شهلا دانشفر

خوش آمديد

يک نامه و يک پاسخ

سلام خانم دانشفر اميدورام هر جا كه باشين شاد و خرم باشين من يك كارمند يا كارگر شركتي ( بخش خصوصي ) شركت مخابرات ايران هستم ماهي ٢٢٠ هزار تومان حقوق ميگيرم كه ١٥٠ هزار تومان آن را به اجاره ميدهم دو فرزند دارم و ماهيانه ما پس از پرداخت قبض هايي كه مي آيد حدود ١٠ الي ٢٠ هزار تومان حقوق داريم كه با اين وضع بايد سر كنيم دو سه بار خواستم خودكشي كنم ولي نتونستم ديگه نميدونم چيكار كنم اخه با ٢٢٠ هزار تومان ميشه سر كرد اونم مستاجر باشي دو تا فرزند داشته باشي تازه امروز گفتن مخابرات وقتي بره بورس همه شما اخراجيد و از اون ٢٢٠ هزار تومان كه فقط بايد با آن زنده بمانيد و كار ديگري نكنيد خبري نيست نميدانم چيكار كنم از شما راه حلي مي خواهم لطفا برام ايميل بفرستيد چون انقدر برق ميره اينجا كه ديگه نميتونم از تلويزون راهنمايي شما را گوش كنم تو رو خدا كمكون كنيد من تنها نيستم خيلي ها مثل من تو اين مخابرات لعنتي مورد ظلم و برده داري قرار گرفتن نميدونم اينها يا حساب كتاب بلد نيستند يا ما رو يك چيز ديگر فرض مي كنند اخه مگه با ٢٢٠ هزار تومان ميشه زندگي كرد ا…

شهلا دانشفر: دوست عزيز! نامه صميمانه و تکاندهنده شما را دريافت کردم. حقيقتا متاثر شدم. اي كاش ميتوانستيم كنار هم بنشينيم و از نزديك در مورد مشكلات معين شما حرف بزنيم. اميدوارم که تا کنون توانسته باشيد، مشکلات را کنار بزنيد. راستش يک فاکتور مهم در چنين شرايطي، همبستگي و اتحاد کارگران است. بخاطر اينکه مشکلي که طرح کرده ايد، مشکل شما تنها نيست و بطور مثال ايجاد صندوق هاي همبستگي مالي و کمک رساني به کارگراني که ممکن است، بخاطر فقر و بي تاميني با مشکل از دست دادن سرپناه و حتي تامين هزينه معالجه بيماري که احيانا در خانه دارند و به مدرسه فرستادن فرزندانشان روبرو ميشوند، سنت جا افتاده اي در جنبش کارگري است که به کمک آن ميتوان با انزواي کارگر و جستجوي راه هاي انفرادي براي تقابل با اين نابرابريها و بيحقوقي ها در محيط کار جلوگيري کرد. وجود چنين صندوقهايي همچنين به ايجاد فضاي اتحاد در ميان کارگران و تقويت صف مبارزه شان عليه اين شرايط برده وار کار ياري ميرساند. نمونه هاي زيادي از اين نوع همكاري و هم ياري را در ميان كارگران در سالهاي اخير داشته ايم كه كارگران عليرغم اينكه همگي دچار مشكل فقر و پايين بودن دستمزدها و حقوق ها هستند به ياري يكديگر ميشتابند.

همانطور که اشاره کردم واقعيت اينست که اين نامه ، فقط داستان زندگي شما نيست. اين داستان زندگي کل کارگران و بخش عظيمي از جامعه است. در جامعه اي که فقر بيداد ميکند، قيمت ها هر روز افزايش بيشتري مي يابد و کسي جوابگوي مردم نيست. جامعه اي که در آن دستمزد کارگر را بعد از غور و تفحص فراوان که گويي دارند به کارگر، صدقه ميدهند، و در حاليکه خودشان خط فقر را ٨٠٠ هزار تومان اعلام کردند، تنها ٢٦٣ هزار تومان تعيين کردند. جامعه اي که در آن وقتي کارگر اعتراض ميکند، معلم اعتراض ميکند، دانشجو اعتراض ميکند و ميگويند فقر نميخواهيم، نابرابري و تبعيض نميخواهيم، خفقان و سرکوب نميخواهيم، فورا نيروي حراست و بسيجشان را به جان مردم مي اندازند. نامه شما صداي اعتراض همه کارگران و کل جامعه است.
بنابراين روشن است که در برابر اين توحش و بيحقوقي، راهش استيصال و خودکشي نيست. و خوشحالم که شما نيز با وجود همه فشارهايي که تحمل کرده ايد، امروز راه درستش، راه اعتراض و راه روي آوردن به حزب خودتان را انتخاب کرديد . بله راهش اعتراض وسيع کل مردم است. رژيمي که در قبال زندگي و معيشت و تامين مردم نه تنها مسئوليتي براي خود قائل نيست، بلکه اگر اعتراضي هم بشود، آنرا سرکوب ميکند، رژيمي که سرانش پرونده اي پر از جنايت و دزدي و فساد است و برگرده مردم حاکم شده و از هيچگونه جنايتي فروگذار نيستند، بايد به زير کشيده شود. و خوشبختانه امروز در اين روزهاي انقلاب مردم رساتر از هر وقت دارند مرگ اين رژيم را فرياد ميزنند.
دوست عزيز راه حل، خلاصي از شر اين رژيم است. راه حل اينستکه بياييد به حزب خود حزب کمونيست کارگري ايران بپيونديد و عضو اين حزب شويد. تا متحد و قدرتمند و با برنامه اي روشن، اين رژيم را به زير بکشيم. همچنين راه حل اينست که همين امروز با صفوف متحدمان تمام خواستهايمان را فرياد بزنيم. حلقه مبارزاتمان را فشرده تر کنيم و به اين رژيم امان ندهيم. بگوييم خط فقر نه خط رفاه، بگوييم که دستمزد ٢٦٣ هزار توماني تان را نمي پذيريم، همين امروز و فوري بايد دستمزدهاي ما حداقل تا يک ميليون تومان افزايش يابد. بگوييم که تشکل حق مسلم ماست و دست بکار شويم و تشکيل مجامع عمومي مان را بطور منظم اعلام کنيم و در آن جمع شويم و براي پيشبرد مبارزات قدرتمند و متحد خود برنامه ريزي کنيم. بگوييم که تمامي دستگير شدگان اخير، کارگران زنداني و همه زندانيان سياسي بايد فورا آزاد شوند و اجازه نميدهيم با چماق زندان و سرکوب مبارزات ما را عقب بزنيد. بگوييم مجازات اعدام بايد لغو شود، هر گونه تبعيضي عليه زنان بايد از بين برود و اعلام کنيم که ما بر روي خواستهايمان مصر هستيم. بگوييم که بايد بساط تمامي نيرو هاي سرکوبتان را از مراکز کار ما و از کل جامعه جمع کنيم. و بر ده خواست فوري خود تاکيد کنيم.

شايد اينها كه گفتم راه درازي بنظر برسد كه پيمودنش غير ممكن است. اما اگر به كل اوضاع پر التهاب امروز جامعه كه مردم ميليوني به خيابان آمده اند نگاه كنيد، و تلاش كنيد كه خودرا جزئي فعال از اين مبارزه و جنبش آزاديخواهي و انقلابي قرار دهيد، حتما دهها ابتكار در اين جهت به نظرتان ميرسد كه ميتوانيد به كمك دوستان و همكارانتان دست به كار عملي كردن آن شويد. تنها با اين مبارزه و اتحادمان است كه ميتوانيم خود و فرزندانمان را از اين جهنم موجود و اين حكومت و نظام منحوس و غيرعادلانه خلاص كنيم. برايتان آرزوي شادي دارم و اميدوارم كه بتوانيم روزي از نزديك با هم صحبت كنيم.

يادداشتهاي يك كارگر

رزا راشين

مي خواستم ازخودم به عنوان يک کارگر با ساعات کار طولاني و تبعيض جنسي در محيط کاربگويم، اما وقتي در اطراف خود کارگراني با شرايط سخت تربدون هيچگونه پشتوانه اي مي بينم که بصورت روزمزد وبا قراردادهايي معروف به چک سفيد امضا، به سرکار ميايند وروزشان را به شب مي رسانند و با هزاران دل نگراني که آيا روي حقوق فرداهايشان ميتوانند حساب کنند يا نه، نگاه ميكنم.
وقتي در پيرامون محيط کار خود، زني را مي شناختم که بشکل جايگزين نيروهاي ثابت شاغل بود، اما چون حاضر نشد با پيمانکار نيروي انساني رابطه جنسي داشته باشد ، ديگر هيچ وقت او را براي سر کار آمدن فرا نخواندند و از کار بيکار شد، ويا وقتي زنان کارگري را مي بينم که بخاطر فقر مالي و داشتن شوهران معتاد ، براي تامين هزينه هاي زندگي مجبورند بطور مخفي تن فروشي کنند و وقتي در محيط هاي کاري، همکاراني را مي بينم که صرفا براي گرفتن چند ساعت اضافه کاري بيشتر، خرد شده و بعضا به مرور زمان به شخصيتي چاپلوس و تو خالي تبديل شده و حتي براي داشتن حقوق مکفي، ياد ميگيرند، که از روي ديگران رد شوند تا پلکان ترقي را طي کنند، و خلاصه وقتي مرد بودن باعث امتياز بيشتر براي گرفتن پست هاي بالاتر مي شود . ديگر حرفي از خودم براي گفتن باقي نمي ماند .
با اين مقدمه، يکي مثل من شايد آرزويش اين باشد که بازنشستگي زودتراز موعد شود، تا حداقل از ديدن اين صحنه هاي آزاردهنده نجات پيدا کند. اما اين هم راهش نيست.بايد به اين بردگي خاتمه داد. بايد براي دنياي بهتري که منصور حکمت ميگويد تلاش کرد. دنيايي که ديگر هيچ انساني براي لقمه ناني تحقير نخواهد شد . ديگر هيچ زني براي داشتن زندگي آبرومند مجبور به تن فروشي نخواهد شد .
در دنياي بهتر، کودکان ما دوران شيرين کودکيشان را گم نخواهند کرد و ديگر در روز جهاني کودک ، کودکان اعدام نخواهند شد .و جوانان به خاطر فرياد آزاديخواهي مورد تجاوز قرار نخواهد گرفت . شايد براي من يکي بازنشسته شدن پيش از موعد نيز فرصتي باشد براي تلاش بيشتر براي چنين دنيايي.
به اميد رسيدن آن روز

كارگر كمونيست ١٠٩، ١٨ مهر ٨٨.

Advertisements

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s

%d bloggers like this: