شهلا دانشفر

خوش آمديد

به بهانه مبارزات كارگران كيان تاير سخني با كارگران

روز ١٠ بهمن ٩ نماينده كارگران كيان تاير بدنبال ٢١ روز اخراج از كار، زير فشار اعتراض كارگران به سركارشان بازگشتند. كارگران اين كارخانه از همانروزي كه حراست از ورود نمايندگانشان به كارخانه ممانعت كرده و بر اساس حكم سازمان حمايت از صنايع، آنها را از كارخانه اخراج كرده بودند، دست به تجمع زدند و به اعتراضشان بر سر اين موضوع و دستمزد هاي معوقه خود ادامه دادند. تا سرانجام مديريت را شكست دادند و همكاران خود را بكارخانه بازگرداندند. بعد از اين پيروزي در ١١ بهمن بود كه دوباره كارگران اين كارخانه در ادامه مبارزاتشان براي دستمزدهاي پرداخت نشده ، در محل كارخانه تجمع كردند. لاستيك آتش زدند، و سرانجام بعد از نشستي كه در سالن غذاخوري كارخانه با مديريت و فرماندار اسلامشهر و نمايندگان كارگران برگزار شد. در اين نشست قرار شد طي روزهاي آينده ٥٠ درصد باقيمانده دستمزد آذر ماه كارگران پرداخت شود و جالب اينجاست كه از آنها خواسته شد كه تا ١٥ روز ديگر دست به اعتراضي نزنند و وعده اين داده شد كه ظرف اين مدت نسبت به برآورده كردن ساير خواستهاي كارگران از جمله دستمزد عقب افتاده دي ماه و ٥ ماه مطالبات باقيمانده شان از سال گذشته و ساير خواستهايشان اقدام خواهد شد. خلاصه اينكه در اين نشست يك مشت وعده تحويل كارگران دادند تا ٢٢ بهمن را پشت سر بگذارند. دوست دارم اينجا قدري مفصلتر در اين مورد توضيح دهم.
من قبل از هر چيز به سهم خود اين موفقيت را به كارگران كيان تاير تبريك ميگويم. واقعيت اينست كه كارگران كيان تاير تا همين جا موفقيت هاي خوبي داشتند. اولا نه تنها توانستند نمايندگان خود را كه از كار اخراج شده بودند بر سر كار بازگردانند، بلكه به مديريت و دولت تحميل كردند كه آنها را به رسميت بشناسند و با آنها پاي مذاكره بنشينند. ثانيا توانستند قول پرداخت دستمزدهاي معوقه شان را بگيرند. كارگران اعلام كرده اند كه اگر وعده هاي داده شده، انجام نگيرد دوباره دست به تجمع خواهند زد.
كارگران كيان تاير با تصميم بموقع خود و با اتحاد و همبستگي شان در اين مبارزات توانستند يك گام مهم به جلو بردارند و اكنون در موقعيت بسيار بهتري براي پيگيري خواستهايشان قرار دارند.
اكنون كارگران كيان تاير ميتوانند با برپايي هفتگي و منظم مجمع عمومي خود و جمع شدن در نهارخوري كارخانه و تبديل آن به محل تصميم گيري شان و با وجود نمايندگان منتخبشان، در واقع پايه هاي اصلي تشكيل شوراي واقعي خود را بگذارند و با اتكا به اين موفقيت ها و اتحادي كه بين خود ايجاد كرده اند، مبارزاتشان را با قدرت بيشتري به پيش برند.
اما جدا از همه اين پيشروي ها يك نكته قابل توجه و مهم بحث من در اين نوشته كوتاه، فوكوس كردن بر روي وحشت مديريت و دولت از اعتصابات كارگري و ترس از پيوند خوردن اين اعتراضات به انقلاب مردم است. در حركت اعتراضي كارگران كيان تاير، اين وحشت را آنجا ميتوان ديد كه فرماندار اسلامشهر در نشست با نمايندگان كارگران، از آنها ميخواهد كه تا ١٥ روز ديگر دست به اعتراضي نزنند، تا باقي مطالباتشان پرداخت شود. چون او بخوبي ميداند كه در اين فاصله اتفاق مهمي در پيش است. وحشت او از ٢٢ بهمن است. روزي كه همه مردم مدتهاست قول و قرارشان را گذاشته و با جمع شدن هر روزه در مقابل درب اوينۛ، با پخش تراكت و اطلاعيه و با سازماندادن باريكاردهايشان در محلات دارند به استقبالش ميروند. همه شواهد حاكي از نزديك بودن روزهای قيام مردم است. در چنين شرايطي رژيم ميترسد كه اگر در اين روزهاي حساس بطور مثال كارگران كيان تاير بيرون بيايند، كارگران ايران خودرو و دهها كارخانه ديگر بيرون بيايند، اوضاع به جاي ديگري كشيده شود.
از همين رو سخن من رو به كارگران كيان تاير، كارگران ايران خودرو، نيشكرهفت تپه و كارگران واحد و همه بخش هاي كارگري اينست كه بايد اين فرصت را دريافت. همه اين شواهد و انقلابي كه هر روز متعين تر و قدرتمند تر به جلو ميرود، ما را در شرايط تاريخي و بي نظيري قرار داده است، بايد صف خود را متشكل و متحد كنيم و خود را براي زدن ضربه نهايي آماده كنيم . همانطور كه كارگران ذوب آهن اصفهان شوراي موقت خود را تشكيل دادند، شوراهاي خود، اين ستادهاي انقلابمان در كارخانجات را شكل دهيم. اعتصابات اخطاري و سراسري خود را اعلام كنيم. اعتراضاتمان را به خيابانها بكشيم و در جلوي صف معترض و ميليوني مردم قرار بگيريم و بدين ترتيب انقلابمان را گامي مهم و بزرگ به جلو بريم.
چرا بايد منصور اسانلو بخاطر اعتصابات كارگران واحد در بهمن ٨٤ كه در واقع اكنون سالروزش فرا رسيده است، دو سال در زندان باشد؟ چرا بايد ابراهيم مددي زندان باشد؟ چرا بايد فرزاد كمانگر در زندان باشد و خطر اعدام بر روي سرش؟ چرا شريف ساعد پناه كارگر كارخانه پرريس در زندان باشد؟ چرا بايد اين همه كسانيكه در تظاهرات ها دستگير شده اند، در زندان باشند؟ سخن من به ٥٠٠٠ كارگر نيشكر هفت تپه، به ١٧٠٠٠ كارگر شركت واحد، به ١٨ هزار كارگر ذوب آهن اصفهان، به ٣٠ هزار كارگر ايران خودرو، به كارگران كيان تاير ، به كارگران نفت و همه مراكز كارگري اينست كه ما هنوز با همه قدرتمان به ميدان نيامده ايم و اين نقش رهبران كارگري و كارگران چپ و راديكال است كه پرچمدار چنين مبارزه اي باشند. جلوي اين اعتراضات قرار گيرند و كل توده كارگر را كه بطور واقعي هم اكنون بصورت آحاد بخش اعظم نيروي تظاهرات ميليوني مردم را تشكيل ميدهندۛ، در اين جهت به حركت در آورند. امروز همه چيز حاكي از نياز به اين درجه از آمادگي است و بايد براي آن گام بزرگ برداشت. ميبينيم كه جامعه با چه شتابي به استقبال ٢٢ بهمن ميرود. تجمعات هر شب خانواده هاي زندانيان سياسي به همراه مردم را در مقابل اوين شاهديم. مي بينيم كه چگونه با جنگي هر روزه دارند يكي يكي عزيزانشان را از زندان آزاد ميكنند، همه چيز حاكي از نزديك بودن روزهاي قيام، شكستن درب زندانها، گرفتن صدا و سيماي جمهوري اسلامي و زدن ضربه كاري بر پيكر اين رژيم است. كارگران ميتوانند در صف جلوي همه اين مبارزات باشند. امروز توازن قوا و عزم راسخ مردم براي سرنگوني اين رژيم همه و همه شرايط را براي برداشتن اين گام مهم مدتهاست مهيا كرده است، سخن من رو به رهبران كارگري اينست كه امروز بايد در چنين قامتي قد علم كرد و براي آن بايد مهيا شد

كارگر كمونيست ١١٧، ١٧ بهمن ٨٨.

Advertisements

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s

%d bloggers like this: