شهلا دانشفر

خوش آمديد

حول خواست افزايش دستمزدها متحد شويم

اواخر سال پيش حکومت اسلامي، دستمزد سال ٨٨ کارگران را ٢٦٣ هزار تومان تعيين کرد و وعده داد که اگر نرخ تورم بالا رود در نيمه سال ميزان آن مورد بررسي مجدد قرار خواهد گرفت. دستمزدي که حتي کفاف هزينه چند روز کارگر را نميکند. اکنون نيمه سال فرارسيده است، و سوال اين است که کار به کجا رسيد؟
در خبري در سايت سرمايه از قول علي دهفان کيا عضو هيات مديره کانون شوراهاي اسلامي کار خبر ميرسد که اين موضوع يعني افزايش دستمزد كارگران مورد مخالفت دولت و کارفرما قرار گرفته است. از آن طرف گرچه رسما حكومت و وزارت كارش جرات نكردند به كارگران بگويند كه آن افزايش نيمه سال ماليده و خبري نخواهد بود، اما براي اولين بار بحث عيدي را وسط سال پيش كشيده اند! بحث عيدي را وسط كشيدند تا بطور تلويحي به كارگران اعلام كنند كه دستمزدها تا آخر سال همين مقدار ناچيز است. اعلام كردند كه كارفرمايان بايد عيدي كارگران را بر اساس دستمزد ٢٦٣ هزار تومان بدهند.

بدين ترتيب در حاليکه جنگ کارگران بر سر خواست افزايش دستمزدها و اعتراض به سطح تعيين شده ميزان حداقل دستمزدها براي سال ٨٨ تمام نشده است، موضوع ميزان عيدي آخر سال به موضوع بحث دولت و شوراهاي اسلامي تبديل ميشود. طرح ميزان عيدي آخر سال ظاهرا قرار است مفري باشد که بحث اصلي ميزان حداقل دستمزد را کنار زند.
اما بالاخره ميزان حداقل دستمزد چه ميشود؟ در همين گزارش سرمايه ، علي دهقان کيا با اشاره به اينکه خط فقر اعلام شده توسظ بانک مرکزي جمهوري اسلامي، ٧٨٥ هزار تومان است، و از اينکه دستمزد کنوني کارگران يکسوم نرخ خط فقر است، سخن ميگويد. روشن است که حقيقت از اين فراتر است. هر کس که دو روز در جامعه ايران زندگي کرده باشد، ميداند که نرخ تورم و نرخ فقر و غيره مبالغي بسيار فراتر از اين است، و اعلام نرخ واقعي آن براي دولت بهاي سياسي سنگيني دارد. اما فعلا به اين كاري نداريم. حتي اگر ما نيز به آمار بانك مركزي جمهوري اسلامي و گفته دهقان نيا استناد کنيم، به روشني ميتوان ابعاد جنايت جمهوري اسلامي را در قبال ميلونها کارگر و خانواده هاي کارگري وکل جامعه و تحميل فقر و گرسنگي مطلق به مردم را ديد. شوراهاي اسلامي كه دهقان نيا در راس آن قرار دارد كارشان اينست كه با طرح مساله فقر و خط فقر تلاش ميكنند كارگران را به تلاش خود اميدوار كنند و بعد به خود مدال “نماينده كارگران” را ميدهند و ميروند پشت درهاي بسته بده بستانهايي ميكنند و برميگردند و ميگويند بيشتر از اين نشد اما بجاي آن “بن كالاهاي اساسي” و غيره و غيره را تغييراتي داديم. و بعد تلاش ميكنند كارگر را به خانه بفرستند.
اما اين دعوا همچنان باقيست و هر سال شدت بيشتري گرفته است و سال گذشته نقطه اوج آن بود و ديديم که کارگران چگونه با صفي متحد تر از هميشه و با طومار حداقل دستمزد در گام اول جلو آمدند و امضا جمع کردند و با اعلام اينکه زندگي انساني حق مسلم ماست کيفرخواست خود را اعلام کردند..
واقعيت اينست که نه تصميم دولت و ارقام بانک مرکزي شان بر سر ميزان خط فقر اعتباري نزد کارگران دارد و نه شوراي اسلامي و غيره. حرف کارگران، حرف معلمان و سخن مردم امروز روشنتر از هر وقت اينست که ما ديگر نميخواهيم زير خط فقر زندگي کنيم. زندگي اي انساني حق مسلم ماست.
نفس اينکه منابع رسمي خود جمهوري اسلامي خط فقر را ٧٨٥ هزار تومان اعلام ميکنند و سطح دستمزد کارگر را فقط ٢٦٣ هزار تومان تعيين ميکنند و تازه با وجود رشد نرخ تورم و افزايش هر روزه قيمت ها، حتي به وعده خود براي بررسي مجدد سطح دستمزدها عمل نميکنند، به روشني نشانگر حاکميت دولتي جنايتکار بر جامعه است. حکومتي که به انسانها، نه به عنوان انسان، بلکه بعنوان غنائم و برده مينگرد. حکومتي که ثروت هاي جامعه را بدست گرفته و سران آن ميلياردها پول به جيب زده اند و اکنون در برابر خيزش انقلابي مردم که براي به زير کشيدنشان بيرون آمده اند، چنين به جان هم افتاده اند و روزهاي آخر عمرشان را پشت سر ميگذارند.

طبعا تحت حاکميت جمهوري اسلامي کارگران اين را بخوبي دريافته اند که آنچيزي که موقعيت آنها و شرايط زندگي شان را رقم ميزند، زور مبارزه شان است. و در شرايطي که گراني بيداد ميکند. و هر روز افزايش بيشتري مي يابد. در شرايطي که سطح نازل دستمزدها کل زندگي و معييشت کارگران و کل جامعه را به تلاشي و تباهي کشانده است، خواست افزايش دستمزدها خواست فوري و حياتي کارگران و کل جامعه است. خواست افزايش دستمزد ها امروز بيش از هر وقت به زندگي و بقاي کارگران گره خورده است. مساله بر سر تامين اوليه ترين هزينه هاي زندگيست. مساله برسر تامين خوراک و پوشاک براي خانواده و رساندن کودک بيمار به پزشک و فرستادن فرزندان خود به مدرسه است. مساله بر سر تداوم زندگي و داشتن سرپناهي براي زيستن است. با دستمزد ٢٦٣ هزار تومان تازه اگر آنهم پرداخت شود، حتي چند روز از ماه را نيز نميتوان بدون دغدغه گذران کرد. چه برسد بر اينکه از عهده همه اين هزينه ها برآمد. روشن است که کارگران اين وضع را قبول نميکند. امروز يک شعار اعتراضات کارگري داشتن يک زندگي انساني است. امروز يک فرياد کارگران ، اعتراض به گرسنگي است. اعتراضي که در مبارزات کارگران نيشکر هفت تپه فريادش در همه جا طنين انداخت. اعتراضي که حرف همه جامعه است و براي آن به خيابانها آمده و کل رژيم را نشانه رفته اند. بنابران امروز بهترين فرصت است که کارگران با خواستهايشان جلو بيايند. اکنون که دولت با وعده عيدي آخر سال جلو آمده است، بايد گفت که ما نه تنها عيدي و پاداش و همه حق و حقوق خودمان را مطالبه ميکنيم، بلکه خواهان افزايش فوري دستمزدهايمان هستيم. خواهان نقد کردن همه طلبهايمان هستيم. و بار ديگر فرياد بزنيم ما ديگر حاضر به زندگي زير خط فقر نيستيم. و در گام اول خواهان بيش از يک ميليون دستمزد هستيم و جنبش اعتراضي مان حول خواست افزايش دستمزدها را شدت دهيم. طومارهايمان را دوباره براه بيندازيم و دورش متحد شويم. در کارخانجات بر سر اين موضوع بحث کنيم و تصميم بگيريم و بيانيه دهيم و اعلام کنيم که خط فقر نه، خط رفاه. دستمزدما بايد افزايش يابد

كارگر كمونيست ١٠٨، ٤ مهر ٨٨، .

 

Advertisements

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s

%d bloggers like this: