شهلا دانشفر

خوش آمديد

استغاثه كانون صنفي معلمان ربطي به معلمان ندارد

تعدادي از رهبران کانون صنفي معلمان دستگير شده اند. سالهاست معلمان براي خواستهاي خود مبارزه ميکنند و خواهان يک زندگي انساني هستند، عليه تبعيض بپاخاسته و با شعار معيشت منزلت حق مسلم ماست، خواستهاي خود را فرياد زده اند. امروز درست در ادامه يکسال خيزش انقلابي مردم “کانون صنفي معلمان” در بيانيه ٤ تيرماه خود با عجز و لابه به درگاه “خانه ملت”، “وزير محترم” زانو زده و بيصبرانه منتظر آزادي همکارانش در فضاي “غير امنيتي” ميشود. هر کس که اين بيانيه را ميخواند به روشني ميبيند که اين عجز و لابه و گفته هاي آن هيچ ربطي به معلمان و خواستهاي آزاديخواهانه و انساني معلمان ندارد و رهبري اين کانون و گردانندگان آن نه تنها نماينده معلمان نيستند، بلکه ترمزي در مقابل مبارزات آنانند. بيانيه ٤ تير كانون صنفي معلمان بيعتي ديگر با حکومتيان است. در بيانيه آمده است:” کانون صنفي معلمان ايران با ملاحظه شرايط حساس کشور در سال تحصيلي جاري علي رغم وجود انتقادات و اعتراضات به عملکرد مديران آموزش و پرورش از انجام هرگونه اقدام جمعي اعتراضي و يا حتي صدور بيانيه انتقادي خودداري کرد”. نگاهي به اين عبارت کاملا نقش مخرب و سازشکارانه اين کانون را نشان ميدهد. نشان ميدهد که چگونه اعتراف ميكند كه تلاش كرده است كه اعتراضات معلمان را سد كند. البته توجه كنيد كه امروز نيز اگر چنين بيانيه اي بعد از سبك سنگين كردن هاي فراوان از سوي اين حضرات صادر شده است، بخاطر اينست كه رهبرانشان باغاني و بهشتي و غيره در زندانند. بخاطر اينست كه رژيم حتي تحمل اپوزسيون درون خودش را ندارد و همين هفته ديديم كه چگونه دارودسته هايشان در مقابل مجلس اسلامي به تظاهرات عليه يكديگر دست زدند و حكم اعدام يكديگر را ميدهند. و بخاطر اينست كه بسراغ يك يك شان رفته اند و مرتب زير فشار بوده اند. از همين رو سران سازشكار كانون در اين بيانيه بدنبال گلايه هايي از اينكه باغاني و بهشتي و تعدادي ديگر از معلمان در زندانند و رسول بداقي را زنداني كرده و به زندان گوهر دشت منتقل کرده اند و حقوقش را قطع و چه بدبختي ها بر سر خانواده او آورده اند، و خلاصه بعد از همه اين فشارها و سركوبگري هاي وحشيانه رژيم، روي سخنشان به حكومت اينست كه: ” درهاي خانه ملت (يعني همين مجلس كثيف اسلامي) به روي خانواده بازداشت شدگان و همکاران آن ها بسته شده است. ، – وزير محترم آموزش و پرورش برخلاف پيشينه نسبتاً مثبت دوران نمايندگي مجلس از ديدار و گفت و گوبا نمايندگان تشکل هاي صنفي معلمان خودداري مي نمايد. ، – روزنامه ها و خبرگزاري ها از درج اخبار نهادهاي صنفي معلمان منع شده اند”. اين عبارات بوي تعفن ميدهد. امروز كمتر كسي جز دارو دسته هاي خود حكومت در مورد ارگانهاي حكومت و مقاماتش با اين عبارات سخن ميگويد. عباراتي كه بوي تعفن تملق و ارتجاع و سازشكاري آن نفرت انگيز است. واقعا شهامت زيادي ميخواهد كه امروز در كوران اعتراضات مردم تشكلي تحت عنوان “كانون صنفي معلمان” ادعاي نمايندگي معلمان را بكند و به مجلس اسلامي كه محل ارتجاع و تصويب قوانين ارتجاعي اسلامي اين حكومت است، مجلسي كه جزيي از دستگاه جنايت و سركوب اين حكومت است، ” خانه ملت ” خطاب كند. شهامت زيادي ميخواهد در مقابل معلمي كه فرياد ميزند، ٢٨ سال گذشت پول نفت كجا رفت. مجلس به اين بيغريتي هرگر نديده ملتي، وزير بيكفايت استعفا استعفا. با چنين دريوزگي اي به دست و پاي وزير آموزش و پرورشي كه يك ركن مهم اجراي سيستم آموزشي جمهوري اسلامي و جدا سازي جنسيتي در مدارس، جدا كردن كتب دروس دختران و پسران از يكديگر و كشيدن ديوارهاي آپارتايد جنسي در مدارس است، بيفتد و طلب آمرزش كند. سران سازشکار کانون صنفي معلمان به درگاه مجلس شوراي اسلامي دخيل بسته اند که بلکه معجزه اي شود. در آخر هم اين حضرات همچنان منتظر مراحل قانوني وضعيت دستگيري همكارانشان هستند و بيصبرانه منتظر آزادي آنها در فضايي “غير امنيتي”. واقعا شرم آور است.

 

روشن است كه اين كانون و سران كنوني آن ربطي به معلمان و خواستها و مبارزاتشان ندارند. خصوصا امروز در شرايط پر التهاب مبارزه اصلا ربطي ندارند. نقش اين كانون همانطور كه خود در بيانيه به آن اذعان دارد مانع و ترمز مبارزات معلمان است. و بايد اين مانع را كنار زد. بايد معلمان معترض ، چپ، كمونيست جلو بيفتند و سخنگويي واقعي معلمان باشند. واقعيت اينست كه معلمان بايد به نيروي خود باور داشته باشند. اين خود معلمان هستند كه با نيروي مبارزاتشان ميتوانند حتي از حقوق خود اين حضرات دفاع كنند و نگذارند كه بخاطر مخالفتهايشان و عقايدشان زنداني شوند. اين معلمان هستند كه ميتوانند باغاني و بهشتي و رسول بداغي و ديگر معلمان زنداني هاشم خواستار، عبدالله مومني، محمد داوري، اسماعيل عبدي را از زندان آزاد كنند.

امروز بهترين فرصت براي به ميدان آمدن معلمان و طرح خواستهايشان است. امروز در شرايطي كه در بخش عظيم مراكز كارگري اعتراض و مبارزه هست. در شرايطي كه دانشگاهها از اعتراض ميجوشد. در شرايطي كه مردم براي نابودي اين رژيم لحظه شماري ميكنند، بهترين فرصت است كه معلمان با اعتراضاتشان، با فراخوانهايشان و با بيانيه هايشان خواستهايشان را به پيش بكشند. معلمان بحش محبوبي در جامعه هستند. در ارتباط و پيوند با جمعيت ميليوني دانش آموزان و خانواده هايشان و كل جامعه هستند و امروز اگر معلم با خواست حق داشتن يك زندگي انساني و حداقل حقوق يك ميليون در گام اول، با خواست فوري آزادي معلمان و كارگران زنداني و همه زندانيان سياسي از زندان و با خواست اعدامها فوري متوقف و ده خواست فوري مردم از جمله جدايي مذهب از دولت و آموزش و پرورش، محاكمه آمرين و عاملين جنايتهاي اخير، برابري زن و مردم و لغو حجاب اجباري و غيره و غيره به ميدان بيايند، ميتوانند بيشترين نيرو و حمايت را جلب ميكنند. خصوصا اينكه معلمان تجربه خوبي از به راه انداختن مبارزات سراسري و تجمعات وسيع و هزاران نفره دارند. بايد همه اين تجربيات را ضربدر اوضاع سياسي امروز كرد و با اعتماد به نفس قدم به جلو گذاشت. ميتوان در گام اول با خواست آزادي فوري معلمان زنداني و زندانيان سياسي و افزايش فوري حقوقها شروع كرد. ميتوان همه اين خواستها كه تاكيد كردم را بصورت بيانيه نوشت و معلمان را به اعتراض حول آن فراخواند و جواب سران سازشكار كانون را هم داد. اين دست معلمان چپ و راديكال و معترض را ميبوسد كه جلو بيفتند و سران سازشكار كانون و بساطشان را از سر راه مبارزاتشان كنار بزنند و خود سخنگوي واقعي معلمان باشند. بايد در اين جهت گام برداشت

كارگر كمونيست ١٢٧، ٥ تير ٨٩.

Advertisements

Leave a Reply

Fill in your details below or click an icon to log in:

WordPress.com Logo

You are commenting using your WordPress.com account. Log Out / Change )

Twitter picture

You are commenting using your Twitter account. Log Out / Change )

Facebook photo

You are commenting using your Facebook account. Log Out / Change )

Google+ photo

You are commenting using your Google+ account. Log Out / Change )

Connecting to %s

%d bloggers like this: