شهلا دانشفر

خوش آمديد

عليه حكومت خط فقر بايد سراسري پا به ميدان گذاشت

بنا به آمار منتشر شده از سوي مركز آمار در حال حاضر ٤٧ ميليون نفر در قالب خانوار ٦ نفره در زير خط فقر زندگي ميكنند و درآمدي كمتر از ٧٨٠ هزار تومان كه نرخ سطح خط فقر شهري اعلام شده است، دارند. همچنين در گزارش ديگري که در هفته نامه برنامه متعلق به معاونت برنامه ريزي و نظارت راهبردي دولت (سازمان مديريت و برنامه ريزي سابق) منتشر شده، اعلام کرده اند که ٤٠٠ هزار نفر به جمعيت فقير کشور در سال هاي ٨٤ تا ٨٦ اضافه شده است. همچنين داريوش قنبري عضو فراکسيون اقليت مجلس در جريان نزاع هاي دروني حكومت از فقر در حال گسترش در جامعه و از اينكه در حال حاضر درآمد كمتر از يک ميليون تومان براي خانواده ٤ نفره خط فقر محسوب مي شود، سخن ميگويد. بدين ترتيب مي بينيم كه سران اين رريم در مقابل انقلاب مردم و در جنگ دروني شان، همانطور كه پرونده جناياتشان در كهريزك را رو ميكنند و به جان هم مي افتند، امروز دارند از ابعاد جنايتبار فقري كه بر جامعه حاكم كرده اند سخن ميگويند و يقه همديگر را ميگيرند. از سوي ديگر در همين هفته اخير بموجب سندي که اخيرا منتشر شده اسامي شصت و هفت تن از سران و مقامات جمهوري اسلامي كه در بانکهاي متعددي در ۱۹ کشور جهان حسابهاي شخصي چندين ميليون و ميليارد دلاري دارند و پولهاي كلاني را از خزانه جامعه به سرقت برده اند، اعلام ميشود. و اين اولين بار نيست که دزديهاي كلاي اين جنايتكاران برملا ميشود. نگاهي به همين آمارهاي رسمي دولتي، اگرچه به هيچوجه بيانگر تمام حقيقت نيست، به روشني ابعاد تكان دهنده رشد فقر در جامعه را نشان ميدهد. اين وضعيت به ويژه اگر بتوانند و فرصت كنند طرح “هدفمند كردن يارانه” را به اجرا بگذارند، با شتاب هر چه بيشتر به سمت يك شوك تورمي و تحميل فقر هر چه بيشتر بر جامعه و بيش از همه به كارگران ميرود. واقعيت اينست که طي ٣٠ سال حاكميت جمهوري اسلامي،ۛ سطح زندگي و معيشت كارگران و كل جامعه آنقدر عقب رانده شده كه وقتي صحبت از استاندارد زندگي ميشود، فورا رقم خط فقر و حتي نقطه بقا به ميان كشيده ميشود.

اما نه كارگران و نه كل جامعه تسليم اين بردگي نشده است و يك موضوع اعتراض كارگران و كل مردم همواره اين بوده است كه ما نميخواهيم زير خط فقر زندگي كنيم. ما خواهان زندگي اي انساني هستيم. اين را معلمان در مبارزات سال ٨٤ خود با شعار “معيشت منزلت حق مسلم ماست” و كارگران با شعار هر روزه خود “زندگي انساني حق مسلم ماست”، فرياد زده اند. نكته مهم اينست كه كل اين مساله را امروز بايد در پرتو انقلاب مردم ديد.
شرايطي كه گفتمان روزهاي قيام را به وسط صحنه جامعه آورده است. بطور واقعي هم اكنون محيط هاي كارگري از اعتراض و مبارزه ميجوشد. و اين امكان و شرايط وجود دارد كه كارگران بطور سراسري و گسترده با اعتصابات و تظاهرات گسترده خود عليه فقر و دستمزدهاي زير خط فقر پا به ميدان بگذارند. اين را ناظرين و ژورناليستها نيز مي بينند و به آن اشاره ميكنند. براي نمونه کانال العربيه در برنامه روز شنبه ٢٦ دي ماه خود با استناد به گزارش “کميته امنيت ملي ايران” درباره گسترش اعتصابات کارگري، از نگراني دولت ايران در اين باره خبر داد. دراين گزارش به وضع بحراني كارخانه ها و ورشكستگي آنها و موج بيكارسازيها و وضعيت انفجاري در محيطهاي كارگري اشاره كرده و تاکيد مي کند که گسترده ترين اين اعتصاب ها در شهرهاي اهواز، شيراز، بندر عباس و آبادان در پيش خواهد بود.

بدين ترتيب اكنون كه مراكز كارگري بسياري در اعتراض عليه دستمزدهاي پرداخت نشده و عليه بيكارسازيها در اعتراض و در تحرك است. اكنون كه آخر سال است و گفتمان بر سر خواست افزايش دستمزدها بالا ميگيرد و اكنون كه كل جامعه در تب و تاب انقلاب است و كارگران يك پاي مهم اين انقلاب هستند، شرايط بسيار مناسبي است كه به تدارك اعتصابي سراسري عليه دستمزدهاي زير خط فقر و عليه اين تهاجم گسترده به زندگي و معيشت كارگران و كل جامعه رفت. جمهوري اسلامي حكومت خط فقر و جنايت و سركوب است. اكنون در دل انقلاب، اعتصاب سلاح قدرتمندي است كه در كنار تظاهراتهاي ميليوني كه به مناسبت هاي مختلف به خيابان مي آييم، ميتواند ضربه اي كاري بر پيگر اين رۛزيم بزند. بايد اين سلاح را به دست گرفت. از هم اكنون كميته هاي اعتصابمان را شكل دهيم و بسوي اعتصابات سراسري حول خواستهاي سراسري، و خواست مهم افزايش دستمزدها و زندگي اي انساني بشتابيم. بازگرداندن تمامي پولهاي به سرقت برده شده توسط سران رزيم به خرانه جامعه و محاكمه سران رزيم، و تامين و تضمين يک زندگي مرفه و منطبق بر آخرين استانداردها و امکانات در پيشرفته ترين جوامع براي همه شهروندان، از جمله خواستهاي فوري مردم و فرمان انقلاب مردم است. براي زدن ضربه نهايي مهيا شويم و جمهوري اسلامي اين حكومت خط فقر، سركوب و جنايت را به زير كشيم.
بويژه در چنين شرايطي رهبران کارگري، فعالين کمونيست، نقش برجسته اي در جلو بردن جنبش کارگري و ايفاي نقش در اوضاع متحول سياسي امروز دارند. امروز از اين رهبران و از تشکلهاي موجود کارگري انتظار ميرود که در سطحي علني بيانيه دهند و صداي اعتراض کل جامعه را به اين رژيم خط فقر، به اين رژيم جنايت و سرکوب اعلام کنند. اعلام کنند که ما ديگر حاضر به زندگي در اين شرايط برده وار نيسيم. اعلام کنند که زندگي انساني حق مسلم ماست. اعلام کنند که ديگر اجازه نميدهيم رهبران کارگري و همکارانمان را بخاطر دفاع از حق و حقوق پايه اي خود به زندان بريد و همه زندانيان سياسي بايد از زندان آزاد شود. اعلام کنند که تبعيض عليه زن و اين ستم کشي را نمي پذيريم. اعلام کنند که مجازات اعدام بايد لغو شود و برخواستهايي که در قطعنامه هاي اول مه خود فرياد زدند، تاکيد بگذارند. بدون شک چنين بيانيه هايي با استقبال جامعه روبرو ميشود و بيشترين نيرو و حمايت اجتماعي را بدنبال خود بسيج ميکند. امروز بهترين فرصت است که جنبش کارگري با همه خواستهايش قد علم کند و نقش اول را رهبران کارگري و کارگران کمونيست بايد ايفا کنند.*
كارگر كمونيست ١١٦، ٣ بهمن ٨٨

 

Advertisements

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s

%d bloggers like this: