شهلا دانشفر

خوش آمديد

غلامحسن الهام بسیجیان را به جهاد با کارگران فرامیخواند!!

غلامحسین الهام سخنگوی سابق دولت احمدی نژاد، عضو حقوقدان شوران نگهبان جمهوری اسلامی، در گرد همایی بسیجیان در فریدون کنار، سخنان جالبی دارد، که بیش از بیش کابوسهای مالیخولیایی و کودکانه این جنایتکاران و وحشتشان از انقلاب مردم را به نمایش میگذارد. او در این سخنان بسیجیان را فرا میخواند که در دوران خصوصی سازی، کارخانه ها را فتح کنند، تا با این کار هم قدرت اقتصادی واقعی کشور را در دست بگیرند و به قول ایشان نگذارند اقتصاد در دست گروههای خاص انحصار طلب و سرمایه ساز باشد و هم در موقع لازم وارد عرصه جهاد شوند. او در ادامه سخنانش خود به تهیيج آمده و با شعار “توپ و تانك بر بسيجي اثر نمي‌گذارد” سوت این جهاد را به صدا در می آورد. جالب است كه اين پاسخي به شعار مردم است كه “توپ تانك بسيجي ديگر اثر ندارد”. گويي معادله بر عكس شده است!

این سخنان به روشنی حاکی از ابعاد وحشت الهام و همه سران این رژیم از انقلاب مردم و جنبش اعتراضی کارگران است. اینها میدانند و به چشم خود دارند می بینند که  چگونه کل جامعه و مراکز کارگری به حالت انفجار در آمده است و از آن به هراس و تقلا افتاده اند، تا بلکه راه نجاتی بیایند.  لب سخنان الهام در واقع همان بخش دوم گفته هایش است. لب سخنش اینست که  بسیجیان کارخانه ها را فتح کنند تا در وقت لازم وارد عرصه جهاد با کارگران شوند.  واقعیت اینست، که جنبش کارگری خود یک فاکتور مهم در اوضاع سیاسی جامعه بوده و تا همین جا نقش تعیین کننده ای در تغییر توازن قوا به نفع مبارزات کل جامعه و کشیده شدن اوضاع به وضع پر تلاطم کنونی داشته است. بعبارت روشنتر وزن جنبش کارگری کمر این جنایتکاران را خرد کرده است و میدانند که متحد شدن سراسری جنبش کارگری حول خواستهای سراسری شان، خواستهایی که کل جامعه را پشت خود بسیج خواهد کرد، چگونه بساط این جانیان دزد را جمع خواهد کرد. نمونه کوچک آنرا در اهواز در جریان اعتراض کارگران لوله سازی خوزستان دیدند و دیدند که چگونه وقتی کارگران در اعتراض به حقوق های معوقه خود به خیابان آمدند، مردم به صف آنان پیوستند و این مبارزات توانست فضای شهر را دگرگون کند. برای همین است که الهام از “جهاد در موقع لازم” سخن میگوید. الهام در واقع دارد از جهاد بسیجیان با کارگران و با انقلاب مردم سخن میگوید.  الهام از اعتراضات گسترده کارگری که در نهایت حرف آخر را خواهند زد سخن میگوید و برای تقابل با آن بسیج میدهد. اینها تجربه انقلاب ٥٧ و نقش کارگران نفت در آن انقلاب را دارند. میدانند که چگونه وقتی کارگران با تمام قدرت به میدان آمدند، جنبش انقلابی مردم با شعار کارگر نفت ما رهبر سر سخت ما، بساط رژیم شاه را جمع کرد و امروز همین جنبش است که در کارخانجات و محیط های کار هر روز قویتر دارد به جلو می آید و کل حکومت را به هراس و تقلا انداخته است. الهام دارد میگوید، بسیجیان کارخانجات را باید فتح کنند، تا کارگر جرات نکند برای بیرون کشیدن دستمزدهای به سرقت برده شده اش از حلقوم این جنایتکاران تکان بخورد، برای اینکه در شرایطی که به آخر سال نزدیک میشویم و مساله تعیین حداقل دستمزد برای سال آتی داغ میشود، در شرایطی که  گرانی بیداد میکند و تا همین جا بحثهای حول طرح “هدفمند کردن یارانه ها “و سپردن قیمت ها به بازار، تورم را به سطح بیسابقه ای بالا برده است، کارگر با خواست افزایش حقوق و دستمزدش جلو نیاید. الهام و همه سران این رژیم میدانند و می بینند که چگونه جامعه و بویژه محیط های کارگری از اعتراض میجوشد، و برای همین است که از فتح کارخانجات سخن میگوید. طبعا بسیجیان مورد خطاب الهام باید منافعی در انجام این جهاد و در فتح کارخانجات داشته باشند، اینجاست که الهام از فتح کارخانجات  در دوران خصوصی شدن سخن میگوید و وعده اش به بسیجیان این است که  با این کار میتوانند قدرت اقتصادي واقعي كشور را در دست بگيرند و نگذارند به گفته ایشان،  اقتصاد به دست گروه‌هاي خاص انحصارطلب و سرمايه‌سالار بيفتد. خوب بدین ترتیب با تحقق یافتن رویاهای کودکانه  الهام و با فتح کارخانجات بدست بسیجیان، هم میتوان لشکر امام را برای جهاد با کارگران و انقلاب بحالت آماده باش داشت. هم در دعواهای درونی رژیم، غنایم بیشتری به جیب زد.

معنا و مفهوم خصوصی سازی نیز امروز بطور واقعی برای همه کارگران روشن است. حصوصی سازی یعنی بازگذاشتن دست صاحبان کارخانجات به استثمار وحشیانه کارگران و به گرو کشیدن مزد کارگر و سرکوب اعتراضش. در حاکمیت جمهوری اسلامی، سالهای سال است که کارگر را  تحت عنوان خصوصی سازی بین مراجع مختلف پاسکاری میکنند و  تحت عنوان اینکه مواد اولیه نیست،  کارخانه سود نداده است، و اینکه میخواهیم اشتغال ایجاد کنیم و غیره پدر کارگر را در آورده اند و بزرگترین تهاجم را به زندگی و معیشتش وارد کرده اند.  اکنون هم اشاره الهام به “دوران خصوصی سازی کارخانجات”، تداوم به همین توحش و تحمیل بردگی کار به کارگران است. اما اینبار به قدرت بسیجیان و تبدیل کارخانجات به اردوگاههای اجباری کار و زیر سر نیزه بسیجیان قرار است این کار انجام گیرد. قوانینش را هم از قبل دارند آماده میکنند. طرح قراردادهای جدید کار و رسمیت دادن به این شکل از استخدام برده وار کارگر و قرار دادهای سفید امضا که هم اکنون در دست است، یکی از همین قوانین است که قانون ضد کارگری کارشان را تکمیل میکند. طبعا به گفته الهام وقتی هم که لازم شد، بسیجیان که صاحبان کارخانجات هستند و با این طرح  منافع مستقیم تری نیز در سرکوب کارگران دارند، به میدان خواهند آمد و نه تنها سودهای کلانشان را بلکه کل نظام را نجات خواهند داد.

واقعیت اینست که نه کارخانجات و نه جنبش انقلابی مردم فتح شدنی نیستند. دیگر دیر است. این سخنان در واقع فریادها و رجزخوانی های فرمانده ایست که دارد شکستش را اعلام میکند. واقعیت اینست که جمهوری اسلامی هراس کرده است و همه این طرحها و صحبت ها بیان این ترس و وحشت و قدرت ما کارگران است. جمهوری اسلامی دیگر جایی ندارد و رفتنی است. این را مردم با شعار هر روزه مرگ بر دیکتاتور و شعارهای جمهوری اسلامی نمیخواهیم، زندانی سیاسی آزاد باید گردد دارند به روشنی بیان میکنند. این را در همین سیزده آبان دیدیم و در شانزده آذرها و به مناسبت های مختلف می بینیم.

اما سخنان الهام بعنوان یکی از سران رژیم، بیش از هر چیز نشان دهنده قدرت ماست. باید این قدرت را دید و با اتکا به آن حول خواستهای سراسری مان متحد شویم. باید اعلام داشت که نه تنها کارخانجات توسط بسیجیان رژیم فتح شدنی نیست، بلکه تمام نیروهای سرکوبگر رژیم را از کارخانجات بیرون میکنیم. باید با ایجاد تشکلهایمان، با برپایی منظم مجمع عمومی مان و تبدیل آن به تنها مرجع تصمیم گیری در کارخانجات و اعمال اراده کارگران، صف اعتراض خود را قدرتمند تر کنیم و بساط بسیج و حراست و شوراهای اسلامی و همه را از کارخانجات جمع کنیم. برای ما تفاوتی نمیکند که کارخانه خصوصی باشد، یا دولتی، ما خواستهایمان را میخواهیم و بر روی آنها پافشاری میکنیم. ما میخواهیم به این بساط استثمار و نابرابری پایان دهیم و خودتان و قوانین کارتان همه را به زباله تاریخ خواهیم انداخت. جمهوری اسلامی باید برود. این حرف ما و همه مردم امروز در ایران است. در مجامع عمومی مان قطعنامه و بیانیه دهیم و اعلام کنیم که تمامی دستمزدهایمان را از حلقومتان بیرون میکشیم و کوتاه نمی آییم و به اتکای نیروی وسیع اجتماعی مان، به اتکا خانواده ها و مردم شهرمان بیرون بیاییم و نه تنها دستمزدهایمان را نقد کنیم، نه تنها طرح های بیکار سازی و قرارداد موقت و غیره شان را به شکست بکشانیم، نه تنها همکاران دستگیر شده خود را از زندان آزاد کنیم، بلکه با مبارزه وسیع خود خواهان آزادی فوری همه زندانیان سیاسی شویم. در قطعنامه هایمان اعلام کنیم که ما دیگر حاضر به زندگی زیر خط فقر نیستیم و در برابر این گرانی و طرح سرکیسه کردن مردم تحت عنوان “هدفمند کردن یارانه ها” می ایستیم و دستمزد ما باید فورا افزایش یابد و حداقل دستمزدها در گام اول نباید کمتر از یک میلیون باشد و بر ده خواست فوری مردم تاکید بگذاریم. امروز بهترین فرصت است که صف اعتراض خود را حول خواستهای سراسری مان متحد و قدرتمند کنیم. به این جنایتکاران فرصت ندهیم

انترناسيونال ٣٢٥، ١٣ آذر ٨٨.*

.

Advertisements

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s

%d bloggers like this: