شهلا دانشفر

خوش آمديد

مبارزه بر سر افزایش دستمزدها ادامه دارد

در حاشيه سخنان جهرمي وزير كار

جهرمي وزير كار جمهوري اسلامي در صحبتهاي اخيرش در مورد تعيين حداقل دستمزد كارگران به نكات جالبي اشاره دارد. او در سخنانش اندر باب كاهش ٥ درصد دستمزد تعيين شده قبلي و اعلام ميزان حداقل دستمزد كارگران ٢٦٣٥٠٠ تومان براي سال ٨٨ ميگويد: “بحران اقتصاد جهاني و مشكلات اقتصاد داخلي بنگاههاي توليدي كشور در شرايط مناسبي نيستند و افزايش ٢٥ درصدي حداقل دستمزدها حفظ اشتغال را با مشكل روبرو ميكند ” و در جايي ديگر در همين رابطه ميگويد”اگر حقوق كارگري ٥٠ درصد افزايش يابد كارگر ديگر بايد اخراج شود. لذا افزايش دستمزدها دلسوزي براي كارگر نيست.”

سخنان جهرمي استدلالات كلاسيك همه سرمايه داران در قبال مزد كارگر است. جهرمي حق دارد، چرا كه هر چه مزد كارگر كمتر باشد، سود كارفرمايان بيشتر خواهد بود. بنابراين گرايش هميشگي سرمايه داران كاهش مزد كارگر است.

واقعيت اينست كه وقتي موضوع بر سر تعيين مزد كارگر است، همه جور استدلال به ميان مي آيد تا در نهايت، اين موضوع که كار كارگر نيز كالاست و دارند برسر خريدش چانه زني ميكنند، از اذهان مخفي بماند. كارگر در مقابل كارش مزد ميگرد ولي كم نشنيده ايم كه ميگويند اگر دستمزد اضافه شود تورم هم بالا ميرود. اما نميگويند چرا بايد قيمت همه كالاها بالا رود ولي قيمت مزد كارگر بي ارتباط به تمام قيمت ها با نرخي دلبخواهي تعيين شود. نميگويند مبلغ پايه براي تناسب قيمت مزد كارگر با ديگر كالاها كدامست كه امروز دارند از افزايش ٢٠ يا ٢٥ درصدي آن سخن ميگويند. ٢١٩ هزار تومان سطح دستمزد سال گدشته و مبالغ سالهاي گذشته بر چه اساسي تعيين شده بود كه اكنون با رندي آخونديشان از افزايش ٢٠ درصدی دستمزدها دارند سخن ميگويند. ماركس پاسخ اين را در اثر ارزنده خود كاپيتال ميدهد.  فرق كار كارگر با كالاهاي ديگر اينست كه سرمايه دار همواره ميخواهد كالايي كه توليد شده و او مالكش است  را با بهاي هر چه  بيشتر به فروش رساند تا سودي بيشتر به جيب زند، اما روشن است كه افزايش مزد كارگر به ضررش است، هزينه توليدش را بالا ميبرد، و اتفاقا جنگ اصلي همين جا شروع ميشود. بعلاوه ويژگي ديگر اين كالاي سحر آميز كار اينست كه با مصرف آن و با بكارگيري آن نه تنها بهاي خودش را توليد ميكند بلكه با توليداتي كه خلق ميكند، سودهاي كلاني به جيب حضرات صاحب كار ميرود كه براي افزايش اين سودها بايد به كارگر زور گفت. كارگر نبايد متشكل باشد كه بتواند بصورت اجتماعي از حقش دفاع كند و به اين ترتيب دولت و ارتش و زندان و همه به خدمت گرفته ميشود تا با كمترين مزد بيشترين كار را از گرده كارگر بيرون كشند و سودهاي افسانه اي حضرات سرمايه دار تضمين شده تامين شود. و به اين لحاظ جمهوري اسلامي يكي از وحشي ترين دولت هاي سرمايه داري حاكم در دنياست. تمام داستان همين است.

اما جناب جهرمي وزير كار جمهوري اسلامي  به اين هم بسنده نكرده و ميگويد اگر مزد كارگر ٥٠ درصد افزايش يابد يك كارگر بيكار ميشود. اين ديگر بيشرمي آشكار است. كارگر كار ميكند و در ازاي كارش مزد ميگيرد و مزد او بايد برابر با هزينه هاي مورد نياز يك زندگي انساني براي يك فرد پرداخت شود.  بنابراين چگونه است كه اگر مزد كارگر اضافه شود، بايد كارگر ديگري بيكار باشد. گويي سود كارفرما ربطي به كار كارگر ندارد. گويي كارفرما بعد از احتساب يك در آمد از پيش تعيين شده، قرار است هر چه ته كيسه بماند مثل صدقه ميان كارگرانش تقسيم كند و حالا اگر مزد كارگر افزايش يابد، ناگزير ميشود كه كارگر ديگری را از كار بيكار كند. اگر چه حتي اين كار را هم ميكنند. با حداقل تعداد كارگر، بيشترين كار را از گرده كارگران ميكشند و در ساعاتي طولاني و حتي در جاهايي چون ايران خودرو با اضافه كاريهاي اجباري سود تضمين شده خود را تامين ميكنند و آنوقت وزير كارشان رو به كارگر اين چنين سخن ميگويد. بايد پاسخ اين گستاخي ها را داد. براي اينها كارگر برده است و شرايط كار قتلگاه كارگران. اين حضرات نميگويند چگونه است كه پرداخت يكباره صد ميليون پاداش به نمايندگان مجلس بحران ايجاد نميكند، چگونه است كه با پولهاي كلاني كه در دزدي ها و ريخت و پاش هاي همين دولت به جيب زده شده است و با دزدي های ميلياردي آيت الله هايشان بحران و تورم ايجاد نميشود، اما كارگر بايد بيحقوق باشد. بايد كليه اش را بفروشد تا زندگي اش را تامين كند. خير، كارگران اين را نمي پذيرند و اين را در هراس هر روزه اين آقايان در قبال خواستهاي برحق مردم و كارگران ميتوان ديد.

نكته جالب ديگر سخنان جهرمي اشاره به بحران جهاني است. پاسخ ما اينست ، بله در جهان بحران اقتصادي است. اولا بحران اقتصادي ايران ربطي به بحران جهاني ندارد. بحران اقتصادي ايران ريشه در بحران سياسي اين رژيم و كل موجوديت آن دارد. سي سال است كه اين رژيم بار اين بحران را بر گرده جامعه گذاشته است و هر سال وضع مردم بدتر و بدتر شده است. مقوله پرداخت نكردن دستمزدها، سالهاست كه به يك شكل عادي سودجويي سرمايه داران مفتخور تبديل شده است. و وقتي هم كارگر مزدش را طلب ميكند. وقتي در اعتراض به سطح نازل دستمزدش به ميدان مي آيد و وقتي تشكلش را درست ميكند كه متحد عمل كند، مورد حمله قرار ميگيرد. دستگيرش ميكنند و به او به جرم اقدام عليه امنيت كشور كه به عبارت درست تر اقدام عليه امنيت اين مفتخوران ميلياردر است، احكام زندان و شلاق صادر ميكنند. ثانیا مقايسه جامعه ايران با كشورهاي اروپايي ديگر يك كمدي خنده دار بيش نيست. در كشورهاي اروپايي و يا مثلا آمريكا بالاخره كارگران به يمن مبارزات تاريخي اي كه داشته اند دستاوردهايي دارند. تشكلهايي هر چند رفرميست و سازشكار ولي متكي بر يكسري استانداردهاي اجتماعي دارند، كارگر از بيمه بيكاري و بيمه درماني و يكسري تامين هاي اجتماعي برخوردار است. و همين امروز نيز در اوج بحران، وقتي تعرضي به حق و حقوشان ميشود ساكت نيستند و به خيابانها مي آيند و مي ايستند. نظير اعتراضات با شكوهي كه در فرانسه و آلمان و انگليس در همين مدت شاهدش بوديم. اما در ايران مردم از پايه اي ترين حقوق اجتماعي خود محرومند. هيچگونه تامين اجتماعي  براي هيچ بخشي از جامعه وجود ندارد. صحبت از نزديك به ده ميليون كارگر بيكار است بدون اينكه از حق بيمه بيكاري برخوردار باشند. آنچه نيز بعنوان بيمه بيكاري به كارگر ميدهند تنها شامل آن بخش از كارگراني ميشود كه به گفته خودشان بدون ميل و رضاي خود از كار بيكار ميشوند كه تازه با ربط دادن آن به سالهاي سنوات كارگر، مدتش كوتاه و مبلغش حتي بعضا كمتر از همين حداقل دستمزدي است كه براي كارگر تعيين ميشود. بگذريم كه بعضا حتي آنرا هم نمي پردازند. و آنوقت تحت چنين شرايط برده واري، با ربط دادن اين اوضاع مشقت بار زندگي به بحران اقتصادي جهاني در برابر جامعه معترض شانه بالا مي اندازند. ولي در مقابل اين نيز مردم ساكت نيستند. معلمان در تظاهرات دو سال قبلشان بود كه با شعار ٢٨ سال گذشت پول نفت كجا رفت، صداي اعتراض جامعه را نمايندگي كردند و امروز همه دارند به دزدي هاي ميلياردي سران حكومت  اعتراض میکنند و حق و حقوشان را ميخواهند. كارگري كه دستمزدش را نگرفته است وقتي اعتراض ميكند ميگويد هشت ماه است، حقوق نگرفته ام، شما چطور آقاي وزير. بنابراين پاسخ جهرمي روشن است. پاسخ این است که ما نمي پذيريم. زندگي انساني حق مسلم ماست. پاسخي كه به روشني در كمپين اعتراضي كارگران با خواست حداقل دستمزد در قدم اول يك ميليون تومان مي بينيم و تا كنون بيش از پانزده هزار كارگر و دهها مركز كارگري آنرا امضا كرده اند.

اما بد نيست همين جا نگاهي هم به پروسه تعيين ميزان حداقل دستمزد براي سال جاري داشته باشيم و با تصويري روشن از اوضاعي كه در آن قرار داريم گامهاي بعدي خود را برشماريم.

ميزان حداقل دستمزدها يك موضوع كشاكش كارگران ودولت است. اما امسال اين موضوع ابعادي ديگر بخود گرفت. امسال بيش از هر سال ما شاهد صفوف آشفته دولت در قبال جنبش اعتراضي كارگران بر سرخواست افزايش دستمزدها آنهم در متن يك جامعه پراز مبارزه هستيم. امسال ابتدا رژيم اسلامي با هياهو بر سر طرح “هوشمندانه كردن يارانه ها” اعلام كرد كه اصلا خبري از تعيين حداقل دستمزدها نخواهد بود. سپس جرات نكردند و طرحشان را كناري زدند و كميته مزدشان را تشكيل دادند و بعد از رايزني هاي فراوان رقم ٢٧٤٥٠٠ تومان را بعنوان سطح ميزان حداقل  دستمزد كارگران براي سال ٨٨ اعلام داشتند. اما يك هفته نگذشته بود كه در اقدامي بيسابقه همين را هم پس گرفتند و گفتند بر اساس گزارش بانك مركزي مبني بر كاهش نرخ تورم بر روي اين موضوع تجديد نظر ميشود و مبلغ تعيين شده را ٥ درصد كاهش دادند و سرانجام به رقم ٢٦٣ هزار و پانصد و بيست تومان رسيدند. بدنبال اعلام اين مبلغ تازه بحث ها و اختلافات دروني رژيم بالاگرفت. شوراي اسلامي و خانه كارگر كه امسال نيز همانند هميشه همچون جاده صاف كن رژيم الحق سنگ تمام گذاشته و  در بيانيه شان با استناد به نرخ خط فقر جهاني شروع به رايزني در ميان كارگران كردند، ظاهرا  ناراضي از اينكه به خوبي بازي گرفته نشده اند ، با ادعاي اينكه همه شان به اين تصميم راي نداده اند، گفتند كه اين تصميم غير قانوني بوده است و شكايت دارند. اما جهرمي وزير كار پاسخشان را داد و آنها را سرجايشان نشاند. ولي نكته جالب اكنون اينجاست كه فشار اعتراض در جامعه آنچنان سنگين است كه رژيم هنوز مساله ميزان حداقل دستمزد كارگران را باز گذاشته و اعلام كرده است كه اگر نرخ تورم تا نيمه سال به رقم پيش بيني شده بانك مركزي كاهش نيابد، دوباره آنرا در دست بررسي قرار خواهد داد. بعبارت ديگر دارند ميگويند كه اگر اعتراضات كارگري گسترش يابد ناگزيريم گامي ديگر عقب بنشينيم. آنهم در سالي كه خودشان آنرا سال اعتصابات سراسري كارگري خوانده اند. بدين ترتيب  كل روندي كه امسال براي تعيين ميزان حداقل دستمزد كارگران، طي شده حاكي از حال و هواي سياسي ديگري در كل جامعه و جنبش كارگري است. حاكي از صفوف به هم ريخته رژيم و فشار اعتراضات موجود در جامعه است. بويژه  امسال ما شاهد صف بندي بسيار قدرتمندتري از سوي كارگران با خواست افزايش دستمزدها و از جمله همانطور كه اشاره كردم شاهد  امضاي طوماري با بيش از پانزده هزار امضا با خواست يك ميليون تومان دستمزد در گام اول بوديم و اكنون كارگران با تشكلهايي كه به همت خود تشكيل ميدهند پا در اين عرصه از مبارزه گذاشته اند.

از همين رو اين جنگي نيست كه صرفا با تعيين رقمي براي دستمزد كارگر تمام بشود. اين جنگي است كه اتفاقا اكنون ابعاد اجتماعي و گسترده اي بخود گرفته است. اين جنگ جامعه ايست كه فقر نميخواهد، بيكاري نميخواهد، زندگي اي انساني ميخواهد. از جمله امروز وقتي كارگر اعتصاب ميكند و دستمزدش را طلب ميكند با شعار زندگي انساني حق مسلم ماست و شعار نان مسكن آزادي، حق و حقوقش را مطالبه ميكند. در شانزده آذر ها نيز شعار سوسياليسم يا بربريت را بدست ميگیرند. به عبارتي روشنتر اين كل جامعه است كه صداي اعتراضش به اين گراني روزافزون و اينهمه بي تاميني بلند شده است. در چنين اوضاعي است كه مساله تعيين دستمزد به موضوعي خطير و به پاشنه آشيل رژيم تبديل ميشود.

بايد اين مبارزه را با قدرت و متحد به پيش برد. بالا تر نيز اشاره كردم هم اكنون كمپيني بر سر ميزان دستمزد ها با شعار زندگي انساني حق مسلم ماست در جریان است. كمپيني كه به ابتكار كارگران سنديكاي واحدو اتوبوسراني و اتحاديه آزاد كارگران ايران و دهها مركز كارگري ديگر به راه افتاده است. بايد وسيعا به آن پيوست. بايد اين حركت را از سطح طومار فراتر برد و به اعتراضي گسترده تبديل كرد. و اكنون كه به اول مه روز جهاني كارگر نزديك ميشويم، اكنون كه در تدارك تظاهراتي سراسري براي اين روز هستيم، يك شعار مهم ما خواست افزايش دستمزدهاست. بايد با تمام قوا وارد اين نبرد شويم

انترناسيونال ٢٩٢، ٢٨ فروردين ٨٨. *

 

 

Advertisements

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s

%d bloggers like this: