شهلا دانشفر

خوش آمديد

سال ٨٩ سال “بحران های کارگری” سال زدن ضربه نهایی بر پیکر جمهوری اسلامی است

گفتند سال ٨٨ سال اعتصابات سراسری کارگری خواهد بود، دیدیم که سال ٨٨ به سال اوج گیری انقلاب کل مردم علیه جمهوری اسلامی تبدیل شد. انقلابی که هر روز گسترده تر میشود و دیر نیست که با قیامی ریشه کل بساط این رژیم جنایتکار را از جا بکند.

گزارشی از رادیو فرانسه، از سال ٨٩ به عنوان سال بحران های کارگری یاد میکند. اما بزعم من سال ٨٩ سال وارد میدان شدن کارگران بعنوان یک طبقه متشکل و تعیین تکلیف نهایی با این حکومت است. این چیزی است که امروز طلایه هایش را با خیز برداشتن کارگران برای متشکل شدن، برای تشکیل کمیته های اعتصابشان، برای ایجاد هیاتهای موسس شوراهایشان، نظیر آنچه در ذوب آهن اصفهان با ١٨٠٠٠ کارگر شاهدش بودیم و شورای موقتشان را تشکیل دادند و با گسترش اعتراضات کارگران می بینیم.

گزارش رادیو فرانسه  با اشاره به فاکت هایی از آمارهای دولتی و اظهارات  مقامات جمهوری اسلامی اشاره اش به ورشکستگی کارخانجات و ابعاد گسترده بیکارسازیها و نگرانی جمهوری اسلامی از بحران های کارگری در سال ٨٩ است. از جمله در این گزارش به سخنان معاون اول احمدی نژاد در نخستین جلسه عالی شورای اشتغال اشاره دارد که وی ضمن اعتراف به فراگیر شدن “بحران بیکاری” بعنوان مشکل اصلی کشور، از شتاب افزایش نرخ بیکاری و از اینکه بطور مثال در پاییر گذشته بیش از ٢٤ درصد جوانان بین ١٥ تا ٢٤ سال بیکار بوده اند سخن گفته و می افزاید  که بر اساس آمار رسمی ٨٧ درصد  بیکاران کشور را جوانان بین ١٥ تا ٣٠ سال تشکیل میدهد که در این میان ٤٥ درصد آنها از میان فارغ التحصیلان دانشگاهها و مراکز آموزش عالی هستند.

در همین گزارش از قول هادی ایزدپرست دبیر انجمن صنفی کارفرمایی چرمسازان استان خراسان به وضع بحرانی کارخانجات و اینکه از میان ٦٥ کارخانه چرمسازی در این استان تنها ٢٠ کارخانه باقی مانده است، اشاره میکند. بحرانی که در نتیجه آن تنها در این بخش از تولید در این استان ٢٥٠٠ کارگر از کار بیکار شده اند. در ادامه این گزارش به ابعاد گسترده بیکارسازیها در همه جا و به ورشکستگی رسیدن کارخانجات اشاره داشته و از اینکه بطور مثال در استان خوزستان با بسته شدن ١٣ واحد بسته بندی خرما ٤٠٠٠ کارگر کار خود را از دست داده و در کل در این استان حدود ٢٠ تا ٢٥ هزار نفر بیکار شده اند، سخن میگوید.

بدین ترتیب گزارش به شدت گیری روند بیکارسازیها از آغاز سال جاری و اینکه این وضعیتی است که در شهرهای کردستان، آذربایجان، کرمانشاه  و همه جا به چشم میخورد و از جمله به  بیکارسازی ها در ایران صدرای بوشهر، لوله سازی اهواز، ایران تفال ساوه، کشت و صنعت شمال، توزین گر، پایا، هوایار و صدها کارخانه ریز و درشت دیگر اشاره میکند. بطوریکه این بیکارسازیها حتی دامن شرکت های بزرگی مانند ایرالکو، شرکت ملی سُرب و روی، واگن سازی پارس را گرفته است. و بالاخره اینکه گزارش به اظهارات چندی  پیش مدیر کل دفتر صنایع برق، الکترونیک و فن شناسی اطلاعاتِ وزارت صنایع مبنی بر کاهش ٦٠ درصدی ظرفیت تولید لوازم خانگی و اینکه هم اکنون ظرفیت تولید برخی از کارخانه های تولید لوازم خانگی به صفر رسیده است، اشاره کرده و از اینکه افزایش بیکاری نگرانی مقامات تهران را از تبدیل بحران اقتصادی کشور به بحران های کارگری افزایش داده و یکی از چالش های مهم جمهوری اسلامی در سال جاری را ساخته است، . گزارش خود را به اتمام میرسد.

در هر حال لب سخن همین است، سال ٨٩ ، “بحران های کارگری”، یکی از چالش مهم جمهوری اسلامی است. چیزی که از آن هراسان شده اند.  مبارزاتی که خود بطور واقعی یک فاکتور مهم در کشیدن شدن اوضاع به شرایط انقلابی امروز بوده است.

گزارش رادیو فرانسه گوشه ای از یک حقیقت آشکار در ایران را بیان میکند. اما این حقیقت وقتی تکان دهنده است که در متن اوضاع انقلابی ایران به آن نگاه کنیم. ابعاد میلیونی بیکاری، موج گسترده بیکارسازیها،  به هم ریختن به تمام معنای شیرازه اقتصاد کشور، ورشکسته اعلام شدن یکی بعد از دیگری کارخانجات، خارج کردن سرمایه های چندین میلیونی و چندین میلیاردی و حواله آنها به بانکهای جهانی توسط سران و مقامات حکومت، نپرداختن دستمزد کارگران برای ماهها، و در کنارش گرانی سرسام آور. ما در ایران با جامعه ای روبرو هستیم که رژیمی در حال رفتن است و آخرین تقلاهایش را برای سرکوب، برای دزدی و برای چپاول مردم بکار میبرد. رژیمی که از بالا تا پایین بهم ریخته است و خودشان در برابر انقلاب مردم دارند پرونده های جنایات و دزدی هایشان را رو میکنند.  حکومتی که بر دریایی از خشم و نفرت مردم حکومت میکند و  یکی از وحشی ترین حکومت های سرمایه داری جهان است که  در طول سی سال حاکمیتش  چیزی جز کشاندن کل جامعه به خط فقر و تباهی، بیکاری، بی مسکنی، بی تامینی، بی حقوقی، جنایت و کشتار برای مردم نداشته است.  کارنامه  این رژیم، ٣و نیم میلیون کودک کار و خیابان، کاهش سن تن فروشی به حتی ١١ سال، وجود سه میلیون معتاد و هزاران اعدام و سنگسار و غیره است. یک رژیم آپارتاید جنسی ، ضد زن، ضد انسان که امروز کل جامعه برای به زیر کشیدنش به میدان آمده است. گزارش رادیو فرانسه را باید در متن این اوضاع و این کارنامه دید.

گزارش رادیو فرانسه و بیان نگرانی مقامات رژیم در مورد جنبش کارگری بعنوان یکی از چالشهای مهم حکومت که البته سخن تازه ای نیست و این را طی این مدت بارها از زبانشان شنیده ایم، بیش از هر وقت قدرت عظیم جنبش کارگری و انقلاب مردم را مقابل چشممان قرار میدهد. قدرتی که باید به آن اتکا کرد و گام پیشروی بعدی را برداشت. با اتکا به این موقعیت است که فعالان و رهبران کارگری باید نقش خود و جنبش کارگری را ببینند و جنبش کارگری باید خود را برای زدن ضربه کاری بر کمر رژیم آماده کند. در این شرایط است که میتوان و انتظار میرود که فعالین و رهبران کارگری با بیانیه های پرشور خود و با کیفرخواستشان کل این بیحقوقی و این حکومت را به چالش بکشند. میتوان و باید انتظار داشت که از سوی تشکلهای کارگری و جمع های کارگران از کارخانجات مختلف بیانیه هایی در کیفرخواست علیه این حکومت خط فقر و اینهمه گرانی و بیحقوقی و برای آزاد کردن زندانیان سیاسی  بیرون داده شود. بیانیه هایی که کارگران دورش متحد میشوند و با اعتصابات اخطاری خود و برپایی اعتصابات سراسری قد علم میکنند. بیانیه هایی که بدون شک کل جامعه را بدور خود بسیج میکند و اعتصابات کارگران را به تظاهراتهای میلیونی مردم در خیابانی وصل میکند. کارگرانی که کار را خوابانده اند و با آمدن به خیابان مردم میلیونی را به صف خود کشیده و فریاد میزنند جمهوری اسلامی نمیخواهیم. نمیخواهیم. یک چشمه کوچک آنرا در اهواز در راهپیمایی کارگران لوله سازی خوزستان دیدیم. اعتراضی که به نقطه امیدی برای کل مردم شهر اهواز تبدیل شد، شهر را به جنب و جوش در آورد و الگویی برای همه کارگران شد.

واقعیت اینست که امروز ما شاهد چنین جنب و جوشی در میان کارگران و رهبران کارگری هستیم. اما با توجه به شتاب پیشروی اوضاع، باید به این تحرکات سرعت داد و با قدرت و اعتماد به نفس بیشتری به جلو گام برداشت. باید با ایجاد کمیته های اعتصاب و شکل دادن به هیات های موسس شوراهایمان به استقبال این اوضاع برویم. سال ٨٩ سال اعتصابات سراسری و زدن ضربه نهایی بر پیکر این رژیم است. با متحد شدن حول خواستهای سراسری خود، با فریاد زندانی سیاسی ، آزاد باید گردد و با شعار انقلابی انسانی برای حکومتی انسانی به استقبال آن برویم

انترناسيونال ٣٣٣، ٩ بهمن٨٨.*

Advertisements

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s

%d bloggers like this: