شهلا دانشفر

خوش آمديد

در باره آغاز سال تحصيلي و مبارزه در دانشگاهها و مدارس

مبارزه دانشجويان و معلمان براي يك زندگي انساني ادامه خواهد داشت!

مصاحبه با شهلا دانشفر و نويد مينايي

انترناسیونال: طی ماه های اخیر شاهد بزرگ ترین اعتراضات اجتماعی در ایران بوده ایم، انقلابی عظیم برای سرنگون کردن جمهوری اسلامی. در خرداد ماه امسال میلیون ها نفر به خیابان ها آمدند تا کل بساط ۳۰ سال جنایت رژیم را در هم بپیچند. سی سال بی حقوقی و فقر و سرکوب، سی سال ارعاب و وحشیگری سیستماتیک علیه زنان و جوانان، سی سال دخالت مذهب در زندگی شخصی و در یک کلام سی سال زندگی تحت حاکمیت جمهوری اسلامی.

به اول مهر و بازگشایی مدارس و دانشگاه  ها نزدیک می شویم. این روز به نوعی آغاز فعالیت بخش وسیعی از مردم است، دانشجویان، دانش آموزان و معلمان. دانشجویان و معلمان از جمله بخش های معترض جامعه هستند که همواره شاهد اعتراضات آنان بوده ایم.  نفس شروع سال تحصیلی  به نظر شما چه تاثیری در این اوضاع و احوال دارد.

شهلا دانشفر: ببینید شما خودتان با توضیح شرایط در واقع به روشنی تصویر کردید که در چه شرایطی داریم به استقبال سال تحصیلی جدید میرویم. بطور واقعی شروع سال تحصیلی هر سال به معنی شروع جنب و جوش اعتراضی وسیعتری در سطح جامعه بوده است. بویژه در چند ساله اخیر این مساله بسیار آشکار بوده و هرساله جمهوری اسلامی نیز  از شروع سال تحصیلی بیم داشته است. چرا که دانشگاهها همواره یکی از مراکز مهم و پرشور مبارزه آزادیخواهانه مردم و منعکس کننده صدای اعتراض جامعه بوده است  و معلمان نیز با توجه به تظاهرات های گسترده و اعتصاباتی که در سالهای گذشته داشته اند، همیشه برای جمهوری اسلامی یک خطر به شمار آمده اند. اکنون در دل شرایط سیاسی موجود و خیزش انقلابی مردم در سه ماهه اخیر، موضوع کاملا متفاوت است. مساله بر سر باز شدن دانشگاهها این سنگر مبارزه و آزادیخواهی در دل چنین شرایط خطیری است. همچنین بحث بر سر باز شدن مدارس و ایجاد فرصتی برای معلمان برای از سرگیری مبارزاتشان در دل چنین اوضاعی است. و به این اعتبار باز شدن دانشگاهها و مدارس و در واقع شروع سال تحصیلی جدید، میتواند سرآغازی باشد برای دور تازه ای از اعتراض عمومی در جامعه که اتفاقات سیاسی مهمی را در پی داشته باشد.

همه شاهد بودیم که در همین خیزش انقلابی سه ماهه اخیر دانشجویان نقش مهمی داشتند و دانشگاهها یکی از سنگرهای مهم مبارزه بودند که مورد حمله رژیم قرار گرفتند. جمهوری اسلامی به کوی دانشگاه تهران و شیراز و اصفهان و دانشجویان در دانشگاههای مختلف حمله کرد. دانشجویانی  جان خود را از دست دادند. دانشجویانی دستگیر شدند. دانشجویانی در زندان مورد شدیدترین شکنجه ها قرار گرفتند و هنوز زندانند. و با توجه به همه اینها روشن است که امسال در شرایط بسیار متقاوتی نسبت به هر سال داریم به استقبال شروع سال تحصیلی جدید و باز شدن دانشگاهها و مدارس میرویم. شرایطی که معلمان همچنان خواستهای خود را دارند و بویژه دانشگاهها حالتی  انفجاری دارد. بنابراین روشن است که در چنین شرایطی رفتن به کلاس برای دانشجو معنایی ندارد. دانشجویان قبل از هر چیز خواهان محاکمه آمرین و عاملین جنایتهایی هستند که در این مدت اتفاق افتاده است. خواهان آزادی تمامی دستگیرشدگان اخیر و همه زندانیان سیاسی از زندان هستند. خواهان آزادی بدون قید و شرط سیاسی و اخراج نیروهای سرکوبگر از دانشگاهها و کوتاه شدن دست کمیته های انضباطی و اطلاعات رژیم از دانشگاهها هستند. به همین دلیل هم هست که از هم اکنون تا وقتی که دانشگاهها هنوز باز نشده جمهوری اسلامی چنین سراسیمه شروع به احضار دانشجویان معترض کرده است و میکوشد محیط را امنیتی کند تا مانع تحرک دانشجویان شود. و دانشجویان نیز برای دور جدید اعتراضاتشان قرار و مدارهای خود را گذاشته اند و به با بازگشایی مدارس نیز باید از همین زاویه نگاه کرد. معلمان که سالهاست برای خواستهایشان مبارزه میکنند، اکنون بعد از دور گسترده ای از مبارزات که در سطح جامعه اتفاق افتاد، دارند دور هم جمع میشوند و روشن است که  باید از این فرصت استفاده کنند و با بیانیه ها و طرح خواستهایشان جلو بیایند و نقش مهمی در این شرایط ایفا کنند.

انترناسیونال: شهلا دانشفر در پاسخ به سوال قبل در مورد اوضاع سیاسی امروز و شرایطی که به استقبال شروع سال تحصیلی جدید میرویم اشاره ای کردند، شما اوضاع را چگونه میبینید و به طور مختصر در دوره اخیر دانشگاه شاهد چه اعتراضاتی بوده و محور و کیفیت این اعتراضات چگونه بوده است؟

نوید مینایی: همانطور که شهلا دانشفر هم اشاره کرد در اوضاع و احوال انقلابی ای به اول مهر نزدیک می شویم. اول مهر همه ساله با تحرک و جنب و جوش عظیمی در جامعه همراه بوده است و بخش های وسیعی از جامعه را به تحرک در می آورد و بعد از دوره نسبتا آرامی جامعه فعالیت خود را از سر می گیرد. میلیون ها نفر از مردم از جمله جوانان زندگی اجتماعی شان را از سر می گیرند. ولی با توجه به اوضاع و احوالی که شهلا دانشفر هم اشاره کرد امسال مهم ترین تحرک و جنب و جوش جامعه انقلاب برای سرنگونی رژیم اسلامیست. مردم با این امید و آرزو به میدان می آیند که این بختک ۳۰ ساله را از سرشان بردارند. می دانند که برای تعیین تکلیف نهایی به میدان آمده اند و می خواهند همه ظلم و ستم و نا برابری و اجحاف را با سرنگونی جمهوری اسلامی و انقلابی عظیم  پایان دهند.

دانشگاه ها همیشه محل اعتراض به وضع موجود و از جمله جاهایی ست که پیشرو ترین و رادیکال ترین مطالبات در آن مطرح می شده است. دانشگاه در واقع محل تجمع جوانان پرشوری است که همواره در صف مقدم مبارزه علیه ظلم و ستم و نابرابری بوده اند. در سال های گذشته شاهد رشد چشمگیر اعتراضات دانشجویان بوده ایم. قبل از آن در واقع همه چشم انتظار فرا رسیدن ۱۶ آذر بودیم. از اول مهر تا آذر ماه خود را برای آن تدارک می دیدیم، ولی از یکی دو سال گذشته دامنه اعتراضات بسیار گسترده تر شد و دانشجویان از قبل از شروع کلاس ها به هر بهانه ای اعتراض می کنند و خواهان تغییر شرایط هستند.

فضای دانشگاه و اعتراضات دانشجویان از ۴ – ۵ سال گدشته بسیار سیاسی بوده است. سیاسی به این معنا که به سیاست های حاکم اعتراض داشته اند، می خواسته اند فضای سیاسی ای که حکومت تلاش کرده بر جامعه حاکم کند را بشکنند و در ضمن مطالبات خود را نیز طرح کنند. یکی از سیاست های اصلی  جمهوری اسلامی، تحمیل فضای سکون و بی تحرکی به جامعه، سرکوب شدید هر خواسته و مطالبه ای است. این را همه مان با پوست و گوشتمان احساس کرده ایم. وادار کردن جامعه به تمکین به سیاست هایش و اصلا وجودش سیاست محوری جمهوری اسلامی بوده است.  ولی دانشجویان به محض اینکه وارد دانشگاه می شوند، یکجا جمع می شوند وقدرت جمعی خود را احساس می کنند، این فضا را می شکنند، سیاست ارعاب و سکون و تبعیت و تمکین بی چون چرای جمهوری اسلامی را سکه یک پول می کنند و به جامعه جرات اعتراض کردن می دهند و فضای عمومی آن را تغییر می دهند. دانشجویان تا وارد دانشگاه می شوند از زمین و زمان ایراد می گیرند و اعتراضشان را شروع می کنند، درواقع دارند سیاست محوری و پایه ای جمهوری اسلامی که برای بقایش ضروریست را به مصاف می طلبند. به این واسطه هر ساله شروع سال تحصیلی به معنای شروع اعتراضات هم بوده است.

اما دانشجویان علاوه بر این خواسته های مشخصی هم دارند که با قدرت آن را پی گیری می کنند. ازجمله لغو قوانین اسلامی از دانشگاه هاست، که اتفاقا می بینیم تمام زور و تلاش حکومت برای اسلامی کردن دانشگاه هاست. دانشجویان به قوانین اسلامی تن نمی دهند. مثلا چند سال پیش دانشجویان شیراز رئیس دانشگاه را مجبور کردند قوانینی را که می خواست به آنان تحمیل کند پس بگیرد. سر حجاب و آرایش و به خصوص چادر برای دختران هم چندین دانشگاه قوانینی را تصویب کردند که دانشجویان آن را پس زدند. آزادی بیان و آزادی دانشجویان زندانی از دیگر مطالباتی بوده که دانشجویان همواره برای آن جنگیده اند و همیشه در صحنه بوده اند. شاید بیشترین حجم اعتراضات دانشجویان برای آزادی دوستان زندانی شان بوده است. خود این اعتراضات باعث همبستگی دانشجویان شده و آنان را حول آزادی متحد کرده است.

در واقع دانشگاه به هر بهانه ای اعتراض می کند و به نظر من مهم ترین اثری که این اعتراض دارد همانطور که بالاتر هم اشاره کردم، شکستن فضای رعب و تمکین به سیاست های سرکوبگرانه جمهوری اسلامی در جامعه است که این تاثیرات عمیق سیاسی در جامعه دارد و فضا را برای اعتراضات دیگر آماده می کند. باتوجه به این که این شرایط در فضای سیاسی امروز در ایران ضرب میشود، می توان گفت که اول مهر می تواند با اوجگیری انقلاب و اعتراضات مردم همراه باشد و بی دلیل نیست که از خامنه ای تا فلان سردار قندعلی از الان به دست و پا افتاده اند که دانشجویان را سرکوب کنند و فضای مرگباری به دانشگاه ها حاکم کنند.

 

انترناسیونال: شهلا دانشفر، شما به اوضاع سیاسی امروز و شرایطی که به استقبال شروع سال تحصیلی جدید میرویم اشاره کردید. اگر ممکن است به طور مختصر و برای یادآوری به  تاریخچه ای از اعتراضات اخیر معلمان اشاره کنید. کلا مطالبات معلمان چیست و چگونه میتوانند این مطالبات را پیگیری کنند؟

شهلا دانشفر: نزدیک به یک دهه است که معلمان هر ساله و به اشکال مختلف دست به اعتراض و مبارزه میزنند و خواستهایشان را پیگیری میکنند.  در ديماه ٨٠، هزاران معلم به خيابانها آمدند، راهپيمايى کردند و خواستها و مطالباتشان را فرياد زدند. در تداوم این مبارزات در ٢٢  آذر ماه سال ٨١ عليرغم اينکه اجتماع معلمان از سوى وزارت آموزش و پرورش و خانه معلمان و غيره لغو شده و برگزارى هر گونه تجمعى غيرقانونى اعلام شده بود، و عليرغم اينکه جمهوری اسلامی اعلام کرده بود که با هر گونه تجمعى در اين روز شديدا مقابله خواهد شد، بیش از ٤٠٠٠ معلم در اطراف پل حافظ تهران تجمع کردند و با شعار وزیر بی کفایت استعفا استعفا، وعده هاى توخالى نميشود خواست ما – توپ تانک مسلسل ديگر اثر ندارد- معلم دانشجو اتحاد اتحاد و با دستهاى بهم زنجير شده و صفوف فشرده راهپیمایی کردند و بر خواستهایشان تاکید کردند. بدنبال آن در ١٣ مهر ٨٢  روز جهانی معلم ، معلمان دست به اعتصابی سراسری زدند و در تهران و در شهرهای مختلف در مقابل آموزش و پرورش تجمع کردند و ٢٧ دیماه همین سال بود که معلمان تهران و شهرهای دیگر بنا بر اولتیماتومی قبلی دست به اعتصابی سه روزه زدند و الگوی خوبی از مبارزات سراسری بدست دادند. سپس در اسفند ماه این سال ما شاهد اعتصابات یک هفته ای معلمان بودیم که انعکاس بسیاری در سطح جامعه داشت. اين قدرتمندترين و فراگيرترين اعتصاب معلمان در طول مبارزاتی بودند که در این سالها داشتند. پس از آن معلمان همچنان با اولتیماتوم هایشان در کمین فرصت های دیگر برای اعلام اعتراض و پیگیری خواستهایشان به مبارزات خود ادامه دادند و در ١٣ اردیبهشت سال ٨٣  بود که ما شاهد دو روز تحصن معلمان در مدارس و اعتصاب مجدد آنان بودیم.  سپس روز شنبه ١٥ اسفند ٨٣ بخشهايى از معلمان تهران و کرج براى پيگيرى خواستهاى خود اعتصابى را آغاز کردند و روز ١٩ اسفند همین سال معلمان  به مناسبت سالگرد اعتصاب سراسری با شکوه سال گذشته خود، در مقابل مجلس اسلامی تجمع کردند. پس از آن این اعتراضات از همان آغاز فروردین ٨٤ از سر گرفته شد. معلمان با اعتصاب و با تجمع کردنهای خود خواستهایشان را پیگیری کردند. تا ١٢ اسفند ٨٥ که نقطه اوجی در مبارزات معلمان بود و در این روز بیش از ٣٠ هزار معلم و بخش های مختلف مردم که به حمایت از مبارزات معلمان آمده بودند، تظاهرات بسیار بزرگ و با شکوهی در مقابل مجلس اسلامی برپا کردند. و در آنجا معلمان در اعتراض به بي توجهي به خواستهاي خود، عليه سانسور رسانه هاي دولتي، عليه دولت و نمايندگان مجلس شعار دادند و خواهان يک زندگي انساني و مرفه شدند.  در این هنگام علاوه بر تهران ما شاهد تجمعات اعتراضی معلمان در شهرهای دیگر نیز بودیم. این تجمع معلمان با سرکوب و دستگیری تعدادی از معلمان روبرو شد. معلمان در نشستهای بعدی خود اعلام کردند که چنانچه معلمان دستگیر شده آزاد نشوند و احکام صادر شده برای معلمان مبنی بر اخراج و تبعید آنها لغو نگردد، دست به اشکال گسترده تر اعتراضی خواهند زد. بدین ترتیب بعد از پایان تعطیلات نوروزی سال ٨٦ روزهای ٢٦ و ٢٧ فروردین بنا به قرار قبلی مبارزه معلمان برای آزادی دستگیر شدگان از سر گرفته شد و تحت فشار این مبارزات به تدریج معلمانی که دستگیر شده بودند از زندان آزاد شدند. در این مبارزات جمهوری اسلامی همواره بر سرکوب و دستگیری معلمان تلاش داشت تا  اعتراضات آنها را عقب بزند و معلمان علیرغم همه این تهدیدات و فشارها در ١٢ اردیبهشت در مقابل ادارات آموزش و پرورش تهران و شهرهای مختلف تجمع کردند و بر خواستهایشان پای فشردند..بدین ترتیب اعتراضات معلمان در فاصله  بهمن ٨٥ تا اردیبهشت ٨٦  یکی از عرصه های مهم مبارزات جاری مردم عليه جمهوري اسلامي بود. در این مبارزات معلمان در مبارزه براي بهبود شرايط زندگي و رفع تبعيض ونابرابري٬ خواست تمام مردم به ستوه آمده از فقر واختناق را نمايندگي کردند. بطور واقعی مبارزه معلمان تاثیر زیادی بر توازن قوای سیاسی جامعه داشت و توجه کل جامعه را بخود جلب کرد.

بعد از آن در اسفند سال ٨٧ بود که کانون صنفی معلمان تحت فشار معلمان برای روزهای ٣ و ٤ و ٥ اسفند فراخوان به اعتصاب داد. در آن هنگام در حالیکه همه جا صحبت از اعتصاب معلمان بود و شور و شوق اعتراض همه معلمان و کل جامعه را فرا گرفته بود، اما کانون صنفی معلمان که شاهد جنب وجوش وسیع اعتراضی در میان معلمان بود، از ترس گسترش این مبارزات، فراخوان به اعتصاب را لغو کرد. سران سازشکار کانون صنفی معلمان، این بار نیز با نقش همیشگی خود به میدان امدند تا بلکه  با احاله دادن مبارزه معلمان به طرح نامتعین نظام هماهنگ حقوقها و وعده  و وعیدهای مجلس و احمدی نژاد و وزیر آموزش و پروش و غیره، جلوی مبارزات معلمان را بگیرند و حرکت قدرتمند معلمان را به عقب برانند.  اگر چه اقدام سازشکارانه کانون و لغو فراخوان اعتصاب سراسری، در نبود تشکل واقعی معلمان از قدرت اعتراض سراسری آنان کاست،  اما علیرغم آن بخش های زیادی از معلمان در تهران و شهرهای مختلف دست به اعتصاب زدند و خود درس بزرگی بود برای معلمان که تنها با قدرت اعتصاب و نیروی متحد خود است که باید مبارزاتشان را به پیش برند و سران سازشکا ر کانون صنفی را از سر راه مبارزه خود کنار زنند.

بنابراین با نگاهی به همین مختصر اشاراتی که کردم،  به روشنی میتوان جایگاه و اهمیت مبارزات معلمان، بعنوان یک عرصه دائمی اعتراض علیه جمهوری اسلامی که در مقاطعی حتی نقش مهمی در توازن قوای سیاسی جامعه داشته و توجه کل جامعه را بخود جلب کرده است را دید. حال با چنین گذشته ای و نیز بدنبال روزهای پرشور اعتراضاتی که در همین سه ماه اخیر پشت سر گذاشتیم و در اوضاع پر جنب و جوش امروز، در حالیکه همزمان در دانشگاهها به تدارک اعتراض و مبارزه میرویم، بازگشایی مدارس و دور هم جمع شدن معلمان و پیگیری خواستها و مبارزاتشان اهیت سیاسی بسیاری دارد و میتوان پیش بینی کرد که روزهای مهمی از اعتراض و مبارزه را در پیش خواهیم داشت.

اما اجازه بدهید اشاره ای نیز به بخش دوم سوال شما و خواستهای معلمان داشته باشم. معلمان در مبارزاتشان همواره بر خواستهای افزایش حقوق برای یک زندگی انسانی که مجبور به کار دوم و سوم نباشند، پرداخت کمک هزينه مسکن و ايجاد تسهيلات لازم براي تامين مسکن٬ بهداشت و درمان رايگان٬ پرداخت سوبسيد بر کالاهای اساسي در شرايط گراني هر روزه قیمتها٬ جدايي مذهب از آموزش و پرورش ٬ آزادي بدون قيد و شرط بيان و عقيده و ديگر خواستهاي فوري خود تاکيد گذاشته اند. اما روشن است که امروز در دل شرایط سیاسی موجود خواستهای معلمان بسیار فراتر رفته وخواستهایی است که کل جامعه برای آن به میدان آمده و برای آن فریاد زده اند. معلمان میخواهند دیکتاتوری نباشد، میخواهند آزادی بیان و عقیده داشته باشند. حق تشکل و حق اعتصاب داشته باشند. خفقان و سانسور و تفتیش عقاید نباشد. معلمان میخواهند بساط خرافات از مدارس جمع شود. مذهب از آموزش و پرورش جدا باشد و خواهان یک آموزش مدرن و انسانی هستند. معلمان میخواهند اعدام نباشد و خواهان لغو حکم اعدام فرزاد کمانگر معلم زندانی کامیاران و آزادی فوری و بدون قید و شرط او از زندان هستند. ، معلمان میخواهند تمامی  احکام بازداشت و اخراج و تبعید علیه معلمان معترض که در طول سه سال گذشته به خاطر مبارزاتشان به آن محکوم شده اند، لغو شود. میخواهند بساط حراست از آموزش و پرورش جمع شود  و  به نظر من ده خواست فوری مردم که ما اعلام کردیم، خواستهای فوری معلمان و همه مردم است. خواست محاکمه  آمرین و عاملین کشتارهای اخیر و آزادی  همه دستگیر شدگان اخیر و زندانیان سیاسی از زندان خواست معلمان و خواست همه مردم است. بنابراین امروز که به بازگشایی مدارس نزدیک هستیم و بدنبال اعتراضات با شکوهی که در این سه ماه شاهدش بودیم، بهترین فرصت است که معلمان بصورت انجمن ها و جمع هایشان بیانیه بدهند و بر این خواستها تاکید بگذارند.

انترناسیونال: نوید مینایی، مطالبات دانشجویان چیست؟ و حول چه چیز هایی می توانند متحد شوند؟

نوید مینائی: همانطور که بالاتر هم اشاره شد، مطالبات دانشجویان در واقع بخشی از مطالبات جامعه است. دانشجو هم مثل هر کس دیگری در جامعه تحت حاکمیت جمهوری اسلامی سرکوب می شود، فقیر نگه داشته می شود، اسلام در زندگی خصوصی اش دخالت می کند، آزادی ازش گرفته می شود و به عنوان زن در حق اش اجحاف می شود. دانشجویان به هیچ کدام از این ها تن نداده اند و همیشه به این ها اعتراض داشته اند. لغو جداسازی جنسیتی همیشه جزو اعتراضات دانشجویان بوده است و چندین نمونه موفق از این اعتراض را شاهد بوده ایم: دانشگاه بهشتی، دانشکده خبر، دانشگاه هنر و غیره. آزادی بیان و اندیشه و نشریات دانشجویی و تشکلات دانشجویان، آزادی زندانیان سیاسی و بهبود شرایط زندگی دانشجویان از جمله موارد اعتراض آنان است.

ولی امسال در شرایط متفاوتی به اول مهر نزدیک می شویم. در حالیکه جمهوری اسلامی صدها تن از عزیزانمان را به طرز وحشیانه ای کشته است، از جمله تعدادی از دانشجویان را. حداقل ۵ دانشجو در حمله اوباش اسلامی در ۲۴ و ۲۵ خرداد به کوی دانشگاه کشته شدند و تعدادی در درگیری ها و زیر شکنجه کشته شدند. دانشجویان خواهان معرفی عاملین این کشتارها هستند، آمرین آن کاملا شناخته شده هستند، دانشجویان خامنه ای و سران رژیم را به عنوان قاتلین دوستانشان می شناسند و خواهان محاکمه علنی آنان هستند. کسی نمی تواند روی صندلی و نیمکتی بنشیند که ترم قبل جای دوستش بود، دوستی که زیر شکنجه کشته شد، یا با قمه در کوی دانشگاه لت و پار شد. کسی نمی تواند در کلاس درسی بنشیند که هنوز بوی خون بر زمین ریخته دوستانش را می دهد. دانشجویان امسال قبل از هر چیزی خواهان محاکمه آمرین و عاملین کشتار دوستانشان هستند. آزادی بیان و آزادی تشکل و اعتراض و اعتصاب، لغو قوانین ضد زن، معرفی و محاکمه چپاولگران اموال عمومی جامعه که باعث تحمیل فقر و فاقه به میلیون ها انسان شده است. از جمله مطالبات دانشجویان برچیده شدن بساط کمیته های انضباطی و حراست و نماینده ولی فقیه و بسیج و سایر ارگان های سرکوب از دانشگاه هاست. دانشحویان باید اینها را از دانشگاه جارو کنند تا فضایی امن برای هم تحصیل و هم پی گیری مطالبات و اعتراضاتشان ایجاد کنند. دانشجویان می توانند حول هر کدام از این مطالبات متحد شوند، این ها سیاست هایی ست که می تواند توده دانشجویان را متحد کند. سیاست های مصالحه جویانه با این و آن برای مذاکره و سازش با هر بخشی از حکومت هیچ گاه نتوانسته عامل متحد کننده دانشجویان باشد.

 

انترناسیونال: شهلا دانشفر، با توجه به همه نکاتی که بالاتر اشاره کردید، به طور مشخص صحبتتان با معلمان چیست و چگونه میتوانند نقش موثری در انقلاب جاری داشته باشد؟

شهلا دانشفر: همه صحبت من با معلمان اینست که باید این فرصت را دریافت.  روزهای پرشوری را پشت سر گذاشتیم. موج انقلابی که برپا شده، عقب ننشسته بلکه دارد عمق میگیرد و بدون شک در اشکال سازمانیافته تری به جلو خواهد آمد. باید خود را برای آن آماده کنیم. مبارزات دانشجویان، مبارزات معلمان در این آغاز سال تحصیلی و در این اوضاع خطیر سیاسی میتواند سرآغازی برای موج جدید اعتراضات در جامعه باشد. به استقبال این مبارزات برویم. جمهوری اسلامی از بالا تا پایین ترک برداشته و صفوفش بهم ریخته است. باید ضربه نهایی را زد. این را از حساب پس دادنهایشان در برابر جنایاتشان در کهریزک و در برخورد با اعتراضات هر روزه مردم می بینیم. این رژیم تمام زورش را زد. با وحشیانه ترین شکنجه ها  و کشتار و سرکوب تلاش کرد جامعه را عقب براند. ولی می بینیم که چگونه مردم با روحیه و خشمگین در کمین نشسته اند که بیرون بریزند و تکلیفش را یکسره کنند. در واقع موج نفرت مردم امروز باروتی است که میرود تا  بساط این رژیم را جمع کند. بنابراین امروز بهترین فرصت برای ما نیز هست تا متحد شویم و مبارزاتمان را از سرگیریم.  بهترین فرصت برای متشکل شدن و متحد شدن حول خواستهای رادیکال و انسانی مان است وهمچنین بهترین فرصت است که کانون صنفی معلمان و دیگر تشکلهای صنفی معلمین را که همواره نقش مهارکننده مبارزات ما معلمان را داشته اند، کنار زد و خود ما معلمان رادیکال و چپ در صف مقدم این اعتراضات قرار گیریم. ما میتوانیم به اشکال مختلف، بصورت جمع های معلمان آزادیخواه در شهرهای مختلف بیانیه دهیم و با تاکید بر خواستهای برحق خود و ده خواست فوری مردم که خواستهای ما معلمان نیز هست، مبارزات خود را تعین بخشیم و توده عظیم معلمان را همراه داشته باشیم. ما میتوانیم با اعلام انجمن ها و کانون های خود در شهرهای مختلف فراخوان به اعتراض و تجمع بدهیم و اعلام کنیم که ما همچنان برخواستهای خود تاکید داریم. تداوم اعتراضات ما معلمان مهمترین نقشی است که امروز میتوانیم در انقلاب جاری و اوج دور تازه ای از مبارزات در سطح جامعه داشته باشیم. باید با تمام قوا برای آن آماده شویم.

اما یک صحبت کوتاه دیگر من  خطاب به معلمان رادیکال و کمونیست است.  فراخوان من به این معلمان اینست که بیایید و به حزب خودتان حزب کمونیست کارگری ایران بپیوندید. بویژه در اوضاع سیاسی امروز این امر بیش از هر وقت حیاتی است. و برای اینکه بتوانیم مبارزات سراسری خود برای به زیر کشیدن این رژیم جنایتکار را به پیروزی برسانیم و برای ساختن یک جامعه آزاد و انسانی که در آن انسانها حرمت و احترام دارند و  برای داشتن آموزش و پروشی انسانی،  مدرن و بدور از هر گونه خرافه ای که برخورداری از آن حق عموم مردم باشد و  نه صرفا امتیاری برای بخشی از جامعه، بیایید عضو این حزب شوید و با ما و با کانال جدید این صدای انقلاب و آزادیخواهی که تلاش میکنیم به زودی کار خود را از سر بگیرد فعالیت کنید.

انترناسیونال: دانشگاه همواره محل تجمع جوانان پرشوری بوده که در صف اول مبارزه علیه ستم و فقر و انواع  نابرابری ها در جامعه بوده اند. نقش دانشجویان در این انقلاب چیست؟ آیا فکر می کنید آغاز دانشگاه ها جایگاه ویژه ای در ادامه  انقلاب دارد؟

نوید مینائی: باز شدن دانشگاه همانطور که شما هم اشاره کرده اید به معنی جمع شدن میلیون ها جوان پرشوری است که می خواهند زندگی کنند و به همین دلیل جمهوری اسلامی را نمی خواهند. اگر جمهوری اسلامی با تمام قوا دارد به پیشواز اول مهر و بازگشایی مدارس و دانشگاه ها می رود، اولین معنی آن در شرایط انقلابی حاضر به نقش و جایگاه دانشگاه و اعتراضات دانشجویی اشاره می کند. دانشگاه همیشه توانسه است افکار عمومی جامعه و حتی در سطح بین المللی را تحت تاثیر قرار دهد.

سازمان دادن اعتراضات، طرح خواسته های دانشجویان و جامعه، فرموله کردن آن در بیانیه ها یکی از کارهای دانشجویان در اعتراضاتشان بوده است. دانشگاه و دانشجو به این واسطه که از جایگاه ویژه ای در نظر جامعه قرار دارند و شرایطی که بالاتر هم به آن اشاره شد می توانند پرچم دار اعتراضات جامعه باشند. شروع مجدد اعتراضات، سازمان دادن اعتراضاتی با طرح مطالبات عمومی جامعه مثل محاکمه آمرین و عاملین قتل مردم و غیره، سازمان دادن جوانان در محلات برای به دست گرفتن کنترل محلات – که این تا حدودی در طول شب های گذشته عملی شده است – با همه این کارها دانشجویان و جوانان می توانند در صف مقدم مبارزه با اوباش اسلامی باشند و اجازه دخالت و سرکوب مردم را به آنان ندهند. شعار نویسی و پخش اطلاعیه هایی برای متحد کردن مردم حول خواسته های عمومی و رادیکال و ایجاد فضای رزمنده در جامعه هم جزو کارهای مهمی است که میتوان در دستور گذاشت. در واقع ایجاد فضای اعتراضی چه در داخل ایران و چه در سطح بین المللی که با توجه به آشنایی دانشجویان به وسایل ارتباطی این وظیفه بیشتر به دوش آنان می افتد ، طرح مطالبات رادیکال و انقلابی و سازمان دادن اعتراضات در جامعه و دانشگاه رئوس وظایف جوانان و دانشجویان است که نقش و جایگاه ویژه ای به حضور آنان در اعتراضات و انقلاب می دهد.

تماس با حزب و سازمان جوانان کمونیست به عنوان ظرف متحد شدن و متشکل شدن نیز برای ادامه و به پیروزی رساندن انقلاب لازم و ضروری ست. برای به پیروزی رسیدن باید حول سیاست های انسانی متحد شد، حزب و سازمان جوانان کمونیست ظرف تشکل و متحد شدن، ستاد فرماندهی انقلاب و ابزار مردم و جوانان برای غلبه بر جمهوری اسلامی هستند.

در واقع به نظر من جوانان و به خصوص دانشجویان هم در به اینجا رساندن وضعیت نقش تعیین کننده ای داشته اند و هم در ادامه مسیر برای سرنگونی جمهوری اسلامی و به پیروزی رساندن انقلاب نقش ویژه ای دارند. با توجه به اینکه جامعه ایران جامعه ای جوان است و حدود ۳ و نیم میلیون دانشجو در ایران وجود دارد، جوانان و دانشجویان می توانند نیروی مهمی برای انقلاب باشند. جوانی که در ابتدای راه زندگی قرار دارد، زندگی ای که تحت جمهوری اسلامی سیاه و غیر قابل پیش بینی و بی افق و بی آینده است قاعدتا باید در صف مقدم انقلاب باشد، که هست.

انترناسیونال: در مورد تشکل های معلمان چه؟ در حال حاضر تشکل هایی وجود دارند مثل “کانون صنفی معلمان” و غیره. نقش این تشکل ها چیست؟ آیا تشکل های موجود نیاز معلمان به تشکل را برطرف می کنند؟

شهلا دانشفر:واقعیت اینست که در طول تمام سالهای مبارزات معلمان، کانون صنفی معلمان و دیگر تشکل های صنفی معلمین همواره تلاش کرده اند که مبارزات معلمان را در چهارچوب قوانین جمهوری اسلامی مهار کنند و با پاسکاری آنان به مصوبات مجلس و مراجع قانونی، جلوی گسترش مبارزاتشان را بگیرند. اما معلمان هوشیارانه از هر فرصتی استفاده کرده و از هر فراخوانی که از سوی این تشکلها داده شده است،  برای اعلام اعتراضشان استفاده کرده و دست به مبارزه زده اند. به این معنی که معلمان در اعتراضات تاکنونی خود، همواره تلاش کرده اند که  از چهارچوبه هایی که توسط سران کانون صنفی و تشکلهای صنفی معلمان تعیین شده فراتر رفته و در بسیاری از مواقع توانسته اند الگویی چپ و رادیکال از اعتراض را در برابر جامعه قرار دهند. اما در هر حال همانطور که در سوال قبلتر و در رابطه با مبارزات سال گذشته معلمان اشاره کردم، با وجود پتانسیل بالای اعتراضی در میان معلمان، با وجود گرایش قوی چپ و رادیکال در اعتراضات آنها،  در شرایط اختناق و در خلاء وجود تشکلهای واقعی معلمین، سازشکاری سران کانون صنفی و دیگر تشکلهای معلمان، همواره بعنوان یک مانع عمل کرده است و در مقاطعی نیز مانع گسترش مبارزات معلمان شده است. باید به خلاء نبود تشکل واقعی معلمان غالب آمد و  این مانع را کنار زد. این یک گام مهم در مبارزات پیش روی معلمان است. در این رابطه اگر به مبارزات تا کنون معلمان نگاه کنیم،  بطور واقعی ما در برخی شهرها شاهد جلو آمدن معلمان رادیکال و بدست گرفتن کانون های صنفی بوده ایم که اتفاقا در همانجا ها مبارزات رادیکالتر و گسترده تری را شاهد بوده ایم. اما وقتی در سطح سراسری و به ویژه در تهران که وزن مهمی در مبارزات معلمان دارد، نگاه میکنیم، این مانع جدی است و باید سران سازشکار کانون را کنار زد. باید معلمان رادیکال در تمامی مناطق آموزش و پرورش، شعبات کانونهای معلمین را ایجاد کنند و و معطل رایزنی های این حضرات و سازشکاری های آن ننشینند. برای اینکار میتوان از اعلام فراخوان و دادن بیانیه و اعلام خواستها بصورت قطعنامه ها و پخش وسیع آن در تمام مناطق شروع کرد و عملا دست کانون را در پوست گردو گذاشت و وجودش را خنثی کرد. برای این کار میتوان هر جا که کانون دست این سازشکاران است، با عدم حضور خود در آن، آنرا بی اعتبار کرد و کانون خود را تشکیل داد. تشکیل کانون های ما طبعا در محل اجتماعاتمان، آنجا که وسیعا جمع شده ایم و خواستهایمان را فریاد میزنیم خواهد بود. و همانجا با دادن بیانیه اعلام خواهیم کرد که سران سازشکار این کانون، ما معلمان را نمایندگی نمیکنند و ما کانون خود را خواهیم داشت و هر کانونی که خواستهای فوری ما معلمان را که بالاتر به آن اشاره کردم و معلمان همواره در مبارزاتشان آنها را فریاد زده اند، همراهی کند، کانون ما معلمان معترض خواهد بود.

انترناسیونال: نوید مینایی، اگر نکات دیگری برای تکمیل مباحث مربوط به بازگشایی دانشگاهها، مطالبات و مبارزات دانشجویان دارید میتوانید اضافه کنید:

نوید مینایی: با نزدیک شدن به اول مهر میلیونها نفر از مردم آزادیخواه چشم به دانشگاهها دوخته اند. منتظرند که این سنگر آزادی به یاری انقلاب برخیزد و دور تازه ای از مبارزه عظیم و توده ای در دانشگاهها و در سراسر کشور شروع شود. جامعه همچنان در تب و تاب اعتراض میسوزد، شکاف در بالاترین سطح حکومت به اوج خود رسیده است و هرروز دامنه دارتر میشود. در چنین فضائی بازگشائی دانشگاهها به معنی شروع اعتراضات سراسری دانشجویان و برآمد مجدد اعتراضات توده ای مردم خواهد بود. باید با تمام قوا به استقبال این دوره جدید برویم و خود را برای اعتراضات یکپارچه آماده کنیم. شیپور اعتراضات قدرتمند را از همان روز اول مهر همه جا به صدا درآوریم.

دانشگاهها همیشه یکی از مراکز مهم و پرشور مبارزه آزادیخواهانه مردم بوده است. جمهوری اسلامی از همان ابتدای سر کار آمدن، وحشیانه به دانشگاهها حمله کرد و دو سال دانشگاهها را تعطیل کرد، اما علیرغم همه این جنایات بیشمار نتوانست این سنگر آزادیخواهی را در هم شکند. با شروع اعتراضات میلیونی مردم در خرداد امسال نیز دانشگاهها اولین سنگری بودند که با همین محاسبه و با نقشه ای از پیش تعیین شده مورد هجوم جنایتکارانه حکومت قرار گرفتند تا دانشجویان را مرعوب کنند و یکی از مراکز پرقدرت انقلاب مردم را خنثی سازند. ابتدا در روز ٢٤ خرداد به کوی دانشگاه حمله کردند و جنایت فجیعی را سازمان دادند و سپس دانشگاههای دیگر از جمله اصفهان، شیراز، مازندران و همدان یکی پس از دیگری مورد هجوم قرار گرفت.

اگر امروز خامنه ای مجبور میشود به جنایت حکومت در کهریزک و کوی دانشگاه اعتراف کند و آنها را در کنار هم قرار دهد و قول رسیدگی بدهد، این ناشی از قدرت عظیم مردمی است که کوتاه نیامده اند و مرعوب نشده اند. آنها میدانند که بازگشائی دانشگاهها، به معنی شروع اعتراضات هرروزه دانشجویان در سراسر کشور خواهد بود. چنان به وحشت افتاده اند و چنان از تاثیر سرکوب نامطمئن هستند که از هم اکنون در بالاترین سطح حکومت، بحث از تعطیل کردن دانشگاه تهران میکنند.

عاملین و آمرین جنایت در کوی دانشگاه باید به مردم معرفی شوند و در یک دادگاه علنی محاکمه شوند. نیروهای انتظامی و سرکوب نباید مطلقا حق ورود به دانشگاه ها و خوابگاه های دانشجویان را داشته باشند. تمام ارگانهای سرکوب در داخل دانشگاهها از حراست و کمیته های انضباطی و بسیج دانشجوئی باید منحل شوند، کلیه دانشجویان زندانی و کلیه زندانیان سیاسی باید فورا و بی قید و شرط آزاد شوند، بساط جداسازی جنسیتی باید در هم شکسته شود و دخالت در زندگی روزمره دانشجویان پایان یابد، آزادیهای سیاسی، بیان و عقیده و انتشار نشریات و متشکل شدن حاکم شود. اینها فوری ترین خواست های دانشجویان و بخشی از خواست های بحق انقلاب مردم است و باید با صدای بلند در بیانیه ها و فراخوان های دانشجویان اعلام شود. اما بعلاوه دانشگاه همیشه پیشقراول مبارزه برای آزادی کل جامعه بوده است و امروز که جامعه وارد فاز تازه ای از مبارزه خود با این رژیم سفاک و ارتجاعی شده است، دانشجویان نقش به مراتب مهمتری پیدا میکنند و جامعه نیز همبستگی بیشتری با مبارزه آنها نشان میدهد. با تمام قوا باید پرچم خواست های آزادیخواهانه مردم توسط دانشجویان آزادیخواه و حق طلب برافراشته شود و دانشجویان سراسر کشور را به حرکت درآورد.

به استقبال اول مهر برویم، جای خالی دوستانمان را که بدست جلادان حکومت در کوی دانشگاه و کهریزک و اوین و در خیابانها و در سایر زندان های مخفی و غیر مخفی رژیم به قتل رسیدند با اعتراض یکپارچه و قدرتمند گرامی بداریم. شیپور یک مبارزه قدرتمند و سراسری را در دانشگاهها و همزمان در محلات شهرها به صدا درآوریم و خون تازه ای در رگهای انقلاب آزادیخواهانه مردم برای به گور سپردن حکومت جنایتکار اسلامی جاری کنیم

انترناسيونال ٣١٣،  ٢٠شهريور٨٨. *

Advertisements

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s

%d bloggers like this: