شهلا دانشفر

خوش آمديد

قراردادهاي جديد كار را بايد با خود حكومت به زباله دان انداخت

وزارت كار جمهوري اسلامي طي اطلاعيه اي از تدوين فرم جديد قراردادهاي كار براي كارگران خبرداد. فرم جديد قرادادي که براساس بندي از مصوبه ٢٥ آبان ٨٧ مجمع تشخيص مصلحت نظام، جمهوري اسلامي، ظاهرا قرار است از سال آينده مبناي کليه قراردادهاي کار قرار گيرد. البته اگر براي حكومتشان تا سال آينده عمري باقي بماند و از چنگ خيزش انقلابي مردم و مبارزات هر روزه كارگران و دانشجويان و مردم به جان آمده و خلاصه اينكه از تيررس شانزده آذر ها و اول مه ها، بتوانند جان سالم بدر برد.

واقعيت اينست كه خيزش انقلابي مردم هر روز عمق بيشتري مي يابد و شعار مرگ بر ديکتاتور، مرگ برجمهوري اسلامي، به شعار هر روزه اعتراضات مردم تبديل شده است. مردم دارند از محاکمه سران رژيم سخن ميگويند و اين جانيان از فشار مردم بخاطر کشتار کهريزک و پرونده هاي جنايتاتشان وحشت کرده و به لکنت افتاده اند. در چنين شرايطي است كه ظاهرا براي اينكه به روي مباركشان نياورند كه اوضاع از چه قرار است، و وانمود كنند كه اوضاع عادي است، هر روز يكي از طرحهاي خاک خورده شان را بيرون مي آورند و قرار اجرايي شدنشان را صادر ميكنند. از جمله ديديم كه تصويب طرح ” هدفمند كردن يارانه هايشان را با وجود همه جنگ و دعواهايشات اعلام كردند و حالا هم ظاهرا نوبت فرم جديد قرار دادهاي كار رسيده است. طبعا هر قانوني كه از زير دست اين جانيان بيرون مي آيد، قانوني براي تعرض بيشتر به زندگي و جان مردم است. فرم جديد قراردادهاي كار نيز يكي از آنهاست. اما نكته مهم اينست که نه قانون کار جمهوري اسلامي و نه آيين نامه ها و مصوبات اين چنيني شان، هيچکدام رابطه کارگر و اين دولت را تعيين نميکند. اين رابطه در كارخانه و خيابان و بر اساس توازن قواي واقعي در جامعه تعيين ميشود. و اين توازن امروز ميگويد جمهوري اسلامي بايد برود. اين حرف اول و آخر کل مردم است و امروز مردم براي آن به بيرون آمده اند. امروز جمهوري اسلامي در اوج استيصالش با چنين تقلاهايي ميکوشد تا چند صباحي بيشتر بماند و بيشتر مردم را سرکيسه کند. اما هر تصميمي اين چنيني، بطور واقعي جبهه جديدي از اعتراض و مبارزه را در برابر اين رژيم باز ميکند.

فرم جديد قراردادهاي موقت اساسش رسميت دادن به بيحقوقي کارگر در کار است. بر اساس اين فرم ميزان ساعات کار و شروع و پايان آن از اين پس نه بر اساس عرف رايج بلکه بر اساس توافق کارگر و کارفرما خواهد بود كه البته در صورت عدم توافق از اشتغال خبري نخواهد بود و كارفرما هم دستش باز است هر وقت خواست كارگر را اخراج كند. همچنين بر اساس اين فرم مزد کارگران پس از ذکر مزد ثابت بصورت هم روزانه و هم ساعتي البته اينجا هم با قيد “طبق توافق کارگر و کارفرما” تعيين خواهد شد. و پاداش افزايش توليد يا بهره وري هم همين بلا سرش خواهد آمد و بر اساس توافق کارگر و کارفرما حين انعقاد قرارداد قابل پرداخت است .و ماده ١٣ آن مهمترين بخش اين فرم جديد قرارداد كار است كه اختصاص به فسخ قرارداد دارد و سفيد گذاشته شده است تا کارگر و کارفرما حين انعقاد قرارداد “بر اساس توافق طرفين” آن را پر کنند. خلاصه اينكه اين جانيان دزد فكر همه جا را كرده اند، تا حسابي عصاره وجود كارگر را بكشند و او را سركيسه كنند و بي حق و حقوق به كار گيرند و جيب هاي گشادشان را از پول پر كنند. اين فرم رسميت دادن به همان قراردادهاي موقت سفيد امضاست.
حال در شراطي كه قراردادهاي موقت، به شکل رايج استخدام كارگر در جامعه تبديل شده است، بطور طبيعي فرم جديد قراردادهاي كار اعلام شده وزارت كار جمهوري اسلامي، به زندگي ميليونها کارگر و خانواده هاي کارگري مربوط است و ابعاد اجتماعي گسترده اي دارد.

روشن است كه در برابر اين گستاخي بايد پاسخ درخوري داد. و با اتكا به اين نيروي وسيع اجتماعي اعتراضي گسترده و سراسري را شكل داد. اكنون بهترين فرصت است که کارگران با تحميل تشکل هاي واقعي خود و با خواست قراردادهاي جمعي با نظارت نمايندگان كارگران، به اين بساط قراردادهاي موقت برده وار پايان دهند. بايد همانطور که کارگران شرکت واحد، کارگران نيشکر هفت تپه، کارگران کيان تاير، کارگران گرد آمده حول اتحاديه آزاد کارگران ايران و غيره و غيره کوشيدند که تشکل خود را درست کنند و با قدرت اتحادشان توانستند تصمميم خود را عملي سازند و اعلام داشتند که براي داشتن تشکل نيازي به مجوز نيست و اين حق مسلم کارگران است، در عمل تشكل و حقوق خودرا به اين حكومت و كارفرمايان مفت خور تحميل كنيم. اين جبهه جنگي است که هنوز تداوم دارد. امروز شماري از فعالين کارگري از شرکت واحد و سنديکاي نيشکر هفت تپه بخاطر پافشاري بر روي همين خواست پايه اي خود در زندان هستند. اما كوتاه نيامده اند و تشكلهاي خودرا به حكومت تحميل كرده اند. بايد با تمام قدرت بر روي اين حق پايه اي مان بکوبيم و متشکل شويم. ساده ترين آن همان مجامع عمومي ايست که هر روزه در اعتراضاتمان تشکيل ميدهيم و در آنجا يکدل و متحد ميشويم و نمايندگانمان را انتخاب ميکنيم. همين مجامع را رسميت دهيم. آنرا منظم تشکيل دهيم، تا دور هم و متحد باقي بمانيم و مبارزاتمان را قدرتمند به پيش بريم. اجازه ندهيم که بيش از اين حرمت ما را زير پا بگذارند و قوانين بردگي مان را صادر کنند. اگر امروز مي بينيم که بطور مثال دولت مي آيد و طرح حذف همان چندرقاز سوبسيدي که بر چند قلم کالا پرداخت ميشد، را حذف ميکند و نتيجه اش فقر بيشتر ماست، ما هم با خواستهاي سراسري خود، خواست افزايش فوري و چندين برابر دستمزدها مقابلش بايستيم و اعلام کنيم که دستمزدما بايد فورا و حداقل يک ميليون تومان باشد و کوتاه نمي آييم. امروز بهترين فرصت براي ما کارگران است که با متحد شدن حول خواستهاي سراسري خود نه تنها جلوي گستاخي هاي رژيم و تعرضاتش بايستيم، بلکه با قدرت گيري از جنبش انقلابي مردم و جلب وسيعترين حمايت جامعه با شعارهاي زنداني سياسي آزاد بايد گردد، زندگي انساني حق مسلم ماست و باخواستهاي اساسي خود در راس مبارزات کل جامعه قرار گيريم. بايد اين فرصت را دريافت و پوزه اين حكومت را در تمام زمينه ها و از جمله در زمينه قراردادهاي برده وار كار به خاك ماليد.*

كارگر كمونيست ١١٢، ٣٠ آبان ٨٨

Advertisements

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s

%d bloggers like this: