شهلا دانشفر

خوش آمديد

كارگران لوله سازي خوزستان راه نشان ميدهند

مصاحبه با شهلا دانشفر

كاظم نيكخواه: تظاهرات و اعتراضات كارگران لوله سازي خوزستان و حمايت مردم اهواز از آنها بسيار مهم و قابل توجه است. دوست دارم قبل از هر سوال ديگري از شما بخواهم كه تصويري بطور خلاصه از اين حركت بدهيد.

شهلا دانشفر: کارگران لوله سازی خوزستان یک هفته است که هر روز به خیابان می آیند، راهپیمایی میکنند و خواست خود را فریاد میزنند و با کشاندن اعتراض خود به خیابان، توانستند فضای سیاسی شهر را عوض کنند و حمایت وسیع مردم را به خود جلب نمایند. کارگران لوله سازی خوزستان با پلاکاردهایشان، با شعار ده ماه حقوق کارگر پرداخت باید گردد به خیابان آمدند و این حرکت اعتراضی، خیلی سریع به اعتراض مردم علیه جمهوری اسلامی تبدیل شد و با پیوستن مردم به کارگران، صف تظاهرات آنها به چند هزار نفر رسید. مردم اهواز وسیعا و با خوشحالی این موضوع را دنبال میکردند و  در این اعتراضات شعارهای مرگ بردیکتاتور، مرگ برسرمایه دار، یا مرگ یا عدالت، فرماندار بی عرضه استعفا استعفا،  مرگ بر نیروی انتظامی در مرکز شهر اهواز طنین انداز شد. نکته قابل توجه در مبارزه کارگران لوله سازی خوزستان، اتحاد و همبستگی و به کار گیری اشکالی از مبارزه بود که توانست توجه و حمایت مردم شهر را بخود جلب کند و این کارگران را برای پیگیری خواستشان در موقعیت قدرتمندتری قرار دهد. به این معنی که شکل اصلی این حرکت، بیرون بردن اعتراض از کارخانه به خیابان و به میان مردم بود. کارگران هر روز در وسط شهر در خیابان نادری اجتماع برپا میکردند، و همانجا در جمعشان تصمیم گیری کرده و  برنامه اعتراض روز بعدشان را روشن میکردند. بدین ترتیب برپایی هر روزه مجمع عمومی یک نقطه قوت دیگر حرکت اعتراضی کارگران لوله سازی خوزستان بود. خلاصه اینکه در ادامه این راهپیمایی ها و تظاهراتها بود که روز ٤ آبان ، در همان اول صبح تعدادی از کارگران این کارخانه دستگیر شدند و نیروی انتظامی با محاصره کارگران مانع پیوستن مردم به صف اعتراض آنان شد. اما کارگران اعلام کردند که روز بعدش نیز به خیابان خواهند آمد و تا خواستشان پاسخ نگیرد به تظاهراتشان ادامه خواهند داد. و سرانجام روز ٥ آبان هنگامیکه کارگران در کارخانه جمع شده بودند، تا مثل روزهای دیگر به بیرون از کارخانه بروند و راهپیمایی کنند، نیروی انتظامی وسیعا در محل مستقر شد و مانع خارج شدن کارگران از کارخانه گردیدند. ضمن اینکه سراسیمه از گسترش بیشتر این حرکت اعتراضی به سطح شهر، در این روز سرهنگ خلفیان از مقامات نیروی انتظامی به میان کارگران رفت و وعده داد که تا دو روز آینده دستمزد یک ماه کارگران و بعد هم بتدریج تمام طلبهایشان پرداخت خواهد شد. کارگران دستگیر شده نیز از بازداشت آزاد شدند. بدین ترتیب کارگران موقتا به ادامه تظاهرات خود در مرکز شهر اهواز خاتمه دادند. و اعلام کردند در صورتیکه تمام طلبهایشان پرداخت نشود در اشکال گسترده تری به اعتراض خود ادامه خواهند داد. بدین ترتیب می بینید، که مبارزه کارگران لوله سازی خوزستان بطور واقعی یک قدرتنمایی از جانب کارگران بود و به کل کارگران و کل مردم در سطح جامعه راه نشان داد. کارگران لوله سازی خوزستان متحد و یکپارچه ایستادند و با جلب حمایت مردم توانستند کاری کنند که همکاران دستگیر شده شان فورا آزاد شوند و سرانجام با قول پرداخت حقوقهایشان موقتا به اعتراضشان خاتمه دادند. طبعا همانطور که خود کارگران لوله سازی اعلام کرده اند، مساله پایان نیافته است و  کارگران لوله سازی خوزستان باید برای اولتیماتوم خود زمان تعیین کنند تا آنها را سر نداونند وطی بیانیه ای به دولت و کارفرما اعلام کنند که اگر به وعده خود عمل نکردند، دوباره اعتراضشان را از سر گیرند و این بار با خانواده هایشان و باز هم در وسط شهر، در  قلب شهر اهواز اعتراض خود را به پیش خواهند برد. همچنین این مهم است که وقتی این کارگران با چنین استقبال از سوی مردم اهواز روبرو میشوند، ضمن قدردانی از حمایت پر شور آنان،  طی بیانیه ای مردم را از تصمیم خود و چگونگی ادامه مبارزه شان مطلع نگاه دارند. در هر حال من از همین فرصت استفاده میکنم و به سهم خودم به کارگران لوله سازی خوزستان و به مردم اهواز درود میفرستم و دست سازماندهندگان و رهبران این حرکت اعتراضی مهم را بگرمی میفشارم.

كاظم نيكخواه: بنظر شما اهميت و جايگاه اين حركت چيست؟

شهلا دانشفر: حرکت کارگران لوله سازی خوزستان به نظرمن یک اتفاق سیاسی مهم در این هفته بود که به نوبه خود نوید دهنده به میدان آمدن قدرت کارگران است. این کارگران قبلا هم بارها و بارها در رابطه با دستمزدهای پرداخت نشده خود تجمعات اعتراضی برپا کرده، به خیابان آمده و راهپیمایی کرده اند. اما آنچیزی که این حرکت را از اعتراضات قبلی این کارگران متمایز میکرد، شرایط سیاسی امروز است. در شرایطی که ما با یک خیزش انقلابی در سطح جامعه روبروییم، در شرایطی که مردم مترصد فرصت هستند تا بیرون بیایند و اعتراضشان را بیان کنند، در شرایطی که شعار مرگ بر دیکتاتور، شعار هر حرکت و اعتراضی در دانشگاه و خیابان و در همه جاست، راهپیمایی کارگران لوله سازی خوزستان، ظرفیت این را پیدا میکند که به یک حرکت سیاسی مهم تبدیل شود و نشان دهد که چگونه انقلاب به عمق جامعه و به خواستهای پایه ای مردم کشیده شده است. این اتفاق در عین حال وزن و جایگاه اعتراضات کارگری را در متن اوضاع متحول امروز به نمایش گذاشت و نشان داد كه وقت آنست كه كارگران بطور متحد و متشكل و سراسري دست به اعتصاب و تظاهرات و راهپيمايي بزنند و بر خواستهاي انساني خود كه خواستهاي همه مردم است تاكيد بگذارند.

كاظم نيكخواه: تا چه حد فكر ميكنيد اين نمونه يعني راهپيمايي و تظاهرات و جلب حمايت مردم از اعتراضات كارگران، به يك الگوي همه گير و سراسري در ميان كارگران در سراسر ايران تبديل شود؟

شهلا دانشفر: همانطور که قبلا هم اشاره کردم، به نظرمن اعتراضات کارگران لوله سازی خوزستان میتواند به یک  الگوی موفق همه گیر و سراسری در میان کارگران و در سراسر ایران تبدیل شود. مبارزات کارگران لوله سازی خوزستان در واقع به کل کارگران و کل جامعه راه نشان داد. نقطه قدرت اعتراضات کارگران لوله سازی خوزستان اتخاذ شیوه هایی از اعتراض و مبارزه بود، که مبارزه را از کارخانه به خیابان ها و به قلب شهر اهواز کشاند و توانست فضای کل شهر را تحت تاثیر خود قرار دهد.  بویژه مساله ای چون خواست دستمزدهای پرداخت نشده، مساله بخش عظیمی از کارگران در مراکز مختلف کارگری است و عین این اتفاق و حتی گسترده تر از آن در بسیاری از مراکز کارگری در تهران و در بسیاری از شهرها میتواند رخ دهد.  حرکت کارگران لوله سازی خوزستان نشان داد که امروز کارگران با کشاندن اعتراضات خود به خیابانها، میتوانند، فضای سیاسی شهرها را به تحرک درآورند و در موقعیت بسیار قدرتمند تری قرار گیرند. در تداوم چنین مبارزاتی است که کارگران میتوانند نه تنها دستمزدهای خود را نقد کنند و علیه بیکارسازیها بایستند و خواهان افزایش فوری دستمزدها و دیگر خواستهای صنفی خود  گردند، بلکه پرچمدار خواستهایی چون، محاکمه سران جنایتکار رژیم بخاطر سرکوب و جنایاتشان و آزادی فوری تمامی زندانیان سیاسی و دیگر خواستهای سیاسی خود و کل جامعه باشند و ده خواست فوری مردم را که ما همواره بر روی آنها تاکید گذاشته ایم، را فریاد بزنند.

به عبارت روشنتر شما میتوانید تصور کنید که اتفاقی که در شهر اهواز افتاد، عینا و در ابعاد گسترده تری میتواند در سراسر ایران روی دهد و دامنه اش بسیار فراتر رود. از جمله هم اکنون کارگران مخابرات راه دور در شیراز ٩ ماه است دستمزد خود را نگرفته اند و در همین هفته در ٤ آبان کارگران این کارخانه در مقابل استانداری استان فارس دست به تجمع اعتراضی زدند و با سر دادن شعارهائی چون “زندگی و معیشت حق مسلم ماست”، “بخش خصوصی شدیم بیكار و بی پول شدیم” دست به اعتراض زدند. همینطور، صبح روز ٢ آبان، كارگران چینی البرز در اعتراض به عدم پرداخت٤ ماه حقوق وعده های دروغین كارفرما، برای مدتی جاده اصلی شهر صنعتی البرز را مسدود كردند و در همین روز کارگران متروي تهران در اعتراض به عدم پرداخت چند ماه حقوق خود به مدت يکساعت و نيم دست به اعتصاب هشداري زدند و مسئولين شركت متروي تهران يك ساعت پس از شروع اعتصاب، سراسيمه اعلام كردند كه طي چند روز آينده تمام طلبهاي كارگران پرداخت خواهد شد. همینطور کارگران خباز سنندج و سقز نیز با خواست افزایش حقوقهایشان اولتیماتوم به اعتصاب داده اند و دهها مرکز کارگری دیگر در اعتراض و مبارزه هستند. معلمان هم بیش از یک دهه است که در اعتراض هستند و هنوز هیچیک از خواستهایشان پاسخ نگرفته است. بنابراین می بینید که چگونه همه مراکز کارگری و کل جامعه در حالتی انفجاری قرار دارد. در چنین شرایطی نقش و جایگاه اعتراضات کارگری را به روشنی میتوان دید. نقش طبقه کارگر بعنوان طبقه ای که میخواهد استثمار نباشد، فقر نباشد، نابرابری نباشد، و بطور واقعی میتواند پرچمدار خواستهای کل جامعه علیه فقر و گرانی و بیحقوقی و برای داشتن جامعه ای انسانی باشد.

كاظم نيكخواه: الان چندين ميليون نفر از كارگران با فشار و سختي و مشقت ناشي از نپرداختن دستمزدها مواجهند. اين وضعيت فشار سنگيني را بر خانواده هاي كارگري گذاشته است. كه يك نمونه اش همين كارگران لوله سازي خوزستان هستند كه بخشي تا ١٣ ماه حقوق خودرا نگرفته اند. آيا بنظر شما راهي وجود دارد كه در قدم اول كارگران بتوانند از طريق آن خودرا از اين فشار خلاص كنند تا بتوانند به خواستهاي ديگر خود فكر كنند و در مورد آنها اقدام كنند؟ شما چه راهي را مقابل آنها ميگذاريد؟

شهلا دانشفر : همانطور که اشاره کردم و شما هم تاكيد كرديد هم اکنون چندین میلیون نفر از کارگران با معضل دستمزدهای پرداخت نشده روبرو هستند. آنهم در شرایطی که سطح دستمزد کارگر یک چهارم تا یک پنجم خط فقریست که خود رژیم اعلام کرده است و این جنایتکاران حتی همان دستمزد ناچیز را هم ماهها به کارگر نمی پردازند و به گرو میگیرند. نتیجه عملی این مساله در زندگی کارگر و چندین میلیون خانواده کارگری، اینست که کودکان بیشتری از چرخه تحصیل خارج شده و به تعداد کودکان کار و خیابان اضافه میشود، نتیجه اش سو تغذیه، گرسنگی و فقر و فلاکت بیشتر بخش عظیمی از مردم جامعه است و نتیجه اش بی مسکنی و محرومیت از درمان و بهداشت و  برخورداری از اولیه ترین نیازهای جامعه این کارگران و خانواده هایشان است. خانواده های بسیاری هستند که بخاطر همین وضعیت از هم می پاشند. دچار افسردگی و بیماریهای روحی میشوند. جوانانشان اسیر اعتیاد و هزار بدبختی میشوند. بنابراین مساله دستمزدهای پرداخت نشده، آنهم در چنین ابعادی خود یک مساله کاملا اجتماعی است. تازه این تنها کارگران نیستند که با این مساله روبرویند. معلمان حق التدریس، پرستاران، بازنشستگان و بخش های دیگر جامعه نیز هستند که با معضل حقوق های پرداخت نشده روبرویند و بارها اخبار اعتراضاتشان را شنیده ایم. مبارزه علیه این تهاجم و نقد کردن دستمزدها  یک گام فوری برای رهایی از این فلاکت است. چنین مبارزاتی ظاهرا مبارزه ای صنفی قلمداد میشود. اما همواره دیده ایم که همه این مبارزات بطور واقعی چالش جمهوری اسلامی بوده است. به این معنی که وقتی کارگر بیرون می آید و خواستش را مطرح میکند، او را سر میدوانند و در تداوم مبارزاتش، با نیروی انتظامی و سرکوب روبرو میشود.  و هر گاه نیز این اعتراضات به  تظاهراتی چند هزار نفره تبدیل شده است،  فورا رنگی  سیاسی بخود گرفته و شعارهایش به شعارهایی علیه حکومت تبدیل شده است. نمونه آن مبارزات معلمان بود که سه سال پیش در تظاهرات هزاران نفره ای که مقابل مجلس داشتند، شعار ٢٨ سال گذشت پول نفت کجا رفت، معیشت منزلت حق مسلم ماست ، از جمله شعارهای آنان بود. بویژه اینکه امروز داریم در اوضاعی انقلابی از این اعتراضات صحبت میکنیم و نمونه لوله سازی خوزستان در همین هفته را نیز شاهد بودیم. بنابراین از همه این صحبت ها میخواهم این نتیجه را  بگیریم که اتفاقا طرح فشرده همین خواستها از سوی کارگران، معلمان، و بخش های مختلف جامعه نه تنها  شرایط را برای طرح دیگر خواستها فراهم و ممکن میسازد، بلکه به خیزش انقلابی مردم شدت و عمق بیشتری می بخشد.

در یک کلام میخواهم براین نکته تاکید بگذارم که امروز دیگر هیچ مطالبه ای صنفی نیست. هر حرکت و اعتراضی سیاسی است و فورا به حرکتی اجتماعی تبدیل میشود. از همین رو باید فرصت را دریافت.  بطور مثال امروز باید همه مراکزی که کارگران با دستمزدهای پرداخت نشده روبرویند، همه مراکزی که کارگران یا بیکارسازیها درگیرند، و در هر کجا که تعرضی صورت میگیرد، باید کارگران حول همان خواستی که دارند، دست به اعتراض بزنند و با کشاندن اعتراض خود به جامعه و به میان مردم، خود را برای پیش کشیدن دیگر خواستهایشان آماده کنند. در همین رابطه امروز یک خواستی که همه کارگران میتوانند حول آن متحد شوند، خواست دستمزد حداقل یک میلیون و نقد کردن دستمزدهای پرداخت نشده است. کارگران در همین اعتراضات هر روزه خود که بر سر مسایل مختلف دارند، میتوانند که  خواست افزایش حقوق ها در گام اول یک میلیون را در راس خواستهایشان قرار دهند. و  ما شاهد اعلام اعتصابات اخطاری از سوی مراکز مختلف کارگری در رابطه با این خواست باشیم. از جمله همین امروز کارگران لوله سازی خوزستان باید اعلام کنند که ما نه تنها دستمزدهای عقب افتاده خود را طلب میکنیم، بلکه با توجه به گرانی و بویژه حذف همان چندرغاز سوبسید از کالاهای اساسی، سطح دستمزدمان نباید از یک میلیون تومان کمتر باشد.

اجازه بدهید بازهم مثال دیگری بزنم. امروز بطور واقعی اعتراضات کارگری الگوهای خوبی از مبارزه دارد بدست میدهد. یک نمونه آن باز در همین هفته،  فراخوان جمعی از کارگران، به نام کمیته همبستگی ایجاد سندیکای کارگران ساختمانی بود. فراخوان برای ١٣ آبان به عنوان یک روز عمومی اعتراض با شعارهای استبداد نابود است، انقلاب پیروز است،  آزادی، برابری، حکومت کارگری، زندانی سیاسی آزاد باید گردد، شکنجه و اعدام ملغی باید گردد،   و دیگر شعارها، که در آن  جامعه به اعتراض گسترده علیه جنایات این رژیم و رهایی از این جهنم فراخوان داده شده است. امروز وقت اینست که کارگران با اشکال مختلف و بصورت انواع و اقسام نهاد و تشکل ها به جامعه فراخوان دهند و در صف جلوی اعتراضات و خواستهای جامعه قرار گیرند. امروز وقت اینست که کارگران در همه مراکز کارگری مجامع عمومی خود را به عنوان محلی برای تصمیم گیری جمعی خود و متحد شدنشان بدست گیرند و متشکل و متحد حول خواستهایی سراسری گرد آیند.

خلاصه اینکه همه مساله اینجاست که رهبران کارگری باید خطیر بودن این شرایط، را دریابند و از فرصت مطلوبی که امروز برای پیشبرد مبارزات خود و جلب حمایت کل جامعه وجود دارد بیشترین استفاده را برای طرح خواستهای اساسی خود سود جویند. و مهمتر از همه در چنین شرایطی بیش از هر وقت ضروریست که کارگران در حزب سیاسی خود، متشکل و متحد شوند. و من همین جا  کارگران کمونیست و رادیکال و رهبران کارگری را فراخوان میدهم که بیایید و وسیعا در حزب کمونیست کارگری ایران، در حزب خودشان متشکل شوند و در همه مراکز کارگری واحدهای حزب را شکل دهند

انترناسيونال ٣٢٠،  ٨ آبان ٨٨،  . *

Advertisements

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s

%d bloggers like this: