انقلاب و گامهاي مهمي که به جلو برداشته ايم، همانطور که در سئوال قبل نيز اشاره کردم، تشکيل کميته هاي محلات جايگاه مهمتري مي يابد. بطور مثال امروز انقلاب مردم وارد فاز تعرض به نيروهاي انتظامي شده است. اين را بيش از هر وقت در تظاهرات گسترده مردم و رودرويي آنها با نيروهاي سرکوب رژيم در ٦ دي ديديم. تشکيل کميته هاي انقلاب، براي پاسخگويي به اين امر متشکل شدن در سطح وسيع در محلات و مناطق مختلف و تدارک ديدن جنگ خياباني با نيروهاي سرکوبگر رژيم است. فراخوان ما اينست که کميته هاي محلي که کميته ها و ستادهاي انقلاب در محلات هستند را بايد سراسري در همه جا تشکيل داد. کميته هايي که کارشان جهت دادن به مبارزات مردم است. کارشان متشکل کردن و آماده کردن مردم براي رودررويي با نيروهاي انتظامي رژيم و مقابله با سرکوب آنهاست . کارشان تعين دادن به اعتراضات مردم و گردآوردن آنها حول خواستهايي انساني، است. از جمله ده خواست فوري مردم ، خواست محاکمه سران جنايتکار رژيم، آزادي فوري زندانيان سياسي، برابري زن و مرد در تمام شيون اقتصادي، اجتماعي و سياسي و لغو همه قوانين ضد زن، لغو مجازات اعدام، لغو حجاب اجباري، آزادي بدون قيد و شرط عقيده و اينکه داشتن مذهب يا نداشتن آن امر خصوصي انسانهاست، جدايي مذهب از دولت و آموزش و پروزش ، داشتن يک زندگي پر از رفاه و شادي، بدور از هر گونه تبعيض نژادي، مذهبي و جنبسيتي بعنوان حق همه انسانها و غيره . طبعا اين رهبران راديکال و چپ هستند که ميتوانند در راس چنين کميته هايي قرار گيرند و نويد دهنده انقلابي انساني براي حکومتي انساني باشند. تشکيل کميته هاي محلات، گام مهمي در سازماندهي انقلاب و تعين دادن به آن است. جايگاه کميته هاي اعتصاب را نيز بايد در همين چهارچوب و در متن همين اوضاع ديد. من در سئوال قبل سعي کردم اين را توضيح دهم. کميته هاي اعتصاب زمينه را براي شکل دادن به اعتصابات گسترده و سراسري کارگران و بخش هاي مختلف جامعه فراهم ميسازد. کميته هاي اعتصاب ابزاريست براي سازماندهي اعتصابات گسترده کارگري در ابعادي اجتماعي و سراسري. کميته هاي اعتصاب با اتکا به ابزار مجمع عمومي کارگران، ميکوشد کل کارگران را حول خواستهايي واحد متحد کند، و با بيانيه هاي خود خطاب به جامعه و مردم اعتصاب کارگران را به اعتراضات مردم در خيابانها وصل نگاهدارد وبا جلب بيشترين حمايت از سوي بخش هاي مختلف جامعه و در سطح جامعه، اعتصابات کارگري را به اهرمي قدرتمند در فشار و زدن ضربه بر پيکر جمهوري اسلامي تبديل کند. نگاهي به تجربه انقلاب ٥٧ و نقش کميته هاي اعتصاب در به هم وصل کردن اعتراضات کارگري به يکديگر، مطلع کردن جامعه از اين اعتراضات و انعکاس اخبار آن در سطح شبنامه و بعدها در روزنامه هايي که بدست خود مردم افتاده بود و به هم پيوند دادن اعتراضات بخش هاي مختلف جامعه به يکديگر به روشني ميتوان ديد. طبعا اينجا نيز اين کارگران راديکال ، چپ و معترض هستند که تشکيل دهندگان چنين کميته هايي هستند. در راس حرکت براي برپايي مجامع عمومي کارگري و متحد نگاهداشتن کارگران قرار دارند. کميته هايي که به عنوان ستادهاي انقلاب عناصرش از چشم پليس جمهوري اسلامي پنهانند، اما هر کدام از اعضاي آن کارگران معترضي هستند که در صف مقدم اعتراض قرار دارند و محبوب کارگرانند. کارگراني که نمايندگان منتخب مجامع عمومي کارگرانند و بدون شک فردا بدنه اصلي شوراهاي منتخب کارگري را تشکيل خواهند داد. اما جدا از همه اينها حزب کمونيست کارگري ايران همواره يک فراخوان اصلي و مهم داشته است و آن پيوستن به اين حزب است. همه فعاليني که در راس سازماندهي انقلاب هستند. همه کارگراني که تشکيل دهندگان کميته هاي اعتصاب هستند و همه انسانهاي آزاديخواه و برابري طلبي که براي آزادي و برابري مبارزه ميکنند، جايشان در اين حزب است و متشکل بودنشان در اين حزب در مقطع سياسي امروز مهم و کليدي است. من بار ديگر همه آنها را به پيوستن به حزب خود و فعاليت متشکل با آن فرا ميخوانم

كارگر كمونيست ١١٥، ١٩دي ٨٨.*

 

Advertisements

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s

%d bloggers like this: