شهلا دانشفر

خوش آمديد

مصاحبه با شهلا دانشفر به درباره مانیفست آزادی زن در ایران

به مناسبت صدور مانیفست زنان در ایران به مناسبت ۸ مارس نشریه جوانان کمونیست مصاحبه ای با شهلا دانشفر از امضا کنندگان این مانیفست ترتیب داده است. متن مانیفست را در شماره قبل چاپ کرده ایم و برای مطالعه مجدد ان شما را به نشریه جوانان کمنیست شماره ۳۳۹ و یا سایت روزنه ارجاع می دهیم. ج.ک.

ج.ک: مانیفست آزادی زن در ایران از ندا به عنوان سمبل مبارزه مردم ایران در انقلاب جاری یاد کرده و همچنین ۸ مارس امسال را به یاد ندا اعلام کرده است. تاثیر متقابل انقلاب و فضای انقلابی بر مانیفست آزادی زن در ایران و مطالبات زنان چیست؟

شهلا دانشفر:  روشن است، مانيفست آزادي زن، مانيفست ما در دل يك انقلاب است و خصلت و مضمون خود را نيز از اين انقلاب و خواستهاي انساني آن گرفته است.  ما در دل يك انقلاب و تحت حاكميت رژيمي كه ستم بر زن خصلت پايه اي و هويتي اوست، اين مانيفست را نوشته ايم. بدون آزادی زن جامعه آزاد نخواهد شد و بدون سرنگونی جمهوری ضد زن اسلامی زنان به حقوق خود دست نخواهند یافت، اين اولين و پايه اي ترين حكم اين مانيفست است. این مانیفست حرف دل همه مردم ایران است که میگویند جمهوري اسلامي بايد برود و سران اين حكومت به جرم سي سال جنايت عليه بشريت و از جمله تحمیل شنیع ترین اهانتها و تحقیرها و سرکوبگریها و بیحقوقی به زنان در ايران بايد محاكمه شوند.

مانيفست آزادي زن صداي انسانيت و آزاديخواهي در اين انقلاب را نمايندگي ميكند و كيفرخواست كل جامعه علیه این حکومت  است. بنابراين اين مانيفست مستقيما به اين انقلاب و مطالبات زنان و كل جامعه ربط دارد.

در حاكميت جمهوري اسلامي و قوانين ارتجاعي اسلامي آن، تبعيض عليه زن، قانون رسمي كشور است. حجاب  و جدا سازي جنسيتي دو سمبل اين رژيم است و اين حكومت از همان روز روي كار آمدنش، براي عقب زدن كل جامعه و براي اينكه حكومت اسلامي اش را برپا كند، حجاب را اجباري كرد و با شعار يا روسري يا توسري به جان زنان  و کل جامعه افتاد و هر كس تخلف ميكرد، سرو كارش با اوباش حزب الله بود و اين جنايتكاران براي جاري كردن فرامين اسلامي شان بر روي زنان اسيد پاشيدند و تيغ كشيدند، و سي سال سركوب و جنايت كردند. اول حجاب را اجباري كردند و بعد ستم و بيحقوقي مطلق را عليه زن حاكم كردند.

جمهوری اسلامی جدا سازی جنسیتی را همه جا اعلام کرد. زن و مرد را در محیط های کار از هم جدا کرد و تلاش کرد این طرح را در کل جامعه اتوبوسها، در پارکها، و حتی در پارکینگهای ماشین و در مدارس و دانشگاهها و در همه جا به اجرا بگذارد. پولهای کلانی اختصاص دادند به استتار مدارس که مبادا چشم نامحرمی بر دختر بچه هایی که در مدارس درس میخوانند بیفتد. جدا سازی جنسیتی همواره خود یک موضوع جنگ دایمی مردم با این رژیم بوده است. به زغم این حکومت آپارتاید جنسی،   زن و مرد همه جا بايد از هم جدا باشند، چون زن منشاء گناه است. بعلاوه زن ملك مرد است و از خود اختياري ندارد و در مورد سفر، انتخاب شغل و همه وجوه زندگي اجتماعي اش، اين مرد است كه حق تصميم در مورد  او  را دارد. در قوانین این حکومت زن حق طلاق ندارد و در صورت جدايي نیز حق حضانت کودکش را ندارد. اين مرد است كه سرپرستي زن را دارد.

فقط لحظه ای به مقابل دادگاه انقلاب اسلامی این رژیم برویم، صحنه های تکاندهنده ای از زنانی را می بینیم که بخاطر اینکه از دست همسرانشان کتک میخورند، مورد آزار و تجاوز قرار میگیرند، بعضا حتی زیر فشار همسران معتاد خود که حتی وادارشان  به تن فروشی میکنند، به امان آمده و تقاضای طلاق دارند. اما قاضی شرع با اهانت تمام ، در جوابشان میگوید که اگر نفقه تان را میگیرید، چه دردی دارید و یا اگر هم موافقتی شد، کشاکشهای بعدی بر سر حضانت کودک آغاز میشود. بگذریم که دراین میان قضات شرع حکومت انواع و اقسام سو استفاده جنسی و پیشنهادات برای صیغه شدن و اهانت و توهین را بر این زنان روا میدارند، تا بالاخره رایی به رهایی این زنان  از زندگی جهنمی ای که دارند داده شود. برای همه این حقوق اولیه، زن باید بجنگد و تا همین الان هم جنگیده است تا توانسته است، حق خود را به زور بگیرد و حق و حقوقی را نیز تحمیل کند. جمهوري اسلامي با قوانين ارتجاعي اش  حافظ و حامي ارتجاعي ترين عقايد و خرافات عليه زنان است و خشونت عليه زن يك جزء دايمي زندگی آنان در این جامعه است. بالا رفتن آمار قتل های ناموسی، خودکشی و خودسوزی زنان همه به روشنی ابعاد فاجعه بار این وضعیت را نشان میدهد.  تکاندهنده تر وقتی است که به زندگي دختران خردسال در حاكميت اين رژيم نگاه ميكنيم.  دختر بچه از كودكي اسير زندان حجاب است و ازدواج كودكان قانون است، چون در اسلام دختر از نه سالگي تكليف ميشود و وقت شوهر داري اش است. و این يك كودك آزاري آشكار است. دختراني كه در سنين كودكي به شوهر داده ميشوند و بعد مورد تجاوز قرار ميگيرند و سرنوشت قربانياني چون كبري رحمانپور و فاطمه حقيقت پژوه و غيره در انتظارشان قرار ميگرد. آنوقت احكام سنگسار و اعدام بر روي سرشان قرار ميگيرد و از كودكی در زندانهاي رژيم اسير ميشوند و يكروزي هم طناب دار را دور گردنشان مي اندازند. و يا داستان زندگي دختران فراري كه بخاطر فشارهاي خانوادگي و تحت همين قوانين مردسالار ناگزير به فرار از خانه هايشان شده و زير دست و پاي مامورين انتظامي اين رژيم سر از باندهاي قاچاق و تن فروشي و غيره در آورده اند. باندهايي كه يك سر آن خود دست اندركاران اين رژيمند.

این رژيمي است كه مبلغ صيغه اين فحشاي رسمي اسلامي و تعدد زوجات است و دیدیم که وقتی هم خواستند قوانین خانواده شان را بنویسند، یک بند مهم آن همین قوانین کف زده ارتجاعی بود.

بله  داستان زندگی زن در حاکمت جمهوری اسلامی، داستان همه این بیحقوقی هاست ، داستان خشونت،  اعدام، سنگسار و بردگی جنسی زن است.  اما بطور واقعی نه زنان و نه جامعه ایران هیچگاه تسلیم این وضعیت نشده اند. جنبش علیه تبعیض علیه زنان و علیه زن ستیزی این رژیم یک جنبش قوی و بالنده در ایران است. جنبشی قدرتمند که سی سال است که کل این حکومت را به چالش کشیده است. جنبشی که همواره سران حکومت نگرانی خود را از آن تحت عنوان بحران های اجتماعی و فمینیسم و غیره بیان کرده اند و برایش مانور ناجا راه انداخته اند و انواع و اقسام طرح های امنیت اجتماعی شان را براه انداخته اند. جنگی هر روزه که خودشان بارها و بارها از شکست هایشان در به اجرا گذاشتن طرح های امنیت اجتماعی شان و از اینکه چگونه هزاران زن به آنها نه گفتند و در مقابلشان ایستادند سخن گفته اند. و می بینیم که هر روز حجاب ها عقب تر رفته و امروز زنان دارند در مقابل چشمان وحشت زده اين جنايتكاران حجاب ها را به دور مي اندازند و این شیشه عمر رژیم را بر زمین میکوبند و با این کار خود پایان عمر این رژیم را دارند اعلام میکنند. بدین ترتیب می بینیم که  جنبش آزادی زن امروز چه وزن سنگینی در اوضاع سیاسی جامعه و سرنگونی این حکومت دارد و در این روزهای انقلاب شاهد حضور چشمگیر زنان در صف مقدم این انقلاب هستیم. و ندا آقا سلطان سمبل این انقلاب است. انقلابی که همگان از رنگ زنانه آن سخن میگویند. از همين رو همانطور كه شما به درستي اشاره كرديد، مانيفست آزادي زن از ندا كه خواست او، آزادي براي همه بود، بعنوان سمبل مبارزه مردم ايران در انقلاب جاري، سخن ميگويد و اعلام ميكند كه هشت مارس امسال، روز بزرگداشت ندا آقا سلطان سمبل انقلاب زنانه در ايران است!

خلاصه کلامم اینست که مانیفست آزادی زن صدای همه این زنان ستمدیده و همانطور که بالاتر اشاره کردم کیفرخواست آنان علیه سی جنایت و سرکوب و ستم و تحمیل بیحقوقی علیه زنان است و  رابطه متقابل این مانیفست با انقلاب جاری و مطالبات زنان و جنبش آزادی زن برای رهایی از شر این رژیم را نيز بايد در همين راستا ديد. بعلاوه اینکه  ما در این مانیفست بدرست هشت مارس را كه اساسا روز آزاديخواهي و مبارزه عليه تبعيض عليه زنان در سراسر جهان است  را به انقلاب مردم و خواستهاي كل جامعه وصل کرده ایم.

هشت مارس بهترین مناسبت است که همه مردم ایران قد علم کنند، پرچم رهایی زن و رهایی کل جامعه را بلند کنند و کل جهان را به حمایت و پشتیبانی از انقلاب بر حق خود که ندا سمبل و صدای این انقلاب بود را بلند کنند.

ج.ک: در  مانیفست آزادی زن در ایران مطالباتی نظیر آزادی زندانیان سیاسی و آزادی بیان و مثلا محاکمه سران رژیم هم آمده، ارتباط این مطالبت با مانیفست آزادی زن چیست؟

شهلا دانشفر: مگر  میشود مانیفست آزادی زن را نوشت و در آن به این حقوق پایه ای انسانها و در راس آن به محاکمه سران رژیمی که سی سال است جنایت کرده اند و ستمکشی به زن در آن ابعاد جنایتباری پیدا کرده است، بعنوان خواستهای اساسی تاکید نشود. اینها همه فرمانهای انقلاب مردم است. سران این رژیم به خاطر همه جنایاتشان باید دستگیر و محاکمه شوند.

آزادی بی قيد و شرط بيان و اعتراض، آزادی تشکل و اعتصاب و تحزب و اجتماعات،  آزادی فوری وبیقید وشرط همه زندانيان سياسی و عقیدتی،  آزادی مذهب و بی مذهبی و آزادی نقد مذهب و همه این آزادیها که بندهای مهم  مانیفست آزادی زن را تشکیل میدهند، حقوق پایه ای هر شهروند جامعه است. اول از همه این آزادی ها را از جامعه میگیرند، زندان و شکنجه و سرکوب را به راه می اندازند تا جامعه را به قهقرا برند. تا فقر و محرومیت و بیحقوقی را بر کل جامعه حاکم کنند. تا یک اقلیت از قبل کار بخش عظیم جامعه پولهای کلان به جیب زنند و حکومت توحش سرمایه داریشان را بنا کنند. بنابراین برای رهایی از شر جمهوری اسلامی و ساختن جامعه ای آزاد و انسانی باید بر این خواستها تاکید گذاشت. همه زندانیان سیاسی باید از زندان آزاد شوند تا من زن و من بعنوان یک انسان در آن جامعه برده نباشم،  حق داشته باشم هر طور که میخواهم زندگی کنم، خودم بر سر نوشت خودم حاکم باشم. سرپرستی بر روی سرم نگذارند و مثل هر شهروندی در جامعه از حقوق برابر و انسانی برخوردار باشم. به همه این دلایل این ها حقوق پایه ای مانیفست آزادی زن و هر مانیفست آزادیخواهانه دیگری باید باشد. این خواستهای آزادیخواهانه  مثل حق نفس کشیدن برای انسان است. ضامن حفظ حرمت و استانداردهای انسانی در جامعه است. انسانها در جامعه برده نیستند که اجازه بروزعقیده و نظرشان را نداشته باشند، اجازه بروز اعتراض و نارضایتی خود را نداشته باشند،  تحت عنوان مذهب رسمی و غیره همه وجوه زندگیشان از قبل تعیین شده باشد، و اگر دست از پا خطا کردند، اگر تسلیم این بربریت و تحجر نشدند، سروکارشان با زندان و قانون و  نهی المنکر باشد. همانطور که اشاره کردم با سلب این حقوق از جامعه است که محیط های کار به اردوگاه اجباری کار تبدیل میشود  و خط فقر، شاخص استاندارد زندگی بشر در آن جامعه قلمداد میگردد.  بنابراین شما نمیتوانید مانیفست آزادی زن بدهید و در آن از آزادی بیان و عقیده، از آزادی مذهب و بی مذهبی، از آزادی  زندانیان سیاسی و همه اینها سخن نگویید. اینها آن مطالبات و خواستهای پایه ایست که هر بخشی از جامعه وقتی میخواهد از حقوق و مطالبات اساسی اش صحبت کند، باید بر آنها تاکید بگذارد.  اما نکته دیگر محاکمه سران این حکومت است. به نظر ما این خواست و فرمان انقلاب است و این مانیفست همانطور که اشاره کردم در دل یک انقلاب نوشته شده است. جمهوری اسلامی حکومت اعدام و سنگسار، جنایت و بیحقوقی کل جامعه است. حکومت خط فقر و بدبختی و نابسامانی کل مردم است. تا آنجا که به زندگی زن در حاکمیت این رژیم بر میگردد ، یک بخش قطور جنایتهای این رژیم را تشکیل میدهد. سران رژیم باید بخاطر همه جنایات و سرکوبها و ستمگریهایشان محاکمه شوند. این خواست نه تنها فرمان انقلاب و خواست میلیونها مردم به جان آمده از دست این جنایتکاران است، بلکه بطور واقعی تحق آن درس بزرگی برای بشریت و تضمینی است که با اعلام آن جامعه به خودش میدهد و بدین صورت اعلام میدارد که دیگر اجازه نخواهد داد چنین جنایاتی نه تنها در ایران بلکه در هیچ کجای دنیا صورت گیرد.

سرنگونی و پیروزی انقلاب ایران و محاکمه سران جنایتکار این رژیم نه تنها مردم ایران را از شر این رژیم رها میسازد، بلکه بر امنیت کل منطقه و کل جهان نقش تعیین کننده ای دارد و بساط این ارتجاع اسلامی را جارو خواهد کرد و همانطور که در مانیفست اشاره کرده ایم بطور واقعی نوید بخش رهایی میلیونها زن که اسیر حکومتها و باندهای تروریست اسلامی و سنن ناموس پرستانه و مردسالارانه اسلامی در دیگر نقاط جهان هستند، خواهد بود. از همین رو خواست محاکمه سران جنایتکار رژیم اسلامی  در راس خواستهای ما در مانیفست آزادی زن و ده خواست فوری مردم ایران قرار دارد.

ج.ک: در  مانیفست آزادی زن در ایران مطالبات مشترکی با بیانیه های دیگر آمده. هدف از نوشتن چنین بیانیه ای چیست؟ این بیانیه پاسخ مشخص شما به چه نیازی ست؟

شهلا دانشفر: ممکن است بعضا مطالبات مشترکی در این بیانیه ها باشد. ولی مهم اینست که این بیانیه هر یک چه اهدافی را دنبال میکنند. سوالی که شما در رابطه با مانیفست آزادی زن اینجا طرح کرده اید.  در هر حال تا آنجا که به هدف ما از نوشتن این بیانیه و اینکه به چیزی نیاز میخواهیم پاسخ دهیم برمیگردد ، فکر میکنم با توجه به نکاتی که تا کنون در پاسخ به سوالات قبلی شما اشاره کرده ام، تا حدودی موضوع روشن باشد. قدر مسلم اینست که ما این مانیفست را در مقابل بیانیه های دیگر و یا پاسخ به آنها نداده ایم. ضمن اینکه مشترک بودن موضوع، ميتواند خود بخود به معناي دادن پاسخی به بیانیه های دیگر نیز باشد. اما همانطور که اشاره کردم ، ما این مانیفست  را در دل انقلاب داده ایم و هدفمان از دادن چنین بیانیه ای متحد کردن صف آزادیخواهی برای  مبارزه برای برابری زن و مرد  و پاسخ دادن به نیازهای این انقلاب است.  به عبارت روشنتر ما با انتشار این مانیفست تلاش کرده ایم که صدای آزادیخواهی و انسانیت، در دفاع از حقوق زن و مبارزه برای برابری زن و مرد  باشیم و پرچمی بدهیم بدست صف آزادیخواهی و برابری طلبی که حول  خواستهای روشن و شفاف و همه جانبه خود متحد شوند. ما در این مانیفست بعنوان اولین شرط رهایی زن و رهایی انسان در این جامعه، بر سرنگونی  این رژیم تاکید گذاشته ایم و فکر میکنم اين تفاوت اساسي با دیگر بیانیه ها باشد كه در اين مورد كه مساله اصلي جامعه و جنبش آزادي زن است با لكنت سخن ميگويند. شايد اساس تفاوت را باید در اینجا جستجو کرد.  خوشبختانه امروز تحت فشار رادیکالیسم انقلاب در ایران ما شاهد بیرون دادن بیانیه های مختلفی در عرصه های مختلف اجتماعی از جمله در دفاع از حقوق زن هستیم. خواستهای این انقلاب خود را بر بسیاری از این بیانیه ها تحمیل کرده است. بطوریکه  امروز ما می بینیم که بسیاری از کسانیکه بطور مثال قبلا از این سخن میگفتند که حقوق زن با اسلام تناقضی ندارد، مساله زن در ایران حجاب نیست و غیره، بسیاری از کسانیکه به اصلاح قوانین در چهارچوب قانون اساسی جمهوری اسلامی و جنبش دوم خرداد دل بسته بودند، اکنون در بیانیه هایشان خواستهایی رادیکال را طرح میکنند  و بعضا نکاتی مشترک با بندهایی که بطور مثال در مانیفست آزادی زن نیز آمده است، دارند. نفس این مساله مثبت است.  اما وقتی به اهدافی که این بیانیه خود را با آن تعریف کرده اند، دقت میکنید، آنوقت تفاوت ها آشکار میگردد. بطور مثال ما همین روزها شاهد بیانیه ای تحت عنوان  راه حل پنج ماده ای زنان-برای برون رفت از “بحران”! بودیم.  این بیانیه در سر تیتر خود و در مقدمات خود، هدفش  را برون رفت از ” بحران” گذاشته است. میگوید: ” ما بر این باوریم که مسائل زنان، بخش عمده ای از “بحران” جاری است و بدون دیدن و ارائه راهکار برای حل آن، هیچ راه حلی پاسخگو نخواهد بود.” چیزی که در این بیانیه بعنوان “بحران” و برون رفت از آن سخن میگویند، انقلاب آزادیخواهانه مردم است. كه ما از همان ابتدا به استقبالش رفته ایم و جنبش آزادی زن یک رکن مهم این انقلاب است. از همین رو مانیفست آزادی زن هدفش را  پیروزی این انقلاب و رها شدن از شر کل حکومت جمهوری اسلامی و ساختن جامعه ای شاد و انسانی قرار داده است. خوب اینجا دو هدف متفاوت وجود دارد. که دو صف متفاوت را شکل میدهد.

بطور واقعی نیز  برون رفت از “بحران ” امروز به گفتمان  سران حكومت و در عين حال طیف متنوعی از نيروهاي اپوزسیون حافظ حکومت تبدیل شده است.  از جمله می بینیم که  بیانیه ٥ ماده ای زنان ، با گلایه از موسوی و کروبی و بقول آنها “٥ روشنفکر دینی” آقایان گنجی، سروش، کدیور، مهاجرانی و بازرگان و اينكه  در بیانیه های هیچکدامشان خواسته ها و حضور زنان منظور نشده است، بر ٥ خواست فوري تاكيد ميگذارد. به نظر من هیچ بیانیه ای نمیتواند مدافع انسان و حقوق زن باشد اگر اولین تاکید و حکمش سرنگونی کل این حکومت نباشد.  امروز مردم براي قبول هر بيانيه و مانيفستي و آنرا از آن خود كردنۛ، شاخص روشني دارند و اگر هم بخشا نداشته باشند این وظیفه ماست که این شاخص را نشان دهیم . این شاخص نشانه رفتن كل حكومت است و خواست سرنگونی آنست. نميشود بيانيه آزادي زن داد ، بيانيه دفاع از جامعه اي انساني و سكولار داد، اما در سر فصل سخنش، سرنگوني اين رزيم ارتجاعي و ضد زن و جنايتكار قرار نداشته باشد. بطور واقعي نیز در شرایطی که جامعه در کوران انقلاب است، هر بيانيه اي كه سرنگوني رژيم اسلامي و كل حكومت را بعنوان شرط رهايي كل جامعه و رها شدن زن از هر ستمي را هدف اصلی خود قرار ندهد، بدون شك مردم از آن عبور خواهند كرد. بنابراين اميدوارم به سوال شما پاسخ داده باشم. بله اين خود نشانه تعيين يافتن و پيشروي اين انقلاب است كه ما شاهد بيرون آمدن چنين بيانيه هايي هستيم. چون مردم امروز با خواستهايشان بيرون آمده اند و كل اين بردگي و اين توحش را نشانه رفته اند و فشار اين انقلاب است كه تاثير خود را برخواستهاي چنين بيانيه هايي ميگذارد، حتي اگر هدف خود را برون رفت از “بحران ” گذاشته باشند.

ج.ک: بیانیه به زبان های انگلیسی و هلندی هم ترجمه شده و می شود حدث زد که تلاش شما برای ترجمه مانیفست به زبان های دیگر هم ادامه دارد. چرا باید چنین بیانیه ای را به زبان های دیگر ترجمه کرد؟

شهلا دانشفر: بله درست است. اما علاوه بر انگلیسی و هلندی تا کنون این مانیفست به زبانهای دانمارکی، سویدی، ایتالیایی، اسپانیایی ترجمه شده است و ما این کار را ادامه میدهیم. دلیل انجام این کار نیز روشن است. چرا که این یک کمپین جهانی است و ما میکوشیم که بیشترین حمایت جهانی را جلب کنیم. یک فراخوان این بیانیه به همه فعالین  و سازمانهای مدافع حقوق زن حمایت از این مانیفست است. ما از همه این نیروها خواسته ایم که با پیوستن به این مانیفست، با گذاشتن امضای خود در زیر خواستهایی که در آن اعلام کرده ایم،  با جنبش آزادی زن در ایران و با انقلاب آزادیخواهانه مردم  ابراز همبستگی کنند. بنابراین  این مانیفست بطور واقعی میتواند سرآغاز تحرکی گسترده برای جلب حمایت وسیع جهانی از انقلاب مردم ایران باشد، و ما با تمام قوا برای آن تلاش میکنیم.  و ترجمه این مانیفست به زبانهای مختلف یک گام مهم دراین راستاست. همانطور که اشاره کردم ما به انجام این کار ادامه میدهیم و  طبعا  از هر کمکی برای سرعت دادن به این حرکت و ترجمه آن به زبانهای مختلف در سراسر جهان استقبال میکنیم.

ج.ک: آیا مردم در ایران و خارج از ایران باید حول  مانیفست آزادی زن در ایران فعالیتی بکنند؟ یا دقیق تر اینکه انتظار شما چیست؟ انتظار دارید مردم چه برخوردی با این بیانیه بکنند؟

شهلا دانشفر: مانيفست آزادي زن، پرچمي است براي متحد كردن صف آزاديخواهي و انسانيت. همانطور كه اشاره كردم اين مانيفست بيان فشرده خواستهاي فوري مردم در عرصه آزادي زن است.  بنابراين مهم است كه همه انسانهاي آزاديخواهي كه خود را در اين خواستها و مبارزه شريك ميدانند، به دور اين مانيفست جمع شوند و با اين كار به انقلابمان روشني و تعين بيشتري بدهيم و  يكصدا اعلام كنيم كه جمهوري اسلامي بايد برود و ما خواهان جامعه اي آزاد و انساني هستيم. از همين رو  انتظار ما اينست كه در ايران همه انسانهاي آزاديخواه و برابري طلب و همه بخش هاي جامعه، بصورت جمع ها و بصورت گروهي با نامه هاي پرشور خود به اين حركت و به اين مانيفست بپيوندند. امضاي خود را در زير آن قرار دهند، تا با صفي متحد و متشكل و قدرتمند و با صفي ميليوني مبارزاتمان را دراين عرصه و براي سرنگوني جمهوري اسلامي به پيش بريم.  اين حركتي است كه هم اكنون شروع شده است و در همين مدت  ما از سوي جمع هايي از ايران نامه هاي همبستگي با اين مانيفست را دريافت كرده ايم. به نظر من هر جمع و گروهي در ايران ميتواند همين خواستها را مانيفست و بيانيه خود قرار دهد، حول آن جمع شود و حركت و مبارزه خود را به جلو برند. در هر حال انتظار ما شكل گيري تحركي گسترده و اجتماعي حول اين مانيفست و خواستهاي انساني آنست و براي آن تلاش ميكنيم. براي اينكار تاکید من برای داخل ایران اینست که مانيفست آزادي زن را  بايد وسيعا تكثير و در همه جا پخش كرد. موضوعات مورد بحث در آنرا در جمع ها و در همه جا به بحث بگذاريم و وسيعترين نيرو را حول اين خواستها گرد آوريم.

در سطح جهاني نيز بخشا در سوال قبلی شما پاسخ دادم. در مانیفست هم اشاره کرده ایم که دفاع از انقلاب جاری درايران، امروز ميتواند و بايد يک حرکت عظيم بين المللی باشد.

ما همانطور كه در مانيفست آزادي زن ميبينيد،  همه فعالين مدافع حقوق زن و سكولار و آزاديخواه در سراسر جهان را به حمايت از این مانیفست فراخوانده ايم و تا همين الان پاسخ خوبي به آن داده شده است و بيش از هزار نفر آنرا امضا كرده اند. از جمله سایتهای متعددی این مانیفست را منتشر کرده اند. براي نمونه ریچارد داوکینز چهره سرشناس بین المللی منتقد مذهب با انتشار این مانیفست در سایتش عملا از این حرکت ما دفاع کرده است. همينطور سایتهای متعدد دیگری نیز این مانیفست را منتشر کرده اند.

ما ميكوشيم كه اين حركت را با قدرت هر چه بيشتري  به جلو بريم  و صفمان را متحد كنيم. ما اعلام کرده ایم که مناسبت دارد که هشت مارس روز جهانی و بين المللی زنان، امسال مهر همبستگی با زنان و مردم ایران برای سرنگونی این رژیم را با خود داشته باشد.  و خود به استقبال چنین هشت مارسی میرویم و  از همه فعالين و سازمانهای مدافع حقوق زن در سطح جهاني دعوت کرده ایم  که با جنبش زنان در ايران ابراز همبستگی کنند و یاد ندا آقا سلطان را بعنوان سمبل جنبش انقلابی علیه جمهوری اسلامی گرامی بدارند. ما هشت مارس امسال را روز همبستگی با جنبش آزاديخواهی مردم ايران اعلام کرده ایم و برای جلب بیشترین حمایت جهانی تلاش میکنیم. در اين راستاست كه ما از همه انسانهاي آزاديخواه در سراسر جهان ميخواهيم كه به دولت هايشان فشار آورند كه سفارتخانه هاي جمهوري اسلامي در همه كشورها بسته شود. فشار بياورند كه جمهوري اسلامي از همه نهادهاي بين المللي اخراج شود، فشار بياورند كه  جمهوري اسلامي را زير فشار قرار دهند كه همه زندانيان سياسي را از زندان آزاد كند و فشار بياورند كه سران جنايتكار اين رژيم به محاكمه كشيده شوند و بكوشند به هر شكل كه ميتوانند انقلاب مردم ايران را ياري رسانند.  بنابراين اين مانيفست مبناي فعاليت بسياري ميتواند باشد و هشت مارس روز جهاني زن بهترين فرصت است كه تمام نيرويمان را بسيج كنيم و خود را براي ضربه نهايي بر اين رژيم آماده كنيم

جوانان كمونيست ١٤٠

Advertisements

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s

%d bloggers like this: